گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 260119

محمدحسین سلطانی؛

دایره راحتی

دایره راحتی در اصل یک سری مجموعه فعالیت و یا یک سری موقعیت است ، که ما با بودن در آن در کمترین میزان سطح اضطراب و استرس روانی ، ذهنی و جسمی قرار می گیریم . معمولا این فضا برای ما آشنا ست و اجزا و کلیات آن برای ما قابل کنترل است.

خبرنامه دانشجویان ایران: محمدحسین سلطانی// ما هر چقدر حجم آگاهی و شناخت مان نسبت به خودمان و پدیده های اطرافمان بیشتر باشد،‌ می توانیم مسیر روشن تری داشته باشیم و انتخاب‌های آگاهانه تری در مسیر زندگی به انجام برسانیم و در نهایت زندگی رضایت بخش تری رو تجربه کنیم هدف از طرح این موضوع، ایجاد انگیزه و یا تشویق افراد به تجربه یک فضای جدید نیست. بلکه تنها همینکه یک قدم در جهت شناخت و آگاهی بیشتر برداشته شود اتفاق بزرگی افتاده است .

دایره راحتی در اصل یک سری مجموعه فعالیت و یا یک سری موقعیت است ، که ما با بودن در آن  در کمترین میزان سطح اضطراب و استرس روانی، ذهنی و جسمی  قرار می گیریم. معمولا این فضا برای ما آشنا ست و اجزا و کلیات آن برای ما قابل کنترل است.

به عنوان مثال کارهای تکراری شخصی روزانه یا فعالیت هایی که سالها است سر کار انجام میدهیم و دیگر چالشی برای انجام دادن آن نداریم، جزو این دسته هستند. شاید خیلی اوقات به خاطر تنبلی حاضر نشویم این ناحیه را ترک کنیم ولی نمی توان این را بطور مستقیم بصورت تنبلی تعریف کرد.

اینکه ما دایره راحتی مان را ترک نکنیم اتفاق بدی نیست و ما در ناحیه امن خودمان هستیم و خیالمان هم راحت است که همه چی تحت کنترل است و استرس هم در کمترین میزان خودش می باشد. حالا سوالی که پیش می اید این هست که مگر اینکه ما راحت باشیم بد است؟  اصلا چرا توسعه دایره راحتی جزء واجب زندگی ما هست؟

پاسخ این هست که ما با رها نکردن و توسعه ندادن دایره راحتی‌مان،میزان بهره وری را در کمترین حد خودش نگه میداریم.  یا به عبارت دیگر، ماندن در  ناحیه امن بهره وری ما را خنثی می کند.

اگر دایره امن را یک اتاق تصور کنیم به محض اینکه ما از در این اتاق خارج بشویم، سطح اضطراب برای ما از حالت پایدار و کم خارج شده و مقدارش زیاد می شود و این تا حدی باعث بهبود تمرکز و توجه ما میشود و در نهایت منجر به افزایش سطح عملکرد  و کارایی‌مان می گردد.

در اصل یادگیری و افزایش کارایی در همین ناحیه ای که استرس برایمان قابل تحمل هست اتفاق می افتد و وقتی به نقطه اشباع و غیرقابل تحمل از نظر حجم استرس برسیم میزان کارایی برای ما به حداقل ممکن می رسد. برای مثال ما شب های امتحان کارایی و بازدهی مان خیلی بالاتر از طول سال تحصیلی هست در صورتی که ما همان آدم هستیم و کتاب هم همان کتاب.  اما آن استرس و اضطرابِ امتحان بهره وری ما را افزایش میدهد .

اگر سبک زندگی ما طوری باشد که نتیجه آندایره راحتی کوچک با شد، یعنی اینکه تعداد کارهایی که بدون اضطراب می توانیم انجام بدهیم کم باشد برای انجام بیشتر امور دچار نگرانی می شویم. در حدی که انگار تمام دور اطراف ما مین گذاری شده است. حتی ممکن است به جایی برسیم که داشتن صراحت برای ما یا پرسیدن یک سوال یا یک در خواست کاملا عادی و یا حتی شروع یک تماس تلفنی ساده از ما انرژی زیادی بگیرد. در صورتی که با خروج مکرر از دایره راحتی، این فضای امن را برای خودمان بزرگتر کردیم.

برای توسعه دایره راحتی چکار باید کرد؟
مرحله اول این هست که باورها و کارهایی که برایمان خارج از این ناحیه است را شناسایی کنیم.

مثلا معمولا یکی از استرس ها و نگرانی عمده ما این هست که دیگران چه فکر و قضاوتی  دربارة ما دارند. ما هر وقت خودمان را توی موضع قضاوت شدن می بینیم دچار نگرانی و اضطراب می شویم.

من  این تصور رو دارم که توانایی صحبت کردن در جمع رو ندارم و هر وقت خودم روی توی همچین موقعیتی می بینم دچار استرس و تنش میشم و  اون فضا رو ترک میکنم یا یک فضایی ایجاد می کنم که مجبور نشم توی جمع صحبت کنم. باید سعی کنیم که ناحیه خارج از دایره راحتی را برای خود خیلی شفاف و صادقانه شناسایی کنیم. ببینید کجاها هست که شما وقتی در آن قرار می گیرید دچار نگرانی و استرس می شوید. البته این رو هم درنظر داشته باشید که محدوده دایره راحتی یک خط شفاف و صریح نیست ولی اجزای آن برای ما تاحدی قابل شناسایی می باشند.

