گروه های خبری
یادداشت
آرشیو
ف
کد خبر: 242088

علیرضا خرم‌روز؛

نبرد رسانه‌ای جمهوری اسلامی ، ظرفیت‌ها و الزام‌ها

جنگ رسانه ای از جمله مقولاتی است که از مطرح شدن آن در سطح روابط بین الملل ، زمان زیادی نمی گذرد . استفاده از رسانه ها در تضعیف کشور هدف و بهره گیری از توان و ظرفیت آنها به منظور دفاع از منافع ملی ، بنیادی ترین تعریف جنگ رسانه ای است .

خبرنامه دانشجویان ایران: علیرضا خرم‌ روز// جنگ رسانه ای مقوله ای است که در عصر حاضر به عنوان شاخه ای از نبرد اطلاعاتی شناخته می شود . جمهوری اسلامی به عنوان قدرت منطقه ای در غرب آسیا و بازیگر تاثیرگذار در سیستم قوای بین المللی ، در این حوزه به جنگی تمام عیار مشغول است . جایگاه نهادهای رسمی کشور که متولی این امر هستند ، بخصوص در عرصه سینما و ظرفیت ها و الزامات این نبرد موضوع اصلی این مقاله کوتاه است .
کلیدواژه ها : جنگ رسانه ای ، نبرد اطلاعاتی، محیط روانی، صنعت سینما، نهادهای حاکمیتی، دستگاه های فرهنگی، فرهنگ غرب ، سازمان های مستقل .

مقدمه
جنگ رسانه ای از جمله مقولاتی است که از مطرح شدن آن در سطح روابط بین الملل ، زمان زیادی نمی گذرد . استفاده از رسانه ها در تضعیف کشور هدف و بهره گیری از توان و ظرفیت آنها به منظور دفاع از منافع ملی ، بنیادی ترین تعریف جنگ رسانه ای است . عبارت "انقلاب ارتباطات و اطلاعات " از دو دهه پیش وارد عرصه فرهنگ و ارتباطات و اطلاعات شد و در گذشته مطرح نبود . نظریه پردازان علوم ارتباطات برای بیان اهمیت این انقلاب که پس از انقلاب های اقتصادی ، صنعتی ، سیاسی و فرهنگی مدعی تحولات زیربنایی بود ، اعلام کردند انقلاب ارتباطات و اطلاعات مبانی قدرت را جابجا می کند . تا پیش از رنسانس در غرب مبنای قدرت ، قهر و سلطه بود و زور بیشتر قدرت بیشتر در پی داشت . پس از آن مبنای قدرت زمین شد و ما شاهد بروز فئودالیسم بودیم اما با انقلاب صنعتی اول و دوم ، در قرون 18 و 19 مبنای قدرت از زمین به ابزار تولید و سرمایه منتقل شد و سال های پس از جنگ دوم ، ابزار تولید و جنگ افزار های نظامی ،  مبنای قدرت را تشکیل می داد ، همچنان که جنگ سرد آمریکا و شوروی نیز بر سر این دو عامل بود اما از اواخر دهه 70 میلادی و با ظهور اینترنت های اولیه و انقلاب فناوری اطلاعات و ارتباطات ، صحنه جهانی با تغییرات گسترده روبرو شد و مقوله ای به نام رسانه و در پی آن "جنگ رسانه ای " وارد معادلات قدرت شد  .

فرماندهان جنگ رسانه ای ، کارشناسان عملیات روانی و متخصصان تبلیغاتی و کارگزاران رسانه ای بین المللی هستند . اما سربازان این جنگ را به ظاهر ، نویسندگان ، خبرنگاران، مفسران ، تصویربرداران ، تولیدکنندگان خبری و مطبوعاتی ، کارگزدانان ، تهیه کنندگان و عکاسان رسانه ها تشکیل می دهند . سلاح و تجهیرات این سربازان نیز رادیو ، تلویزیون ، ماهواره ، خبرگزاری ها ، دوربین ، کاغذ و قلم و دستگاه های چاپ و نشر و غیره است . اما واقعیت آن است که در پشت صحنه عملیات رسانه ای ، سیاست رسانه ای قدرت ها و نظام سلطه به مثابه راهبرد این حرکت قرار گرفته است که به صورت رسمی و سازمان یافته اما پنهان ، با اختصاص بودجه ای سری از سوی سازمان های اطلاعاتی و امنیتی و ارائه دهندگان خدمات جاسوسی و تشکیلات ویژه نظامی هدایت می شود .  

