گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 203991

حاشیه‌نگاری متفاوت از دیدار دانشجویان با رهبر انقلاب؛

از خبر دروغ قهوه‌خانه‌ای تا نورانی شدن چهره دانشجویان

آقا به ماجرای جان کری و کافی شاپ های تهران اشاره نمود و گفت که اخیرا چندین خبرنگار به وزیر خارجه آمریکا خبر داده اند که در تهران جوانان در کافی شاپ ها درباره آینده ایران اظهارنظر کرده اند. آقا این تلقی جان کری را متوهمانه خواندند و با لحنی تمسخرآمیز گفتند: کافی شاپ همان ترجمه قهوه خانه است». در این لحظه حسینیه منفجر شد و حضار همگی خندیدند.

خبرنامه دانشجویان ایران: آقا به ماجرای جان کری و کافی شاپ های تهران اشاره نمود و گفت که اخیرا چندین خبرنگار به وزیر خارجه آمریکا خبر داده اند که در تهران جوانان در کافی شاپ ها درباره آینده ایران اظهارنظر کرده اند. آقا این تلقی جان کری را  متوهمانه خواندند و با لحنی تمسخرآمیز گفتند: کافی شاپ همان ترجمه قهوه خانه است». در این لحظه حسینیه منفجر شد و حضار همگی خندیدند.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ دیدار دانشجویان با رهبر معظم انقلاب، یکی از متفاوت‌ترین جلساتی است که برای دانشجویان و رهبری برگزار می‌شود؛ صمیمت بین میزبان میهمانان این جلسه شورانگیز، طراوت حاصل از شوق وافر دانشجویان در این دیدار خاص، طرح کلان‌ترین مسائل اجرایی و قانونی کشور و بحث درباره آن، گپ و گفت‌های اختصاصی با رهبری، شوخی‌ها و طنازی‌های متعدد در کلام دانشجویان و رهبری و مواردی از این دست که کم نیستند، باعث ایجاد خصوصیت‌های ویژه این دیدار شده است.

در زیر حاشیه نویسی یکی از دانشجویان را از این دیدار صمیمانه مشاهده می کنید:

- دانشجویان از ساعت 15 و در حالیکه هوای تهران دمای بالای 40 درجه را تجربه می کرد در محوطه حسینیه حضرت امام خمینی(ره)، محل دیدار دانشجویان با رهبر انقلاب، تجمع کرده بودند.

- از ظواهر امر مشخص بود این دانشجویان از شهرهای دور و نزدیک خود را به تهران رسانده بودند و جالب آنکه که برخی از آنها حتی کارت دیدار را هم نداشتند و به امید اینکه با ملاطفت مسئولان به داخل راه یابند، در اطراف حسینیه منتظر ایستاده بودند.

- با تدابیر مسئولان امنیتی، دانشجویان برای ورود به حسینیه امام خمینی(ره) با نظم خاصی صف تشکیل داده بودند و هرگز ازدحام و تجمع عذاب آوری تشکیل نشد.

- از همان صفوف اطراف حسینیه شعار دادن دانشجویان آغاز شده بود و آنها با صلوات های مکرری که برای سلامتی رهبر انقلاب می فرستادند، حال و هوای خاصی را در بیرون حسینیه ایجاد کرده بودند.

- بعد از گذشتن از حدود 3 بازرسی سفت و سخت توسط ماموران امنیتی، بالاخره دانشجویان وارد حسینیه امام خمینی می شدند.

- هر چقدر که فضای بیرون حسینیه گرم بود اما داخل حسینیه بسیار خنک و دلپذیر بود و دانشجویان با خواندن سرودهای مذهبی چون «منم باید برم، آره برم سرم بره...» و یا «یاد امام و شهدا، دل رو می بره کرببلا...» و... صفای خاصی به حسینیه امام خمینی بخشیده بودند، اما نکته جالب آن بود که دانشجویان بعد از خواندن قسمتی از این سرودها، ادامه آن را با ناهماهنگی می خواندند و همین مورد سوژه حضار برای خندیدن شد.

- ساعت حوالی 17:30 بود که دیگر دانشجویان انتظار حضور آقا را می کشیدند، آنها فریاد می زدند: «ای پسر فاطمه، منتظر تو هستیم»، «رهبر من، طلایه دار لاله‌هایی...» و نگاه های خود را از پرده آبی رنگ حسینیه که قرار بود آقا از آنجا وارد شود برنمی داشتند.

- حدود ساعت 17:45، برخی از مسئولین آمده بودند اما برخی همچون حجت الاسلام محمدیان، رئیس نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، حجت الاسلام ابوترابی فرد، طه هاشمی، معاون فرهنگی دانشگاه آزاد تازه وارد حسینیه شده بودند و با ورود آنها دانشجویان با اطمینان بیشتری به پرده آبی رنگ زل زده بودند و دل در دلشان نبود.

