گروه های خبری
  • آرشیو
    ف
    کد خبر: 229601

    علی عبدی

    آرمانی به نام عدالت

    دولت روحانی اگر از فقرا می گوید و سفر استانی می رود، بدلیل روحیه پوپولیستی است که از دولت قبل خود به ارث برده است والا بدلیل روحیه اشرافیت موجود در درون دولت، این مجموعه با این قبیل کارها بیگانه است.

    خبرنامه دانشجویان ایران: علی عبدی*// برای آسیب شناسی دقیق و بررسی فاصله شرایط عمومی کشور از نقاط مطلوب و ایده آل، می بایست ابتدا نقاط مطلوب را که از به "آرمان" یاد می کنیم بشناسیم.

    انقلاب اسلامی ایران براساس 4 آرمان اساسی توانست رژیم منحوس پهلوی را شکست دهد، این آرمان ها عبارت اند از: عدالت، استقلال، آزادی و مردم سالاری(جمهوریت). بزرگان انقلاب اسلامی و در راس آنها حضرت امام خمینی(ره) وعده دادند این آرمان ها که به مثابه آرزوهای سرکوب شده و فراموش شده ملت ایران در دوره پهلوی تبدیل شده بودند، در نظام اسلامی بازآفرینی شده و محقق خواهند شد.

    با پیروزی انقلاب اسلامی، دیری نکشید که هرکدام از این آرزوها، یکی پس از دیگری شروع به تحقق یافتن کردند.

    در این مطلب قصد پرداختن به یکی از این آرمان ها، یعنی عدالت را داریم. عدالت جایگاه بسیار ویژه ای در اندیشه اسلامی دارد و شاید بتوان مهمترین هدف از تشکیل نظام اسلامی را نیز در این یک کلمه خلاصه کرد.

    پس از سرنگونی رژیم پهلوی و استقرار نظام اسلامی، عدالت در هر دو قسم آن، یعنی عدالت توزیعی(اجتماعی) و عدالت کیفری تا حد زیادی در جامعه استقرار یافت. گفتمان حاکم بر فضای اجتماعی کشور تغییرات فراوانی کرد. مستضعفین و ضعفا که تا پیش از این نادیده گرفته می شدند، صاحب رای و جایگاه شدند و با تلاش های امام امت(ره)، این قشر خود را مالکان اصلی انقلاب می دیدند. اشرافیگری به یک ضد ارزش تبدیل و ساده زیستی، هرچند نمایشی و منافقانه، به ارزش تبدیل شده بود. هیچ مسئولی، حتی اگر ثروت خود را از راه قانونی و حلال نیز تحصیل کرده بود، برای جدا نشدن از صاحبان اصلی انقلاب که پابرهنه ها و مردم جنوب شهرها بودند، ساده پوشی و ساده زیستی را بر تجمل گرایی ترجیح می داد.

    دادگاه ها و کلانتری ها به پناهگاه مردمان مظلوم و بی پناه تبدیل شده بودند که حق این قشر را از عمال رژیم سلطنتی و یا اوباشی که در سایه آن رژیم منحوس توانایی جولان و ظلم به مردم را پیدا کرده بودند، با اقتدار بازمی ستاندند.

    مسئولین دولتی و فرماندهان نظامی، با عادی¬ترین مردم تفاوتی نداشتند. مردم به چشم خود می دیدند مهدی چمران که دانشمند بزرگ سازمان فضایی آمریکا(ناسا) بود، به کشور بازگشته و دوشادوش آن ها به مبارزه علیه تجاوز رژیم بعث عراق پرداخته است. مردم دیدند محمدعلی رجایی که یک معلم ساده و بدون سابقع اشرافیت خانوادگی بوده، رئیس جمهور کشور شده است. مردم دیدند که بنیانگزار انقلاب به حدی بر اجرای عدالت و دوری از ظلم به مردم حساس است که قائم مقام خود یعنی منتظری را که در موارد متعددی امام(ره) وی را حاصل عمر خود نامیده بود، بدلیل جنایات مسئول دفتر وی و قتل چندین بی گناه، از این جایگاه مهم خلع، و رشته صمیمیت خود را با ایشان به کلی گسست. مردم دیدند که هیچ کسی حتی آقازاده ها نیز از مصونیت در برابر قانون برخوردار نیستند تا آنجا که آیت الله محمدی گیلانی(ریاست دادگاه¬های انقلاب) و آیت الله حسنی(امام جمعه ارومیه) و همچنین خود حضرت امام خمینی(ره) فرزندان ناخلف خود را که روبروی مردم و انقلاب ایستاده و اسلحه کشیده بودند، محاکمه و مجازات و اعدام کردند.

