گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 242946

محمدعلی رحیمی‌نژاد

امپراطوری رادیکال ایرانی

ایجاد امپراطوری ایران (تمدن اسلامی نوین) امری دور از انتظار نبوده و تفاوت ان با شکل سنتی عدم اتکا به زور، اجماع پیرامون یک دکترین(جهانی سازی اسلام) و قرار گرفتن طیف وسیعی از کشورها در این امپراطوری(از نظر همکاری و نه جغرافیایی) می باشد. در این امپراطوری ممکن است عربستان جایی نداشته و مصر یا ونزوئلا دارای جایگاه اساسی باشند.

خبرنامه دانشجویان ایران: محمد علی رحیمی نژاد// هنری کیسینجر، وزیر خارجه پیشین آمریکا طی آخرین اظهارات خود به دولت ترامپ هشدار داد که نباید اجازه داد که ایران خلاء (ایجاد شده) پس از شکست داعش را پر کند.

در شرایطی که نیروهای عراقی توانسته‌اند موصل را بار دیگر بازپس بگیرند و در سوریه نیز داعش در حال از دست دادن اکثر مناطق تحت تصرف خود است، کیسینجر 94 ساله هشدار داد که شکست داعش می‌تواند به شکل‌گیری یک «امپراطوری رادیکال ایرانی» در سرتاسر خاورمیانه بیانجامد.

اما آیا واقعا ایران درصدد تشکیل امپراطوری رادیکال در خاور میانه است؟

در نگاه سطحی این اظهار نظر مضحک و غیر قابل باور جلوه می کند، ایران که خود درگیر مسائل و مشکلات حاد اجتماعی و اقتصادی است، حال داعیه دار امپراطوری رادیکال در خاور میانه آن هم با وجود تضارب افکار شدید در منطقه خاور میانه باشد. و در صورت داشتن داعیه چنین تفکر آیا ابزار رسیدگی به این مقصود را داراست؟

داشتن سودای امپراطوری در بیان غرب همان تشکیل تمدن اسلامی و در شکل فراگیر حکومت جهانی اسلام است، این قسم دیدگاهها به ایران برای نخستین بار نیست، در عباراتی مشابه پس از انقلاب کارشناسان غرب مشکل را خمینی می دانستند، به تدریج و باشکست طرح های اولیه سرکوب انقلاب اسلامی، غرب دانست مشکل فرد و یا اشخاص نیست و به تدریج در مواضع خود مشکل را انقلاب و حال امپراطوری ایران می دانند.

اما اینکه کسینجر از امپراطوری ایران نام می برد چند دلیل دارد: اولا اختلاف شدید کشورهای اسلامی(در حالی که کشورهای اروپا با ایجاد اتحادیه اروپا، قدرت مضاعف یافته اند، عربستان سیاست جنگ طلبی و ترکیه به ایجاد دیوار حایل با ایران روی آورده اند)؛ ثانیا نفوذ ایران در کشور های اسلامی( بطوریکه اگر قرار است جوامع اسلامی حول یک کشور برای قدرت مضاعف روی آورند، ایران بیشترین پتانسیل را داراست) نسبت به ترکیه یا دیگر کشورهای مسلمان بیشتر است. دلیل دیگر نفوذ و دست برتر ایران داشتن انعطاف در ساختار سیاسی(مقایسه کودتای اخیر ترکیه و فتنه 88 ایران؛ مقایسه مردم سالاری دینی با شاه زادگی در عربستان)، ثالثا نحوه بهره برداری از قدرت نظامی(ایران درصدد تجاوز و کشورگشایی برنیامده و همواره حامی ملت های مظلوم در سطح جهان و منطقه بوده است، امری که در ترکیه، عربستان و سایر کشورهای مسلمان با غرب زدگی مطلق، عمدتا رنگ باخته است).

برتری گفتمان ایرانی-اسلامی در برابر لیبرال دموکراسی غرب نکته دیگر در مواجهه و تشکیل تمدن نوین اسلامی می باشد. برای اثبات این مدعا کافیست به مصادیق زیر دقت کنیم:

غرب با تکیه بر نظم و قانون ایجاد شده پس از قرون وسطی به تجهیز خود پرداخته و در بسیاری از امور همواره پیشتاز بوده است اما در مواجهه با چالش های جدید هزینه بسیاری داده است؛ به عبارت دیگر غرب برای مواجهه با بن بست مدرنیسم، پست مدرن و برای اثبات مرکانتیلیسم برده داری را در پیش گرفت(شکست برده داری که پیشتر محرز و عنوان حقوق بشر یافته؛ از مصادیق شکست پست مدرن نیز بزهکاری نامحدود در سطح اجتماعی و رفتارهای نامعقول در سطح زندگی فردی-شبیه ترامپ- است). از سوی دیگر شکست های ایران در ابعاد گوناگون از خرد تا کلان عمدتا ناشی از روی آوردن به سبک زندگی و تفکر غرب(اعم از اقتصادی و اجتماعی) بوده است.

علت ترس آمریکا از ایجاد امپراتوری رادیکال(تمدن اسلامی) توسط ایران موفقیت نسبی در حل چالش ها در عرصه بین الملل و داخل است ( داشتن مشکلات اعم از سیاسی، اقتصادی و... در همه کشورها وجود دارد که اثبات توفیق نسبی ایران در قیاس با آنها در این مقال نمی گنجد).

اشتباه راهبردی کسینجر و آمریکا در برهه کنونی نیز محدود دانستن ایران به امپراطوری و حوزه محدود منطقه است؛ حال آنکه با توجه به انقلاب اسلامی بر مبنای مهدویت، ما خود را دارای رسالتی جهانی می دانیم. این رسالت بر مبنای زور و تروریست نبوده و در راستای احقاق حقوق مردم است. در همین راستا نابودی اسرائیل پایان انقلاب تلقی نمی شود، دخالت در سوریه و عراق نیز در همین قالب قابلیت بررسی دارد.

ایجاد امپراطوری ایران (تمدن اسلامی نوین) امری دور از انتظار نبوده و تفاوت ان با شکل سنتی عدم اتکا به زور، اجماع پیرامون یک دکترین(جهانی سازی اسلام) و قرار گرفتن طیف وسیعی از کشورها در این امپراطوری(از نظر همکاری و نه جغرافیایی) می باشد. در این امپراطوری ممکن است عربستان جایی نداشته و مصر یا ونزوئلا دارای جایگاه اساسی باشند.

با توجه به در نظر گرفتن واقعیات موجود می توان ادعای ایجاد امپراطوری را داشت اما ابزار رسیدن به این نقطه از جمله اقتصاد و رسانه دارای نقص است. اگر در حوزه های مزبور به مانند عرصه نظامی و امنیتی توانمند باشیم، قدرت تبدیل به محوریت امپراطوری را خواهیم داشت.

همه نکات فوق به معنای نداشتن مشکلات داخلی و موفقیت کامل در احقاق رسالت انقلاب اسلامی نبوده و نیست، لیکن در این راستا توانسته ایم مرزهای ایدئولوژیک خود را به لبنان گسترش دهیم.

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.