گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 283913

وصیت‌نامه ۱۰ شهید دانش‌آموز دوران دفاع مقدس

نه یکبار، بلکه چندبار باید این وصیتنامه‌ها را بخوانیم تا بفهمیم که چطور جبهه برای بعضی‌ها مدرسه و دانشگاه بود که حتی بدون گذراندن تحصیلات مقدماتی، از آن فارغ التحصیل شدند و مدرک خود را از اباعبد الله (ع) گرفتند و به راستی چه تفاوتی بین نوجوانان آن زمان و نوجوانان این عصر وجود دارد؟!

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ به مناسبت هفته دفاع مقدس و آغاز سال تحصیلی به بررسی و بازخوانی 10 شهید دانشجو که در زمان نوجوانی خود به مراتب بالای الهی رسیدن می پردازیم:

وصیت نامه شهید ۱۲ ساله رضا پناهی

«بسم الله الرحمن الرحیم»


هرکس من را طلب می‌کند می‌یابد مرا، و کسی که مرا یافت، می‌شناسد مرا، و کسی که من را دوست داشت، عاشق من می‌شود و کسی که عاشق من می‌شود، من عاشق او می‌شوم و کسی که من عاشق او بشوم، او را می‌کشم و کسی که من او را بکشم، خون‌بهایش بر من واجب است، پس خون‌بهای او من هستم.

هدف من از رفتن به جبهه این است که:
اولاً به ندای «هل من ناصر ینصرنی» لبیک گفته باشم و امام عزیز و اسلام را یاری کنم و آن وظیفه‌ای را که امام عزیزمان بارها در پیام‌ها تکرار کرده، که هرکس که قدرت دارد واجب است که به جبهه برود، و من می‌روم که تا به پیام امام لبیک گفته باشم. آرزوی من پیروزی اسلام و ترویج آن در تمام جهان است و امیدوارم که روزی به یاری رزمندگان، تمام ملت‌های زیر سلطه آزاد شوند و صدام بداند که اگر هزاران هزار کشور به او کمک کنند او نمی‌تواند در مقابل نیروی اسلام مقاومت کند.

پدر و مادر مهربان من! از زحمات چندین ساله شما متشکرم.

من عاشق خدا و امام زمان گشته‌ام و این عشق هرگز با هیچ مانعی از قلب من بیرون نمی‌رود، تا اینکه به معشوق خود یعنی «الله» برسم؛ و به حق که ما می‌رویم که این حسین زمان و خمینی بت‌شکن را یاری کنیم و به حق که خداوند به کسانی که در راه او پیکار می‌کنند، پاداش عظیم می‌بخشد. من برای خدا از مادیات گذشتم و به معنویات فکر کردم، از مال و اموال و پدر و مادر و برادر و خواهر چشم پوشیدم، فقط برای هدفم یعنی الله.

وصیت نامه شهید 15ساله اصغر سلطانی

«بسم الله الرحمن الرحیم»

بخدمت پدر عزیزم خیلی خیلی دعا و سلام می رسانم و پس از عرض سلام، سلامتی شما از درگاه خداوند متعال خواهان و خواستارم و امیدوارم که در زیر سایه امام زمان ( عج ) قرار گرفته باشید و ثانیاً اگر از احوالات این جانب برادر اصغر سلطانی را خواسته باشید الحمدالله از طرف خداوند متعال صحیح و سالم هستم و به شما خیلی خیلی دعا و سلام می رسانم.

به مادرم خیلی دعا و سلام می رسانم و به مادر بزرگم خیلی خیلی دعا و سلام می رسانم و به سهراب و مهراب و روح الله و زهرا و معصومه خیلی خیلی دعا و سلام می رسانم و باری پدر جان شما که نوشته بودی پول گذاشتم آن نرسید ولی دیگر لازم نیست چون اگر یک موقع لازم باشد به ما می دهند.

دیگر عرضی ندارم بجز دوری دیدار شما عزیزان و به دایی ها یک به یک خیلی خیلی دعا و سلام و به فریدون دعا و سلام.

نامه پر محبت آمیز شما در تاریخ 25/10/63 به دست من رسید خیلی خوشحال شدم و انشاء الله شما هم خوشحال خواهید شد و دیگر عرضی نیست بجز دوری دیدار شما عزیزان و دوستان.

خداحافظ از طرف من هیچ موقع ناراحت نباشید که ممکن است 15 روز دیگر به مرخصی بیائیم خدا نگهدار شما.
تاریخ 26/10/63

وصیت نامه شهید ابوالفضل خوران

«بسم الله الرحمن الرحیم»

اى مسلمانان جهان، اى ایرانیان، اى پدر و مادر ایرانى، کشته شدگان راه حق را مرده نپندارید بلکه آنها زنده هستند و در پیش خدایشان روزی مى‌خورند. وصیت نامه را در حالى مى‌نویسم که هر لحظه آرزوى شهادت در راه خدا را دارم. وصیتم را مى‌نویسم، وصیتم فقط پیام است. پیام من ،پیام یک فردى که در راه خدا جانبازى مى‌کند و پرارزش ترین چیزى که در زندگیش دارد این است.