سینما دست معجزه گر در نبرد رسانه ای
سینما به عنوان معجزه ای که می تواند قلوب را در ورطه احساسات و تناقضات گرفتار کند ، از  بهترین ابزار های جنگ رسانه ای بحساب می آید . در ابتدا باید در نظر داشت که متولیان رسمی  کشور در امور فرهنگی چه کسانی هستند و نگاه آنها به مقوله سینما به عنوان خط مقدم جنگ رسانه ای در صحنه بین المللی چیست . با یک نگاه کوتاه می توان نهادهای رسمی که متولی امر فرهنگ در کشور محسوب می شوند را در چارچوب کلی زیر بیان نمود :

پیش از تحلیل شرایط موجود و تشریح جبهه مقابل باید عنوان نمود که ، شورای عالی انقلاب فرهنگی به عنوان نهاد بالا دستی بر تمامی این نهادها وظیفه نظارت و ارزیابی ، تدوین و اجرای سیاست های کلی کشور را داراست ، لذا دستگاه های فوق به عنوان مجری بیش از این نهاد در فرهنگ عمومی و محیط رسانه ای جلوه گر هستند . با توجه به تاکید بر جنگ رسانه ای با ابزار رسانه می توان ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را به عنوان متولی اصلی میان تقسیم بندی فوق مد نظر قرار داد . مدیریت وزارت ارشاد بر بنیاد های سینمایی مانند سوره و فارابی و سازمان سینمایی کشور مستقیما نتایج نبرد رسانه ای جمهوری اسلامی را فارغ از دیگر رسانه ها و سازمان ها متوجه آن می کند .صدا و سیما در این میان نیز با توجه به رسالت پوشش مخاطب داخلی در حوزه برنامه ها و تولیدات تلویزیونی مورد توجه است اما با توجه به اینکه بحث تقابل بین المللی در عرصه سینما مد نظر ما است ، باید جایگاه رسانه ملی را در عرصه بین المللی بیشتر در قالب مسائل خبری و تقابل سیستم خبرگزاری ها مورد بررسی قرار داد که در این مجال نمی گنجد . با توجه به اینکه سیاست های جنگ رسانه ای و فرهنگی جمهوری اسلامی از طرف نهاد بالا دستی چون شورای عالی انقلاب فرهنگی نگاشته می شود ، برای بررسی جایگاه جمهوری اسلامی در این عرصه ابتدا باید چشم انداز مورد نظر را مد نظر قرار داد ، سپس مختصری از کارکرد نهاد مورد نظر در حوزه سینما را تحلیل نمود و در پایان ،پیش از نتیجه گیری ، نگاهی کوتاه به فعالیت های جبهه مقابل انداخت. شورای عالی انقلاب فرهنگی در نقشه مهندسی فرهنگی کشور تولید سال 1392 ، در حوزه سینما عنوان می دارد که ؛

-نقش آفرینی جمهوری اسلامی ایران به عنوان قطب هنر متعالی بویژه سینمای پاک و ارزش مدار در جهان اسلام و عرصه بین الملل و پشتوانه بیداری اسلامی و بیداری ملت ها ؛
-توسعه سینمای معرفت افزا و بصیرت بخش و ایجاد هماهنگی و هم افزایی بین سازمان ها و نهاد های دولتی و غیر دولتی در حوزه سینما و زمینه سازی برای حمایت نهادهای دینی و فرهنگی از سینمای غیر حرفه ای ؛

شاید بیش از این دو عبارت در متن کامل این سند با عناوینی چون "راهبرد کلان " و "اقدامات ملی " نباشد . 

در حقیقت شاید بتوان اهداف کلان ملی را در حوزه سینما در چرخه زیر با توجه به رویکرد بین المللی آن مورد مطالعه و توجه قرار داد :

تغییر هنجار ، رکن جنگ رسانه ای در عرصه سینما
شاید تعریف و تحلیل وضعیت موجود سازمان های مذکور زمانی معنا پیدا کند که هدف جبهه مقابل از میدان نبرد رسانه ای با جمهور اسلامی مشخص شود . تغییر هنجار ها یکی دیگر از شیوه هایی است که ابزار رسانه ای را بمنظور تأمین اهداف مورد نظر به کار می گیرد. در برخی مواقع کشور های سلطه جو برای حاکمیت در جوامع هدف، بجای تحمیل ارزشهای مطلوب خود می کوشند از طریق رسانه ها و اقدامات فرهنگی، نظام هنجاری گروه هدف را بسمت مطلوب خود تغییر دهند. ایجاد تغییر در این حوزه زمینه را برای تغییر ارزشها و هنجارها در جوامع هدف مطابق با نظام مطلوب جریان سلطه فراهم می سازد.

برای مشخص شدن کارنامه جمهوری اسلامی در عرصه بین المللی و نبرد رسانه ای می توان به فیلم های مطرح شده ایرانی در جشنواره های بین الملی که شاخص و مورد توجه بوده اند نگاهی انداخت تا وضعیت کنونی جنگ رسانه ای را مورد تحلیل و بررسی قرار داد .

