گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 260405

حامد صداقت؛

فرهنگ مهندسی یا مهندسی فرهنگ؟

امروزه خیلی از به اصطلاح اندیشمندان داخلی که ناامید هم هستند از برهان خلف استفاده میکنند. فرضیه میدهند که جوان ما افسرده است. اگر نیست دلیل بیاورید. این روش، آن داستان معروف را یادآوری میکند که روزی ملانصرالدین انگشت خود را روی زمین گذاشت و گفت اینجا مرکز زمین است. اطرافیان با تعجب پرسیدند روی چه حسابی؟ ملانصرالدین جواب داد اگر شک دارید زمین را متر کنید!

خبرنامه دانشجویان ایران: حامد صداقت*// آیا درست است عده ای یک فرهنگ مهندسی شده را تحت عنوان خوراک نشاط و شادی به ذهن ما تزریق کنند و اسمش را بگذارند درمان افسردگی جوان ایرانی؟!

آیا میشود از نظر یک استاد تحصیل کرده در غرب، به این نتیجه رسید که جوان امروز ایرانی آینده ای نخواهد داشت؟!

آیا جوانان امروز غربی بانشاط و امیدوارند به آینده خودشان؟

آیا واقعا فرهنگ شادی سالم در زندگی ما ایرانی ها نهادینه نشده؟!

میدانم پرسش های شما هم بسیار است اما قصد دارم به همین چند سوال بپردازم و در آخر شرایط به وجود آمده در دانشگاه را از عقل ناقص خودم تحلیل کنم.

امروزه خیلی از به اصطلاح اندیشمندان داخلی که ناامید هم هستند از برهان خلف استفاده میکنند. فرضیه میدهند که جوان ما افسرده است. اگر نیست دلیل بیاورید. این روش، آن داستان معروف را یادآوری میکند که روزی ملانصرالدین انگشت خود را روی زمین گذاشت و گفت اینجا مرکز زمین است. اطرافیان با تعجب پرسیدند روی چه حسابی؟ ملانصرالدین جواب داد اگر شک دارید زمین را متر کنید!

اگر یک بررسی کلی کنیم خواهیم دید که آنقدر افسردگی در غرب زیاد است که به راحتی یک جوان تفنگ در دست، می رود و بدون هیچ دلیلی هفتاد کودک بی گناه را به گلوله می بندد. این افسردگی آنقدر زیاد می شود که یک جوان اروپایی به گروهک داعش می پیوندد و روی خود انتحاری را اجرا می کند. آمار منتشر شده نشان می دهد بیشتر عوامل انتحاری گروهک داعش از جوانان اروپایی هستند. چرا که هیجانات قبلی جوابگوی ذهنش نیست و تمایل دارد شکل جدیدتری از هیجان را تجربه کند و اینگونه خود را از وضعیت افسردگی نجات دهد. آن دانش آموز غربی در انتظار روز آخر هفته است که در فلان پارتی هفتگی دو ساعته موقتا خودش را شارژ کند تا هفته بعد. نمی خواهم بگویم آنجا کلا بد است و اینجا مدینه فاضله. اما باید این را قبول کرد که جوان ایرانی بانشاط و پرانگیزه است به آینده خود و کشورش امیدوار است، تلاش می کند و برای هدفش میجنگد، وظیفه شناس است، یک روز در عرصه دفاع از کشورش آنچنان می درخشد که کل قدرت های جهان انگشت به دهان میمانند.

یک روز روی سکوی وزنه برداری می ایستد و با افتخار نام کشور و دینش را به رخ جهانیان می کشد. در شرایطی که تمام قدرت های علمی تحریممان کرده اند ماهواره خود را به فضا پرتاب میکند. فلان بیماری و ویروسی که آن طرف دنیا درگیرش هستند، درمانش از کشور جمهوری اسلامی و از دل خلاقیت همین جوان ایرانی ظاهر میشود. غنی سازی اورانیوم برای دشمنش ترسی ندارد. بلکه هدف و انگیزه اوست که آنقدر تن دشمنش را میلرزاند که حاضر است هرکاری کند تا جوان ایرانی امیدش را از دست بدهد. درست هم فکر میکند. اگر جامعه ای را میخواهی نابود کنی باید امید را از آن جامعه بگیری.

حال درست است که فلان استاد در تریبون بگوید به آینده این جوان ها امیدی ندارم!؟!

اتفاقا امید را باید از دل همین جوان ها پیدا کرد جناب استاد! جوان دانشجوی دانشگاه تفرش! کسی که با وجود تمام محدودیت هایی که دانشگاهش دارد میدرخشد و دانشگاه به او افتخار می کند، روزی فلان ربات را می سازد و می درخشد، یک روز دیگر در فلان مسابقه ورزشی سربلند مدال را دست میگرد و حس غرور را در دل هم دانشگاهی هایش زنده میکند، پرشورترین هیئت دانشجویی را در استان مرکزی تشکیل می دهد و آنقدر معنویت جوانی خودش را زنده میکند که توجه مردم آن شهر هم جلب می شود در پرحاشیه ترین ایام سال که بیشتر مردم مشغول دعواهای سیاسی می شوند جوان دانشجوی ما معتکف میشود و سعی می کند خودش را شارژ کند برای ورود با انگیزه به امتحانات آخر ترمش حتی زمانی که مسئولین نمیتوانند حمایتی از او کنند که راه بروز استعدادهایش هموار شود، خود دست به کار می شود و سنگ های راه را برمی دارد و نتیجه اش می شود اینکه آنقدر برنامه های فرهنگی دانشگاه زیاد می شود که دیگر زمانی در تقویم فرهنگی دانشگاه خالی نمی ماند حتی زمانی که احساس میکند مردم شهرش از کمبود امید رنج می برند، دوستانش را همراه می کند و به آسایشگاه شهر سر می زند تا از امید سرشار خود به آنها نیز تزریق کند. حتی آن گوشه کشور نیز نگرانش میکند و هرکاری بتواند انجام می دهد که هموطنش بعد از یک اتفاق بزرگ به آینده خودش امیدوار باشد. خلاصه هرکاری بتواند انجام میدهد چون هدف دارد. هدفش هم مقدس است. دانشگاه فقط یک برهه کوچک از زندگی اش است برای رسیدن به آن هدف این نمونه از روحیه جوان مومن ایرانی را در کجای دنیا میشود پیدا کرد؟