حالا که تا حدی توانستیم محدوده دایره راحتی خودمان را شناسایی کنیم سراغ یکی دوتا از چیزهایی برویم که سالها ‌ذهنمان را مشغول کرده است. به عنوان مثال صحبت کردن در جمع را تمرین کنیم و از جمع های کوچیک شروع کنیم و با وجود اضطرابی که داریم این کار را انجام بدهیم.

یکی دیگر از راه های توسعه دایره راحتی، یادگیری یک مهارت جدید است. البته الزاما صحبت از یک مهارت حرفه‌ای و تخصصی نیست. این مهارت می تواند یک ورزش یا یک مهارت کاملا بی ربط با زندگی حرفه ای شما باشد مثلا خواندن یک زبان جدید .

خیلی وقتها عزت نفسی که انجام و یا داشتن یک مهارت جدید به ما می دهد خیلی بیشتر از خود آن مهارت برای ما ارزشمند و سود آور است.

یک بخشی از زندگی همه ما شکست و ناکامی می باشد. ما با اگاهی که بدست می اوریم  باید به این شناخت برسیم که با دید مثبت به شکست و باخت نگاه کنیم. در باخت با وجودیکه ما چیزهایی را از دست دادیم اما  هم دایره راحتی ما در حال بزرگ شدن است و هم اینکه بعد از شکست ما تجربیاتی جدید پیدا می کنیم. ما خیلی وقتها بزرگ ترین تجربیات زندگی خودمان را در بد ترین اتفاق ها و  سخت ترین شرایط زندگی بدست اوردیم .اگر بتوانیم بعد از شکست بالغانه با آن شکست روبرو شویم، بالغ تر و بزرگ تر می شویم.

مهم ترین علتی که حاضر نمیشویم ناحیه امن خودمان رو ترک کنیم ترس می باشد. حالا این ترس می تواند ترس از دست دادن موقعیت، ترس از دست دادن وجه و تصویری که دیگران از ما دارند ما خیلی وقت ها بخاطر اینکه همچنان دوست داشتنی بمانیم و از طرف دیگران طرد نشویم حاضر نمی شویم صراحت بخرج بدهیم و حاضر نمیشویم کاری که بنظر ما درست هست را انجام بدهیم.
البته منکر این هم نیستیم که ترس یک مکانیزم دفاعی لازم برای انسان هست که اگر نبود خودمان را در خطر می‌انداختیم.

حالا با این وجود ما باید بترسیم یا نترسیم؟!
یکبار برای تمرین هم که شده به عقب بازگشتی بکنیم و ببینیم که در پنج تا ده سال گذشته چه ترس ها و نگرانی‌هایی داشتیم، چقدر از آنها اتفاق افتادند، چقدر از بد بینی های  گذشته ما  به واقعیت پیوسته و یا حتی آیا شکست ها و ناکامی های ما همانقدری که تلخ به نظر می رسیدنددر واقعیت هم تلخ بودند؟

"باید آگاهانه  این برگشت به عقب را انجام بدهیم و صادقانه با خودمان روبرو شویم."

آیا تجربیات گذشته به من می گوید که ترس اصالت ندارد و آنچه هست، خامی من در برابر یک فضای ناشناخته است که برای من ایجاد ترس می کند؟

اگر به این نتیجه رسیدیم که ترس اصالت ندارد از این به بعد وظیفه داریم آگاهانه با ترس هایمان روبرو شویم و با شناخت کامل، با ترس هایمان مواجه شویم.

هدف از صحبت پیرامون بحث ترس، این بود که نشان بدهیم که وقتی یک فضا یا یک موقعیت برای ما ترسناک و اضطراب آور بوده ولی بعد از اینکه آن را تجربه کردیم و با آن آشنا شدیم دیگر آن ترس و اضطراب سابق را هنکام روبرویی با آن فضا نداریم و این نشان می دهد که در بیشتر مواقع فضای ترسناک نداریم و در اصل این ما هستیم که به علت خامی و ناتوانی در برابر یک موقعیت دچار ترس و اضطراب می شویم.

این نکته را یادآور شویم که سعی کنید برای خروج از دایره امن و راحتی، تعادل را رعایت کنید یعنی تا جایی از ناحیه امن خود خارج شوید که امور برای شما قابل مدیریت کردن باشند و هر وقت در شرایط جدید به یک تعادل قابل اعتماد رسیدید دوباره شروع کنید به توسعه ناحیه امن و گسترش مسئولیت ها و تجربه فضاهای جدید تا رسیدن به ناحیه امن جدیدتر و بزرگتر.

در پایان باید گفت که احتمالا ما در اینده بخاطر کارهای انجام نداده و فرصت های از دست رفته مان هست که خودمان را سرزنش می کنیم و نه بخاطر کارهای انجام شده مان.

و دردناک تر از آن این است که: خیلی وقت ها مسیر زندگی به ما این فرصت و امکان را نمی دهد که برگردیم به عقب و راه نرفته مان را برویم.

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.