گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 225906

امروز در صحیفه// ۱۸ بهمن ۱۳۶۱؛

منافقین بعضی از علمای ما را هم بازی داده بودند

آن مسئله‌ای که همه کس می‌گفت، هرکس می‌رسید می‌گفت که «نمی‌شود، نکنید، خونریزی می‌شود، چه می‌شود»، بعضی از آقایان از قم به من نوشتند که «آقا دیگر بس است، - دیگر - این شاه ماندنی است، دیگر بس است رها کنید» خوب، اینها نمی‌دانستند قضیه را و معذور بودند. از این‌ور خیرخواه بودند، معذور هم بودند، اما حتی برای منافقین.

خبرنامه دانشجویان ایران: منافقین، خوب بعضیها را بازی داده بودند اینها، خوب، این همه جوانان ما را بازی دادند هیچ، بعضی از علمای ما را بازی داده بودند، بعضی از ریش سفیدهای ما را بازی داده بودند که به من سفارش نوشته بودند راجع به اینها. و من آن آدمی که آمد، با آنکه سفارش نوشته بودند اینها، گوش کردم حرفهایش را دیدم آدم مُعوَجی است؛ از زیاد مسلمان بودنش من این را ادراک کردم.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ این روزها با توجه به فضای سیاسی و اجتماعی کشور و طرح ادعاهایی از سوی جریان های مختلف سیاسی مبنی بر پیروی از خط امام(ره)، بازخوانی صحیفه امام خمینی(ره) از اهمیت فراوانی برخوردار است، چرا که اتفاقات روی داده در آن زمان بی شباهت به مسائل جاری کشور نیست.

امروز در صحیفه
زمان: ۱۸ بهمن ۱۳۶۱ / ۲۳ ربیع الثانی ۱۴۰۳
مکان: تهران، جماران
موضوع: پیرامون انقلاب اسلامی و ساده اندیشی بعضی افراد
مناسبت: ایام دهه فجر انقلاب اسلامی
حضار: موسوی تبریزی (دادستان کل انقلاب)، محمدی گیلانی (رئیس دادگاه‌های انقلاب و دادستان انقلاب اسلامی مرکز)، حکام شرع دادگاه‌های انقلاب و دادیاران دادستانی انقلاب اسلامی مرکز

فریب کاری منافقان و ساده اندیشی بعضی افراد
آن مسئله‌ای که همه کس می‌گفت، هرکس می‌رسید می‌گفت که «نمی‌شود، نکنید، خونریزی می‌شود، چه می‌شود»، بعضی از آقایان از قم به من نوشتند که «آقا دیگر بس است، - دیگر - این شاه ماندنی است، دیگر بس است رها کنید» خوب، اینها نمی‌دانستند قضیه را و معذور بودند. از این‌ور خیرخواه بودند، معذور هم بودند، اما حتی برای منافقین. منافقین، خوب بعضیها را بازی داده بودند اینها، خوب، این همه جوانان ما را بازی دادند هیچ، بعضی از علمای ما را بازی داده بودند، بعضی از ریش سفیدهای ما را بازی داده بودند که به من سفارش نوشته بودند راجع به اینها. و من آن آدمی که آمد، با آنکه سفارش نوشته بودند اینها، گوش کردم حرفهایش را دیدم آدم مُعوَجی است؛ از زیاد مسلمان بودنش من این را ادراک کردم. (فردی که امام(ره) به آن اشاره می کند، تراب حق‌شناس از اعضای اولیه سازمان مجاهدین خلق و از موسسان سازمان مارکسیستی "پیکار در راه طبقه کارگر" می باشد که روز ۵  بهمن ماه ۹۴ در سن ۷۲ سالگی دار فانی را وداع گفت. وی سه سال پس از این ملاقات، رسماً از اعتقادات مذهبی فاصله گرفت و به مسلک ماتریالیسم پیوست.)

