گروه های خبری
یادداشت
آرشیو
ف
کد خبر: 250752

قالیباف و تاسیس حزب جدید

این گزاره تا حدود زیادی درست است. گرایش مردم از جریان های سیاسی به سوی گفتمان هایی چون عدالت، کاهش فاصله طبقاتی، آزادی و ... تغییر جهت داده است. در انتخابات توجه مردم به گفتمان هاست تا ریشه جریانی یا حزبی نامزدها. می توان چنین تغییراتی را ناشی از عدم توانایی جریان های سیاسی در برآورده کردن نیازهای واقعی مردم که در انقلاب اسلامی شکل گرفته بود، دانست.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران» به نقل از جهان نیوز: محمدباقر قالیباف، شهردار سابق تهران در تلاش برای ایجاد یک تحول در اصولگرایی است و پس از نامه ای که در این زمینه برای جوانان صادر کرد، حرکت جدیدی را با مخاطب قرار دادن جوانان آغاز کرده است.

قالیباف پس از مدت ها سکوت به صحنه آمده و از تلاش برای گشودن راهی جهت ایجاد تحرک در اصولگرایی و تغییرات گسترده در آن سخن گفته است. عضو مجمع تشخیص مصلحت  با حضور در دانشگاه علم و صنعت نشان داد در ادامه نامه ای که در آن خطاب به جوانان انقلابی و مومن از لزوم تغییرات ساختاری در اصولگرایی گفته بود، همچنان به این ضرورت پایبند است. او عنوان داشته که محور نواصولگرایی نیست اما کوشش خواهد کرد تا صدای این تحول و تغییر باشد و به عنوان مطالبه گر تغییرات در اصولگرایی ظاهر شود.

در چند سال اخیر بسیاری از فعالین سیاسی اصولگرا و شخصیت های منسبت به این جریان از لزوم تغییر و ایجاد رویکردهای نو در اصولگرایی سخن گفته اند اما تا به امروز حرکتی که بتوانند نماینده تغییرات اساسی در ساختارها، رویکردها و فرآیندها باشد، صورت نگرفته است. حتی تشکیل جبهه مردمی نیروهای انقلاب اسلامی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری با محور قرار دادن انتخابات و رسیدن به یک نامزد واحد، هنوز کامل نتوانسته آغازگر این تحول باشد.

به طور کلی الگوی شکل گیری تشکل ها یا گروههای با دستور کار انتخابات در دراز مدت نمی تواند الگوی موفقی باشد و در بطن جامعه تاثیرگذار باشد. برهمین اساس می توان به جریان ریشه داری چون اصولگرایی برای نوزایی جدید در بستر خود امید داشت تا با تعمیرات اساسی در موتور محرکه خود، عصر جدیدی در سیاست ورزی کشور آغاز کند.

محمدباقر قالیباف معتقد است که جریان های سیاسی اصولگرا و اصلاح طلب نتوانسته اند در عرصه سیاست ورزی موفق عمل کنند:« باید بپذیریم که واقعیتی که امروز در آن زندگی می کنیم در کشور ما یک فضاسازی یک دوقطبی وجود دارد. اگر این دو جریان درست عمل می کرد می توانست و می تواند بهترین مدل جریان سیاسی‌ورزی باشد.» سیاست ورزی به معنای آن است که جریان ها و احزاب سیاسی دارای کارکرد مطالبه گری در زمانی که درقدرت نیستند و پاسخگویی در زمان زمامداری باشند. در حالیکه هر جریان سیاسی که به قدرت رسیده، کمترین تلاش را برای پاسخگویی به عملکرد و تحقق وعده ها و شعارها داشته است.

آنچه به نظر می رسد که قالیباف به دنبال آن است، آسیب شناسی جدی از جریان های سیاسی موجود با توجه به شاخص های ارزش آفرینی چون مکتب امام، آرمان های انقلاب و پتانسیل های نهفته در نظام جمهوری اسلامی است. در برخی از موارد مشاهده می شود که جریان سیاسی برای نوگرایی یا رسیدن به چارچوب های جدید، ضرورت را در فاصله گیری از ارزش ها  و آرمان های انقلاب و نظام می بینند و در پی گفتمان های وارداتی جهت بومی سازی و ارائه آن در افکار عمومی هستند.

امری که اصلاح طلبان از میانه دهه هفتاد و با رسیدن به قدرت آغاز کردند و نتیجه آن همچنان عقیم ماندن تلاش ها برای نگارش مانیفست واحد از اصلاحات شده است! به عقیده قالیباف« در مکتب امام (ره) ما مبارزه با فقر و غنی داشتیم. مبارزه برای عدالت طلبی داشتیم. توجه به مستضعفین و سعادت مندی مردم را داشتیم و به دنبال یک زندگی انسانی بودیم؛ اما اینها به حاشیه رفت.»

این گزاره تا حدود زیادی درست است. گرایش مردم از جریان های سیاسی به سوی گفتمان هایی چون عدالت، کاهش فاصله طبقاتی، آزادی و ... تغییر جهت داده است. در انتخابات توجه مردم به گفتمان هاست تا ریشه جریانی یا حزبی نامزدها. می توان چنین تغییراتی را ناشی از عدم توانایی جریان های سیاسی در برآورده کردن نیازهای واقعی مردم که در انقلاب اسلامی شکل گرفته بود، دانست.

بنابراین آنچه از شواهد امر پیداست، شهردار سابق تهران به دنبال ایجاد حزب یا جریان جدیدی نیست و وی ضمن انتقاداتی که از ساختارها و رویکردهای جریان اصولگرایی دارد، هدف اصلی را مبنا قرار دادن همین جریان برای نوسازی می بیند و در این بین به دبنال پررنگ کردن نقش آفرینی جوانان و نیروهای کف جامعه در تحول آفرینی است:« نواصولگرایی یک پروسه است در گفتگوی جمعی، برای رسیدن به تفاهم بین الاذهانی. و نقش کلیدی این تحول در بدنه اصولگرایی و با محوریت نیروهای جوان و خوش فکر است.»

براساس این رویکرد، نواصولگرایی به دنبال حذف نیست بلکه در پی ایجاد راهی نو برای نقش آفرینی کسانی است که کمترین نقش را در تصمیم گیری های مهم و اساسی دارند و این خود می تواند شروع آزمون مردمسالاری پویا در اصولگرایی باشد که به قول قالیباف اصولگرایان مهارت خاصی در آن ندارند.

بنابراین نباید با بدبینی به تلاش های جدید در عرصه اصولگرایی و نیروهای انقلابی جهت بازسازی این جریان نگریست و می توان با هم افزایی و افزایش دیالوگ در میان تمامی گروه ها و تشکل های اصولگرایی و نیروهای موثر، مانفیست جدید اصولگرایی را پی ریزی کرد که جامعیت آن تمامی اقشار جامعه را در خود جای دهد و در میان افکار عمومی و جامعه از مشروعیت  و مقبولیت قابل اتکایی جهت نقش آفرینی برخوردار شود.

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.