    به صورت کلی می توان گفت که در آن دوران اولا عموم مردم هم¬طراز و هم سطح بودند و شهروند درجه 1 یا 2 در کشور وجود نداشت، ثانیا مسئولین و حاکمان با مردم عادی از نظر اقتصادی و اجتماعی و قانونی در یک جایگاه قرار داشتند.

    مواجه دولت های پس از جنگ با مسئله عدالت
    دولت هاشمی رفسنجانی (دولت سازندگی)
    پس از پایان جنگ و با رحلت معمار کبیر انقلاب(ره)، جریان فکری که پایان جنگ و فوت امام(ره) را به معنای پایان ساده زیستی و دوری از اشرافیت و تجمل می دانست و معتقد بود باید با قطار جهانی به سمت اقتصاد بین المللی و هضم شدن در آن حرکت کرد، دولت را به دست گرفت. این افراد که یا از مسر گذشته خود پشیمان بودند، و یا در دوران حیات مبارک امام(ره) نیز اعتقادی به تفکرات انقلابی ایشان نداشتند اما جرئت بیان نظرات خود بدلیل رهبری کاریزماتیک امام(ره) و حمایت گسترده و بی نظیر مردم از ایشان را نداشتند، شروع به تغییرات ساختارها و نهادها و فرهنگ انقلابی کشور با عنوان "سازندگی" کردند.

    در این دوران هر بلایی که می شد بر سر عدالت آوردند.

    مهمترین برنامه اقتصادی دولت کارگزاران سازندگی، سیاست تعدیل اقتصادی بود. آزادسازی قیمت‌ها که نتیجه طبیعی طرح تعدیل اقتصادی بود باعث بروز پدیده‌ تورم بی‌سابقه‌ای شد که ثبت رکورد تورم 50 درصدی را در برداشت. این تورم فشار شدیدی به طبقات محروم و مستضعف جامعه وارد ساخت و به ناآرامی‌های اجتماعی در برخی شهرها منتهی شد. این شورش های اجتماعی از آن جهت قابل توجه می باشد که برای نخستین بار، مردم فقیر و مستضعف که حامیان اصلی انقلاب هستند و هرجا که لازم باشد، همچون دفاع مقدس، این قشر جزو اولین اقشار و فداکارترین آن ها هستند، علیه یک دولت، پس پیروزی انقلاب، دست به اعتراض زده¬ اند.

    در آن برهه برخی از مسئولین دولتی که بیشتر عضو کارگزاران سازندگی بودند به صراحت گفتند «حتی اگر در فرآیند تعدیل، 15 درصد جمعیت کشور که عموما دهک‌های محروم جامعه بودند در زیر چرخ‌های توسعه له شوند، اشکال ندارد»

    کارگزاران دولت آقای هاشمی معتقد بودند که این سیاست‌ها قربانی‌های خاص خودش را دارد و نمی‌شود برای آنها کاری کرد؛ زیرا بایستی مردم هزینه و بهای توسعه را بپردازند! در نهایت نیز با دخالت رهبری معظم انقلاب، جلوی این طرح عدالت ستیز دولت گرفته شد.

    در این دوران عمت بسیاری گمارده شد تا فرهنگ و ادبیات عدالت محور که حاصل انقلاب و جنگ بود، جای خود را به فرنگ مصرف گرا و ادبیات به ظاهر توسعه محور دهد. مصرف هرچه بیشتر، ایجاد تقاضای کاذب در مردم برای خرید هرچه بیشتر کالاها خصوصا کالاهای مصرفی و لوکس، لزوم شکل¬گیری طبقه اشراف ثروتمند به مثابه یک طبقه الگو و پیشرو برای عموم جامعه، تغییر فرهنگ و ادبیات انقلابی همچون ایثار و از خودگذشتگی و کمک به هم نوع به سودآوری و تلاش برای پیشرفت فردی، همچنین تغییر نوع نگاه مسئولین به مردم مستضعف از صاحبان اصلی انقلاب به قشر آسیب پذیر که وبال گردن کشور شده اند و می بایست زیر چرخ دنده های توسعه له شوند، تنها بخش کوچکی از ظلم هایی است که در حق مفهوم والا و مقدس عدالت در دوران 8ساله سازندگی می باشد.

    دولت خاتمی (دولت اصلاحات)
    در دولت اصلاحات، شعار دولت "توسعه سیاسی" بود. توجه به همین شعار، نشان دهنده رویکرد این دولت نسبت به مسئله عدالت می باشد. اصلاح طلبان در این دوره ادامه دهنده مسیر دولت هاشمی، اما در قالب توسعه سیاسی هستند. آن ها مسیر هضم شدن در جامعه به اصلاح بین الملل را با سرعت بیشتر اما با ظاهری متفاوت طی می کنند.

