گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 237731

دیدار در چهارشنبه ناسوری تهران!/ 2

تشویق آمفی تئاتری رهبری/ جلسه‌ای که هیچ کس مصونیت نداشت!

محکم ترین احسنت را زمانی از دانشجویان می گیرد که به ماجرای مدرک رئیس جمهور روحانی اشاره می کند. اما به نظرم رهبری چندان نپسندید. 8 تا 9 احسنت از دانشجویان می گیرد و با طیب الله انفسکم و خیلی خوب بود رهبری سر جایش می نشیند.

خبرنامه دانشجویان ایران: ساعت 7:35 بعد از ظهر است که صدری نیا دیگر از دانشجویی دعوت نمی کند. دیگر نوبت رهبری است. در همان زمان دانشجویی ریش پرفسوری و عینکی با تسبیح آبی به دست بلند می شود  و بلند بلند حرف می زند که همه این حرف ها حرف همه دانشجویان نیست و ما هم انقلاب را دوست داریم و شما را دوست داریم و ما هم حرف داریم.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ محمدمهدی نوریه در دومین بخش حاشیه نگاری خود(بخش اول) از دیدار رهبری با دانشجویان نوشت:

ساعت 5:30 است. بیت رهبری.

به لطف آن راه ندادن ها به وسط های قرآن خواندن رسیدم. گیج هضتم و هرچقد سعی می کنم تیکه ای از آیات را که تلاوت می شود بنویسم تا بعدا در حاشیه نوشتم بیاورم نمی شود. آقای خامنه ای را می بینم که با عبای مشکی و قبایی سفید متمایل به کرم نشسته اند. و حسینه حدودا 60 درصدش پر شده است. بخواهم مثل این گزارشگر های فوتبال بگویم کجا نشسته ام. جایگاه را تصور کنید سمت چپ جایگاه نه خیلی جلو نه خیلی نزدیک.

2 جانباز را می بینم که روی ویلچر نشسته اند و با ذوق عجیبی به رهبری نگاه می کنند.

مجری پشت تریبون که قرار می گیرد. سلام می کند. 2_3 نفر کنار دستم می گویند "دکتر سلامی ها سلام!" محمد علی صدری نیا کارگردان و گوینده معروف کلیپ های "دکتر سلام" مجری برنامه است. شروع می کند "رب ادخلنی مدخل صدق و اخرجنی مخرج صدق...روح امام زنده است... " این صدری نیا هم کارش درست است. خوشتیپ خوش سیما و خوش صدا...بعضی حاضران در حسینیه سربند زرد لبیک یا خامنه ای بسته اند. سربند زرد سربند مولا است وقت جهاد.

تشویق آمفی تئاتری رهبری/ جلسه ای که هیچ کس مصونیت نداشت

صدری نیا گریزی می زند به بیمارستان بهارلو. اول به خودم می گویم رهبری که چند سال پیش در بیمارستان رجایی بستری بودن. چرا بهارلو؟ اما صدری نیا ماجرای ترور 6 تیر 60 در مسجد ابوذر را سوژه متن قرار داده بود. در دلم احسنتی بهش می گویم. همزمان رهبری سر تکان می دهد. انگار حرف های مجری را تائید می کنند.

صدری نیا با شعار " خونی که در رگ ماست/ هدیه به رهبر ماست" انتهای خوبی برای حرف های ابتدایی اش پیدا کرده بود. گردن دراز می کنم ببینم در جایگاه مسئولان چه کسانی هستند. ابوترابی فرد نماینده سابق مجلس؛ ستاری معاونت علمی رئیس جمهور؛ زاهدی رئیس کمیسیون آموزش و معاونین فرهنگی دانشجویی وزارت علوم و بهداشت را می بینم.

مجری از قاری قرآن که رتبه اول چند جا و فارغ التحصیل دانشگاه علامه است تشکر می کند و دعوت می کند از اولین سخنران. متین منتظمی دبیر کل جامعه اسلامی. پسری هیکلی است و کت شلواری. می گوید دانشجو موذن جامعه است و رهبری به نشانه تایید سر تکان می دهد. وقتی می گوید مفسد هر کسی باشد چه برادر چه فرزند و باید با او برخورد شود. اولین احسنت را دشت می کند.

تشویق آمفی تئاتری رهبری/ جلسه ای که هیچ کس مصونیت نداشت

به وضع نا به سامان کاسپین اشاره می کند و سلب اعتماد مردم از نظام. نقد هایش تند تر می شود و به چاه ویل طرح تحول سلامت اشاره می کند. وزیر بهداشت که نفهمیدم کی آمده است لبخندی می زند. به رهبری نگاهی می اندازم. آقا هم مثل من تند تند دارند نکته برداری می کنند. منتظمی گریزی به تخلفات انتخاباتی می زند. می گوید ما تا آخر ایستاده ایم حتی اگر عده ای بخواهند در موشک ها هم بتن و سیمان بریزند. تا اینجا 6 امین احسنت را گرفته است. اما تکبیر نه! اشاره ای به ترور های دهه شصت می کند و از رهبری می خواهد که دستور بدهند تا پرونده ترور ها باز شود.

