گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 178116

در گفتگویی متفاوت با حجت الله عبدالملکی؛

یکی از وظایف دانشجو هدایت جامعه است/ هرکسی که مدرک تحصیلی داشت نمی‌تواند موفق شود

مدرک یکی از ابزارهای استفاده از علم است. اما هرکسی که مدرک تحصیلی داشت نمی تواند موفق شود. داشتن سواد در آن زمینه علمی خاص هم اهمیت دارد. پس هم داشتن مدرک مهم است و هم سواد.

خبرنامه دانشجویان ایران: دکتر حجت الله عبدالملکی متولد 1360 در شهر ری است. وی کارشناسی ارشد معارف اسلامی و اقتصاد خود را از دانشگاه امام صادق(ع) و دکترای علوم اقتصادی را از دانشگاه اصفهان دریافت کرده است و هم اکنون عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) و از جمله اساتید دارای نظرات ارزشمند در حوزهی اقتصاد اسلامی است. عبدالملکی در دیدار امسال اساتید دانشگاهها با مقام معظم رهبری در ماه رمضان، یکی از اساتیدی بود که در حضور ایشان به سخنرانی و طرح موضوع پرداخت. بهانه ی گفتوگوی نشریه دانشجویی 57 با این استاد دانشگاه، توجه او به فعالیتهای جانبی و تشکیلاتی در کنار موفقیتهای علمی در دوران دانشجویی بوده است.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ در ادامه این گفتگو را می‌خوانید:

** شما در دوران تحصیلتان به چه کارهایی مشغول بوده اید؟ وضعیت تحصیلی تان به چه صورتی بود؟
بنده در زمان دانشجویی از همان سال اول تا سال ششم که با مدرک کارشناسی ارشد فارغ التحصیل شدم در دو حوزه به فعالیت می پرداختم. در مقطع اول در گردان عاشورا حضور داشتم. زمانی فرمانده ی گروهان و زمانی جانشین گروهان بودم. در دوره ای فرمانده ی یگان ویژه بودم. در مقطع بعدی فعالیتم به کارهای علمی می پرداختم و در واحد پژوهش و نشر بسیج دانشجویی مسئول کارگروه اقتصاد اسلامی بودم.

بحثهای مربوط به آموزش و پژوهش و تالیف مقاله از کارهایی بود که در این بخش انجام می دادیم. کارهای متفرقه ی  دیگری نیز بود که در فضای بسیج دانشجویی مشغول انجام آن بودیم. شاید برایتان جالب باشد که من در سال دوم دانشجویی ام ازدواج کردم، همزمان با انجام همه ی این کارها و درس خواندن، برای کسب درآمد کار هم می کردم. حتی با انجام همه ی این کارها شاگرد اول کل دوره نیز شدم. به نظرم دانشجو فرصت زیادی دارد. ما باید ببینیم چطور می شود که این همه مدت را به بطالت می گذرانیم. من با همه ی این کارهایی که می کردم و از آنجایی که قصد داشتم عنصر مفیدی برای جامعه ام باشم باید نسبت به درسهایم نیز اهتمام جدی می داشتم، دست به برنامه ریزی زدم تا بتوانم به همه ی کارهایم برسم.

در شرایطی همه ی این فعالیتها را انجام می دادم فرصتهای زیاد دیگری نیز باقی می ماند که با خانواده به سفر می رفتیم. معدل بنده بعد از ازدواج با وجود همه ی مشغله هایی که داشتم بهتر شد. همین طوری که مستحضرید در دانشگاه امام صادق (ع) به دلیل اینکه کارشناسی ارشد پیوسته است طول مدت تحصیل 7 سال یا 14 ترم تحصیلی می باشد، اما بنده موفق شدم در مدت پنج و نیم سال یا 11 ترم اکثر واحدهای درسی ام را به اتمام برسانم و تنها  دو سه واحد درسی به اضافه ی پایان نامه ام باقی مانده بود. بعد از آن هم بلافاصله در مقطع دکترا پذیرفته شدم.

**  چه ضرورتی وجود دارد که دانشجویان علاوه بر درس خواندن به فعالیتهای دیگری نیز در دانشگاه بپردازند؟
خدا برای هر انسانی از لحظه ای که به دنیا می آید تا زمانی که می میرد  و برنامه ای تنظیم کرده است که باید مطابق با آن رفتار کند، در دین آمده است که انسان برای لحظه به لحظه ی عمر خود چه کند و این دین ترکیبی از رسول ظاهری و رسول باطنی است یعنی برنامه هایی که دین مشخص می کند یا از وحی الهام گرفته شده است مانند قرآن و معصومین و یا اینکه بر اساس عقلی که در چارچوب شریعت کار می کند تعیین می شود. حالا فرض کنید که شخصی که به سن هجده یا نوزده سالگی رسیده است و تبدیل به دانشجو شده است باید ببیند دین از او چه خواسته هایی دارد؛ از او می خواهد که درس بخواند و کار دیگری انجام ندهد؟ یا اینکه به فعالیتهای دیگری هم بپردازد؟

