خانه || آرشیو || جستجو || تماس با ما
دوشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۸۸ ساعت ۰۴:۵۵

شباهت انتخابات دهم و 90

نامه الکترونیک چاپ

نویسنده "مدرسه ما" نوشته است:

نه به عنوان یک فوتبال دوست و نه به عنوان یک استقلالی از عادل فردوسی پور دل خوشی ندارم. نه سیاست کلی نود را مناسب می دانم و نه نحوه اجرای فردوسی پور را مفید به حال فوتبال دیده ام. برنامه نود به جای اینکه کمک حال فوتبال باشد به «علت» بسیاری از بی نظمی ها و حواشی زننده فوتبال تبدیل شده. در نود با صرف فوتبال مواجه نیستیم، فوتبال نودی چیزی است که از کرة القدم فاصله گرفته و به بوکس نزدیک شده است! اما ای کاش عیب بزرگ برنامه نود همین بود. متأسفانه نود به شدت سیاسی است و در نقد و بررسی هایش کاملا جانبدارانه عمل می کند و مرتب به سیاستمداران پنجول می اندازد. سیاست به خودی خود برای ورزش بد است، این را فوتبال دوستان واقعی خیلی خوب می دانند، اما روش نود کاملا برعکس است و فردوسی پور برای جذاب شدن برنامه به هر بهانه ای پای سیاست را به فوتبال باز می کند.

اخیرا اتفاق عجیبی در برنامه نود افتاد و آنهم انکار نظرسنجی پرطرفدراترین تیم ها بود که پرسپولیس تقریبا با نصف آراء اول، استقلال با یک سوم آراء دوم، و تراکتور سازی با تقریبا یک دهم آراء سوم شد. مربی تراکتور در همان برنامه ادعای تقلب کرد و طرفداران تراکتور در ورزشگاه یادگار به زشت ترین شیوه های ممکن به نتیجه نظرسنجی اعتراض کردند. با همه انتقاداتی که نسبت به نود وجود دارد خیلی مسخره است که کسی ادعای تقلب پیامکی و تعویض آراء به نفع تیم محبوب فردوسی پور (پرسپولیس) را داشته باشد. نوشته هایی هم در نقد این ادعای مسخره در وبلاگ ها نوشته شد (+ و +) اما چون شباهت های این برنامه با انتخابات ریاست جمهوری و ادعای تقلب در آن خیلی زیاد بود بدندیدم چند مورد از این شباهت ها را فهرست کنم. برخی شباهت ها را با کمک این نوشته از جهان ­نیوز کامل کرده ام؛

1 ـ اطمینان به نفس. اعتماد به نفس بیجا باعث تلقی «ما همیشه پیروزیم!» می شود. اصلاح طلبان بعد از اینکه یک انتخابات را در سال 76 خوب بردند فکر کردند خبری شده! حتی توهمی به اسم آراء خاموش درست کردند که اگر آن آراء خاموش به صحنه بیاید ما همیشه پیروزی می شویم! اما جمعیتی که به آن دلخوش کرده بودند در انتخاباتی که بالای 80 درصد شرکت کننده داشت به میدان آمد و اتفاقا نتیجه ای خلاف میل اصلاح طلب ها حاصل شد. بعد از نظر سنجی پرشورترین طرفدارن نود هم تلقی «ما همیشه پیروزیم!» در میان تراختوری ها تکرار شد. «طرفداران تراکتور پرشور ترین تماشاچی را با بیشترین تماشاچی اشتباه گرفتند و هر کوی و برزن مدعی طرفدران میلیونی و پر طرفدارترین تیم ایرانی شدند، تا نتیجه ای که [در برنامه اخیر] رقم خورد و تمام این ادعا ها را از بین برد.»