حرف های منتظمی که تمام می شود. رهبری طیب الله انفساکم می گوید. اما دبیر جامعه طرف ایشان نمی رود. عادت همیشگی این بود که دانشجو ها پیش رهبری می رفتند و از ایشان هدیه ای می گرفتند و نوازشی.

دانشجوی بعدی علیرضا الزیادی دانشجو دکتری تاریخ ایران است اما خودش عراقی. به خودم می گویم صدام یزید کافر کجایی که ببینی مردم ایران اربعین عراق می آیند و جوان عراقی برای خواندن تاریخ به ایران می آید. حسن مطلع حرف هایش قطعه ای عربی است. که رهبری خوب متوجه می شوند و لبخندی می زنند. ساعت 6 بعد ظهر شده و حسینیه تقریبا پر شده است.از تشکیل کانون های فرهنگی دانشجویان عراقی و افغانستانی و بقیه کشور ها می گوید. رهبری کمتر نکته می نویسند و به دانشجوی عراقی نگاهی می اندازند.

اولین خانم دانشجو که پشت تریبون می رود مهندسی هسته ای می خواند در دانشگاه شهید بهشتی. نماینده تحکیم وحدت است. مسئله جمهوریت نا تمام را مطرح می کند. رهبری دوباره دست به قلم شده و نکته برداری می کند. یکی از کولر های طرف ما خاموش است. مصلحت اندیشی شورای نگهبان را نقد می کند. کنایه و تیکه ای به آقایان ارزشی می اندازد که نگاهشان با رهبری درباره حضور زن در جامعه متفاوت است. گمانم منظورش یکی از ائمه جمعه است. این کنایه لبخند رهبری را در پی دارد. اولین تکبیر را می گیرد. تکبیری که از واحد خواهران حاضر در حسینیه شروع شد و تسری پیدا کرد. پایان سخنرانی اش رهبر انقلاب اشاره می کند که اگر آقایان ارزشی نگاهشان اینطور است نگاهشان را عوض کنند و تجدید نظر کنند و خنده حضار!

تشویق آمفی تئاتری رهبری/ جلسه ای که هیچ کس مصونیت نداشت

دانشجوی بعدی سلیمی از اعضای شورای تبیین بسیج است با پیراهن سفید و قد بلند پشت تریبون قرار می گیرد. ساعت نزدیک 6:30 عصر است. از رفتار مسالمت آمیز قوه قضاییه با مفسدین گلایه می کند و جماعت احسنت غلیظی به او می گویند. از پرت کردن میکروفون و رفتار بد با فرماندار بدره توسط 2 وزیر گلایه می کند و چند احسنت پشت سر هم می گیرد. رو خوانی از متن نمی کند بلکه به صورت خطابه حرف هایش را ارائه می دهد. صدا و سیما شورای نگهبان را هم از دایره نقد هایش خارج نمی کند. گلایه می کند از رسم ناپاک مسئولینی که بدعت می گذارند و برای تصاحب قدرتت ژست اپوزسیون می گیرند و از سران فتنه 88 مدد می طلبند برای رای آوری! مسلسل وار احسنت می گیرد از جمع حاضر در حسینه امام خمینی.

بعد از پایان صحبت هایش رهبری احسنت و طیب الله انفاسکم می گوید و به گلایه ژست اپوزسیون مسئولان اشاره می کند و می گوید گلایه ما هم هست.

ساعت 6:35 شده است و نماینده جنبش عدالتخواه پشت تریبون می رود. جوانی تکیده با صدایی که ما حصل این 12 روز روزه داری بد جور گرفته بود. او هم شورای نگهبان را بی نصیب از نقد هایش نمی گذارد. از برخورد محافظه کارانه قوه قضاییه گلایه می کند و جماعتت حاضر احسنت محکمی به او می گویند. کم کم پچ پچ ها شروع شده است. صدا و سیما را هم نقد می کند بابت برخورد سلیقه ای. می گوید برجام و ما ادراک برجام، هم آقا و هم دانشجویان حاضر در حسینیه می خندند. رهبری خودکار را میان 2 انگشت تکان می دهد. نماینده جنبش که می خواهد متن و پیوست را به رهبری تقدیم کند محاظی مانع می شود و خودش متن را به رهبری می رساند.

تشویق آمفی تئاتری رهبری/ جلسه ای که هیچ کس مصونیت نداشت

دانشجوی بعدی سید محمد حسن داوودی است از طرف گروه های جهادی. می شناسمش. یعنی شاید شناخته شده ترین چهره جمع از دانشجویان است. چند هفته پیش میهمان خندوانه بود. متن یک دانش آموز افغانستانی را می خواند و 3 آرزویش. مسئول و مدیر مجموعه مدارس صبح رویش است. مدرسه شان را دیده ام. محله دروازه غار تهران. جای جالبی است این دروازه غار. می گوید جهادی ها کمر همت می بندند و کمتر نق می زنند.

