گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 257824

مشاهدات و تجربیات یک دانشجوی ایرانی در فرانسه؛

در کوچه‌های نوفل لوشاتو

زنگ یکی از خانه ها را زدم. پیرزنی شصت هفتاد ساله پنجره خانه را باز کرد. یادم آمد که مطبوعات و رسانه های اینجا از امام با عنوان آیت الله خمینی می نویسند. به همین خاطر پرسیدم منزل آیت الله خمینی کجاست؟ گفت همین بالا کنار خیابون اصلی.گفتم همان در سبزه؟ گفت آره خودشه و یه باغه...

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ یک دانشجوی ایرانی در فرانسه، سفری کوتاه به نوفل لوشاتو محل زندگی بنیانگذار انقلاب اسلامی دارد و در این سفر به روایت‌گری فضای آن شهر در دوران حضور امام خمینی می پردازد. او درباره مشاهدات خود می‌نویسد: از پیرزن پرسیدم منزل آیت الله خمینی کجاست؟ گفت همین بالا کنار خیابون اصلی، گفتم همان در سبزه؟ گفت آره خودشه و...

با جستجوهایی که در اینترنت داشتم، ابتدا اندکی تردید کردم که به این بخش برویم یا نه؟ چون در اینترنت نوشته بود که الان چیزی تحت عنوان خانه امام خمینی در نوفل لو شتو وجود ندارد و... به هر ترتیب تصمیم گرفتیم برویم.

نوفل لو شتو، نام بخشی (Commune) است در استان Île-de-France. در مرکز نوفل لو شتو، از پیرمردی پرسیدم که منزل آقای خمینی کجاست؟ آدرس داد و با آنچه که در اینترنت دیده بودم، مطابقت دادم و دیدم همان مسیر است. از پیرمرد در مورد امام خمینی پرسیدم. اهل نوفل لو شتو بود و او را می شناخت. می گفت البته ایشون مرحوم شده در ایران، درسته؟! گفتم بله. از خاطراتش از زمان حضور امام در اینجا پرسیدم، چیزهایی در خاطر داشت. در ادامه مسیر از آقا و خانمی که در حال خارج کردن خودروشان از پارکینگ خانه شان بودند و در نزدیکی بیت سابق امام زندگی می کردند، آدرس را مجددا پرسیدم. آدرس دادند و گفتند البته خانه نیست و یک باغ است فقط.

مسیر را ادامه دادیم تا اینکه به در سبز رنگ باغی که شبیه آنچه در تصاویر از محل سکونت امام دیده بودیم رسیدیم. خیلی شبیه بود. علف ها و بوته هایی که در مسیر ورودی باغ، روییده بود اما کمی تامل برانگیز بود، چون انتظار داشتیم که یک جای تابلودار و مرتب و رسمی را ببینیم. وارد یکی از کوچه های فرعی شدم تا درب یکی از خانه ها را بزنم و باز از آدرس بپرسم. خانه های زیبایی بودند. کلبه ای در وسط و دور تا دور آن باغ پر از درخت و گل و... .

زنگ یکی از خانه ها را زدم. پیرزنی شصت هفتاد ساله پنجره خانه را باز کرد. یادم آمد که مطبوعات و رسانه های اینجا از امام با عنوان آیت الله خمینی می نویسند. به همین خاطر پرسیدم منزل آیت الله خمینی کجاست؟ گفت همین بالا کنار خیابون اصلی.گفتم همان در سبزه؟ گفت آره خودشه و یه باغه.

مجددا راهی خیابان اصلی شدم، این بار با اطمینانی بیشتر به آن باغ نگاه می کردم که خانمی از خانه روبروی باغ داشت سطل زباله منزل را در محل مربوط به تخلیه منتقل می کرد. از او پرسیدم که ببخشید منزل آیت الله خمینی کجاست؟ گفت این باغ روبروست اما محل اقامت و سکونتگاه ایشون همین خانه بوده. با تعجب و شوق و اشتیاق گفتم یعنی همین خانه شما؟ گفت بله. ایشان اینجا سکونت داشته اند و برای کارها و فعالیت هایشان از آن باغ استفاده می کرده اند. ما که بیشتر در تصاویر و فیلم ها، این باغ در سبزرنگ را دیده بودیم و فکر میکردیم احتمالا امام در ساختمانی داخل همین باغ سکونت داشته اند، فکر نمی کردیم با صاحب خانه بیت قبلی امام روبرو شویم. با تعجب نگاهی به خانه این خانم کردیم. خانه ای کوچک، دیوارهایی سفید رنگ و نرده هایی آبی و باغچه ای کوچک در اطراف. شوخی_جدی به او گفتم، خانم خانه ات چند؟ خندید و گفت: بسیار گران! می پرسم که شما از کی اینجا ساکن هستی؟ می گوید از 2002. گفتم خوب اینجا چرا بسته است و هیچ خبری نیست. می گوید یکشنبه هفته اول ماه فوریه هر سال (باید زمانی باشد حول و حوش 12 بهمن) مسئولان ایرانی سفارت و رایزنی به اینجا می آیند و اینجا را تر و تمیز می کنند و مراسمی می گیرند به مناسبت بازگشت آیت الله خمینی به کشور ایران و...

چند عکس از خانه می گیریم. دیگر رویم نمی شود بگویم می شود داخل خانه را هم ببینم یا نه؟! کاش این خانه را هم سفارت می خرید. زن همسایه که ذوق و شوق ما را می بیند، می گوید چند لحظه صبر کنید یک چیزی برایتان بیاورم. داخل خانه می شد و با برگه ای برگشت. روی برگه، چهار تصویر رنگی از ایام اقامت حضرت امام در این خانه است. خیلی برایمان جالب بود؛ در مورد عکس ها صحبت می کنیم و آنها را تطبیق می دهیم با فضای خانه و کوچه و... عینا همان است که بوده. عکسی از امام دقیقا جلو ورودی همین خانه، بسیار جالب بود.

می گوییم می توانیم از این عکس بگیریم. فکری می کند و می گوید صبر کنید، برایتان یک پرینت رنگی از همین می گیرم و برایتان می آورم. تشکر می کنیم و تعجب که این خانم در این بخش کوچک و پرینتر رنگی در منزل! پرینت را می آورد. تشکر می کنیم و خداحافظی از او.

کاش مسئولین سفارت و رایزنی غیر از برنامه سالیانه روتین در اینجا، بهره برداری بهتری از این باغ می کردند. می شد یک نمایشگاه دائمی عکس اینجا زد. میشد یک موزه دائمی در رابطه با معرفی شخصیت امام خمینی ، انقلاب اسلامی و یا کشور ایران داشت و به همراه پخش فیلم و مفهوم پردازی های زیبا پیام هایی را اشاعه داد. حداقلش نصب یک تابلو و معرفی این باغ و تاریخچه آن و...  بود. در کشوری که موزه داری و مرکز فرهنگی و سینما و... مثل نقل و نبات ریخته اینها زیاد سخت نیست و مانعی هم برایش بعید است وجود داشته باشد.

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.