2 ـ ادعای تقلب. وقتی آدم کم ظرفیت، کینه توز یا لجباز شکست می خورد اولین واکنشی که نشان می دهد «جر زنی» است. برای آدمی که می خواهد جر بزند مهم نیست ادعاهایش چقدر آسمانخراش باشد، مهم این است که شکست را به هیچ وجه نپذیرد. شکست خوردگان در انتخابات هم ادعاهای عجیب و غریبی مثل تقلب یازده میلیونی یا بدتر از آن جابه جایی کل چهل میلون رأی! و برد خودشان با سی میلیون رأی را مطرح کرده بودند. «عزیزان طرفدار تراختور [هم] این ادعا را تا جایی بردند که مدعی پرطرفدارترین تیم دنیا شده بودند ولی بعد [از دیدن نتیجه نظر سنجی] هضم واقعیت برایشان سخت بود» و با ادعای تقلب از پذیرفتن شکست شانه خالی کردند. این ادعاها اینقدر تکرار شده بود که وقتی گزارشگر نود از یکی از یک تراختوری ها پرسید؛ فکر می کنی رأی واقعی چقدر بود؟ با اطمینان به نفس جواب داد: بالای صد در صد!

3 ـ معیارهای قبیله ای. هر چند در قرن بیست و یکم هستیم اما استناد به معیارهای قومی و قبیله ای در انتخابات دهم با افاضات خانم زهرا رهنورد اولین روشنفکر زن ایران (که هیچ صدایی جز صدای دمکراسی از خودش در نمی آورد) اتفاق افتاد. او گفت که مردم لرستان داماد خودشان را ول نمی کنند و بروند به دیگری رأی بدهند! این یک ملاک است و ملاک های دیگر هم شبیه به هین است. تراختوری ها هم استدلالهای مشابهی داشتند، مثل اینکه وقت بازی تراختور بازار تهران تعطیل می شود و اصلا همه تهرانی ها ترک هستند و مگر می شود تیمی غیر از تیم آذربایجانی ها اول بشود؟ هیچ وقت هم به چیز دیگری غیر از این فکر نکردند. فردوسی پور هم در همان برنامه اول به کمالوند تذکر داد که: «درست است که شما در شهر تبریز و اطراف خیلی طرفدار دارید ولی در کل ایران این مقدار چقدر است؟»

4 ـ مهندسی رأی. بازندگان انتخابات خیلی سعی کردند با محاسبات ریاضی ـ تخیلی و با تکیه بر همان معیارهای قبلیه ای، یا با اتکا به میزان استقبال در سفرهای تبلیغاتی خودشان آراء استان ها را پیش بینی و میزان آراء هر کاندیدا را هم حدس بزنند! تراختوری ها هم چنین ایرادی داشتند، «استدلال آقای کمالوند این بود که چون در تبریز تیم تراکتور در هر بازی جمعیتی بین 60 تا 70 هزار نفر رو به ورزشگاه می کشاند و حتی در تهران تیم های تهرانی قادر به چنین کاری نیستند پس مشخص می شود که این نظر سنجی یک نظر سازی بوده و واقعیت ندارد»!

عادل فردوسی پور5 ـ استدلال یکطرفه. وقتی قرار است کسی یکطرفه به قاضی برود برای اثبات ادعای خودش به اطلاعات شخصی، جزئی و بهانه گیری های مبتذل متوسل می شود. یعنی فقط خودش را می بیند و خودش را! مثل آن کسی که گفته بود: « مردمی که در صف های طولانی رأی ...». تراختوری ها هم ادعا می کردند «در آن شب خاص اس ام اس های طرفداران تراکتور ارسال نمی شده است ... این هم یک شباهت دیگر که طرفداران نامزد معترض هم دقیقا همین مساله را ذکر می کردند که ما در هنگام رای گیری نتوانستیم رای بدهیم و زمان رای گیری به پایان رسید و ... [اما] فقط این طرفداران تراکتور نبودند که نمی توانستند رای دهند و این [مشکل در کل کشور و برای همه گزینه ها] عمومیت داشت»

6 ـ افتخار به توهم. مشخص است کسی که سرش را توی یقه اش فرو می کند و مرتب به خودش و اینکه چقدر طرفدار دارد و چقدر محبوب است و چقدر برایش هورا می کشند فکر کند و دیگران و مخالفان را ندید بگیرد دچار توهم می شود. توهمی که در انتخابات دهم دیده شد یکی از کم نظیر ترین انواع آن بود که فکر می کنم در تاریخ بشر نمونه های مشابه اش ـ اگر پیدا بشود  ـ خیلی اندک باشد. سبزها رسما از طرف مخالفانشان به توهم متهم شدند. وضعیت تراختوری ها هم مشابه بود، «فردوسی پور بعد [از] صحبت های آقای کمالوند [علنا به او گفت که من فکر می کنم] که شما دچار توهم شده اید» اما نه بازندگان انتخابات و نه کمالوند از این طعنه ها خجالت نکشیدند و برای اینکه به خودشا شک نکنند حتی بر توهمشان اصرار کردند.