از اعتماد امام به جوان ها می گوید و این که رهبری هم در ساختار های مرتبط به خودشان به جوانان اعتماد کنند چون جوانگرایی در ارگان ها حداقلی است. احسنت محکمی می گیرد وقتی از دغدغه دولت برای ربنای شجریان گلایه می کند. وقتی می خواهد بنشیند رهبری ضمن تشویق و احسنت گفتن به او از او برنامه و راهکار مطالبه می کند که در اختیار دفترشان قرار بدهد.

تشویق آمفی تئاتری رهبری/ جلسه ای که هیچ کس مصونیت نداشت

عقربه ها ساعت 7 را رد کرده اند که نوبت به مظاهری می رسد. ته لهجه اصفهانی دارد. با آقا جان اجازه هست شروع می کند. رهبری که اذن داد به وقایع 17 خرداد 96 اشاره ای می کند. از سیاسیون مدعی مذاکره می خواهد که با تروریست های در تهران مذاکره کنند. منظورش کرباسچی است که در ایام انتخابات ادعا می کرد با مذاکره مشکل داعش حل می شود. مرگ بر منافق در حسینیه به هوا می رود. بعد از ورودیه حوادث امروز می گوید اخلاق قربانی انتخابات بود و احسنتی از حضار می گیرد.

محکم ترین احسنت را زمانی از دانشجویان می گیرد که به ماجرای مدرک رئیس جمهور روحانی اشاره می کند. اما به نظرم رهبری چندان نپسندید. 8 تا 9 احسنت از دانشجویان می گیرد و با طیب الله انفسکم و خیلی خوب بود رهبری سر جایش می نشیند.

علی اکبر ولایتی رئیس هیئت موسس و نورمحمدیان سرپرست دانشگاه آزاد نشسته اند که خانمی با عنوان دانشجوی کارشناسی ارشد مهندسی پزشکی به نمایندگی از دانشجویان دانشگاه آزاد پشت تریبون قرار می گیرد. استرس و نحوه خواندن متن باعث شده تا من هم خنده ام بگیرد. اما هر چه جلو تر می رود محکم تر می خواند.

از رسم آقا زادگی در دانشگاه آزاد می گوید. از میراث پدر نبودن دانشگاه آزاد می گوید. انگار استرس نیست بغضی در صدایش هست. می گوید به خاطر دعوت پدر شهید احمدی روشن کمیته انضباطی شده است و این دلیل بغض اش است. می خواهد که دانشگاه آزاد عام المنفعه باشد. از لابی قدرت در دانشگاه آزاد گلایه می کند که برای فساد زدایی از یادگار یادگار امام، دست به دامان رییس جمهور میشود؟ به ولنگاری های ما حصل فعالیت دانشگاه ازاد اشاره می کند. به نظرم این متن طی چند سال اخیر قوی ترین متن دانشجویان دانشگاه آزاد بود. راهکار هایی برای خروج دانشگاه آزاد از فضای موجود می دهد و آخر سر رهبری را برای حضور در جمع دانشجویان دانشگاه آزاد به این دانشگاه دعوت می کند.

ساعت 7:35 بعد از ظهر است که صدری نیا دیگر از دانشجویی دعوت نمی کند. دیگر نوبت رهبری است. در همان زمان دانشجویی ریش پرفسوری و عینکی با تسبیح آبی به دست بلند می شود  و بلند بلند حرف می زند که همه این حرف ها حرف همه دانشجویان نیست و ما هم انقلاب را دوست داریم و شما را دوست داریم و ما هم حرف داریم.

رهبری می گوید می دانم حرف همه دانشجویان نیست اما اگر قرار باشد شما صحبت کنید همه می خواهند صحبت کنند. جوان می نشیند و رهبری بسم الله می گوید. 2 برگی که با خودم آورده بودم تمام شده است و دیگر جایی برای نوشتن ندارم. گوش می دهم.

رهبری مثل همیشه از دانشجویان و نقد هایشان تعریف و تمجید می کند. شاید اوج صحبت ها و واکنش ها آنجا بود که رهبری به مسئله شرکت در انتخابات اشاره کردند. دانشجویان انقدر از تحلیل رهبری به وجد امدند که این بار برای ایشان تکبیر و احسنت نگفتند و خیلی روشنفکرانه به سبک سالن های دانشگاهی آقا را با کف زدن تشویق کردند. چندین بار خنده دست جمعی با رهبری ماحصل رفتار استادی است که می داند دانشجو هایش بعد 16 ساعت روزه داری به آنتراک هایی هم نیاز دارند.

آخر حرف ها آقا می گوید اتفاقات 17 خرداد 96 ترقه بازی بود و کلکشان کنده می شود. رهبری که می گوید ترقه بازی من خیالم راحت می شود. حالا الله اکبری در حسینیه امام خمینی به گوش می رسد. 7 رکعت نماز پشت سر رهبر انقلاب و افطاری ساده با نان و پنیر و سبزی و یک دیس معمولی پلو مرغ بهترین حسن ختام برای جلسه بود.

نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.