- لحظه ای پرده آبی رنگ حسینیه کنار رفت و همه به امید اینکه آقا آمده از جای خود بلند شدند، اما در آن لحظه صندلی آقا را آورده بودند. این حرکت با خنده حضار همراه شد.

- نزدیک ساعت 18 انتظارها به سر رسید و آقا وارد حسینیه شدند.

- دانشجویان به محض ورود آقا مانند تیری که از کمان رها می شود، از جای خود بلند شدند و فریاد زدند: «صل علی محمد، روح خمینی آمد» و آقا هم با لبخندی که بر لب داشتند به ابراز احساسات دانشجویان پاسخ دادند.

- قاری شروع به خواندن آیاتی از قرآن کریم نمود و دانشجویان طبق معمول شروع به گفتن «الله الله» کردند.

- مجری برنامه در این لحظه ضمن خوشامدگویی، از نمایندگان تشکل ها خواست زمان را مدیریت کنند و بعد از نماینده بسیج دانشجویی دعوت نمود تا پشت تریبون بیاید.

- آقا قبل از آغاز سخنان نماینده بسیج دانشجویی خطاب به دانشجویان گفتند: «این دیدار طولانی است و در جلوی مجلس خیلی متراکم نشسته اید و بنده اینگونه ناراحت هستم» و از دانشجویان خواستند کمی به عقب بروند.

- دانشجویان به رسم هر ساله هنگامی که متن نمایندگان تشکل های دانشجویی به اوج خود می رسد، فریاد «احسنت، احسنت» سر می دادند، اما آقا بدون توجه به این حواشی فقط و فقط به صحبت های نمایندگان تشکل ها گوش می دادند.

- یکی از زیرکی های جالب مجری برنامه آن بود که پس از سخنرانی نماینده انجمن اسلامی دانشجویان (دفتر تحکیم)، خود را معرفی نمود و ضمن اینکه خود را از اعضای سابق این تشکل اعلام کرد، جملاتی را از امام خمینی درباره تشکل متبوعش ابراز داشت. این درحالی بود که درباره سایر تشکل های دانشجویی اطلاعات خاصی داده نشد.

- هنگامی که مجری برنامه نام آقای آهنگران، نماینده دانشجویان جهادی، را صدا زد تا به پشت تریبون برود، حضرت آقا پرسیدند نام این برادرمان چه بود؟ بعد که این دانشجو نام خود را به آقا اعلام کرد، ایشان نام آن دانشجو را در برگه ای که در کنار خود قرار داده بودند، نوشتند و این نشان می دهد که آقا نه تنها به متن و محتوای سخنرانی ها توجه دارد، حتی نام افزادی هم که صحبت می کنند برایش مهم است.

- نماینده دانشجویان جهادی هنگامی که وقت خود را تمام شده دید، خطاب به آقا ابراز کرد: «وقتم تمام شده و مجری با خودکار به پایم می‌زند...»، این مساله واکنش رهبر انقلاب را در پی نداشت. در عوض وقتی وی برای بار دوم گفت: «و اما نکته آخر»، بلافاصله آقا گفتند: «البته نکته بعد از آخر». این مساله با خنده دانشجویان مواجه شد.

- علیرضا احمدی، نماینده اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل، به زعم خودش سخنرانی تندی را انجام داد و بعد از آنکه به محضر رهبری رسید، گفت: «آقا ببخشید اگر سخنانم تند بود» که حضرت آقا در واکنش به این جمله فرمودند: «خیلی خوب بود، خیلی خوب بود».

- از دیگر حاشیه های جالب نماینده اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل، زمانی بود که وی به آقا گفت: «آقا من از شما چفیه و انگشتر نمی خواهم من از شما می خواهم که برای شهادت من دعا کنید.»

- کامفیوزی، نماینده مدیران مسئول نشریات دانشجویی، هر چند مواضعش با مواضع انقلابی فاصله داشت اما کوچکترین اختلالی در صحبت هایش صورت نپذیرفت و تنها آنجا که ایران را به «گربه» تشبیه کرد با واکنش دانشجویان مواجه شد.

- نوبت به سخنران آخر رسید و هنوز صحبتی از معضل اصلی دانشجویان یعنی خدمت سربازی نشده بود. اما حسین زینلیان، نماینده جامعه اسلامی دانشجویان، با مطرح کردن بحث سربازی، احسنت های زیادی را نصیب خود کرد.

