گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 252035

محمد طاهری

دستت بشکند کاسب کار!

نمی شود از اندیشه و نظر و آرمان و اعتقاد حرف زد و از جنبش پر افتخاد دانشجویی چیزی نگفت؛ جنبشی که خاستگاه تولدش، فکر و اندیشه بوده است و حیاتش به عدالت و آزادی خواهی وابسته؛ استقلال، جز ذاتیش و آرمان خواهی و آزاداندیشی و مطالبه گری شیوه مبارزاتیش؛ لحنش صریح و قلمش برنده.

خبرنامه دانشجویان ایران: محمد طاهری// طبیعتاً کاسب، شغلش کاسبی ست! اهل چرتکه و حساب و کتابِ سود و منفعت. اگر جایی برایش آورده و منفعتی نداشته باشد عمراً حضور پیدا کند و اگر جایی برایش سودی داشت امکان ندارد بن کن آن جا شود!

کاسب‌کاری هر جا که پای اندیشه و نظر در میان باشد مذموم ست؛ چرا که اعتقاد و آرمان جای منفعت طلبی و سودجویی نیست و اگر پای کاسب کاران در این موارد پیدا شود خراب‌کاری های مهلکی به وجود می آید.

نمی شود از اندیشه و نظر و آرمان و اعتقاد حرف زد و از جنبش پر افتخاد دانشجویی چیزی نگفت؛ جنبشی که خاستگاه تولدش، فکر و اندیشه بوده است و حیاتش به عدالت و آزادی خواهی وابسته؛ استقلال، جز ذاتیش و آرمان خواهی و آزاداندیشی و مطالبه گری شیوه مبارزاتیش؛ لحنش صریح و قلمش برنده.

در نتیجه همیشه ملت‌ها، جنبش دانشجویی را مصداق واقعی صداقت در اندیشه و عمل می دانسته اند و از آنان متأثر بوده اند. دقیقاً به همین دلیل، کاسب کاران همه همت و اراده خود را برای وابسته کردن این جنبش هزینه کرده اند تا با عقیم کردن فکری و سیاسیِ جوانانِ دانشجوی پرتحرکِ آرمان خواه، منافع حزبی و جناحی خود را دنبال کنند.

تاریخ جنبش دانشجویی در ایران، تاریخی پر فراز و نشیبی ست که برآیند این تاریخ، سفید و مثبت است که توانسته هم خودش و هم جامعه پیرامونیش را رشد بدهد و به عنوان موتور متحرک کشور باشد. اما لکه های سیاه و نامبارکی نیز در این تاریخ دیده می شود. وقتی ریشه های این لکه های سیاه را پیگیری می کنیم به جریان های سیاسیِ کاسب کار می رسیم. در دوره سازندگی، به نوعی جنبش دانشجویی را مجبور به سکوت می کردند و اعتقادی به این جنبش دیده نمی شد اساساً؛ مایل بودند دانشجو سیاسی نباشد و اعتراض و سوال و نقدی را روانه حرکت هایشان نکند.

در دوره دوم خرداد، بخشی از جنبش دانشجویی از ماهیت اصلی خود کاملاً منحرف می شود؛ استکبارستیزی به عنوان یکی از بااولویت ترین و تاریخی ترین ویژگی های جریان دانشجویی در ایران، در این دوره به خواست سیاست مداران‌ش، تبدیل به مسامحه و تساهل می شود؛  بخشی از جنبش دانشجویی وارد سیاست گذاری های دولتی می شوند و دانشگاه ها را جولانگاه نگاه های دولتی می کنند؛ در این دوره برخی از دگراندیشان، فرصت پیدا می کنند تا با اقدام های رادیکال و خشن و فاصله گرفتن از ماهیت های اعتقادی تشکل های اسلامی، مبارزه عملی با حاکمیت را در قالب جنبش دانشجویی شروع نمایند.

در دولت نهم و دهم، بخشی از جنبش دانشجویی وارد مناسبات اداری و قدرت می شوند و به این ترتیب زبان برنده و تند آنان در برابر اشتباهات، کم کم کُند و منفعل می شود. از طرفی برخی از تشکل های سیاسیِ بیرون از دانشگاه به بهانه دفاع از ارزش های انقلابی، سعی بر ایجاد پایگاه های دانشجویی در دانشگاه ها می کنند.

در دولت یازدهم و دوازدهم نیز شاهد آن هستیم که دولت، وجه همت خود را بر تشکیل تشکل های یک بار مصرف دولت ساز کرده است تا پایگاه های دانشجویی حامی خود را بتواند ایجاد نماید.

جنبش دانشجویی هر زمان و به هر بهانه ای که وابسته به دستگاه های سیاسیِ کاسب‌کارِ بیرون از دانشگاه شده است و از آنان خط و مسیر گرفته، منفعل و ناکارآمد و رادیکال و خشن و بی هویت شده است و علاوه بر پیشرفت نکردن در خود، باعث خسارت شده است؛ اما در مقابل هر زمانی که هویت استقلالی خود را حفظ کرده و در بستر اندیشه و نظر و با آرمان خواهی و آزاداندیشی و مطالبه گری کار کرده ضمن پیشرفت درون زا، باعث پیشرفت و آگاهی بخشی به جامعه اش شده است.

دستِ کاسب‌کارانِ منفعت طلب بشکند و از این جنبش پرافتخار به دور باد ...!

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.