گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 232889

محمدسجاد شیرودی

بازخوانی یک نصیحت: دوقطبی شدن فضای انتخابات توسط مثلث انحراف

نه به جهت حمایت صرف از او، بلکه برای مواجهه با رقبای او. ...یک تاکتیک پیچیده که حتی بازیگران با تجربه هم دفعتا وارد آن شدند و نتیجه آن شد که همه دیدند یک شکاف بزرگ که اگر چه برنده آن محمود احمدی نژاد شده بود اما هزینه های آن را نظام پرداخت کرده بود.

خبرنامه دانشجویان ایران: محمدسجاد شیرودی// دوقطبی شدن به دو معنا است؛ یک معنای آن، جنبه منفی دارد. معنای رایج دیگر به دوقطبی سازی مربوط به صحنه انتخابات و آرایش نیروها اشاره دارد. در معنای نخست و منفی دوقطبی سازی در نهایت نیروهای مخالف و موافق نظام در برابر یکدیگر صف آرایی می کنند.

قطب‌بندی هنگامی رخ می‌دهد که تفاوت ها و اختلاف نگرش ها، به نزاع، درگیری و تقابل بینجامد و گاه حتی به فتنه و آشوب و درگیری های داخلی کشانده شود و اینجاست که قطب بندی های مرسوم "اصلاح طلب/ اصولگرا"، "اعتدالگرا/ دلواپس"، "تندرو، میانه رو" و... معنای دیگری می یابد. بدیهی است چنین دوقطبی هایی اولا بیانگر شناخت ناقص از جامعه سیاسی ایران و حتی چهره های سیاسی است. ثانیا قالب بندی توده های مردم در این عناوین، سبب تیز و تندتر شدن شکاف های جامعه و تجمیع و تراکم آنها از فاز سیاسی و عقیدتی به فاز امنیتی شده و پتانسیل رفتارهای رادیکال و التهاب آفرین همچون شرایط سیاسی کشور در حوادث پس از انتخابات 88 را فراهم می کند.

احمدی نژاد در ایجاد دوگانگی و شکاف، یک پیش فعالی غیرمنتظره و عجیب و غریب دارد، اما شاید مهمترین و پرهزینه ترین فعالیت  سیاسی اش در این راستا ،نوع ورودش به انتخابات سال 88 باشد. خوب که نگاه کنیم می بینیم احمدی نژاد می توانست راحت با دوقطبی سازی؛ رییس جمهور بماند. او در وضعیتی وارد انتخابات می شد که اگر چه خیلی ها دل خوشی از او نداشتند اما برای رییس جمهور نشدن نامزدهای دیگر حتما از او حمایت می کردند. مناظره های جنجالی احمدی نژاد سبب شکل گیری دوقطبی شدن در جامعه شد. او در مناظره  با نام بردن از بزرگان سیاست آغاز کرد و سطح چالش را به جای دیگری برد. او رقبای بزرگ را مقابل خود ردیف کرد تا سطح خود را بالا ببرد. می دانست آن افراد در جامعه حامیانی دارند و بر همین اساس به خلق یک شکاف بزرگ اجتماعی فکر می کرد. شکافی که اگر چه یک قطب قوی مقابلش می ساخت اما حتما قطب او را نیز قدرتمند و معطوف به سیاست ورزی و فعالیت های  او می ساخت. به یک معنا او بی درنگ کسان مهمی از سیاست ایران را همراه خود می ساخت؛ نه به جهت حمایت صرف از او، بلکه برای مواجهه با رقبای او. ...یک تاکتیک پیچیده که حتی بازیگران با تجربه هم دفعتا وارد آن شدند و نتیجه آن شد که همه دیدند یک شکاف بزرگ که اگر چه برنده آن محمود احمدی نژاد شده بود اما هزینه های آن را نظام پرداخت کرده بود.

اما وقتی سال گذشته رهبر معظم انقلاب نیز در درس خارج فقه به جلسه خود با محمود احمدی نژاد اشاره    می کند و از توصیه خود برای نیامدن ایشان جهت دوقطبی شدن انتخابات صحبت به میان آورد، فضای سیاسی و انتخاباتی کشور تا حدودی آرام گرفت. اما به یک باره در چند روز گذشته احمدی نژاد با دو تن از همکاران پرسر و صدا و سابقه دار خود وارد وزارت کشور شد، همه را شوکه کرد. شوک انتخاباتی محمود و یارانش و با بررسی اظهار نظرهای گذشته آقای احمدی نژاد در این باره که برنامه ای برای نامزدی ندارد. «حالا توپ در زمین بررسی‌کنندگان صلاحیت کاندیداها است که یا بقایی را تایید کنند و یا به حضور احمدی‌نژاد تن دهند. هرچند نوع بررسی شورای نگهبان نشان داده که اگر صلاحیت شخصی را احراز نکند بدون هیچ اغماضی روی نامش قلم قرمز می‌کشد حتی اگر آن شخص محمود احمدی‌نژاد باشد. با این کار، احمدی‌نژاد ریسک بزرگی را به جان خریده چون در صورتی که علاوه بر بقایی، خودش هم رد صلاحیت شود انتخابات ۱۴۰۰ را هم از دست می‌دهد و به نوعی دچار مرگ زودرس سیاسی خواهد شد.

در این بین حامیان احمدی نژاد را دو گروه یا شاید بهتر است بگویم دو حلقه تشکیل می دهند.

