گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 231039

امروز در صحیفه// ۹ فروردین ۱۳۵۸؛

در حکومت عدل، هر کسی از خودش باید بترسد

در حکومت عدل، هر کسی از خودش باید بترسد. [که‌] مبادا تخلف کند و الّا از سرباز مملکت عدل، از ارتش مملکت عدل، از شهربانی مملکت عدل، هیچ ترسی نیست؛ برای اینکه اینها همه با محبت با مردم رفتار می‌کنند.

خبرنامه دانشجویان ایران: این محیط محبت را حفظ کنید. ایران را یک محیط محبت کنید - به دست شما - شما پاسدارها، شما ارتش، آن ژاندارمری، این پاسبان، همه و همه. اگر همه با هم یک وضع اسلامی - انسانی پیدا بکنیم، محیطْ یک محیطِ محبت می‌شود؛ همه به هم خدمتگزار می‌شوند.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ این روزها با توجه به فضای سیاسی و اجتماعی کشور و طرح ادعاهایی از سوی جریان های مختلف سیاسی مبنی بر پیروی از خط امام(ره)، بازخوانی صحیفه امام خمینی(ره) از اهمیت فراوانی برخوردار است، چرا که اتفاقات روی داده در آن زمان بی شباهت به مسائل جاری کشور نیست.

امروز در صحیفه
زمان: ۹ فروردین ۱۳۵۸ / ۳۰ ربیع الثانی ۱۳۹۹
مکان: قم
موضوع: چگونگی برخورد با دوستان و دشمنان
مناسبت: در آستانه برگزاری رفراندم جمهوری اسلامی
حضار: جمعی از قوای نظامی جمهوری اسلامی

[بسم الله الرحمن الرحیم‌]

محبت با دوستان و انعطاف ناپذیری در برابر دشمنان
چقدر موجب افتخار است که همچو جوانهای برومندی در مملکت ما در خدمت اسلامند. چقدر من شاد هستم از اینکه ما با هم در یک مجلس مجتمع هستیم و یک محیط محبت است. دیروز هم من با یک دسته از آقایان که آمده بودند - از ارتشیها - این مطلب را گفتم؛ و حالا هم باید عرض کنم ... یکی از فرقهای بین دولتهای غیر اسلامی - دولتهای طاغوتی - دولت اسلامی این است و باید هم این باشد که در دولتهای اسلامی محیطْ محیطِ محبت است، محیط برادری است؛ نه ارتش با مردم جدا هست و نه مردم با ارتش جدا هستند؛ و نه یک محیط رعب در کار هست. خدای تبارک و تعالی برای مؤمنینی که در خدمت اسلام هستند دو خاصیت نقل می‌فرماید: یکی اینکه بین خودشان محیط محبت است رُحَماء بَینَهُم با هم دوستند، رحیمند، همه به دیگری محبت دارند؛ در مقابل غیر؛ اشِدّاء (سوره فتح، آیه ۲۹) در مقابل کفار و در مقابل اجانب شدید هستند، محکم. بین خودشان دوست و رفیق هستند.

