گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 185128

ملزومات دانشگاه اسلامی و موانع پیشرفت علمی/ 1

سلطه‌گری از طریق انحصار علــم

در تمامی کشورهایی که به این تغییر قالب جنگ برای سلطه گری نوین پی برده اند، مسئولین حکومت می بایست توجه و اهتمام بیشتر به اقشار مربوط به عرصه علم را در دستورکارهای اصلی و اولویت دار خود قرار دهند.

خبرنامه دانشجویان ایران: جوامع بشری از دیرباز دارای اقشار مختلف اجتماعی از قبیل کارگران،والیان،نظامیان و ...بوده است که هریک از این اقشار بنابر میزان تاثیرگذاری های ممکن خویش جهت پیشبرد آرمان های اجتماعی اجباری یا اختیاری جامعه وقت از درجه اهمیت های مختلفی برخوردار بوده اند.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ در دورانی از جهان، روحیه جنگاوری و اقدام به فتوحات از سوی برخی کشورها و بالتبع دغدغه دفاع از وطن خویش در مقابل هجوم متجاوزین از سوی کشورهای دیگر، از موارد بسیار مهمی بود که منجر به افزایش ناخودآگاه و بی بدیل نقش قشری همچون نظامیان در اذهان والیان و مردم وقت گشت که در این صورت وظیفه سنگینی بر دوش نظامیان حقیقی  قرار می گرفت تا از طرفی با انگیزه جامه عمل پوشاندن به دغدغه های دیگر اقشار جامعه، و اثبات شایستگی های خود از طرفی دیگر، از هیچ تلاشی دریغ نکنند.

اما اینک شاید به جرأت بتوان گفت که نه تنها روحیه جنگاوری و فتوحات در دولت های امروزی کمتر نگشته است، بلکه با فرآیندی دیگر در قالب های نوظهور و جدید در حال استمرار می باشد.که از آن می توان به روحیه "سلطه گری از طریق انحصار علم" یاد کرد.

سلطه‌گری از طریق انحصار علــم

حال به نظر می رسد در تمامی کشورهایی که به این تغییر قالب جنگ برای سلطه گری نوین پی برده اند، مسئولین حکومت می بایست توجه و اهتمام بیشتر به اقشار مربوط به عرصه علم را در دستورکارهای اصلی و اولویت دار خود قرار دهند. و بالتبع جویندگان علم به معنی الاخص (دانشمندان، پژوهشگران و دانشگاهیان امروز) نیز در کنار فعالیت های مسئولین باید به اهمیت نقش بیش از پیش خود اشراف و آگاهی کامل داشته باشند تا بتوانند با تلاش حداکثری به ایفای هر چه صحیح تر و سریع تر وظایف خود در قبال جامعه جهت پیشرفت کشور بپردازند.

کشور ایران به دلیل برخورداری از یک فرهنگ مشترک دینی به نام "اسلام خواهی" قاعدتا توقعات و انتظارات متفاوت تر و بیشتری در قیاس با دیگر کشورها از قشر علمی خود دارد. بنابراین آرمان های اسلامی این کشور می بایست به صورت حداکثری در تمامی اقشار جامعه ساری و جاری گردد تا منجر به نتایج و ثمرات حقیقی تر برای مردم این کشور با تکیه بر باورهای دینی گردد. و یکی از آرمان های اسلامی که در اثر پیروزی و تحکیم انقلاب اسلامی در ذهن بسیاری از بنیان گذاران انقلاب به صورت جدی و بیش از گذشته نقش بست، بحث تغییر فضای حاکم بر دانشگاه ها با مطرح کردن  مفهوم " دانشگاه اسلامی " بود.

اینک با گذشت بیش از سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی درصدد آن هستیم تا با نگاهی دقیق و جامع  به بررسی عوامل تاثیرگذار در کند بودن این حرکت اصلاحی در دانشگاه ها (بنابر توقعات و انتظارات) جهت تحقق عینی دانشگاه اسلامی بپردازیم. و بر این اساس با مشخص کردن نهادها، دستگاهها و اقشار ذی ربط، به تبیین جداگانه وظایف حقیقی هریک از آن ها تلاش می کنیم.

سلطه‌گری از طریق انحصار علــم

در دانشگاه: الف) رؤسای دانشگاه و معاونین ب) نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری ج) تشکل ها و نهادهای دانشجویی د) اساتید و) دانشجو
بیرون از دانشگاه: الف) دولت (وزارت علوم) ب)مجلس شورای اسلامی ج) شورای عالی انقلاب فرهنگی د) جهاد دانشگاهی  و) حوزه های علمیه  ی) مردم

البته بی شک در راستای انجام گرفتن وظایف مربوط به هر قشر در هر جامعه ای ممکن است موانع و مشکلاتی متعدد وجود داشته باشد که برخی مربوط به قشر مربوطه و برخی هم نشأت گرفته از کم کاری ها و قصور دیگران باشد.

لذا در سلسله مطالبی سعی بر این است تا با توجه و تمرکز بیشتر بر بیانات مقام معظم رهبری در بازه های زمانی مختلف، نگاه واقع گرایانه تری نسبت به شناسایی وظایف، مشکلات و راه حل های متناسب با آن را برای خوانندگان ایجاد کند. لذا در این مطلب درصدد آن هستیم جهت اولویت بخشی به روحیه "خودانتقادی" در مقابل "دگرانتقادی"، به ذکر یکی از موانع اساسی تحقق عینی دانشگاه اسلامی بپردازیم که بهترین و مهمترین راه حل برطرف کردن  آن به دلیل مختص بودن به نفس جوینده علم، از طریق  تلاش فردی می باشد. 