حلقه اول حلقه ای هستند که باور دارند باید زندگی خود را وقف فراهم نمودن شرایط ظهور امام زمان(عج) کنند و هدف انقلاب اسلامی در ایران را هم در همین راستا می دانند. اینان باور دارند بسیاری از سیاست مداران نظام از هدف اصلی انقلاب که همانا فراهم نمودن زمینه های ظهور است دور شده اند و درگیر دولت داری و حاشیه های جانبی آن مثل برداشتن سهم خود از سر سفره انقلاب گشته اند و به این دلیل، اینان باید تلاش کنند که مسیر را به مسیر اصلی بازگردانند. افراد این حلقه فقط رهبری را به عنوان ملاک عمل خود قبول دارند و باور دارند که باید فقط به فرمان ها و منویات وی عمل کنند. نکته مهم در این ماجرا این است که چه تحلیلی از منویات رهبری داشته باشند و باید اذعان کرد که درک درستی نیز از منویات رهبر معظم ندارند.

حلقه دوم بسیاری از عموم مردم می باشند که در سرتاسر کشور جذب گفتار و کردار و پندار احمدی نژادی شده اند. احمدی نژاد را تنها شخصیت عالی رتبه ای می دانند که به میان آنها آمده و با آنها ارتباط برقرار کرده و رو در رو با وی نشست و برخاست داشته اند. اینان نه آمار و ارقام اقتصاددانان را متوجه می شوند و نه سخنرانی های نخبگان ودانشگاهیان، نه برجام برایشان مهم است و نه رابطه ایران با دیگر کشورها، نه به سرمایه گذاری خارجی اهمیت می دهند نه به خرید هواپیماهای جدید، تنها چیزی که برای اینان ارزش و اهمیت دارد همان فضای زندگی ساده خود و امنیت اقتصادی و آتیه خود و خانواده شان است. امنیت اقتصادی و آتیه ای که باور دارند توسط همان یارانه هایی که احمدی نژاد از سهم آنها از پول نفت بر سر سفره آنها قرار داده و امروزه ارزش آن پایین آمده و این قشر نیز جمعیت قابل توجهی در کشور هستند.

آنچه مسلم است آقای احمدی‌نژاد نشان داده که به حضورش در قدرت به‌عنوان یک امر مقطعی نگاه نمی‌کند و این‌گونه نیست که مانند مرحوم آیت‌الله‌ هاشمی‌رفسنجانی و یا آقای خاتمی عطای قدرت را به لقای آن ببخشد. احمدی‌نژاد مصمم به ماندن در قدرت است و مانند آقایان هاشمی یا خاتمی نیست که وقتی با «نه» مواجه شدند دیگر اصراری بر ماندن در قدرت نداشتند. احمدی‎نژاد ماجراهای ۱۱ روز خانه نشینی را که با هزار روایت و داستان سرایی پشت پرده قابل توجیه کرده بود، امروز در مقابل چشم همه مردم ایران به نمایش گذاشت تا نشان بدهد که نه تنها اعتقادی به التزام به توصیه ولی فقیه ندارد، بلکه برای شکستن این توصیه در ملاء عام هم و در مقابل چشم همه مردم ایران هم هیچ ملاحظه‎ای ندارد و براحتی این توصیه را زیر پا می‎گذارد، چرا که امروز برای احمدی نژاد آنچه از همه مهمتر است، کسب قدرت و بقای در آن است.

در این روزها گمانه زنی ها درباره او بسیار زیاد است و خیلی از یاران او نیز برای تطهیر خود از وی اعلام برائت کرده اند. به احتمال زیاد (بر اساس توصیه رهبری و تخلفاتی که احمدی نژاد در دوران ریاست جمهوری خود انجام داده و ..... ) صلاحیت او تایید نخواهد شد، اما اگر تائید شودبا سه گرایش عمده رئیسی، روحانی واحمدی‌نژاد وارد انتخابات ۹۶ می شویم اما با درصد آرای شکسته شده به احتمال زیاد به دور دوم کشیده خواهد شد. در همین چند روز گذشته یاران وی با ایجاد کمپین ها و کانال های متفاوت مردم را به حضور احمدی نژاد تا آخرین نفس و حمایت مردم دعوت نموده اند و البته باید خاطر نشان کرد که بیانات مقام معظم رهبری نیز در چند روز آینده تصمیم ساز برای اقشار زیادی خواهد بود.

* کارشناس ارشد علوم سیاسی

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
[1396/01/29 - 14:48]
ظاهرا هر قدر هم که کامنت بگذارم فایده ای ندارد و مطلب نویسان شما مرغشان یک پا دارد. گویا با دیوار حرف زده ام.
می شود بفرمایید چرا وقتی همه خبرگزاری های دنیا رییسی را نماینده رهبری و رهبر آینده نامیده و بر طبل دو قطبی رهبری / روحانی می کوبند شما نگران کاسه کوزه ای نیستید و فقط این وسط اگر احمدی نژاد بیاید و بازی را به هم بزند رگ غیرت ولایتمداریتان باد می کند؟ چرا دوقطبی رییسی- روحانی خوب است اما اگر احمدی نژاد بیاید و سه قطبی بشود بد است؟
محمدهادی
[1396/01/29 - 14:51]
احمدی نژاد رد صلاحیته شک نکنید
علی ضیایی
[1396/01/29 - 17:46]
با سلام
تحلیل جالبی بود .معلوم بود ایشان از برخی مسائل نیز آگاهی دارند.انشاالله نتیجه هرچه می شود به نفع مردم باشد
علی کبریایی
[1396/01/29 - 17:54]
با سلام
احسنت تحلیل عالی و جالبی بود
محمد ارجمند
[1396/01/29 - 18:18]
با سلام
بنده نظرم به نظر ایشان نزدیک تر است
[1396/02/03 - 01:14]
هاشمی و خاتمی در قدرت نماندند؟!!!
یا خدا
داداش توی کدوم دانشگاه درس خوندی؟