خانه صنفي-آموزشي باشگاه نویسندگان علم و فناوري آرشیو جستجو پیوندها ارتباط با ما  RSS  ... امروز: چهارشنبه 29 خرداد 1392
تاريخ انتشار: 25 بهمن 1389 - 19:16:16
 نسخه چاپی ارسال به دوستان
امروز در تهران چه خبر بود؟

خبرنامه دانشجویان ایران: از یک هفته مانده به 22بهمن سایت مهدی کروبی نامه ای را منتشر کرد که میرحسین موسوی و مهدی کروبی از وزیر کشور خواسته اند تا در روز 25بهمن ماه برای مردم مصر تجمع کنند.

بیچاره مردم مصر که بازنده از آرای باطله و آقای متوهم قرار است برایشان دلسوزی کنند به هرحال جالب بود که چرا تا الان این آقایان به فکر درخواست مجوز نیافتاده اند؟

با این حال منتظر ماندم تا ببینم بالاخره 25بهمن در تهران چه اتفاقی می افتد؟

این بالاترین که کلی درخواست طراحی شعار و پوستر و بنر داد و رادیو اسرائیل مسیر راهپیمایی را تعیین کرد.

از صبح که راه افتادم سوار ماشین شدم فقط به قصد این که ببینم چه اتفاقی خواهد افتاد و حال و هوای مردم در این روز چیست؟

مسیر من از میدان آزادی بود تا میدان امام حسین(ع) سوار تاکسی که شدم راننده تاکسی شروع کرد: آقا راسته میگن امروز شلوغ می شه؟

گفتم چطور مگه؟ میگن روز ولنتاینه و عذر می خوام عاشقای به هم نرسیده و شاید ... می خوان یه کارایی بکنند.

راننده تاکسی: نه آقا اون که مال ...هاست میگن این سبزا می خوان بریزند بیرون! کار و کاسبی ما رو بهم ریختند یه روز آروم از دست اینا نداریم. خیر سرم می خواستم برای شب عید، لباس نوی بچه ها رو بخرم، با این وضع که نمی شه آقا!

نزدیک میدان انقلاب با ترافیک شدید رو به رو شدیم، مسافر بقلی گفت: گفتم از این مسیر نیام، آخرش به کارم نمی رسم بر باعث و بانیش لعنت.

بعد از 10دقیقه به میدان انقلاب رسیدیم، کاشف به عمل آمد که پیرزنی 15دقیقه است که می خواهد عرض خیابان را طی کند و کلی ترافیک شد؛ بیچاره مردم فکر می کردند تجمع یا شلوغی خاصی شده و دلهره داشتند که به کارشون نرسند.

از همان میدان انقلاب پیاده شدم تا بقیه راه را خیابان گردی کنم، عمده مردم هم ترجیح می دادند بجای استفاده از تاکسی و ماشین پیاده روی کنند.

پیرمردی از یکی از مغازه های کتاب فروشی دیدن می کرد سراغش رفتم گفتم: پدرجان شما هم آمدی کادو بخری؟

گفت: نه عزیزم از ما گذشته!

گفتم: 25بهمن شما را به یاد چه چیزی می اندازد؟

گفت: امروز 25بهمن ماه است یادم می آید 3روز پس از پیروزی انقلاب در سال 57 عده ای از منافقین در خیابان ایران جلوی محل اسکان امام جمع شده بودن و شعار های ضدانقلاب اسلامی سر می دادند.

احساس کردم می شود در صحبت را با او باز کرد و ادامه دادم: سبزها هم امروز می خوان بیان بیرون و گفتند برای مردم مصر میان؟

گفت: آخه عقل هم چیز خوبیه اینا که تا دیروز شعار "نه غزه نه لبنان" می گفتند حالا چی شده که یادشون افتاده بیان علیه دشمن غزه و لبنان راهپیمایی کنند. نه بابا جان اینا دیدند مردم روز به روز دارند ازشون متنفر می شن و عده شون کم می شه، درخواست مجوز دادند و الا تا دیروز که چو انداخته بودند تقلب شده! چرا درخواست مجوز نمی دادند؟! الان هم که داری می بینی، همه چی آرومه؛ امن و امان، برو به کارت برس باباجان.

راستشو بگم ظاهرش اصلا نشون نمی داد بتونه اینطوری مسائل رو تحلیل کنه!

کمی نزدیک به میدان ولی عصر شلوغ به نظر می آمد از یکی از مغازه داران که مشغول پاک کردن شیشه های مغازه اش بود پرسیدم: آقا خبریه؟ سبزا اومدند؟

گفت: چه طور؟

گفتم: مگه نمی بینه شلوغه؟

گفت: خیلی ببخشید ولی به قول مهران مدیری "خاک بر اون سرت با این تحلیل کردنت" هرجا شلوغ بود سبزا اومدند؟ هر گردی که گردو نیست؟ اینا برای جشنواره تئاتر فجر اومدند. هیچ خبری نیست بی خودی شلوغش نکنید!

الان که ساعت ها از اعلام تجمع گذشته می فهمم که از اول هم نباید روی حرف کسی که به مجلس ختم آدم زنده می ره و مهمترین دلیلش برای تقلب فرزند و داماد تبریز لرستانه اعتماد کرد.
 

نظرات کاربران
نام:
تبلیغات
دریافت فایل
کلیه حقوق این سایت متعلق به خبرنامه دانشجویان ایران می باشد.