سلطه‌گری از طریق انحصار علــم

مشکل: مواجهه بودن با ویرانه های علمی حاصل از گذشته و عقب بودن از زمان

"علی اىّ‌ حال، ما از خدای متعال میخواهیم که به شماها کمک کند و توفیق بدهد. ما عقبیم. خدا لعنت کند آن دستهای خائنی را که از زمان قاجاریه و اوجش در زمان پهلوی، این استعدادهایی را که اشاره شد، در این کشور ضایع و تعطیل کردند. ایران مرکز استعداد است؛ مربوط به حالا هم نیست. اصلاً در تاریخ و در همه‌ی تحولات اوضاع و جریانات فلکی، مگر چند نفر آدم مثل ابن‌سینا ممکن است دربیاید؟ فرض کنید که در هر هزار سال، ده نفر از اینها درمی‌آید. در این هزار سال آخر، اکثر این ده نفر - امثال ابن‌سیناها، فارابیها، خوارزمی‌ها، محمّدبن‌زکریای رازیها - از ایران هستند. اینها پایه‌گذاران اساسی دانش بشریند.

من از افراد متعددی شنیده‌ام که امروز هم در مراکز تحقیقی عالم، هرجا که ایرانیها هستند - چه دانشجویان و چه محققان ایرانی - میدرخشند. اساساً ایرانیها برجسته‌اند. شاید تعداد خوبهای بعضی کشورها بیشتر از ماشد؛ اما برجسته ندارند. از زمان ناصرالدین شاه تا محمّدرضا شاه - که خداوند تکتک آنان را لعنت کند - استعدادها را کوبیدند. آنها یکی از یکی بدتر بودند. قبل از آنها هم همین‌گونه بودند؛ اما فعلاً به قبلیها کاری نداریم. آنهایی را که میدانیم ضربه‌شان مستقیم به همه‌ی وجود ما میخورد و آن را لمس میکنیم، همینها هستند. آنها روزبه‌روز بدتر کردند و ما را تا حضیض بدبختی عقب کشاندند."

سلطه‌گری از طریق انحصار علــم

مهمترین راه حل: ایجاد روح تحقیق پارسایانه بی عوض

آن رژیم منحوسِ نکبتِ واقعاً پلید، معنویت و مادّیت و عزت و استعداد و همه چیز را از این مردم گرفت. حالا شما میخواهید بر ویرانه‌های آنها بنا کنید؛ زحمت دارد و خیلی باید تلاش کنید. باید روح تحقیق پارسایانه‌ی بیعوض را تزریق کنیم، تا برای تحقیق، دنبال پاداش نباشند؛ چون اصلاً تحقیق، پاداش واقعی ندارد. مثلاً اگر آدم بخواهد به پاستور، به خاطر کشف میکرب پول بدهد، به نظرتان چه‌قدر باید بدهد؟ آیا اصلاً میشود برای او پولی معیّن کرد؟ آیا قابل مقایسه است؟ بنابراین، امثال پاستور هم هیچ‌وقت برای پول تحقیق نکردند. اگر برای پول تحقیق میکردند، حقیقتاً به این‌جا نمیرسیدند. اروپاییها این حسن را داشتند؛ کمااین‌که دانشمندان قدیمی ما هم همین‌طور بودند. شما ببینید، امثال محمّدبن‌زکریایرازی - آن عالم آن‌چنانی - در فقر و تنگدستی میمیرند؛ ولی ماها تا یک کار میکنیم، فوراً میگوییم پولش چه‌قدر شد؟! معلوم است که به جایی نمیرسد بیانات در دیدار وزیر و مسئولان وزارت فرهنگ و آموزش عالی و چند تن از رؤسای دانشگاهها

سلطه‌گری از طریق انحصار علــم

حال واقعا جای سوال دارد از قشر دانشجو که در وهله اول تا چه اندازه به اهمیت چنین نکته ای آگاهی دارد؟ و در وهله دوم تا چه حدی سعی در نهادینه کردن این امر در خود و سپس ترغیب دیگران به ایجاد چنین روحیه ای کرده است؟ البته مهمترین نکته مغفول در هر قشری، عدم انجام وظایف مختص خویش به بهانه عدم حمایت و توجه مسئولین می باشد، اما این در صورتیست که برخی از وظایف باید به دور از هرگونه حواشی و اقدام دیگران انجام شود.

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
حسین
[1394/08/30 - 11:03]
مهمترین فریبی که غربی ها در جوامع «در حال رشد» انتشار دادند آن است که به ما باوراندند که باید ذهنیت و ارزش های فرهنگی آنها را اخذ کنیم والا نمی توانیم صاحب علم و فن آوری آنها شویم؟ باوراندند که باید «غرب زده» بود تا پیشرفت و ترقی کرد. باوراندند که ذهنیت و افکار و رفتار ما با آنها همگن باید باشد و الا در عقب ماندگی خواهیم ماند. باوراندند فقط نسخه آنها از زندگی موفق است.