گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 214460

پوریا اشتری

چهارگانه‌ای بر سیانور

در مکتب اسلام مبارزه علیه طاغوت دو نتیجه خواهد داشت: یا شهادت یا پیروزی که هردو از منظر اسلام پیروزیست، اما در مکتب مارکسیسم این مبارزه همان نتیجه دوسویه را خواهد داشت که یکی بوجود آوردن جنجال های موقتی و کشتار های پراکنده و یکی سیانور است.

خبرنامه دانشجویان ایران: پوریا اشتری// دیروز به تماشای فیلم سیانور بهروز شعیبی نشستم. فیلم تداعی کننده عقلانیت و رحمانیت روش مکتب اسلام حتی در مبارزه و قدرت و همچنین شقاوت روش مکتب مارکسیسم در مبارزه و قدرت است.

ناخودآگاه بیاد خاطره ای نقل شده از حضرت امام خمینی افتادم: در نجف اشرف شخصی از مراجع به طرز مشکوکی فوت کرده بود، عدی ای دور حضرت امام گرد آمدند و پیشنهاد دادند طی اعلامیه ای مرگ این عالم را به گردن شاه بیاندازیم و علیه او منتشر کنیم که حضرت امام فرمودند تا از صحت این ادعا مطمئن نشوند این کار را انجام نخواهند داد.

فرق مکتب اسلام و مارکسیسم در مبارزه همین است، اسلام حتی در مبارزه علیه کفر و طاغوت هم شرافتمندانه عمل می کند، فلذا همه را به یک تیر نمی زند. در اصول مکتبش حتی در سخترین شرایط مبارزه، عواطف انسانی را پایمال نمیکند فی المثل داشتن همسر و فرزند و حمایت از آنها را حق همه مسلمین و مجاهدانش می داند، در صورت خیانت شخصی همان یک نفر را مجازات میکند. اسلام به بهانه آزادی خلق به تعبیر شخصیت شهید مجید شریف واقفی: "زیر پای خدا را جارو نمیکند"

نکته دوم که از فیلم برداشت می شود برخورد این دو مکتب با مسئله قدرت است، در فیلم اسلحه نماد قدرت تلقی می شود در صحنه های متعددی می بینیم داشتن یا نداشتن اسلحه جایگاه افراد را مشخص میکند. اگر اسلحه در دست میگیری باید بدانی به چه کسی نباید شلیک کنی

در جایی از فیلم اشاره میشود که: "همه زندگی شما شده اسلحه!"

به این معنی مکتب مارکسیسم به این باور است که همیشه می تواند صرفا با تکیه بر وادی قدرت و مبارزه صرفا مسلحانه می توانید دوام بیاورد و باور ندارند که همین اسلحه (قدرت) روزی بر خود شما شلیک خواهد شد چون همیشه افراد بالاتری هستند که اسلحه (قدرت) بیشتری دارند.

حال این قدرت می تواند از جانب قدرت های غیر مارکسیستی باشد، میتواند از تفکرات پوچی باشد که در خود تشکیلات پدیده ای به نام "تصفیه  سازمانی" را بوجود می آورند که در فیلم هم به این پدیده بطور ویژه اشاره شده است.

نکته سوم قدرت ایدوئولوژی های دینی است

همیشه در طول تاریخ یکی از محکم ترین قوائد حیات ایدوئولوژی های دینی و مذهبی و الهی بوده است. در فیلم مشاهده می کنیم یک فرد سازمانی پیرو مکتب مارکسیسم بعد از تلاش بسیار برای پیشبرد اهداف سازمان بعد از دستگیری سر خورده میشود و انگیزه ای برای ادامه فعالیت و آن چیزی که اسمش را مبارزه می گذاشتند ندارد و همه داشته های گروه ظاهرا مبارزش را  بخاطر زنده ماندن خودش لو میدهد و در پایان هم نتیجه ای نمیگیرد و تیر باران میشود، درحالی که مجاهد مسلمان هیچ چیز خود و مبارزه مقدس خود را نمیفروشد و از فیض شهادت هم محروم نمی ماند.