قطعا این موضوع بستگی به اقتضائات زمانی و مکانی دارد یعنی بخش زیادی از کارهایی که یک دانشجو در دوران تحصیل خودش انجام می دهد تحت تاثیر شرایط زمانی و مکانی او است. زمانی شرایط جنگ است که آن موقع مسئله ی پر اهمیت تری از درس خواندن مطرح می شود دقیقا مانند مقطع دفاع مقدس که دارای وضوحی عینی بود. در این شرایط درس در اولویت بعدی اهمیت قرار می گیرد و دانشجو باید تمرکز خود را روی آن جبهه قرار بدهد. زمانی هم شرایط جنگ نرم است مثل همین شرایطی که ما در آن حضور داریم در این فضا لازم نیست که دانشجو درس خود را که وجه اصلی کار او است کنار بگذارد در شرایط جنگ نرم ضرورت ندارد که دانشجو جریان اصلی کار خود که همان درس خواندن است را تعطیل کند، بلکه حتی درس خواندن در این فضا هم یکی از عملیات اصلیِ شرایط جنگ نرم به حساب می آید.

البته این درس خواندن نباید او را از ایفای نقشهای دیگرش باز دارد. یکی از نقشه ایی که بر عهده دانشجو است هدایت جامعه است. دانشجو کسی است که در حال دست یابی به سطوح عالی علم و دانش است و اگر متناسب با این سطوح، مراتب تزکیه را هم طی کرده باشد می تواند به مراحل بالای اخلاقی و تربیتی هم برسد و به نوعی او یک شخص دارای سلوک است که قدم یا قدمهایی از دیگر افراد جامعه جلوتر است.

این جلوتر بودن برای دانشجو تکلیف ایجاد می کند مثلا یک دانشجوی نخبه باید معلومات افراد جامعه را زیاد کند و یا اینکه باید پیشانی یک جامعه در حرکتهای پیش رونده باشد و حتی در موقعیتهای اعتراض و انتقاد باید پیشقراول مطالبه گری باشد. همه ی این مسائل را دانشجو از تعالیم دینی خود اخذ می کند تا بتواند به مسئولیت دینی خود عمل کند تا در مسیر رشد و شکوفایی مادی و معنوی خود گام بردارد. بنابراین هرچند درس خواندن یکی از ضروری ترین کارهایی است که هر دانشجویی باید انجام بدهد اما با توجه به اینکه او یک قشر فرهیخته به شمار می رود که چند پله از نظر علمی و تربیتی از جامعه جلوتر است، وظایف اجتماعی هم بر دوش دارد که آنها ایجاب می کند که باید در عرصه های دیگری هم به فعالیت بپردازد.

**  به نظر شما امکان اینکه دانشجو بتواند به درس و بحث خود به نحو احسن برسد و در عین حال به فعالیتهای جانبی هم بپردازد، وجود دارد یا این که طبیعتا باید یکی از این دو را وجه اساسی همت خود قرار دهد؟

قطعا قابلیت جمع پذیری دارد. خدا پیش تر در ناقوس خلقت امکانات ادای به تکلیف را قرار داده است. دانشجو قرار است که علاوه بر درس خواندن درسطح اجتماعی و در ارتباط با امت نقش آفرینی کند پس از امکانات لازم برخوردار است. این امکانات همان زمان و فرصت است. د

دانشجو در هفته از 168 ساعت فرصت برخوردار است. بخشی از این زمان مختص کارهای رسمی و آموزشی او است مثلا باید 20 ساعت در کلاسهایش شرکت کند، بین 20 تا 30 ساعت باید به مطالعه بپردازد تا در درسهایش موفق شود. مجموع اینها می شود حدود 50 ساعت. پس دانشجو می تواند همه ی برنامه ی آموزشی خود را در این مدت به سرانجام برساند.

زمانی که برای دانشجو باقی می ماند بین 110 تا 120 ساعت است که می تواند به کارهای دیگرش بپردازد. طبیعتا بخشی از این زمان به استراحت یا تفریح می گذرد و بخش دیگری هم زمانهای تلف شده بین این فعالیتهاست. اما برای دانشجویی که می خواهد در جهت تکامل خود و جامعه اش گام بردارد زمان قابل توجه دیگری هم باقی می ماند شاید حدود 30 یا 40 ساعت در هفته برای او در جهت انجام این گونه فعالیتها باقی می ماند.

