گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 282482

امیر مقومی؛

جمهوری اسلامی، نظام اپوزیسیون پرور

هیچ نظامی نیست که مسئولیت پرورش بلکه مسئول معرفی این افراد به جامعه را نیز به عهده بگیرد و با افتخار در همه جا پخش کند و یک مباهاتی برای خود ببیند که همچین نسلی پرورش داده است و در عجیب تر از آن این که در جلسه ای و برنامه ای به دنبال آسیب شناسی باشد که چرا بعضا جوانان و نسل جدید ما به اصول نظام پایبند نیستند و چرا زنجیره اتصال خود را با پدرانشان قطع کرده اند.

خبرنامه دانشجویان ایران: امیر مقومی// جمهوری اسلامی نظام عجیبی است و هر چیز عجیبی را در این نظام میتوان دید. از صحبت های ساختار شکنانه مسئولین بلندپایه نظام گرفته تا پرورش اپوزیسیون در آغوش نظام.

اگر از برخی موارد بگذریم و از تب و تاب مسائل روزمره چشم پوشی کنیم، به بنیادی ترین مشکلات خواهیم رسید. این مشکلات ریشه ای که در نوع خود عجیب ترین موارد در جمهوری اسلامی هستند، وزارتخانه ها، نهادها و سازمان های اپوزیسیون پروری هستند که در هیچ جای دنیا یافت نمیشوند و به گمانم تا آخرالزمان هم یافت نشوند. هیچ کجا پیدا نمیشود که یک نظام در درون و آغوش خودش افرادی را پرورش دهد که به اساسی ترین اصول حکومت و حاکمیت حمله کنند.

هیچ نظامی نیست که مسئولیت پرورش بلکه مسئول معرفی این افراد به جامعه را نیز به عهده بگیرد و با افتخار در همه جا پخش کند و یک مباهاتی برای خود ببیند که همچین نسلی پرورش داده است و در عجیب تر از آن این که در جلسه ای و برنامه ای به دنبال آسیب شناسی باشد که چرا بعضا جوانان و نسل جدید ما به اصول نظام پایبند نیستند و چرا زنجیره اتصال خود را با پدرانشان قطع کرده اند؟

بسیاری از نهاد ها و ارکان نظام در یک دور باطلی به سر می برند. از طرفی در مدارس و دانشگاه ها که اصلی ترین پایگاه تولید نسل متعهد هستند، عقایدی بسیار متفاوت و دور از انقلاب تدریس میکنند و نهایت کار فرهنگی برای تعمیق اصول و بنیه های اسلام و انقلاب قراردادن درس هدیه های آسمانی در دوره ابتدایی و قراردادن دروس عمومی در دوره دانشگاه است.

از طرف دیگر در حال برگزاری سمینارها و همایش هایی تحت عنوان «ریشه یابی علل فاصله گرفتن جوانان از انقلاب» هستند و کلی آه و ناله که در آخر به گرفتن عکس و پوست کندن میوه ها ختم میشوند!

این نهادها در حال تولید نسلی هستند که خود را بازنده و شکست خورده میداند و موفقیت ها و پیشرفت های نظام را حداقلی می پندارد و شکست ها و مشکلات را حداکثری میبیند.

در کتاب ها به دنبال ایسم هاست و در جزوه ها به دنبال فیلسوفان معلوم الحال غربی. اما مصیبت اینجا تمام نمیشود و عذاب آورترین قسمت ماجرا آنجاست که اساتید و معلمانی برای این نسل تدریس میکنند که وضعیتشان بدتر از خود آن هاست . اگر دانش آموزان و دانشجویان خود را شکست خورده میبینند، اساتید و معلم هایشان خود را تمام شده میبینند که دیگر راهی برای پیش رفت نمانده است و فقط باید به دریای غرب زد تا نجات پیدا کرد.

میبینیم که جمهوری اسلامی نظام عجیبی است. نظامی که برعکس همه نظام ها و حکومت ها از بنیادی ترین وزارتخانه هایش-که وظیفه تولید و تربیت را بر عهده دارند- تا صداوسیما در حال تولید اپوزیسیون هستند. انگار ارکان و وزارتخانه های بنیادین نظام کارخانه ای افتتاح کرده اند که در آن افرادی تولید می شوند که وظیفه آنها حمله به حکومت و حاکمیت است. اپوزیسیونی که محصول خود نظام و به بدنه آن چسبیده است ولی دانسته یا نادانسته دارد شیره این نظام را میمکد.