- هنگامی که سخنان زینلیان تمام شده بود و او به رسم ادب در محضر رهبر انقلاب حاضر شده بود، ناگهان صدای یکی از خواهران که خطاب به آقا فریاد می زد «آقاجانم» توجه همه را جلب کرد. آقا در آن لحظه با نماینده جامعه اسلامی در حال بحث بودند، اما وقتی بحث تمام شد متوجه آن صدا شدند. دختر دانشجو که دل پری از مسئولان دانشگاه آزاد داشت، فرصت صحبت پشت تریبون را درخواست کرد. اما در همان لحظه چندین دانشجوی دیگر هم همین درخواست را داشتند، با توجه به این مساله و نزدیک بودن اذان مغرب اجازه سخنرانی داده نشد.

- حدود ساعت 20 بود که آقا سخنرانی خود را آغاز کرد و برخلاف انتظار صحبت هایشان را با موضوع ماه رمضان آغاز کردند. آقا اشاره کردند که معمولا دیدار ما با شما دانشجویان در اواسط ماه رمضان انجام می شد، اما امسال به اواخر آن موکول شده که البته بد هم نشد زیرا چهره های شما دانشجویان نوراتی تر شده است، این صحبت آقا بسیار بسیار به دانشجویان چسبید.

- دختربچه ای در سمت خواهران، پرچم ایران را به دست داشت و گهگاه آن را تکان می داد و حواس دانشجویان را به خود معطوف می کرد.

-  نزدیک افطار شده بود؛ آقا نگاهی به کاغذهای خود انداختند و گفتند: «مسائل زیادی ماند، نمی‌دانم وقت می‌شود یا نه!». بلافاصله جمعیت پاسخ دادند: «بعد از افطار...». آقا هم قبول کردند و بنا شد که ادامه صحبت هایشان را بعد از افطار ایراد نمایند.

- جمعیت خیلی زیاد بود و تشکیل صفوف نماز غیر ممکن. به هر نحوی بود نماز خوانده شد آن هم به امامت آقا. بعد از نماز در حسینیه و سالن مجاور آن جایی برای نشستن و افطار کردن پیدا نمی شد و به همین خاطر عوامل اجرایی حسینیه دانشجویان را به طبقات بالاتر راهنمایی می نمودند. طبقه بالایی حسینیه تازه ساخته شده بود و دانشجویان که اکثرا آن طبقه را ندیده بودند، بیشتر  از آنکه حواسشان به افطار باشد به در و دیوار آن طبقه نگریسته بودند.

-  بعد از افطار نظم حسینیه به هم ریخت و بسیاری از دانشجویان به جلوی حسینیه آمدند و در مقابل آقا نشستند.

- دانشجویان چنان مشتاق شنیدن صحبت های آقا بودند که اگر کسی نمی دانست که این دیدار قبل افطار هم در جریان بوده است، می پنداشت که این دیدار هنوز آغاز نشده است. آقا در قسمت دوم سخنرانی سعی می کرد نشاط جلسه را بالا ببرد تا اگر کسی هم به سنگین شدن و کسلی پس از افطار مبتلا شده است، بتواند بقیه جلسه را ادامه دهد.

- آقا به ماجرای جان کری و کافی شاپ های تهران اشاره نمود و گفت که اخیرا چندین خبرنگار به وزیر خارجه آمریکا خبر داده اند که در تهران جوانان در کافی شاپ ها درباره آینده ایران اظهارنظر کرده اند. آقا این تلقی جان کری را  متوهمانه خواندند و با لحنی تمسخرآمیز گفتند: کافی شاپ همان ترجمه قهوه خانه است». در این لحظه حسینیه منفجر شد و حضار همگی خندیدند.

- آقا پس از آنکه 12 توصیه خود به دانشجویان را ابراز داشتند، گفتند 3 یا 4 مساله دیگر مانده است و وقتی نمانده است، در این لحظه دانشجویان گفتند ما تا سحر اینجا می نشینیم. آقا گفتند: شما جوانید و توانایی دارید من هم به سن شما بودم تا سحر بیدار می ماندم و با دوستانم گپ می زدم.

- آقا هنوز صحبت های زیادی برای گفتن داشت، دانشجویان هم همچنان مشتاق گوش دادن آن صحبت ها. اما ساعت 23 شده بود و دانشجویان باید از «حضرت پدر» دل می کندند.

- در این حین که دانشجویان به ابراز احساسات خود نسبت به رهبری می پرداختند، مسئولین اعم از وزاری علوم و بهداشت و معاونین آنها فورا حسینیه را ترک نمودند تا مبادا دانشجویان انتقادی را علیه آنان روانه کنند.

* حاشیه نگاری از مرتضی باجلان

نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.