امید حسینی - نویسنده «آهستان»
روزي كه روزنامهي كيهان در واكنش به مصاحبه استاد محمدرضا شجريان با بيبيسي فارسي، مطلبي نوشت و در آن شجريان را وطن فروش ناميد، خيلي از ماها ناراحت شديم و به اين نوشتهي كيهان اعتراض كرديم كه مگر در اين سرزمين چند هنرمند محبوب مثل استاد شجريان وجود دارد كه با او اينچنين برخورد ميكنيم؟
آنروز ما مصاحبه ايشان را با بيبيسي گذاشتيم به حساب كار تبليغاتي قوي و حرفهاي و به ظاهر «بيطرف؟!» بيبيسي كه معمولا سعي ميكند ردپايي از خود در دشمنيها و كينههايش عليه مردم ايران برجاي نگذارد!
اما مصاحبه اخير ايشان با تلويزيون صداي آمريكا را چگونه بايد توجيه كرد؟ هر كسي كه اندك شناختي از رسانههاي غربي و مخصوصا صداي آمريكا داشته باشد، به خوبي ميداند كه اين رسانه بدون در نظر گرفتن كوچكترين ظرايف خبري و شيوههاي حرفهاي، به صراحت به دشمني با ايران و مردم ايران و انقلاب مردم ايران ميپردازد.
من ماندهام وقتي كسي تلويزيون كشور خودش را متهم به دشمني با مردم ميكند و حاضر نيست صدايش از تلويزيون كشورش پخش شود، چطور ميتواند با رسانهي كشوري مصاحبه كند كه دشمني و سياست خصمانه دولت آن كشور با مردم ايران در طول سالهاي گذشته كاملا آشكار و روشن است. كودتاي 28 مرداد و سرنگوني دولت مصدق، حمايت از رژيم شاه و نيز حمايت مادي و معنوي از جنايات وحشيانه رژيم صدام در حمله به ايران و سرنگوني هواپيماي ايراني، تنها گوشهاي از جنايات دولت آمريكا در حق ملت ايران است كه در اين جنايات، رسانههاي آن كشور از جمله صداي آمريكا هم شريك هستند.
به نظر شما چه توجيهي وجود دارد كه استاد آواز ايران براي بيان انتقادات خود از دولت و حكومت ايران، به دامن كساني پناه ببرد كه دشمن واقعي مردم ايران هستند؟ يعني در نظر ايشان دلسوزي شبكه هاي صداي آمريكا و بيبيسي براي مردم ايران، بيشتر از تلويزيون ايران است؟ بيطرفي آنها چطور؟ بنابراين من هيچ توجيهي براي اين مساله سراغ ندارم جز اينكه آنرا ناشي از عدم هوش سياسي و سواد سياسي و شناخت سياسي جناب استاد بدانم!
البته جداي از اصل مصاحبه استاد شجريان با صداي آمريكا، ايشان به مسائل مختلفي هم اشاره كردهاند كه آنها هم در جاي خود قابل بررسي و مناقشه هستند. از انتخابات و حوادث بعد از آن گرفته تا وضعيت موسيقي در ايران و 30 سال سركوب موسيقي و مسائل فقهي صداي زنان و عدم رضايت از پخش صداي استاد در رسانهي ملي و تصنيف جديد براي حوادث اخير و... (جالب اينكه شجريان در همين مصاحبه اعتراف ميكند كه اين تصنيف را سال گذشته ساخته بوده، يعني يك سال قبل از حوادث اخير تهران!)
ايشان در بخشي از مصاحبه خود با اشاره به حوادث بعد از انتخابات، از درگيري و آسيب و كشته شدن عدهاي از هم وطنانمان اظهار تاسف و ناراحتي كردند كه البته اين مساله براي همهي انسانهاي آزاده ناراحت كننده است، اما آنچه براي من جالب و قابل تامل بود، پناه بردن به راديوي آمريكا و بازگو كردن آن براي كساني است كه سالهاست دستهايشان به خون جوانان اين مرز و بوم آغشته است. گويي استاد عزيز اصلا يادشان نميآيد كه آمريكا چه فجايع و چه جناياتي را در ايران مرتكب شده و رسانههاي وابسته به آن هم چه توجيهاتي را بر آن جنايات داشتهاند!
