گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 255449

پشت پرده‌ی سازمانی که برای هماهنگی بیشتر کشورهای اسلامی ایجاد شد؛

انسجام پوشالی

به طور کلی سازمان همکاریهای اسلامی از ابتدای تاسیس تاکنون بیشتر از آنکه نقش یک راهکار عملی برای آرمان فلسطین را ایفا کند به عنوان یک ضربه گیر در برابر خروش افکار عمومی ملت های مسلمان عمل کرده است.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ یکی از مواردی که پس از اعلام به رسمیت شناختن قدس به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی توسط دولت ترامپ و واکنش های جهانی به این مساله مورد توجه و انتقاد بسیاری از محافل رسانه ای قرار گرفت بحث ناکارآمدی و واکنش منفعلانه سازمان کنفرانس اسلامی بود.

از آنجا که این نهاد با عضویت حدود 57 کشور اسلامی نماد اراده ی جمعی جهان اسلام است و با توجه به این مساله که انتظار می رود مساله ی فلسطین در صدر مسائل جهان اسلام باشد واکنش منفعلانه ی این سازمان که تنها با یک همایش نمایشی و بیانیه ای عجیب (که به جای تاکید بر قدس یکپارچه ی اسلامی به اعلام قدس شرقی به عنوان پایتخت فلسطین بسنده کرده بود)همراه شد، یک بار دیگر موید این نکته بود که محافل و سازمان های اینچنینی تنها به عنوان یک موج چندساعته ی رسانه ای قابلیت تاثیرگذاری دارند و راه حل اصلی مساله ی فلسطین را باید در جای دیگری جست و جو کرد.

در مورد علل نا کارامدی سازمان همکاری های اسلامی در مسائل گوناگون به ویژه مساله ی فلسطین تاکنون تحلیل های بسیاری از اختلافات درونی جهان اسلام و ناهمگونی این سازمان تا نقش مخرب قدرت های خارجی بیان شده است اما انچه که در این زمینه مغفول مانده و کمتر به آن پرداخته شده اساس شکل گیری این سازمان است.

در این زمینه باید توجه داشت که سازمان کنفرانس اسلامی در واکنش به جنگ شش روزه سال 1967 و با محوریت سه کشور مغرب، عربستان سعودی و ایران شکل گرفت که هر سه کشور نه تنها اعتقادی به مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی نداشتند بلکه حتی هریک به طریقی در حوزه ی نفوذ قدرت های بزرگ آن زمان تعریف می شدند که حفظ امنیت رژیم اشغالگر قدس برای آن ها اولویت اصلی بود.

به نظر می رسد که اساسا از سازمانی که سخنرانان اصلی افتتاحیه ی آن امثال ملک حسن پادشاه مغرب و یا محمدرضا پهلوی باشند نباید انتظار تاثیرگذاری در آرمان فلسطین را داشت.

به طور کلی سازمان همکاریهای اسلامی از ابتدای تاسیس تاکنون بیشتر از آنکه نقش یک راهکار عملی برای آرمان فلسطین را ایفا کند به عنوان یک ضربه گیر در برابر خروش افکار عمومی ملت های مسلمان عمل کرده است.

در واقع سازمان کنفرانس اسلامی با اقدامات نمایشی خود که نمونه ی آشکار آن را در قضیه ی اخیر و بیانیه ی این سازمان (که با مانور گسترده ی رسانه ای نیز همراه بود)می بینیم فقط سعی در ایجاد یک توهم بین توده های جهان اسلام دارد مبنی بر اینکه نقشی فعال در زمینه ی تقابل با رژیم صهیونیستی عهده دار است حال آنکه خود این بیانیه با تاکید بر پایتختی قدس شرقی برای فلسطین که روی دیگر آن به رسمیت شناختن پایتختی قدس غربی برای اسرائیل است نقطه ی تاریکی در عملکرد این سازمان برای آرمان فلسطین محسوب می شود.

در واقع تجربه ی تاریخی حرکات دیپلماتیک در مواجهه با مسئله فلسطین تا کنون موید این نکته است که با توجه به نقش مخرب و اهمیت حداکثری اسرائیل برای قدرت های غربی تمامی این حرکات نهایتا به ضد خود تبدیل شده و محکوم به سازش است پس در نتیجه راهکار اصلی برای به ثمر نشستن آرمان فلسطین و آزادی قدس شریف را باید در جای دیگری جست و جو کرد که همانا مقاومت و مبارزه ی مسلحانه می باشد و این همان نکته ای است که رهبر انقلاب نیز همواره به آن تاکید کردند و چندسال قبل نیز تنها راه علاج مساله ی فلسطین را گسترش مقاومت مسلحانه به کرانه باختری دانستند.

در واقع تاریخ معاصر به ویژه دوران پس از انقلاب اسلامی در ایران و گسترش گفتمان مقاومت موید این نکته است که هرجایی رویکرد مبارزه ی مسلحانه توسط گروه های مقاومت در برابر این رژیم اتخاذ شده نتیجه ی آن پیروزی بوده که نمونه های آن را در جنگ سی وسه روزه، بیست و دو روزه و هشت روزه می بینیم و هرجا که به اقدامات و بیانیه های نمایشی مجمع عمومی سازمان ملل،سازمان همکاری های اسلامی،اتحادیه عرب و امثالهم دل خوش شده است نتیجه ای جز پشیمانی نداشته است.

* گزارش از محمدکاظم عبدالحمیدی

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.