پس به لحاظ عملیاتی این قضیه شدنی است. به خاطرم است که زمان ما فعال ترین بچه ها در عرصه های فرهنگی و اجتماعی جزو شاگرد اول های دانشگاه بودند. حتی فرمانده حوزه بسیج که با توجه به مسئولیتش فعال ترین شخص به حساب می آید در عین حال شاگرد اول کل دانشگاه هم بود. بسیاری از بچه های شورای بسیج و یا گردان عاشورا که فعالیتهای زیادی باید انجام می دادند در مرحله تحصیلات تکمیلی بسیار موفق بودند. می خواهم عرض کنم که همه ی این بچه ها با کم کردن وقتهای تلف شده خودشان توانستند در هر دو عرصه درسی و غیر درسی به موفقیتهای زیادی دست پیدا کنند .

**چقدر انجام تحصیلات تکمیلی را برای بچه های بسیج مهم می دانید؟ آیا الزامی وجود دارد که آنها را نسبت به این امر سوق بدهد؟
ببینید کسی که می خواهد موثر باشد باید ابزارهای تاثیرگذاری را جمع آوری کند. اگر بسیجی  بخواهد در جهت اعتلای خود و جامعه قدم بردارد باید همه ی امکاناتی را  که می تواند به او در این مسیر کمک نماید جمع آوری کند. یکی از این ابزارها علم است. در کنار کسب علم اخذ عناوین علمی هم بسیار پر اهمیت است؛ ممکن است که  شخص با صرف داشتن علم نتواند آن چنان که باید و شاید تاثیرگذار شود.

مانند کسی که رانندگی کردن را بلد است اما گواهینامه ندارد. چنین شخصی نمی تواند از مهارت خود و مزایای ماشینش بهره برداری نماید. مدرک یکی از ابزارهای استفاده از علم است. اما هرکسی که مدرک تحصیلی داشت نمی تواند موفق شود. داشتن سواد در آن زمینه علمی خاص هم اهمیت دارد. پس هم داشتن مدرک مهم است و هم سواد. نمی توانیم انکار کنیم که جامعه به عناوین علمی افراد توجه دارد. صلاحیت علمی افراد برای مردم اهمیت دارد. البته در جاهایی هم داشتن اثرگذاری بیشتر اقتضا می کند که شخص آموزش رسمی اش را کنار بگذارد.

به طور مثال ممکن است بچه های صنعتی در مقطع لیسانس به جایگاهی برسند که یک ایده نو مطرح کنند یا اینکه اختراعی داشته باشند؛ این بچه ها مخیّر به انتخاب بین ادامه تحصیل با ادامه دادن آن پروژه هستند. گاهی اهمیت آن پروژه به میزانی است که پیشنهاد می شود به همان بپردازد و ادامه ی تحصیل خیلی در اولویت نیست. بسیاری از دوستان ما که در صنعت هسته ای موجب پیشرفت آن شدند دارای مدارک لیسانس و ارشد هستند. شهید احمدی روشن مدرک دکترا نداشت. پس این قاعده ی کلی نیست اما می توان ادعا کرد که تحصیلات تکمیلی قدرت تاثیرگذاری و مانور بچه های ارزشی را بالاتر می برد و آنها را از اتهام بی سوادی تبرئه می کند. لذا پیشنهاد بنده این است که به سمت تحصیلات تکمیلی بروند مگر آنکه ضرورت یا اولویت خاصی مطرح باشد.

** در حال حاضر وضعیت اساتید دانشگاههای کشور را در همراهی با ارزشهای انقلاب چطور ارزیابی می کنید و چه قدر فضای دانشگاه نیاز به نیروهای انقلابی و ارزشی در کسوت استادی دارد؟
عموم اساتید ما در فضای اسلام و انقلاب هستند. معمولا وقتی بر میزان دانش افراد افزوده می شود، بینش آنها در خصوص اتفاقات و قضایا تقویت می شود. به طور طبیعی درک یک پزشک نسبت به خدا و جهان و آفرینش با شخصی که سواد پایین تری دارد متفاوت است. اساتید ما هم به دلیل سطح درک بالایشان، درمورد خدا و هستی و انقلاب نگاه درستی دارند. اما نمی توانیم انکار کنیم که اساتیدی هم وجود دارند و غالبا درس خوانده ی غرب هستند و نتوانسته اند با این نظام سیاسی ارتباط برقرار کنند. آنها اشخاصی هستند که نظام لیبرال دموکراسی غربی  و زرق و برقها و موفقیتهای نسبی آن نظام را از نزدیک مشاهده کرده اند و نتوانسته اند مبانی نظام اسلامی ا بپذیرند. همین موضوع نیز می تواند از ضروریات حضور بچه های ارزشی در تحصیلات تکمیلی باشد.

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.