    دولت اصلاحات شعار آشتی با دنیا و تنش زدایی سرمی دهد. اگر طرح های اقتصادی همچون تقویت بازار آزاد، کاهش تعرفه واردات، توسعه بورس و بازار سرمایه، تسهیل سرمایه گزاری خارجی و... هم تدوین و اجرا می کند، بمنظور پذیرش پیش شرط های جوامع غربی برای پذیرش ایران در درون آن جوامع (مثل WTO) و در مسیر یکی شدن با تفکرات غرب می باشد. این هماهنگی با غرب تا جایی پیش می رود که اکبر گنجی در مصاحبه خود با روزنامه آلمانی می گوید:« ما تلاش می‌کنیم [امام] خمینی را به‌گونه‌ای تفسیر کنیم که مخالف دموکراسی نباشد».

    این دوران، محرومان لشگر قابلمه به دست ها خطاب می شوند و بیشترین میزان بی توجهی به قشر محروم و مستضعف را شاهد هستیم، گویی اصلا این افراد در شمار ایرانیان قرار نمی گیرند. به این کلمات و جملات دقت کنید؛  آزادی مطبوعات، تشکیل و توسعه NGOها، تحصن در مجلس، استعفای تعداد قابل توجهی از استانداران و فرمانداران، نامه نگاری با بوش و دیدار با جورج سوروس، نامه به رهبری برای آزادی کرباسچی که محکوم به فساد و سو استفاده از بیت المال شده است، تلاش برای به موزه رفتن اندیشه های امام خمینی(ره)، آدمخوار خطاب کردن مردم خرم آباد، مجوز دادن به فیلم ها و کتاب های ضد دینی و ضد اخلاقی توسط وزیر ارشادی که به بعدا به انگلیس پناهنده شد، وارد کردن 2350 شبهه علیه انقلاب و اسلام در این دوران، تمسخر تقلید از مراجع تقلید و تشبیه آن به تقلید میمون ها، اخراج بیش از 200 تن از اساتید مذهبی از دانشگاه ها، تاسیس بنیاد باران و ریاست سیدمحمد خاتمی بر آن، ارتباط با نهضت آزادی و تلاش برای قانونی کردن فعالیت های این گروه، دعوت از متفکران و تئوریسین های انقلاب های رنگی و براندازی نرم به کشور و سخنرانی آن ها در مراکز علمی و...

    این ها و فسادهای اقتصادی-سیاسی بزرگی مثل پرونده شهرام جزایری و غلامحسین کرباسچی، عملکرد 8 ساله دولت اصلاحات می باشد که نشان بی اعتقادی به موضوعاتی مثل رسیدگی به محرومین و تلاش برای توسعه عدالت دارد.

    دولت احمدی نژاد (دولت عدالت و مهرورزی)
    محمود احمدی نژاد با شعار مخالفت با اقدامات دولت های سازندگی و اصلاحات، خصوصا در زمینه بی توجهی آن 2 دولت به مقوله عدالت و راه اندازی باندهای قدرت و ثروت و بیرون راندن مردم از چرخه اداره کشور توانست آرای مردم را به خود جلب کند.

    دولت نهم و دهم فعالیت های قابل توجهی در زمینه از بین بردن تبعیض ها و بی عدالتی ها انجام داد. نظامات اقتصادی کشور را به طور کلی دگرگون کرد، نظام گمرکی و مالیات و توزیع یارانه ها را سامان بخشید، نظام هدفمندی مصرف سوخت را به اجرا درآورد، پروژه عظیم مسکن مهر را برای خانه¬دار شدن قشر کم درآمدتر کلید زد و بخش عمده آن را نیز تا پایان دولت خود به متقاضیان تحویل داد، سهام عدالت را میان مردم توزیع کرد، به اندازه کل دولت های پیش از خود راه روستایی و بین شهری ساخت، بسیاری از روستاها را که فاقد آب آشامیدنی و گاز و تلفن بودند از این مواهب بهرمند ساخت، با طرح های اقتصادی خود فاصله ها طبقاتی را بشدت کاهش داد و... .

    اما مهمترین اتفاقی که در دولت عدالت و مهرورزی رخ داد، بازگشتن مردم به صحنه اداره کشور بود. مردمی که انقلاب کرده بودند و صاحبان اصلی انقلاب لقب گرفته بودند، سال ها بود که مورد بی مهری قرار گرفته بودند. سال ها بود که در کشور شهروندان درجه 1 و 2 ایجاد شده بود. سال ها بود که هرکه داراتر بود، قدرتمندتر بود راحت تر می توانست برای برطرف شدن مشکلاتش با یکی از مسئولین دیدار کند. سال ها بود که زاغه ها و کپرها و حاشیه ها فراموش شده بود، گویی اصلا این ها جزو کشور نبودند. احمدی نژاد مجددا ساده  زیستی را به یک ارزش بدل کرد و کاری کرد که مسئولین متمول همچون ابتدای انقلاب منزوی و مطرود شوند. دایره بسته مسئولین شکسته شد و بسیاری از افراد کارامد و انقلابی که تا پیش از این راهی به مناسب دولتی نداشتند، پا به عرصه اداره کشور گذاشتند.