نگاهی به حکومت مولی علی(ع)
شما ملاحظه کنید، بزرگتر مرد عالَم که بعد از رسول الله حضرت امیر - سلام الله علیه - در حالی که مملکتش چندین مقابل مملکت ایران بوده است، آن وقتی که ایشان خلافت داشتند، از مصر و تمام عربستان و عراق و ایران، [و] یک مقداری از اروپا زیر سلطه ایشان بوده است، وقتی که ما ملاحظه می‌کنیم رفتار یک همچو سردار بزرگ، یک همچو رئیس دولت با مردم خودش، با اشخاصی که بین خودشان هستند، ملاحظه می‌کنیم که چه جور ایشان رفتار می‌کرده است. زندگی‌اش پایین‌تر می‌خواسته باشد از همه افرادی که در مملکتش زندگی می‌کنند. می‌فرماید شاید در یمامه - در سرحدات - یک کسی باشد که گرسنه باشد. آن وقت ایشان به خودشان آنطور سختی می‌دهند، به طوری که خانواده ایشان نگران بودند از اینطور زندگی که ایشان می‌کند. و ایشان، همین رئیس دولت، یک چیز و - غذای زبری که داشته است - توی یک ظرفی می‌کرده است، سر آن را مُهر می‌کرده که نبادا سَرِ این را باز بکنند و داخلش یک روغنی بکنند، یک چیزی بکنند. (بحارالانوار، ج ۴۰، ص ۳۲۵) با مردم چه جور بود؛ شبها - به طوری که نقل شده است - دور می‌گردیدند تنها و به دوش مبارکشان غذا حمل می‌کردند دور خانه‌ها به اشخاصی که یتیم بودند، فقیر بودند، چه بودند، تقسیم می‌کردند. و این معلوم نبود الّا بعد از اینکه فوت شدند - شهادتشان - شهید شدند. آن وقت معلوم شد.

و آنطوری که نقل کردند در یکی از منازل که رفتند چند تا بچه کوچک در آن منزل بود؛ گریه می‌کردند بچه‌ها، گرسنه بودند، بعد از اینکه رفتند و خودشان غذا دادند به آنها، چه کردند و بعد حضرت شروع کرد برای آنها یک کاری کرد که اینها را بخنداند؛ حتی مثل اینکه - مثلاً - صدای شتر کرد. گفت من آمدم اینجا اینها گریه می‌کردند، دلم می‌خواهد حالا که می‌روم اینها خندان باشند.

امنیت اهل ذمه در حکومت علی(ع)
در زندگی روزمره‌اش با مردم همچو بود که شنیده بود که در لشکری که از معاویه - ظاهراً - آمده بود در یک جایی یک خلخالی را از پای یک زن یهودی در قلمرو امارت ایشان، یک خلخالی را از پای یک زن یهودی بیرون آوردند؛ همچه ناراحت می‌شود که می‌فرماید که اگر انسان - قریب به این معنا - بمیرد، این بَرَش عیبی نیست، نباید بر او خرده گیری کنند. (نهج البلاغه، خطبه ۲۷) بین خودشان رحیم، دوست، رفیق؛ به طوری که هیچ رُعبی در آن محیط نبوده است.

اگر یک کسی وارد می‌شد بر آن، همچو نبود که حشمتی داشته باشد، بترسد. ترسی تو [ی‌] کار نبوده است؛ عدل بوده است. در حکومت عدل، هر کسی از خودش باید بترسد. [که‌] مبادا تخلف کند و الّا از سرباز مملکت عدل، از ارتش مملکت عدل، از شهربانی مملکت عدل، هیچ ترسی نیست؛ برای اینکه اینها همه با محبت با مردم رفتار می‌کنند.

همین حضرت امیر - سلام الله علیه - که رفتارش با داخله اینطور بود و مثل یک نفر عمله گاهی کار می‌کرد. خودش همان وقتی که بیعت کردند با آن، اسباب کارش را برداشت و رفت یک قناتی داشت خودش می‌کنْد؛ بعد هم که آب داد وقفش کرد. این آدم که وضعش اینطور بود، وقتی در مقابل دشمن می‌ایستاد، فریاد که می‌کرد، دلها را چه می‌کرد. شمشیر را که می‌کشید از این‌ور، وقتی - می‌گویند که ضربات علی یکی بوده - از این‌ور می‌زد دو نیم پاره می‌شد؛ از این‌ور هم می‌زد دو تا می‌شد؛ شدت داشت در مقابل آنها.

