گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 278487

بازخوانی واقعیت زندگی سیاسی مصدق به روایت اسناد تاریخی؛

مصدق، امامزاده خیالی سیاسیون

مصدق نیز برای برخی سیاسیون یک امامزاده خیالی است. امامزاده‌ای جعلی که از قبل آن برخی به اعتبار رسیده‌اند و برای برخی نیز در حال تولید اعتبار است. همینجاست که می‌توان حذف برگ‌هایی از تاریخ واقعی زندگی مصدق توسط این افراد را مشاهده کرد.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ اسفند ماه سال گذشته بود که پس از کش و قوس های فراوان شورای شهر تهران، نام خیابان نفت را به خیابان دکتر مصدق تغییر داد. محمد سالاری عضو شورای شهر تهران ارتباط ذهنی که بین خیابان نفت و دکتر مصدق وجود دارد را یکی از دلایل این انتخاب اعلام می‌کند و می‌گوید: «با توجه به اینکه نام دکتر مصدق در ذهن مردم با نفت گره خورده است، این انتخاب مناسب به نظر می‌رسد.»

جدای از اینکه خلاصه عملکرد شورای تَکراری شهر تهران در یک سال گذشته را میتوان چنین کارهای حاشیه ای دانست، اما بنظر میرسد تلاش برای قدیس سازی از دکتر محمد مصدق روندی است که برخی سیاسیون از آن برای ارتزاق سیاسی خود استفاده میکنند. این سخن که مصدق و نفت در ذهن مردم گره خورده، نتیجه تحریفات گسترده در همین روند قدیس سازی است. به راستی مصدق و نفت چه ارتباطی باهم دارند؟ چرا مصدق قبل از سال 1329 هیچ ردپایی در تاریخ نگاری کشور ندارد؟

مصدق و سرکوب آزادیخواهان به درخواست انگلیس
«پلیس جنوب» نام سازمانی شبه نظامی است که بعد از اشغال جنوب کشور توسط انگلستان در اواخر دوره قاجاریه برای حفاظت از منابع نفتی و همچنین سرکوب هر جنبش ملی در همسایگی هندوستان تشکیل شد. درست در تاریخی که مصدق السلطنه والی فارس بود و با پلیس جنوب همکاری گسترده ای داشت، قیام رئیسعلی دلواری و تنگستانی ها توسط وی سرکوب شد. به این سخنان مصدق توجه کنید: «بنده مأمورین خوب از انگلستان دیده‌ام. من مأمورین بسیار شریف و وطن‌دوست از انگلستان دیده‌ام. من مذاکراتی در شیراز و در تهران با اینها دارم. یک روز ماژور هوور قنسول انگلیس آمد و به من گفت: ما حکم داده‌ایم تنگستانی‌ها را تنبیه بکنند. من حالم به هم خورد. گفت: شما چرا حالتان به هم خورد؟ گفتم: چون این صحبتی که کردید در نفع شماست نه در نفع ماست. گفت: توضیح بدهید. گفتم: شما پلیس جنوب را مأمور تنبیه تنگستان بکنید بر منفوریت آنها افزوده می‌شود. تنگستانی‌ها اگر شرارت می‌کنند من تصدیق می‌کنم اگر بعضی از آنها راهزنی دارند من تصدیق دارم. اگر آنها را پلیس جنوب تنبیه کند آنها جزء شهداء و وطن‌پرست‌ها می‌شوند و من راضی نیستم. ولی اگر من که والی هستم آنها را تنبیه کنم به وظیفه خود عمل کرده‌‌ام و کار صحیحی کرده‌‌ام. گفت: توضیحات شما مرا قانع کرد شما کار خودتان را بکنید من از شما تشکر می‌کنم. بعد از چند روز من تنگستان را امن کردم و ماژور هوور آمد از من تشکر کرد...»

مصدق، امامزاده خیالی سیاسیون

همکاری مصدق با پلیس جنوب و تجهیز قوای دولتی در سرکوب تنگستانی‌ها سبب شد که سفارت انگلیس از نخست‌وزیر جدید بخواهد که مصدق را در سمت والی فارس ابقاء کند. عین نامه چنین است:
»
سفارت انگلیس ـ 4 نوامبر 1920 مطابق با 22 صفر 1339. فدایت شوم. پس از استعلام از صحت مزاج و تقدیم ارادت زحمت می‌دهد که از قرار تلگرافی که قنسول انگلیس مقیم شیراز مخابره کرده‌اند آقای مصدق‌السلطنه از سقوط کابینه قبلی و تشکیل کابینه جدید قدری مضطربند که مبادا این کابینه در موقع لازمه همراهی و مساعدت مقتضی از ایشان ننماید و گویا خیال استعفا دارند. از قرار راپورت‌هایی که از قنسول انگلیس در شیراز می‌رسد حکومت معظم‌له در شیراز خیلی رضایت‌بخش بوده اگر حضرت اشرف صلاح بدانند بد نیست که دوستانه تلگرافی به معزی‌‌الیه مخابره فرموده، خواهش کنید که به حکومت خود باقی بوده و از این خیال منصرف شوند. ایام شوکت مستدام. مستر نرمان»

اما اولین تماس مصدق با انگلیسی‌ها به دوره استبداد صغیر میرسد زمانیکه وی از ترس جان خود به منزل میرزا یحیی سرخوش منشی سفارت انگلیس فرار میکند. همچنین اسناد زیادی درباره انتصاب مصدق به والیگری آذربایجان با وساطت سفارت انگلیس وجود دارد.