در هر صورت، ما باید این راهی که در آن واقع شدیم ببریمش تا آخر. مأیوس نباید بشویم و شما هم دنبال این نباشید، یعنی خیال این را نکنید که به شما یا به ایرانیها، خارجیها تبریک می‌گویند. آنها تا آخر هم با ما سر و کارشان، سر و کار دشمنی است و ما هم باید اعتنایی به این دشمنیها نکنیم. آنها همه چیز دارند، ما خدا داریم. یعنی همه چیز ما داریم، آنها هیچ چیز ندارند. و تا حالا هم که خدای تبارک و تعالی به ما لطف فرموده، عنایت فرموده و ما تا حالا هم بحمدالله بدی آن طوری که انقلابات دیگر می‌بینند، ندیدیم. این‌طور که یک میلیون، یک میلیون می‌ریختند دریا، ما ندادیم این‌طور چیزها را و آن هم برای همین بود که مردم در کار بودند، اسلام در کار بود، این مردم یک راز رساندند. من این حدیثی که وارد شده، گاهی وقتها به این، همین امثال محمدرضا حمل می‌کنم که لا یَزالُ یُؤَیَّدُ هذَا الدّینُ بِالرَّجُلِ الْفاجِر («همواره این دین بواسطه مرد فاجر گنهکار تأیید می‌شود» کنزالعمال، ج ۱، ص ۴۵، ح ۱۱۵) این رجل فاجر وقتی که کار را رساند به آنجا، یکدفعه انقلاب حاصل شد. این تأیید است دیگر، تأیید دین است، عکس العمل است این، آن کاری می‌کند که عکس العملش یک همچو مطلبی می‌شود، و این از اوضح مصادیق بود که این، آن رجل فاجر (محمدرضا پهلوی) بود که تأیید کرد رژیم را به این معنا، که با کار بدش و با ظلمش و با ستمش انفجار حاصل کرد و مردم فهمیدند همه به اینکه این رژیم، رژیمی نیست که بشود به آن دل بست. این رژیمی نیست که بتواند خدمتگزار باشد؛ او می‌خواهد غارت کند، می‌خواهد از بین ببرد. وقتی مردم فهمیدند این معنا را، از اعمال خودشان فهمیدند، انفجار حاصل شد. و بحمدالله پیروز شدید در یک مدت کمی و با یک ضایعات کمی، و آن چیزی که بردید ارزشش در دنیا زیاد است، و آن این است که اسلام را آوردید؛ اسلام را آوردید در ایران. حالا هر که هم، هر چیزی می‌خواهد بگوید بگوید، به ما چه ربطی دارد. برای ما همه می‌گویند، برای شما هم بگویند. مثلاً برای من می‌گویند که، از این خارجیها یک وقتی نوشته بودند، چه کردند که خودش دیگر کاری از او نمی‌آید، این اطرافیها دارند اداره می‌کنند او را، آن اطرافیها را من تا حالا نشناخته‌ام که او هی دارد به من می‌گوید - عرض می‌کنم که - یا فلان آدم یا فلان آدم در او تأثیر دارد، حال آنکه اگر مرا آنهایی که شناخته‌اند می‌دانند که من آنی که باید انجام بدهم تحت تأثیر واقع نمی‌شوم، انجام می‌دهم.

اگر من بنا بود که تحت تأثیر واقع شده بودم، از اول بنا بود نباید اصلاً وارد بشوم در کار، با اینکه آن قدر به من خیرخواهی کردند الی ما شاء الله. خوب، من در پاریس هم که بودم خیرخواهی زیاد می‌شد که کشته می‌شود، چه می‌شود، شلوغ می‌شود، چه می‌شود، پیش هم نمی‌رود، از اینها، لکن ما دیدیم که خوب، یک تکلیفی است ما ادا می‌کنیم. توانستیم که بحمد الله، حالا هم توانستیم کار را انجام بدهیم، نتوانستیم هم تکلیفی بوده است ادا کردیم. حالا هم شما همین است، یک تکلیفی متوجه است الآن به همه ما برای حفظ این جمهوری، به همه ایرانیها، تکلیف متوجه است که اسلام را آوردید، حفظش کنید؛ رژیم را بردید، یک رژیم حقی را آوردید، بالاخره هم شکستید شما [رژیم‌] را، اما تکلیف ادا کردید. آنها دنبال این هستند که حالا چه می‌گویند که ما آن کار را بکنیم، حالا این کار پیش مردم چه می‌شود، مردم چه صلاح می‌بینند و آن همه صلاحدید می‌کردند برای حضرت امیر، که شما آن آدم (معاویة بن ابی سفیان) بگذارید باشد؛ بعدها، ایشان می‌گفت من نمی‌توانم یک کسی که برخلاف اسلام عمل می‌کند بگذارمش باشد. در هر صورت امیدوارم که خداوند قدرت مقاومت به همه ما عنایت کند و ما مقاوم باشیم در مقابل مشکلات. و ان شاء الله امیدوارم که بزودی مسائل حل بشود و اگر من نبینم، شما ان شاء الله ببینید که مسائل خوب شده، حل شده و موفق باشید. خداوند تأیید کند همه را.

والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته

منبع: صحیفه امام خمینی - جلد ۱۷ - صفحات ۲۸۷ تا ۲۸۹

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.