نبودِ رعب در نظام اسلامی
این حال سرباز اسلامی است که بین خودشان محبت، محیطْ محیطِ محبت [است‌]. همین طور که الآن این محیطی که ما الآن نشستیم، یک محیط محبتی است دیگر. قبل از این نه آقای سرتیپ در یک همچو مجالسی [شرکت می‌کرد]، اینطور اجتماع با ما گاهی در پاریس بود، اما نه ایشان (اشاره به یک درجه دار ارتش) در یک همچو مجالسی [بودند] و نه شما در این مجالس بودید و نه شما با اینها مجتمع. همه را - جوری کرده بودند که همه را - از هم جدا کرده بودند و بدبین کرده بودند. اگر یک نفر [نظامی‌] وارد بازار می‌شد مردم می‌ترسیدند. مردم را ترسانده بودند. چرا؟ ... در محیط اسلام و مملکت اسلامی رعب نیست، و در محیط طاغوتی رعب است؛ برای اینکه محیط اسلامی، نه شخص اولش و نه سردارهایش با مردم جوری نکردند که از مردم بترسند؛ با مردم محبت کردند؛ مردم همه برادر او هستند، خدمتگزارش هستند. همان طوری که اینها خدمت به مردم می‌کنند، مردم هم خدمت به آنها می‌کنند. در یک همچون محیطی کسی ترس ندارد، لازم نیست که ایجاد رعب بکنند؛ اما در محیط طاغوتی از باب اینکه با مردم بدرفتاری کردند، مال مردم را خوردند، اذیت کردند به مردم، از مردم می‌ترسیدند! چه طور بکنند که از این ترس نجات پیدا بکنند، و مبادا چه بکنند! ایجاد محیط رعب می‌کنند، محیط را یک محیطِ وحشت آور درست می‌کنند، که مبادا یک کسی ....

دوگل (شارل دوگل، رئیس جمهور فرانسه که در سال ۱۳۳۹ از ایران دیدن کرد هنگام بازدید او از بازار مردم علیه شاه به تظاهرات دست زدند) وقتی آمده بود اینجا - ظاهراً دوگل بود که با شاه با هم رفته بودند توی بازار - خوب، شاه که جرأت نمی‌کرد بیرون بیاید! این بیرون آمده بود رفته بود توی جمعیت. [چونکه‌] نمی‌ترسید از آنها؛ مردم به او کاری نداشتند. اما خود او می‌ترسید. چرا می‌ترسید؟ برای اینکه به مردم بد کرده [بود]. وقتی آدم به کسی بد بکند، از آنها می‌ترسد. این یک مطلب کلی است، یک سرمشق کلی است برای همه ما که باید با اهل [مملکت‌]، با رعیت مملکت، با افراد مملکت، رفتارْ رفتارِ برادرانه و رحمت آمیز باشد: رُحَماء بَیْنَهُمْ. اینها با هم تبادل رحمت می‌کنند؛ این رحمت به او، او رحمت به این؛ این محبت به او، او محبت به این و همین جمعیت اگر در مقابل دیگران بایستند ... [در مقابل‌] خصم بایستند، محکم و شدید هستند: أَشِدّاء عَلَی الکفّارِ. این یک دستور کلی است که اگر بخواهید وقتی منزل می‌روید با حال آرام، بی دغدغه - شب به روز بیاورید با مردم خوبی کنید. وقتی با مردم خوبی کردید، محبت کردید، خدمتگزار مردم بودید، وقتی که بروید شب منزل، آرامش برای قلبتان هست؛ وجدانتان ناراحت نیست.

اینهایی که مردم را اذیت می‌کنند وجدانشان ناراحت است؛ اینطور نیست که بروند راحت. یک نفر را کشتند و راحت ... نخیر، ناراحتند. منتها البته بعضیها وقتی کم کم زیاد شد، عادت می‌کنند؛ این دیگر یک درنده می‌شود؛ این دیگر آدم نیست. بخواهید که زندگی مرفه، زندگی به این نیست که پارک چند طبقه (تا اواسط زمان رضاخان به جای کلمه «ویلا»، در مورد خانه‌های بزرگ، کلمه «پارک» معمول بود مثل پارک اتابک) آدم داشته باشد. چه بسا اشخاص پارکهای چند طبقه دارند لکن زندگی‌شان جهنم است. الآن شما زندگی محمدرضا را چه جور می‌بینید؟ همه وسایل آسایش برایش هست لکن آسایش دارد؟ یک آن آسایش دارد؟ ندارد.