می بینیم که آن فرضیه توخالی تا همینجا هم بدون بررسی روانشناسی کاملا قابل رد میباشد. حال میخواهند برای ما نسخه بپیچند که شما افسرده هستید و باید محافلی تشکیل بدهید تا به نشاط و شادی و امید برسید.

حال اتفاقی در دانشگاه افتاده است که هم می شود گفت اتفاق بزرگی نیست و هم می شود گفت اتفاق بزرگی است. از این جهت بزرگ نیست که جوان ما آنقدر با انرژی و انگیزه است که به دنبال آزاد کردن این انرژی است و هیجان از ویژگی های اصلی جوانی است. اما از این جهت بزرگ است که همان خوراک دلسوزهای غربی فضایی را ایجاد کند که این انرژی تخلیه شود اما چنان اعتیادی پیدا کند که مشتری این خوراک شود و همان افسردگی که جوان غربی به آن مبتلاست توسط این خوراک آلوده به ما نیز منتقل شود.

این عقیده بنده به هیچ وجه از روی خشک مذهبی نیست، باید فضایی ایجاد شود که جوان دانشجو به طور سالم هیجانات خود را متعادل کند.

دانشجو روز مهندس را بهانه ای میبیند که به خود افتخار کند به دانشمند کشورش که این روز به نام اوست افتخار کند.

اتفاقا این غرور و افتخار جشن گرفتن هم دارد. اما همانطور که در یک خانواده فرزندان گاهی اشتباه میکنند و پدر خانواده به آنها تذکر میدهد و حتی اگر ببیند آنها گوش نمیدهند به اجبار جلوی او را میگیرد که خدای ناکرده صدمه ای نبیند، مسئولین نیز همین وظیفه دلسوزانه پدرانه را بر عهده دارند. همیشه پیشگیری بهتر از درمان است.

شاید اگر مسئولین باتجربه تر دانشگاهمان برگزار کنندگان این مراسم را از خطرات پیش رو آگاه می کردند این ویروس وارد فضای دانشجویی ما نمی شد که الان به فکر درمان آن باشیم یک فردی از بیرون بدون شناخت ما و فضای دانشگاه ما بیاید و فضای مراسم را به سبک دلخواهش مدیریت کند و برود و عواقبش ما را دچار کند. حتی اگر فرزندان این خانواده گاهی دوراندیشی نکنند پدر باید حواسش جمع باشد.

اما حال که این اتفاق افتاده و چند روز نیز از آن فضا دور شده ایم بهتر می توانیم درباره آن فکر کنیم، عده ای از دوستانمان تلاش کرده اند که به ما خوش بگذرد. اما یکسری مسائل به هر دلیلی باعث شده آنقدر که درگیر مسائل اجرایی شدند نتوانند به محتوای برنامه فکر کنند. قطعا اگر میدانستند چه خساراتی برای دانشگاه و شهر خواهد داشت محتاطانه تر عمل می کردند.

اکنون باید آسیب شناسی کرد، بررسی کرد اما نه با انگیزه مجازات برگزارکننده های مراسم با این هدف که دیگر از این اتفاقات در دانشگاه ما نیفتد و آن فضای سالم به دانشگاه بازگردد به طوری که جوان دانشجوی دانشگاه با انگیزه تر  و با نشاط تر تلاشش را بیشتر کند.

مسئولین دانشگاه نیز باید ببینند چه سهل انگاری هایی اتفاق افتاده که به قول رهبر عزیزمان فضایی ایجاد شود که نشاط جوان مومن دانشجو به طرز ناصحیح تخلیه شود، قطعا چنین اتفاقاتی هزینه های زیادی را در پی خواهد داشت.

بزرگترین آن همین است که دانشگاهی که با تلاش شبانه روزی اساتید، کارمندان و دانشجویان در همه زمینه های علمی و فرهنگی در استان و کشور تا به حال درخشیده است، این روزها از آن به خوبی نام نمیبرند. اگر مسئولی نیز سهل انگاری کرده اشتباه خود را قبول کند و هزینه آن را بپردازد.

فراموش نکنیم که همه ما در یک دانشگاه هستیم و نباید دانشجویان با کوته نگری مقابل یکدیگر قرار گیرند و مابین این اختلافات آسیب های اصلی پوشیده شود و خدای ناکرده در آینده نیز به آن آسیب ها دچار شویم. ان شاءالله مثل گذشته از این بحران ایجاد شده نیز خواهیم گذشت و با امید و تلاش هرچه بیشتر به راهمان ادامه خواهیم داد.

* دبیر اسبق انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تفرش

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.