گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 245648

علی‌اکبر عباسی

تشت رسوایی مدعیان آزادی

اصلاح‌طلبان در سال 88 آنگاه که با «نه» مردم مواجه شدند به‌جای پذیرش رأی آنها تصمیم گرفتند از مردم انتقام بگیرند و در همین راستا اغتشاش و آتش زدن بانک و اتوبوس و اموال عمومی و خونریزی، کتک زدن، آتش کشیدن مسجد و... را در پیش گرفتند.

خبرنامه دانشجویان ایران: علی‌اکبر عباسی// حضور محمدعلی نجفی به عنوان شهردار جدید تهران در جلسات هیات دولت، بار دیگر کیفیت پایبندی اصلاح‌طلبان و ایضا اعتدالگرایان به مقوله آزادی و تحمل صدای منتقد را به اذهان یادآوری کرد. نجفی در حاشیه نخستین حضورش به عنوان شهردار تهران در جلسه هیات دولت گفت: «شهرداری با هر دستگاهی که در شهر خدمات ارائه می‌کند ارتباط دارد و باید هماهنگی و هم‌افزایی بین شهرداری و بقیه دستگاه‌ها وجود داشته باشد. حضور من در دولت باعث می‌شود این هماهنگی‌ها خیلی سریع‌تر شکل بگیرد».

این مساله از آنجایی حائز اهمیت است که وقتی اصلاح‌طلبان در انتخابات شورای شهر دوم شکست خوردند و شورای شهر تهران احمدی‌نژاد را به عنوان شهردار تهران انتخاب کرد و انتظار این بود که طبق روال قبل از آن، شهردار تهران به خاطر اهمیت تهران به عنوان پایتخت در جلسات هیات دولت حاضر شود، دولت اصلاحات مانع این موضوع شد و شهردار وقت تهران به این جهت که تفکر سیاسی او متفاوت با دیدگاه دولت حاکم بود اجازه حضور در جلسات هیات دولت را پیدا نکرد!

البته این فقط شهردار تهران نبود که به‌خاطر تفاوت دیدگاه‌هایش با اصلاح‌طلبان از حضور در جلسه هیات دولت بازماند، چرا که علی لاریجانی، رئیس وقت صداوسیما هم وقتی کنفرانس خفت‌بار برلین را از تلویزیون پخش کرد، با برخوردی مشابه مواجه شد و رئیس دولت اصلاحات مانع حضور او در جلسات هیات دولت شد.

گذشته از این، موارد متعدد دیگری وجود دارد که طی آن اصلاح‌طلبان عیار واقعی پایبندی‌شان به آزادی را به نمایش گذاشتند؛ از جمله زمانی که با انحلال شورای شهر اول تهران، بعد از لیاخوف و مصدق، افتخار انحلال یک نهاد برآمده از رأی مردم را در کارنامه خود ثبت کردند. دولت اصلاحات در حالی شورای شهر اول تهران را که با رأی مردم روی کار آمده بود منحل کرد که اتفاقا آن شورا از همفکران و همکیشان رئیس دولت و افرادی چون سعید حجاریان تشکیل شده بود. در واقع نوع مواجهه دولت وقت با شورای اول تهران نشان داد این جریان ممکن است حتی تا آنجا پیش برود که تحمل همفکران خودش هم برایش ممکن نباشد.

 برخوردهای حذفی و هجوی با منتقدان در زمان حاکمیت اصلاح‌طلبان بر دولت و مجلس که بیشتر در رسانه‌های پرتعداد آنها بروز و ظهور داشت از جمله نمونه‌های بارز دیگری است که کیفیت تحمل منتقد را از سوی این جریان نشان می‌دهد. کمتر کسی است که از رویکرد توهین‌آمیز این جریان در قبال منتقدان در آن دوران که بر دولت و مجلس حاکم بودند، بی‌خبر باشد تا جایی که آنها حتی از به تصویر کشیدن کاریکاتورهای موهن علمای منتقد خود در روزنامه‌های‌شان هم ابایی نداشتند. به عنوان نمونه آیت‌الله مصباح‌یزدی از چهره‌های اصلی منتقد رویکرد اصلاح‌طلبان در دوران حاکمیت آنها بود، وی بارها به سران و تئوری‌پردازان این جریان درخواست گفت‌وگو و مناظره داده بود، آنها نه تنها از پذیرش چنین درخواستی سر باز زدند، بلکه پاسخ درخواست مناظره و گفت‌وگو را با اهانت دادند.