آسایش روحی با تربیت اسلامی
آسایش انسان به این است که روح انسان راحت باشد. روح انسان وقتی که راحت شد، اگر یک ناهار - هر جوری باشد - این با آن می‌سازد و اصلاً ناراحتی را هم ادراک نمی‌کند. راحتی انسان به این است که انسان وضع روحی‌اش را جوری بکند که با این وضع روحی آسایش برایش پیدا بشود؛ و این به اسلامی شدن است. اگر انسانْ اسلامی بشود، تربیت کند خودش را به تربیتهای اسلامی، ارتش تربیت کند خودش را به اینکه برای مردم خدمتگزار باشد نه ایجاد رعب بکند، ایجاد رحمت بکند به طوری که همین طور که حالا ما همه با هم هیچ کدام از هم نمی‌ترسیم، نه من از ایشان (اشاره به یک فرمانده نظامی) نه ایشان از من، هیچ کدام از هم ترسی نداریم، این محیط محبت است.

ایران، محیط محبت
این محیط محبت را حفظ کنید. ایران را یک محیط محبت کنید - به دست شما - شما پاسدارها، شما ارتش، آن ژاندارمری، این پاسبان، همه و همه. اگر همه با هم یک وضع اسلامی - انسانی پیدا بکنیم، محیطْ یک محیطِ محبت می‌شود؛ همه به هم خدمتگزار می‌شوند. در این نهضت و آن وقتی که مردم مشغول بودند به مخالفت، خوب دیدید که یک وضع انسانی پیدا شده بود، یک تحول پیدا شده بود. که سرباز وقتی که می‌آمد توی کوچه‌ها، مردم گلُ به او می‌ریختند؛ او گریه می‌کرد و به آنها اظهار محبت می‌کرد.

این تحول روحی است که خدای تبارک و تعالی این تحول را مرحمت فرموده بود. این تحول روحی را حفظش بکنید؛ این محبت را بین خودتان و اقشار ملت حفظ بکنید؛ ولی در مقابل مخالفین، در مقابل اعدا، در مقابل مفسدین شدید باشید؛ محکم مثل یک سد در مقابل آنها. نرم در مقابل هموطنهای خودتان، در مقابل برادرهای خودتان؛ همین دستور اسلام است، قرآن این را می‌فرماید، و همان طور که رؤسای اسلام اینطور بودند. خود رسول الله - صلی الله علیه و آله و سلم - ایشان خودشان در جنگها، خودشان وارد میدان نمی‌شدند که آدم بکشند؛ وضع اینطور بوده است که نبی رحمت بودند. حتی یک نفر کشته نشده است به دست ایشان. لکن حضرت امیر با آن وضعی که در جنگ داشته است، از ایشان نقل کرده‌اند که ما در شداید پناه می‌بردیم به ایشان! (نهج البلاغه، (من غریب کلامه، حدیث ۹)) یک همچو ... سردار بزرگ که در دنیا نظیر ندارد - به حسب نقلی که از ایشان می‌شد - می‌فرماید که ما در شداید، وقتی جنگ شدید می‌شد، ما پناه می‌بردیم به رسول الله. یک همچو قوّه‌ای بوده او؛ قدرت الهی بوده. این یک دستور کلی است که در آن زمان آنها کرده‌اند و به سعادت رسیدند و به سعادت رسانده‌اند.

منبع: صحیفه امام خمینی - جلد ۶ - صفحات ۴۴۰ تا ۴۴۵

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.