7 ـ هوچی گری. تفاوت رفتاری اکثریت و اقلیت در هر دو مورد انتخابات و نظرسنجی قابل توجه بود. در هر دو مورد با اکثریت کم شور (اما مصمم) و با اقلیت پرسر و صدا (و مدعی) مواجه بودیم. وضع زندگی اکثریت مردم مطلوب نیست و نسبت به رئیس دولت هم بی انتقاد نبوده اند، اما اکثریت در ترجیح دادن او به دیگران شکی نداشته اند. اتفاقا استقلال و پیروزی هم روزهای خوبی ندارند، اما طرفداران متعصبی دارند که به هیچ وجه گزینه دیگری جز این دو تیم محبوب را انتخاب نمی کنند. اینها حتی در میان همشهری های تراختور هم بوده اند! نتیجه این می شود که اقلیت پرسر و صدا و هوچی گر برو و ظهور زیادی دارد اما اکثریت، خاموش و کم سر و صدا کار خودش را می کند. اتفاقا خود برنامه نود با بها دادن زیادی به تماشاگران تراختور مقصر نمود بیش از حد اقلیت تراختوری بود، همانطور که خود صدا و سیما پیش از انتخابات مقصر آب و تاب دادن به فعالیت های مخالفان دولت بود.

8 ـ قشون کشی. عطش پیروزی به هر قیمت باعث می شود تا بازنده بی اخلاق به قشون کشی، عربده کشی و فحاشی به عنوان روش هایی برای اثبات ادعای خودش(!) رو بیاورد. شکست خوردگان انتخابات مردم را به قشون کشی خیابانی دعوت کردند تا معلوم شود رأی چه کسی بیشتر است! مربی تراختوری ها هم بعد از دیدن نتایج تهدید کرد که «در بازی بعد تمام طرفدارهای تیم خوب تراکتور به ورزشگاه بیایند که به آقای فردوسی پور ثابت شود که تقلب شده و حتما 150 هزار نفر به استادیوم می آیند و این تعداد بیانگر دروغ بودن این نظر سنجی است». اما در بازی اخیر تراختور حدود 110 هزار نفر به استادیوم یادگار امام رفتند و علنا شعار «عادل فردوسی پور، بی شرف بی شعور» سر دادند اما این کارها هیچ کمکی به اثبات ادعای آنها نکرد، همانطور که قشون کشی سبزها در روزهای بعد از انتخابات و شعارهای مرگ بر دیکتاتور و ... شان هیچ کمکی بهشان نکرد.

9 ـ اتهام طرفداری. بازندگان انتخابات به مجری و ناظر انتخابات (وزارت کشور و شورای نگهبان) تهمت زدند که آدمهای اصلی اینها طرفدار نفر پیروز انتخابات بوده اند و به همین دلیل تقلب شده و انتخابات باید ابطال شود! تراختوری ها هم به مجری و ناظر نظرسنجی نود (مخابرات و عادل فردوسی پور) تهمت زدند که چون طرفدار تراختور نبوده اند پس حتما در نظر سنجی دست برده اند و تقلب شده! به قول خود فردوسی پور هر کسی به حال طرفدار یک تیمی هست، همانطور که هر کسی که در انتخابات شرکت می کند و به یک نفر رأی می دهد، اما این به هیچ وجه دلیل بر تقلب و دستکاری آراء مردم نیست. بدون افشاگری سبزها معلوم بود که مثلا وزیر کشور یا دبیر شورای نگهبان به چه کسی رأی می دهند، همانطور که بدون افشاگری کمالوند هم معلوم بود که فردوسی پور اگر بخواهد در نظر سنجی شرکت کند هرگز به تراختور رأی نمی دهد!