یکی از بسترهایی که محل بروز و ظهور ادعای آزادی و تحمل منتقد توسط اصلاح‌طلبان بود، عملکرد آنها در دانشگاه‌ها بود. علاوه بر حاکم کردن فضای رعب و تخریب نسبت به دیدگاه‌های متفاوت و منتقد دولت وقت در دانشگاه‌ها، برخوردهای حذفی و امنیتی با دانشجویان و تشکل‌های دانشجویی منتقد نیز از روش‌های معمول دولت اصلاحات بود. تا جایی که آنها دانشجویان منتقد را با اهرم کمیته انضباطی تحت فشار قرار می‌دادند و حتی از اینکه اسامی دانشجویان منتقد را برای حضور در کمیته انضباطی در بلندگوی خوابگاه‌ها اعلام کنند هم ابایی نداشتند.

نوع مواجهه جریان مذکور با رأی مردم در سال 88 برجسته‌ترین نمونه‌ای بود که میزان پایبندی آنها به آزادی و تحمل منتقد را نشان داد. اصلاح‌طلبان در سال 88 آنگاه که با «نه» مردم مواجه شدند به‌جای پذیرش رأی آنها تصمیم گرفتند از مردم انتقام بگیرند و در همین راستا اغتشاش و آتش زدن بانک و اتوبوس و اموال عمومی و خونریزی، کتک زدن، آتش کشیدن مسجد و... را در پیش گرفتند.
افزون بر آنچه بیان شد، دیدگاه‌های حسن روحانی نیز در رابطه با آزادی بیان در برهه‌های مختلف بیانگر واقعیت گفتمان دولت او است. چه زمانی که معتقد بود فیلم معمولی‌ای مثل مارمولک آنقدر وقیح است که حتی در رژیم پهلوی هم نمی‌توانست مجوز بگیرد و چه زمانی که در مجلس اول بحث اعدام ارتشی‌ها را در نماز جمعه طرح کرد و البته با پاسخ منطقی و حساب‌شده شهید مظلوم دکتر چمران مواجه شد و چه آن زمان که در یک سخنرانی تأکید کرده بود «دعوت به تضارب آرا و دعوت به گفت‌وگو برای جامعه ما زود است؛ مثل این است که بچه 13ـ 12 ساله را شما بفرستید کلاس دکتری».
البته غیر از این، دوران 4 ساله دولت یازدهم و نوع مواجهه رئیس دولت با منتقدان و هتک مکرر آنها، نمونه تازه‌تری است که جایگاه واقعی دیدگاه‌های انتقادی در تفکر مدعیان آزادی را نشان می‌دهد.
این روزها نیز حضور شهردار جدید تهران در هیات دولت از این جهت دارای اهمیت است که در 4 سال دولت اول روحانی، شهردار وقت تهران هیچ‌گاه امکان حضور در جلسات هیات دولت را نداشت؛ فقط به جرم اینکه وی از نظر سیاسی دیدگاهی متفاوت با حسن روحانی و دولت او داشت!

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
[1396/06/29 - 16:01]
برادر علی‌اکبر عباسی، سلام،
گیرم آقای نجفی و بقیه دوستانشان صندوق پول بی حساب و کتاب شهرداری را تصاحب نکرده بودند، عمر پادشاهی اشراف شمران و فرنگ نشین که تمام نمی شد. یکی دیگر از آنها رئیس میشد و خود و خانواده اش را حسابی می ساخت، حتی بهتر از مرحوم «سردار سازندگی». :-)
شما محبت کنید ، بنده نوازی نموده و بفرمایید که عمر ذهنیت سلطنت زده ملت ما کی تمام می شود؟ چه موقعی ، اکثریت قاطع ملت ایران دیگر قبول نخواهند کرد که اقلیتی شمران و فرنگ نشین از جیب آنها ثروت های افسانه ای فراهم کنند و نسل بعد از نسل بر آنها استبداد سلطنتی داشته باشند؟ کی می شود که مردم ایران زیر بار حکومت استبدادی «ژن خوب» نروند؟
التماس دعا