گروه های خبری
  • آرشیو
    ف
    کد خبر: 222489

    امروز در صحیفه// ۲۰ دی ۱۳۵۸؛

    باید کاری کرد که طمعشان را از این مملکت ببُرند

    باید همه جوانها، همه جا در تبلیغاتشان، در گفتارشان، در صحبتهاشان تنبه بدهند مردم را، که آقا با هم بشوید. الحمدللَّه هستند. با هم خوب هم هستند. لکن باید زیادترش کرد. باید کاری کرد که آنها طمعشان را ببُرند از اینکه این مملکت را می‌توانند باز ببلعند.

    خبرنامه دانشجویان ایران: آنها الآن باز طمع دارند و از رو نمی‌روند. لکن ما باید کاری بکنیم، و همه‌مان موظفیم که کاری بکنیم که این اجتماعی که بود، و این وحدت کلمه‌ای که بود، و مهمتر، آن ایمانی بود که با آن ایمان پیش بردیم، و پیش بردید شما، آن محفوظ باشد تا ان شاء الله در همین گرمی و تنور گرم ما این دو تا نان را هم بپزیم. نان رئیس جمهور و نان قضیه انتخابات.

    به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ این روزها با توجه به فضای سیاسی و اجتماعی کشور و طرح ادعاهایی از سوی جریان های مختلف سیاسی مبنی بر پیروی از خط امام(ره)، بازخوانی صحیفه امام خمینی(ره) از اهمیت فراوانی برخوردار است، چرا که اتفاقات روی داده در آن زمان بی شباهت به مسائل جاری کشور نیست.

    زمان: ۲۰ دی ۱۳۵۸ / ۲۱ صفر ۱۴۰۰
    مکان: قم
    موضوع: توطئه امریکا، ایجاد آسیب از درون انقلاب - تبیین وظیفه ملت
    حضار: دانشجویان پیرو خط امام مستقر در لانه جاسوسی

    تلاش دشمن در ایجاد آسیب از درون
    من پاریس که بودم یک کسی آمد از ایران پیش من. - حالا هم یادم نیست کی است - گفت که من رفتم به اطراف، در ایران که بودم، دهات آن جاپلق و کمره (از نواحی نزدیک خمین و خوانسار و گلپایگان) و آنجاها که من اطلاع ازشان دارم، حتی یک جایی را گفت که من آنجا را خودم رفته‌ام، یک دِه، یک دِه نه، یک قلعه‌ای بود، یک قلعه توی کوهی است، گفت که همه جای آنجاها که ما رفتیم صبح که می‌شد، آخوندش [توی‌] ده جلو می‌افتاد و مردم ده هم دنبالش تظاهر می‌کردند. و به من گفت من رفتم در آن قلعه حسن فلک، (در نزدیکی خمین واقع شده و چند خانوار درآن سکونت دارند. امام خمینی بارها ازاین قلعه و مقایسه تظاهرات ساکنانش با مردم تهران یاد فرموده‌اند) که یک قلعه کوچکی است. رفتم آنجا دیدم آنها همان را می‌گویند که تهران می‌گویند. من در پاریس امیدوار شدم به اینکه ما ان شاء الله پیروز هستیم. وقتی بنا شد یک ملت اینطوری قیام بکند، این یک دست غیبی تو [ی‌] کار است.

    این نمی‌شود که با تبلیغ و با صحبت، و آخوند منبر برود یک چیزی بگوید، نمی‌شود. این یک قضیه‌ای بود که خدا خواست و ما پیروز شدیم بحمدالله. و امیدوارم که پیروز هم بشویم تا آخر. لکن این توجه باید برای ملت ما باشد که اینها مهمشان این است که در همین داخل ما را آسیب بزنند، آسیب بردار کنند. این یک نقشه بود که قم و تبریز با هم شروع کردند. نقشه است این، که به همان وضعی که قم شروع کرد، به همان وضع تبریز شروع کرد، و در همان ساعت قبل از ظهر روز جمعه در اینجا به یک وضع خاصی شروع شد به اخلالگری، و در تبریز همان وقت با همین وضع خاص، یعنی مثل اینکه همین یک گروه بودند دو تا شدند. یک دسته‌اش آنجا، یک دسته‌اش اینجا. به همین وضع آنجا شروع شد، که معلوم است یک توطئه‌ای بوده است که خوب دارند اینها و الآن هم در تبریز همین هستش. الآن هم به من اطلاع دادند که دارند باز مجهز می‌شوند اینها. می‌خواهند که نگذارند یک استقراری در این مملکت پیدا بشود تا منعکس بشود به خارج که اینها قابل این نیستند که آزادی داده بشود. و ما باید با تمام کوششمان، کوشش کنیم که این نقشه را خنثی کنیم. یعنی هر که در هر جا هست خوب کار کند. اسلامی کار کند. اتکایش به اسلام باشد.