بی آرمانی در مکاتب غیر خدایی و غیر مذهبی تا جایی است که در نقطه اوج فیلم که مناظره بین دو فرد یکی با اعتقادات مارکسیستی و یکی با اعتقادات اسلامی است که هردو توسط ساواک دستگیر شده اند و با هم به گفت و گو میپردازند که به نوعی مناظره مکاتب مارکسیسم و اسلام برداشت میشود.

در آن سکانس میبینیم که مکتب بدون راهبرد و غیر مذهبی تا جایی پیش می رود که این اجازه را صادر می کند که بر روی همسنگر قدیمی که بخاطر اختلاف عقیده آن هم نه اختلاف سلیقه (دارند زیر پای خدا رو جارو میکنن) از تشکیلات کناره گرفته و هیچ اقدامی هم علیه آنها نمی کند آنچنان شقاوتمندانه شلیک میکند و جنازه اش را هم می سوزاند.

همین باعث میشود که عناصر همین تشکلات حتی در حین انجام ماموریت خود (کشتار) با تردید که آن هم از سر فطرت انسانیست با تردید مواجه باشند که تجلی این مطلب را در صحنه ترور شهید شریف واقفی در چهره عنصر ضارب مسلح میبینیم.

نکته چهارم  مبارزه اسلام علیه طاغوت با درنظر گرفتن همه احکام الهی است. در فیلم به چند مثال از این نکته پرداخته شد..

وظایف مادری یک واجب قطعی است، خودکشی یک حرام قطعی است، رضایت در ازدواج یک واجب فطعی است. مکتب غیر عقلانی با کشاندن زنان به میدان مبارزه و تعیین تکلیف برای آنان در دارا بودن یا نبودن حق مادری، تضمین آینده مبارزات که وابسته به وجود همین مادران است را کمرنگ می کند، فلذا اسلام به این دلیل جهاد را بر زنان واجب نمی داند. اسلام بجای اعمال زشت و غیر عقلانی مانند خودکشی با سیانور و امثالهم شهادت در راه خدا، به دست دشمنان خدا را دارای اجر میداند و بجای راه هایی مثل خودکشی برای لو نرفتن اطلاعات مبارزه بر ایدئولوژی قوی و روحیه مجاهدانه خود تکیه دارد. مکتب غیر مذهبی نمای غیر مذهبی ای مانند سازمان مجاهدین خلق ایران که ماهیت منافقانه اش بر کسی پوشیده نیست با تعبیری بنام ازدواج تشکیلاتی واجب خدا که همان حق انتخاب همسر است را حرام کرده است.

اینها مثال هایی است که در مکاتب غیر دینی همه و همه به بهانه مبارزه سیاسی برای آزادی خلق علیه امپریالیسم زیر پا قرار داده می شود. در صورتی که در مکاتب مذهبی خصوصاً اسلام اولا بجای تعبیر مبارزه سیاسی برای آزادی خلق علیه امپریالیسم، جهاد در راه خدا برای اقامه دین خدا گنجانده شده است در مبارزه با امپریالیسم بی گناهانی که دارای منابعی هستند، زیر تیغ مبارزه مارکسیستی میروند در صورتی که اسلام مبارزه با ثروت را خیر بلکه مبارزه با استکبار را جایز میداند، که دارا بودن جرمی را ثابت نمی کند و مجازات ندارد بلکه ظالم بودن جرم را ثابت میکند و مستحق مجازات است.

در مکتب اسلام مبارزه علیه طاغوت دو نتیجه خواهد داشت: یا شهادت یا پیروزی که هردو از منظر اسلام پیروزیست، اما در مکتب مارکسیسم این مبارزه همان نتیجه دوسویه را خواهد داشت که یکی بوجود آوردن جنجال های موقتی و کشتار های پراکنده و یکی سیانور است.

در نهایت از واقعیت این فیلم برداشت می شود که داستان در نظر دارد تهی و بدون آرمان و بی نتیجه بودن مبارزه در مکاتب غیر الهی را به تصویر بکشد، در سکانس پایانی مشاهده می کنیم با خودکشی شخصیت هنگامه با سیانور که آخرین فرد بازمانده از گروه خرابکار بوده است بازپرس جمله "حالا پرونده بسته شد" را بکار می برد. در صورتی که در مکتب اسلام با هر شهادت دهها و صد ها صدای خفته، فریاد می شوند.

نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.