این کارخانه های اپوزیسیون سازی در وزارتخانه های آموزش و پرورش و علوم و وزارت فرهنگ و ارشاد بیشتر از بقیه ی وزارتخانه ها دیده میشوند. این وزارتخانه ها که ماهیتشان تربیت نسل متعهد برای نظام است در حال به وجود اوردن نسلی هستند که نسبت به سنت و گذشته خود بیگانه است و از حال خود احساس شرمساری و ترس میکند. علت این ترس و شرمساری را باید در وزارت خانه هایی دنبال کرد که بویی از توان نسل انقلاب نبرده اند.

این ترس، علت غربزدگی است یا معلول آن؟ وجود اساتید و مسئولین غربزده باعث ایجاد این ترس شده است که توانایی ما در حد تولید آبگوشت بزباش هست یا ترس از عقب ماندگی باعث ایجاد اساتید غربزده شده است؟ این سوالی که باید بعد از ٤٠ سال به آن پاسخ داد.

جلال آل احمد نمونه بارز روشنفکری در کتاب غربزدگی اش میگوید:"آدم غرب زده ای که عضوی از اعضای دستگاه رهبری مملکت است پا در هواست. ذرة گردی است معلق در فضا. یا درست همچون خاشاکی بر روی آب. با عمق اجتماع و فرهنگ و سنت رابطه ها را بریده است. رابطه قدمت و تجدد نیست. خط فاصلی میان کهنه و نو نیست. چیزی است بی رابطه با گذشته و بی هیچ درکی از آینده."

رهبری معظم انقلاب میفرمایند:"دو خطر عمده اسلام را تهدید میکند که یکی دشمن خارجی است و دیگری اضمحلال داخلی.” به نظر من این اضمحلال داخلی از طریق تهی کردن بدنه نظام انجام می شود. اگر نظام نتواند نسلی را تولید کند که هم به گذشته خود افتخار کند و هم امید به آینده داشته باشد و هم بتواند به بازتولید خود بپردازد آن وقت اضمحلال داخلی اتفاق می افتد.

بزرگترین دشمنی که به ایدئولوژی و آرمان انقلاب ضربه میزند نه آمریکاست و نه سلطنت طلب ها و نه براندازهای نظام بلکه بزرگترین دشمنان انقلاب وزارتخانه هایی هستند که به جای تربیت نسل وفادار به کشور نسلی تولید می کند که یک خودباخته به تمام معناست.

نسلی که هیچ اعتمادی به خود ندارد و هیچ توانایی در خود و کشورش نمی بیند. خود و حاکمیت را شکست خورده تصور میکند و مرعوب و مغلوب غرب و تفکر غرب میشود. به قول جلال آل احمد «مدرسه های ما غربزده می سازند. ادم های همچون نقش بر آب میسازند که زمینه های قبول غربزدگی را دارند. این است بزرگترین خطر مدارس ما.»

بزرگترین خطری که امروز نظام مقدس جمهوری اسلامی را تهدید میکند و اینک در آستانه چهل سالگی نظام باید به آن اندیشید، وزارتخانه های نسل پرور است. این تب و تاب دلارها و برجام ها خواهد گذشت و این موارد گذراست ولی تربیت نسل متعهد کاری است بسیار مهم و دشوار که باید هرچه زودتر شروع شود.

وقتی امام راحل می فرمایند:«امید من به شما دبستانی هاست» به اهمیت تولید نسل جدید پی میبریم و یا وقتی در سال ۴۳ میفرمایند:«سربازان من در گهواره ها هستند.» و میبینیم آنهایی که سال ۴۳ در گهواره بودند، سال ۵۹ قریب به ۸ سال برای اسلام و انقلاب جنگیدند. این یعنی تربیت نیروی انسانی از اهم واجبات در بقای یک حکومت است.اهم واجباتی که به فراموشی سپرده شده است.

و حال نیز باید امید همه به آنهایی باشد که در گهواره ها هستند تا در خرمشهرهایی که پیش روست، بجنگند. مقام معظم رهبری میفرمایند:«مسئله‏ فرهنگ و تعلیم و تربیت مسئله‏ اول در نظام ماست.» آیا مسئله اول قوای سه گانه هم فرهنگ و تعلیم و تربیت است؟

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.