    شما در همان محلی که هستید، اسلامی کار کنید. این خواهرها در هر جا که هستند، اسلامی کار کنند. کشاورزها در محل خودشان اسلامی کار کنند. وقتی بنا شد همه جا اسلامی کار کنند نظم پیدا می‌شود. انتظام پیدا می‌شود. اگر در ارتش به‌طور اسلامی عمل بشود، در ژاندارمری، در شهربانی، در پاسدارها، در همه جا به یک نظم کار بشود، به یکجور کار بشود، کار پیش می‌رود. الآن مملکت شما فعلاً احتیاج دارد که همان نهضتی که اول داشتید، و هیچ کدام فکر آن چیزهایی که خودتان می‌خواستید نبودید. آن وقتی که در خیابان می‌رفتید و فریاد می‌زدید «الله اکبر» و باید برود این رژیم، ابداً به فکر این نبودید که ناهارمان امروز چیه. یا منزل ما امروز چه جوری است. هیچ به فکر این نبودید. این معلوم است اگر بودید نمی‌شد اینطور. بعد که - دنبال هر انقلابی این هست - بعد که رسیدید به یک قدم، پیروزی به نظرتان آمد که ما حالا پیروزیم الحمدللَّه. حالا که پیروزیم برگشتید به وضع خودتان. ببینیم وضعمان چه جوری است. [به‌] وضع خودتان برگشتید دیدید که خوب، نابسامانی هست. اینها شروع کردند به ایجاد ناراحتی. در این موقع ایجاد ناراحتی کردن [د]. هی رفتند پیش کارخانه دارها که ببینید به شما حقوق چند می‌رسد. به آنها زیادتر می‌رسد. خانه شما چطور است. خانه آنها چطور است. رفتند تو کشاورزها همین‌طور.

    رفتند تو دبیرستان و در جاهای دیگر همین‌طور. هر جا توانستند رفتند. حالایی که دنبال انقلاب است و ناراضی شروع می‌شود ناراضی را دامن زدند. زیادش کنند و حالا هم مشغولند به همین امر.

    استمرار نهضت با شرکت در انتخابات
    الآن وظیفه ملت ما، هر که در هر جا هست، این است که همان نهضتی که از اول بود، که متوجه به این نبود که من حالا چی دارم یا چی ندارم، همان را ادامه بدهد تا وقتی مستقر بشود حکومت. الآن بین راهی هستیم و متزلزل. ما که نرسیدیم به نقطه اعلی‌. ما الآن رسیدیم به جایی که بعضی از ابزار حکومتی درست شده. قانون اساسی‌اش رأی داده شده است. اصل جمهوری اسلامی رأی داده شده. اما، ما، نه رئیس جمهوری داریم، نه مجلسی داریم. مجلس باید همه کارها را انجام بدهد. استقرار ندارد الآن مملکتمان. باید ما کاری بکنیم که با همان نهضتی که تا حالا آمدیم، این را نگهش داریم تا بتوانیم ما این مراحل بعد را با سلامت طی بکنیم.

    اگر بنا باشد که از حالا شروع کنیم به اختلاف سر رئیس جمهور و سر - عرض بکنم که - آنهایی که باید در مجلس بروند و منتخب بشوند وکلا، اگر ما شروع کنیم به اختلافات و یک اختلافات دامنه داری که در یک حکومتهای مثلاً که بوده است، هم بوده این اختلافات و حالا که یک حکومت مستقری نیست، چند صد مقابل آن وقت خواهد شد و زمینه هم معلوم است. از صد وبیست وچند نفر کاندیدای رئیس جمهور - عرض می‌کنم - زمینه معلوم است که می‌خواهند چه بکنند. اگر ما غفلت کنیم از مطلب و ندانیم، نفهمیم این معنا را که این توطئه هست، صدو بیست و چند نفر خودشان نرفتند سراغ این کار، صدوبیست و چند نفر را وادار کردند به اینکه بروند و خودشان را منتخب کنند. برای اینکه، شلوغی ایجاد کنند و بعد هم در وکلا خدا می‌داند چه خواهد شد. اگر ما چشم‌مان را باز نکنیم و هرکس در هرجا هست عملش را اسلامی نکند و نهضتش را هم باز نیمه رس بداند نه رسیدن به آخر، بداند که ما بین راهیم و بین راه باز هم راهزنها هستند. الآن هم همه مشغولند.

    تلاش در قطع طمع دشمنان
    باید همه جوانها، همه جا در تبلیغاتشان، در گفتارشان، در صحبتهاشان تنبه بدهند مردم را، که آقا با هم بشوید. الحمدللَّه هستند. با هم خوب هم هستند. لکن باید زیادترش کرد. باید کاری کرد که آنها طمعشان را ببُرند از اینکه این مملکت را می‌توانند باز ببلعند.

    آنها الآن باز طمع دارند و از رو نمی‌روند. لکن ما باید کاری بکنیم، و همه‌مان موظفیم که کاری بکنیم که این اجتماعی که بود، و این وحدت کلمه‌ای که بود، و مهمتر، آن ایمانی بود که با آن ایمان پیش بردیم، و پیش بردید شما، آن محفوظ باشد تا ان شاء الله در همین گرمی و تنور گرم ما این دو تا نان را هم بپزیم. نان رئیس جمهور و نان قضیه انتخابات.

    وقتی این دو تا هم از این تنور درآمد آن وقت باقی‌اش دیگر آسان هست ان شاء الله.

    خداوند همه شما را تأیید کند. موفق باشید و سلامت باشید. من دعا به همه‌تان می‌کنم، و امیدوارم که شما هم غافل نباشید از اینکه توجه به خدا داشته باشید. همه چیز از آنجاست. هیچ چیز از ماها نیست. هرچه هست از اوست. به او متوسل بشوید و به پیش بروید ان شاء الله.

    منبع: صحیفه امام خمینی - جلد ۱۲ - صفحات ۹۹ تا ۱۰۲

    مرتبط ها
    نظرات
    chapta
    حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
    نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.