مصدق و نفت؛ تاریخی که گفته نمیشود
تمام افتخاری که به مصدق نسبت میدهند، ملی کردن صنعت نفت توسط وی است. در حالیکه با مرور تاریخ میتوان چنین استنباط کرد که نه تنها وی یکی از مخالفان ابتدایی این امر بود، بلکه تنها چندماه مانده به ملی شدن صنعت نفت وارد گود شده و توانست این جریان ملی را بنام خود مصادره کند.

اولین بار زمزمه ملی شدن صنعت نفت توسط عباس اسکندری نماینده دوره پانزدهم مجلس شورای ملی در تاریخ 30 مرداد 1327 در صحن مجلس علنی شد و با تلاش آیت الله کاشانی به یک خواست عمومی تبدیل شد. تلاش که منجر به تبعید ایشان در 15 بهمن همان سال به لبنان شد.

مصدق در تاریخ 30 تیر 1328 نامه ای به نمایندگان مجلس نوشت و در کمال تعجب تصویب لایحه الحاقی را خواستار شد. لایحه الحاقی چیست؟

دولت ساعد بعد از توافق با شرکت نفت انگلیس در اواخر مجلس پانزدهم و برای مقابله با ملی شدن صنعت نفت، لایحه ای با عنوان «لایحه الحاقی» به مجلس فرستاد که براساس آن حق امتیاز دولت ایران از 4 شلینگ در هر تن به 6 شلینگ افزایش پیدا میکرد. مصدق در نامه 30 تیر خود ضمن موافقت با این لایحه و توصیه به نمایندگان برای تصویب آن، حداکثر خواسته خود را تحویل طلا به جای اسکناس از سوی شرکت نفت اعلام کرد.

مصدق، امامزاده خیالی سیاسیون

حتی بعد از راهیابی مصدق به مجلس شانزدهم، که آنهم با حمایت آیت الله کاشانی بود، و ریاست کمیسیون ویژه نفت باز هم وی مخالف ملی شدن صنعت نفت بود و اصلاح لایحه الحاقی را چاره کار میدانست. حتی در آبان 1329 که پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت توسط آیت الله کاشانی و یارانش در مجلس مطرح شد، محمد مصدق با آن مخالفت کرد.

مصدق و سرکوب قانون اساسی مشروطه
از صفحات مهم زندگی مصدق که متاسفانه هیچ اشاره ای به آن نشده است، میتوان به تلاش وی برای انحلال مجلس دانست. کارشکنی در تشکیل مجلس هفدهم، راه اندازی موج تبلیغاتی علیه آیت الله کاشانی و یارانش، برگزاری رفراندوم برای انحلال مجلس هفدهم و در نهایت همکاری با کودتاگران در مرحله اول کودتا بخشی از کارنامه سایسی دکتر مصدق است که در تاریخنگاری معاصر ردی از آن برجانمانده است.

امامزده سازی بخشی از واقعیت های جامعه ایرانی در تاریخ معاصر است. این کار توسط افرادی صورت میگیرد که حضور امامزاده در یک محل را برای خود نان و آب میدانند و برای موجه ساختن اینکار اقدام به تولید خواب و شفای خیالی میکنند تا آن امامزاده جعلی جایگاهش مستحکمتر شود و کسی جرئت سوال پرسیدن درباره نسب آن نکند.

مصدق، امامزاده خیالی سیاسیون

مصدق نیز برای برخی سیاسیون یک امامزاده خیالی است. امامزاده ای جعلی که از قبل آن برخی به اعتبار رسیده اند و برای برخی نیز در حال تولید اعتبار است. همینجاست که میتوان حذف برگ هایی از تاریخ واقعی زندگی مصدق توسط این افراد را مشاهده کرد. جعل تاریخ ملی شدن نقت، حذف گذشته محمد مصدق قبل از سال 1329 و مظلوم نمایی از وی در ماجرای کودتا بخشی از این تلاش ها برای تقدس بخشی به این فرد و جلوگیری از طرح هرگونه سوال است.

محمد مصدق خوب یا بد سرگذشتی دارد که با انگلستان و سرپرسی کاکس معروف عجین شده است، سرگذشتی که خیلی ها تلاش می‌کنند آنرا قطعه قطعه کنند و یک سرگذشت خیالی از دل آن بدست آورند. پس باید تاریخ را دوباره خواند تا از خلق امامزاده‌هایی جعلی جلوگیر کرد.

* گزارش از سعید درویشی

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
[1397/05/28 - 12:06]
مصدق مصدق نشد مگر با ایستادن در مقابل ابرقدرتهای جهان و پذیرش انزوا و سنگین ترین تحریم ها و متهم شدن به دیکتاتوری و... . پس چطور یاران مصدق جمهوری اسلامی را دقیقا به همان اتهامات می نوازند؟
Aram
[1397/05/31 - 20:49]
من سیاسی نیستم کمی مذهبی ام ولی خیلی کشورم رو دوست دارم. اسم مصدق که میآد ناخودآگاه به عنوان یک هموطن احساس غرور میکنم. نام مصدق در قلب کسانیکه دوست اش دارند حک شده. اگر کم رنگی نام اش و اثر جاودانه اش( ملی کردن و نه ملی شدن نفت) را می خواهید بهتره بهش نپردازید و دوستدارانش(یا شاید عاشقان اش) رو حساس نکنید. این تنها راهشه.