فیلم فروشنده ، درباره الی و جدای نادر از سیمین سه گانه هایی هستند که توسط اصغر فرهادی در جشنواره های بین المللی ارائه شده است . که دو فیلم فروشنده و جدایی به عنوان نماینده جمهوری اسلامی معرفی شده اند . در کنار این فیلم ها ، می توان به بیست ، کسی از گربه های ایرانی خبر ندارد، طعم گیلاس و امثالهم نام برد که بدلیل اینکه شاید به عنوان نماینده رسمی معرفی نشده باشند از تحلیل آنها خودداری می کنیم . چارچوب انتقال پیام فیلم های فوق نشان از انعکاس پیام نا امیدی ، مهاجرت و انحطاط  اخلاقی در جامعه ایران دارد .  این نوع از حضور در عرصه بین المللی کاملا مغایر با سیاست هایی است که شورای عالی انقلاب فرهنگی به آن  پرداخته است ، می باشد .

فیلم هایی چون "محمد رسول الله (ص) " و "هرشب تنهایی " شاید تنها فیلم های معرفت افزا و در راستای اهداف معنوی نظام باشد که در صحنه بین المللی مطرح شده است . ارکان رسمی فرهنگی کشور که به عنوان تولیدکنندگان آثار سینمایی هستند با ورود به عرصه رقابت با نهادهای غیردولتی می توانند عنصر شاخصه گذاری خود را بیشتر جلوه گر نمایند .

در طیف مقابل این دستگاه ها ، نهادهای غیردولتی مانند گروه رسانه ای اوج دست به ساخت آثاری می زنند که با هویت بومی سازگاری بیشتری دارد . تبلور این نوع از نگاه را در جشنواره هایی هم چون عمار می توان به وفور یافت که بیش از نهادهای رسمی و حاکمیتی در پی تحقق آرمان های اسناد بالادستی هستند .

با توجه به اینکه بحث ما در این مقاله کوتاه حول مسائل داخلی نیست ، لذا در این مقطع به بررسی فعالیت های سینمایی جبهه مقابل در قبال تولیدات ارائه شده بین المللی جمهوری اسلامی در عرصه بین المللی می پردازیم .

نبرد رسانه ای و حمله به زیربنای ارزش ها
فیلم هایی که عمدتا توسط دستگاه های رسانه ای غرب ساخته شده است ، بیش از آنکه به صرف واردات عقاید خود بپردازد ، دستی بر تخریب تابوهای اجتماعی و عقاید مذهبی جامعه ایرانی برده است که نمونه های ذیل می تواند شاهد مثال خوبی باشد و عیار خروجی دستگاه های رسمی  ایران در حوزه سینما را در قبال این کمپانی ها در فضای نبرد رسانه ای به نمایش بگذارد . لیستی که در ذیل ارائه می شود ، مجموعه ای از فیلم های ساخته شده ضد جمهوری اسلامی و فرهنگ ایرانی و اهداف آن در محیط نبرد رسانه ای است

نبرد رسانه‌ای جمهوری اسلامی ، ظرفیت‌ها و الزام‌ها

نتیجه گیری ( الزامات و ظرفیت ها )
با عنایت به آنچه به عنوان اهداف متعالی نظام در حوزه سینما گذشت و کارنامه نه چندان قابل دفاع سینمای ایران در عرصه بین المللی و همچنین هجمه عمیقی که از طرف دشمن در عرصه نبرد رسانه ای وارد آمده است . می توان در قالب ظرفیت های فرهنگی جمهوری اسلامی الزامات و پیشنهاداتی را مطرح نمود .

1-تشکیل کارگروه های پژوهشی و آموزشی برای سینماگران جهت درک بهتر از اسناد بالادستی کشور؛

2-ایجاد مدارس سینمای اسلامی ، در راستای رشد نیروهای مومن به آرمان های انقلاب در طیف ها و مشاغل مرتبط با تولیدات سینمایی ؛

3-نقد سینمای غرب در راستای اقناع مخاطب داخلی و اهالی سینما و به تبع آن تاثیرگذاری مستقیم بر روند تولیدات سینمایی ؛

4-بررسی فرهنگ های ملل هدف و تولید فیلم های هدف گذاری شده با برنامه ریزی زماندار و ارائه آن در مقاطع تاثیرگذار به عرصه بین الملل ؛

5-ایجاد فضاهای ارتباطی میان سینما گران کشورهای هدف و القای کانالیزه شده ارزش های اجتماعی و دینی به آنها ؛

6-ایجاد بستر برای تربیت ویژه مسئولان این عرصه با هدف درک کاربردی از ارزش ها و اسناد بالادستی فرهنگی کشور ؛

7-تدوین سیاست های کاربردی و خارج از حیطه انتزاعیات جهت درک بهتر مسئولان و متخصصین از اهداف پیش رو ؛

8-بازتولید ، پرورش و به روزرسانی فقه رسانه ای و فقه سینمایی در راستای تربیت مبلغین متخصص در حوزه سینمای ارزشی در حوزه های علمیه و  دانشگاه ها .

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.