گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 260581

سیدرضا جلیلی؛

اقتصاد سیاسی در نگاه ایران شهری

دکتر آخوندی در جستجو برای یافتن پاسخ این چرا، متوسل به نظریه ایران شهری می شود. ایشان با بررسی سیاست های اقتصادی ایران مدرنیزه شده (از زمان مشروطه تا کنون) و برداشت ویژگی های تمدنی ایران شهری از تاریخ ایران، برای تجدید نظر در نگاه به روش های توسعه و پیشرفت در اقتصاد کشور این سوال را مطرح می کند که ایران چیست؟ ایران ما کدام ایران و با چه تعریفی است که تا به حال از آن غافل بوده ایم؟ ایشان با نگاهی گذرا به نظریه تغییر گیدنز، اطلاق تحقق یافتن این نظریه را نسبت به تمام جوامع رد می کند.

خبرنامه دانشجویان ایران: سیدرضا جلیلی// تالار شهید آوینی پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران میزبان جلسه هم اندیشی بود با موضوع "بازخوانی تجربه توسعه مدرن و ایران معاصر در آیینه ی فرهنگ و تمدن ایران شهری". دکتر آخوندی سخنران این همایش سخنرانی اش طرح موضوع بود. ایجاد سوال درباره ارتباط اقتصاد سیاسی کشورمان با ویژگی های ملی و اقلیمی کشور. اندیشه ایران شهری سالهاست که در راستای بازخوانی دوباره از تاریخ ایران و در نتیجه ایجاد اندیشه سیاسی جدیدی بر پایه ایران به ما هو ایران هست. اندیشه ای که به گفته سیدجواد طباطبایی تا به حال علم ما غافل از آن بوده است.

مسئله این است که مواجهه ایران در مقابل مدرنیته چگونه بوده است. آیا باید آنطور که هست دریافت کنیم مثل زمان قبل از انقلاب، یا انگونه که می خواهیم بپذیریم؟. تاریخ معاصر نشان از شکست پاسخ مثبت به سوال اول را دارد. البته که مدرنیزاسیون که قدم اول در راه توسعه در معنای غربی-اروپایی آن است از زمان مشروطه شروع شد و دولت سازی اولین حرکت در این راستا بود. ولی امحاء کامل دولت-ملت ایران در بطن مدرنیته نه قابل قبول بود و نه امکان داشت. در بعد از انقلاب اسلامی طریق مواجهه کشور با روند مدرن شدن، ورود از دروازه اسلام بود. و پاسخ به توسعه آری بود ولی آن توسعه ای که مطابق با اندیشه ی ایران اسلامی باشد. فارغ از بررسی نتایج عملکرد این نگاه کلان به چگونگی زیست در محیط جهانی، ورود ما به قدم دوم توسعه از دهه های پیش شروع شد و با انقلاب سرعت گرفت ولی هم اکنون سالهاست که در میان بخش های مختلف توسعه مشخصا در اقتصاد پیشرفتی حاصل نشده و گویا در روند مدرن شدن در جا می زنیم. چرا؟

دکتر آخوندی در جستجو برای یافتن پاسخ این چرا، متوسل به نظریه ایران شهری می شود. ایشان با بررسی سیاست های اقتصادی ایران مدرنیزه شده (از زمان مشروطه تا کنون) و برداشت ویژگی های تمدنی ایران شهری از تاریخ ایران، برای تجدید نظر در نگاه به روش های توسعه و پیشرفت در اقتصاد کشور این سوال را مطرح می کند که ایران چیست؟ ایران ما کدام ایران و با چه تعریفی است که تا به حال از آن غافل بوده ایم؟ ایشان با نگاهی گذرا به نظریه تغییر گیدنز، اطلاق تحقق یافتن این نظریه را نسبت به تمام جوامع رد می کند. طبق این نظریه هر کنشی باعث ایجاد ساختاری جدید می شود و این ساختار جدید خود کنش جدیدی است که عامل ساختار دیگری است. و این یعنی تغییر. ایشان با بررسی کنش هایی که نسبت به جامعه ایرانی رخ داده و در نتیجه ساختارهایی که شکل گرفته است، به این نتیجه می رسد که تا کنون جامعه ایرانی بازتولید مثبت نداشته و به توسعه دست پیدا نکرده است. علت این امر نبود تطابق بین جوهر حرکت و ماهیت حرکت رو به توسعه ی ایران است.

برای دست یابی به توسعه و تولید ارزش افزوده در کشور و اقتصاد کشور لازم است که کنش ها یعنی سیاست های کلان اقتصادی کشور که عبارت اند از برنامه ریزی متمرکز، خودکفایی، فن گرایی، محدودیت های تجاری، قیمت گذاری دولتی، اعمال تعزیرات حکومتی و تثبیت نرخ ارز با ساختارهای کشور که در گروه سه تایی وحدت در عین کثرت، کانون مبادله بودن کشور و سازگاری با اقلیم قرار می گیرد، باید هم گرایی و تطابق داشته باشند. چیزی که با بررسی ارتباط بین دو گروه فوق از سیاست ها می توان تا حدودی بدان دست یافت.

نتیجه ای که می خواهم از این موضوع به دست بیاورم بدون اینکه بخواهم توجهی به کل نظریه ایران شهری داشته باشم، این است که تا کنون سیاست های اتخاذی نظام سیاسی کشور در قبل و بعد از انقلاب همواره در بستر اقتصاد علمی، متناسب با هدفگذاری های کلان نبوده است. سیاست های اعمالی در اقتصاد و صنعت کشور در طول دهه های گذشته با هدف خودکفایی و تولید داخلی پایه ریزی شده است در حالی که در واقعیت مدیریت خلاف این روند انجام شده است. موید این گزاره مثبت بودن همیشگی تراز واردات هم در قبل از انقلاب و نیز در سالهای اخیر نسبت به صادرات است. (البته بدون احتساب صادرات نفت) این تناقض بین نظر و عمل خود عامل تعارض بین ساختارهای موجود کشور و کنشهایی است که ملت ایران با آن ها مواجه می شود. در بیان این مطلب کافی است به رشد صرف در بخش های شهرسازی و صنعت، ناکارآمدی تجاری خارجی و ایجاد ظرفیت های نامناسب بالفعل اقتصادی توجه شود.

نهایتا این طرح مسئله از نگاه ایرانشهری در تحلیل وضعیت فعلی و هدف بلند مدت اقتصادی کشور می تواند جبهه ی جدیدی از کار را با دگردیسی در مدیریت فاسد کشور ایجاد کند. ولیکن مسئله مهم توجه به وضعیت و موقعیت فعلی کشور است. نگاه ایران شهری بدون توجه به جوهره ی قانون اساسی که همان ساخت ملت ایران اسلامی است نمی تواند قابل قبول و نیز قابل عمل باشد. در نظر گرفتن ملت ایران با عارضی انگاشتن دین اسلام که به عنوان عقیده جوهری برای مردمان ایران اسلامی تعلق دارد نمی تواند تبدیل به مکتب جایگزین این نوع نگاه به توسعه باشد. در بینش علمی می توان با تعقل و پروردن این نگاه به عنوان روشی جدید در ساختن کشور و در داخل چارچوب نگاه ایران اسلامی قبول کرد. لازمه این جابجایی در زوش ها ردودن مایه های لیبرالی از این نگاه می باشد و نیز تعدیل نگاه ناسیونالیستی است که اساس بینش ایران شهری را تشکیل می دهد که در یک شرح دیگری از برخی اندیشمندان می تواند منجر به استبداد سلطنتی گردد.

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.