10 ـ تلاش برای رفع شبهه. به خاطر گسترده شدن مسئله تقلب و شبهه افکنی شکست خوردگان انتخابت، ناظر انتخابات (شورای نگهبان) مجبور شد کارهایی بکند که طبق معمول انجام نمی شود، فرصت اضافه و انتشار آمار تفکیکی و شمارش اتفاقی آراء جلوی دوربینهای تلویزیون و ... اما این کارها هیچ فایده ای نداشت! در برنامه نود هم اتفاق مشابهی افتاد. «عادل مجبور شد که آرای استان آذربایجان را اعلام کند که تقریبا 80 درصد مردم به تراختور رای داده بودند» او حتی حاضر شد تمام آراء را به کمالوند بدهد و گفت «من تمام رای ها را در یک سی دی برای بررسی به شما می دهم و از آنجایی که این تعداد زیاد را نمیشود بررسی کرد به صورت رندم تعدادی از این شماره ها را بررسی کنید این یعنی منطق ... یکی از کاندیداهای معترض هم دقیقا خواستار بررسی تطبیق سریال شناسنامه و ته برگ ها بود که این کار دقیقا مورد تایید شواری نگهبان قرار گرفت... این سوال حتی در پاسخ به شبهات مطرح شده در سایت الف مورد سوال قرار گرفت (سوال 12)»

11 ـ بی توجهی به تاریخ. وقتی اصلاح طلبان در انتخاباتی پیروز می شدند هرگز به این فکر نمی کردند که باید به کار مجری و ناظر انتخابات شکایت کنند یا آنها را به طرفداری از دیگران و تقلب متهم کنند. اما وقتی شکست خوردند اوضاع عوض شد و اصلا حواسشان نبود که موفقیت های قبلی شان در همین نظام و با همین مجریان اتفاق افتاده است. تراختوری ها هم چنین وضعیتی داشتند. در نظر سنجی پرشورترین هواردارن «تیم تراکتور اول شد و هیچ اعتراضی هم نکرد ولی در این مسابقه بعد از شکست هم خط ها ایراد پیدا کرد و هم عادل دروغ گو شد[!] که ما را یاد بعضی افراد می اندازد که در صورت پیروز بودن راضی از رای مردم و در صورت شکست شاکی هستند.» این روش مسخره ترین نوع زیر توپ زدن برای بهم ریختن بازی است. مسخره است کسی که به عدل ناظر اطمینان ندارد پیامکی بفرستد، به همان مسخرگی که کسی که شورای نگهبان را قبول ندارد اما در انتخاباتی که شورای نگهبان ناظرش است شرکت می کند. شرکت کردن در نظرسنجی یک مجری «بی شرف» یا شرکت کردن در انتخابات یک حکومت «دیکتاتوری» عین حماقت است.

...

احتمالا باز هم شباهت هایی وجود داشته باشد که به ذهن من نرسیده است، اگر به ذهن شما رسید لطف کنید و در حاشیه ها بنویسید. کثرت این شباهت ها به نشان دادن مسخرگی و فضاحت سیرکی که متوهمین سیاسی بعد از انتخابات درست کردند کمک می کند. به هر حال مجبوریم قبول کنیم که در جامعه گل و بلبل مان علاوه بر همه مشکلاتی که داریم با پدیده شگفت انگیز «فوران نبوغ» هم، به خصوص در میان اقشار مرفه و برخوردار جامعه، مواجه هستیم.

 

دریافت فایل

طنز


lati.jpg

مهندس و خانم مهندس

terava.gif

دانشجوي رند

adolmalekrigi.jpg

دستگيري خداجوي بزرگ!

docter.gif

آدم شدن چه سخته!

valentine1.jpg

و هدیه مخصوص شهرام به شیخ

آخرین اخبار

یادداشت


soltanikh.jpg

زهرا سلطاني – دانشجوي ارشد دانشگاه تهران

yarane.jpg

الگوي نوين اجراي هدفمند كردن يارانه ها

rahnavard1.jpg

سهیلا رنگاور - دانشجوی مدیریت صنعتی

rezayati2.jpg

محمد رضايتي_دانشجوي فيزيك

dzamani.jpg

داريوش زماني-مهندس عمران

najafikh.jpg

آمنه نجفی - دانشجوی مهندسی پزشکی

farahanip.jpg

پيمان فراهاني - دانشجوي برق

khavar.jpg

فرزانه ولي نژاد- دانشجوي بوعلي همدان

jalouli.jpg

علیرضا جلولی_ دانشجوی دانشگاه شریف

abassi.jpg

علی اکبر عباسی