علاوه بر اين، پرسشهاي مجري صداي آمريكا هم براي من جالب بود. مخصوصا آنجايي كه آقاي مجري با طلبكاري خاصي از استاد ميپرسد كه چرا راديو و تلويزيون ايران از آثار ملي شما سوءاستفاده ميكند؟! جلالخالق! همين را كم داشتيم كه دايههاي مهربانتر از مادر سر از صداي آمريكا در بياورند كه به لطف استاد شجريان سر درآوردند. همين را كم داشتيم كه راديوي آمريكا از جانب همه مردم ايران به استاد شجريان بگويد شما نماد آزادي و آزادگي ملت ايران هستيد كه به بركت مصاحبه ايشان به وي گفت. همين را كم داشتيم كه استاد شجريان از زبان ما مردم ايران با رسانه ي دشمن ما سخن بگويد كه گفت. ديگر چه چيزي باقي ميماند؟ فقط يك چيز: از دشمنان برند شكايت به دوستان، چون دوست دشمن است شكايت كجا بريم؟
من به استاد شجريان از خودشان به خودشان شكايت ميبرم. من از ايشان شكايت ميكنم كه چرا ما را هم به عنوان مردم اين كشور نميبيند و چرا از حقوق از دست رفتهي ما شكايت نميكند؟ من از استاد شكايت ميكنم كه چرا براي خونهاي به ناحق ريخته هزاران ايراني هموطن كه توسط آمريكا و رژيم صدام ريخته شده، تصنيفي را اجرا نميكند؟
البته من هنوز هم از شنيدن آثار استاد لذت ميبرم اما ديگر بين احساس و عقل خود سرگردان نيستم. ديگر براي تطهير چهرهي استاد، به توجيه و تفسير پناه نميبرم. ضمنا من از شنيدن سرود «آمريكا آمريكا ننگ به نيرنگ تو» در صدا و سيماي كشور خودمان بيشتر خوشحال ميشوم تا شنيدن «ايران اي سراي اميد» در صداي آمريكا!
درباره مردم و خواست مردم هم حرف تازهاي براي گفتن ندارم. اين روزها همه از مردم حرف ميزنند و ادعا ميكنند كه نماينده مردم هستند. حتي آن كسي كه كل آراي او از آراي باطله كشور هم كمتر بود، خودش را نماينده مردم ميداند! درباره دروغ تقلب هم فكر نميكنم توضيح جديدي لازم باشد، جز اينكه از استاد شجريان ميخواهم فقط يك بار به جاي مصاحبه با صداي آمريكا و يا تلويزيون بيبيسي زحمت بكشند و دوباره سري به همان شهرستان محروم و دورافتاده «بم» بزنند و از نزديك با مردم آنجا صحبت كنند و نظر آنها را درباره تقلب جويا شوند. نتيجهي آن هر چه باشد من ميپذيريم!




معین این نظر را ارسال کرده
دوشنبه ۱۳ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۸:۱۳
SIYAVASH این نظر را ارسال کرده
يكشنبه ۱۲ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۰۹:۳۸
احسان این نظر را ارسال کرده
جمعه ۱۰ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۳:۲۷
behnam این نظر را ارسال کرده
دوشنبه ۰۶ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۲:۵۶
نیما این نظر را ارسال کرده
شنبه ۰۴ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۰۶:۴۲
علي بابا تويسركاني این نظر را ارسال کرده
شنبه ۰۴ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۰۴:۲۴
احمد این نظر را ارسال کرده
جمعه ۰۳ مهر ۱۳۸۸ ساعت ۱۶:۰۸
امین این نظر را ارسال کرده
دوشنبه ۳۰ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۲۳:۲۵
حسین این نظر را ارسال کرده
پنجشنبه ۲۶ شهریور ۱۳۸۸ ساعت ۱۷:۵۲