    اما متاسفانه این روند مبارک در دولت عدالت خواه نیز رو به نزول و کاستی گذاشت تاجایی که بسیاری از اعمال و رفتار این دولت ضد عدالت شد. تورم در پایان دولت نزدیک به 40 درصد شد، قیمت کالاها و اجناس روزانه و گاهی دقیقه ای جابجا می شد و دلال ها از این وضعیت سود می بردند و این مردم عادی و فقرا بودند که متضرر می شدند، دولت انگار دیگر مثل گذشته اعتقادی به مقدس بودن واژه عدالت نداشت و همانطور که بعدها عبدالرضا داوری از چهره های نزدیک به احمدی نژاد در مقاله ای عدالت را هم به مثابه ایدئولوژی و هم به مثابه استراتژی رقابتی معرفی کرد، نگاه رای آورگونه و ابزاری به مسئله عدالت پیدا کرده بود، دیگر کمتر پیش می آمد که رئیس دولت و نزدیکان وی به سراغ مستضعفان و فقرا بروند و پای درد دل آن ها بنشینند، و رفت و آمد و عکس یادگاری گرفتن با هنرمندان آنچنانی و بازیگران را بیشتر ترجیح می دادند.

    همین روند بدنام کردن عدالت محوری هم باعث شد تا در انتخابات 92 کسانی پیروز شوند که مردم، بدلیل رویگردانی از روحیه سلطنت مآبانه و اشرافیت گرایی آن ها در سال 84 به محمود احمدی نژاد رای بدهند.

    دولت روحانی(دولت تدبیر و امید)
    دولت تدبیر و امید عصاره ای از 3دولت قبل خود یعنی دولت سازندگی و دولت توسعه سیاسی و دولت عدالت و مهرورزی است، به این معنا که در این دولت اکثر قریب به اتفاق مسئولین دولت های هاشمی و خاتمی حضور دارند، همان ها که یا نسبت به عدالت بی توجه اند و بازی های سیاسی و حاشیه پردازی ها را برای خود اولی می دانند، یا با زندگی اشرافی خود و اجرای طرح های تعدیل اقتصادی، به دنبال له کردن مردم زیر چرخ دنده های توسعه اقتصادی بودند.

    دولت روحانی اگر از فقرا می گوید و سفر استانی می رود، بدلیل روحیه پوپولیستی است که از دولت قبل خود به ارث برده است والا بدلیل روحیه اشرافیت موجود در درون دولت، این مجموعه با این قبیل کارها بیگانه است.

    در این دولت ما شاهد افرادی هستیم که نزدیک 20 سال وزیر بوده اند، کسانی وجود دارند که از سرمایه های چندصد میلیاردی یا چندهزار میلیاردی برخوردارند. آقازاده ها مجدداً به عرصه اداره اقتصاد کشور کشیده شده اند. بی توجهی به تنوانمندی های داخلی بیداد می کند و چشم ها به لطف خارجی ها دوخته شده که همین امر موجب بیکاری بسیار زیادی در کشور شده است. اطرافیان رئیس دولت از حاشیه امن در کارهای اقتصادی برخوردارند درحالی که با کوله برهای بیچاره در سیستان و کردستان و... بشدت برخورد می شود. اقتصاد بجای مقاوم سازی و  مردمی بودن، توسط کلان سرمایه داران معتقد به بازار آزاد و اقتصاد آدام اسمیتی اداره می شود و ...

    اما در نهایت...
    در نهایت اینکه 4 دولت قبل کاری با مفهوم عدالت کرده اند که این رکن اصلی انقلاب اسلامی بشدت خدشه دار شده و هرچه رهبری معظم انقلاب در این زمینه صحبت می کنند و هشدار می دهند نیز بی فایده یا کم فایده بوده است. مردم و جوانان باید برای رای دادن در انتخابات ریاست جمهوری سال 96، موضوع عدالت مسئله اصلی شان باشد و به کسی گرایش پیدا کنند که به عدالت و توجه به فقرا و مستضعفان، از بن جان اعتقاد داشته باشد و حقیقتا آن ها را مالکان و صاحبان انقلاب و کشور بداند.

    * دبیر سیاسی اسبق اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل

    مرتبط ها
    نظرات
    chapta
    حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
    نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.