که اى ملت شهید پرور ایران، امام امت را، روح خدا را، رهبر مستضعفان را، امید مستضعفان را تنها نگذارید همیشه با انقلاب باشید که خداى نکرده دست پلید آمریکا و مزدورانش اعم از منافقین و دیگر گروههاى ضد انقلاب، انقلاب ما را به عقب برگردانند..

مردم بجنورد، هوشیار باشید و همیشه در صحنه باشید و نگذارید گروهکهاى منافق و دو رو کارى بکند. شما همچون که در مقابل شاه خائن با مشتهایتان ایستادید در برابر گروهکهاى منافق و ضد انقلاب هم بایستید چون دیگر نمى‌توانند کارى بکنند. الان منافقین مانند کسى هستند که تا خرخره در گرداب فرو رفته است و دست و پا مى‌زند و ترور آخرین فعالیت آنهاست. به گفته امام بکشید ما را ملت بیدارتر مى شود. الحمدلله ملت ما بیدار شده است و با یاد خدا همیشه آنها را سرکوب خواهند کرد. و پیام دیگرم به پدر و مادرم این است که در مرگم عزا نگیرند و لباس سیاه نپوشند بلکه در مرگم خوشحال باشید و حتى شیرینى بدهید که مبادا دشمنان اسلام و انقلاب با عزا گرفتن شما خوشحال شوند.

مادر ، براى من که فرزند تو هستم گریه نکنید.

خواهرم و برادرم، براى من خوشحال باشید و شما براى خودتان افتخار کنید که نوجوان ناقابلى را در راه خدا و رهبر تقدیم اسلام کردید. وقتى که من به شهادت رسیدم افتخار کنید که نوجوانى داشتید و در راه خدا دادید.

خدا نگهدار شما

وصست نامه شهید محمود ناظری

«بسم الله الرحمن الرحیم»

"و من طلبنی وجدنی و من وجدنی عرفنی...."

"وهر کس مرا طلب کند خواهد یافت و هر کس مرابیابد خواهد شناخت و هر کس مرا بشناسد عاشقم خواهد شد و آنکه عاشقم شد من نیز عاشقش شوم و هر کس که عاشقش شدم می کشم او را و آنکه من او را بکشم خون بهایش بر من واجب است پس من خود خون بهای او خواهم بود ..."

سپاس فراوان خداوند یکتا را که ما را آفرید و به ما درس چگونه زیستن و چگونه مردن آموخت و با سلام به پیشگاه اختر تابناک ولایت و امامت مهدی موعود (عج) و سلام برنائب بر حقش امام امت و سلام و درود بی پایان بر تمامی رزمندگان اسلام که با نثار خونشان نهال انقلاب اسلامی را آبیاری می نمایند.

خدایا بارلها خودت شاهدی که من هیچ نوع مقصدی جز دفاع از قانون اسلامی خودت ندارم و این راهی که من انتخاب کرده ام راهی است که امام حسین (ع) این راه را پیموده و علی اکبر پیموده، عباس دلاور پیموده، کلیه شهیدان از صدر اسلام گرفته تا اکنون پیموده اند پس خون من از خون بقیه شهدا که بهتر نیست لذا از درگاه ایزد منان تقاضای شهادت در راه ستایش تو را دارم.

من محمود ناظری فرزند علی اکبر بر اساس مسئولیتی که بر عهده من بود که از حریم اسلام دفاع نمایم راهی جبهه های حق علیه باطل شدم تا از مرزهای سیاسی اسلام دفاع کنم. امید است که خداوند مرا ببخشد و لحظه ای من را به خود وانگذارد و ضمن عفو و بخشش از کلیه دوستان و همشهریان امید است خداوند عبادت همگی را در راهش قبول بفرماید و امیدوارم که خداوند به شما پدر و مادر عزیزم صبر عنایت فرماید.

پدرجان من عقیده دارم به فرموده اماممان و روح خدا، اگر بکشیم یا کشته شویم در هر دو حال پیروزیم.من زندگی زیر بار ظلم را قبول نخواهم کرد و مرگ سرخ را بر این زندگی ترجیح می دهم.

به من الهام شد که به آرزوی دیرینه ام، شهادت، خواهم رسید اما افسوس می خورم که ۱۸ سال از عمرم می گذرد و هنوز اندر خم یک کوچه ام.

پدر عزیزم، درود خدا برتو باد که با امضای رضایت نامه ی من در حقیقت شهادت نامه ام را امضا کردی.

در پایان مقداری حساب با برادران داشتم که اسامی آنها را یادداشت کرده ام، تصفیه نمایید.

یک ماه هم روزه قرض دارم امید است قضایش را بدهید.

وصیتنامه شهید محمد عجم

‌«بسم الله الرحمن الرحیم»

ای‌ خدای‌ بزرگ‌ می‌دانم‌ گناهم‌ بسیار و طاعتم‌ قلیل‌ است‌ اما به‌ عدلت‌ نمی‌نگرم‌ بلکه‌ به‌ رحم‌ تو و عفو تو ای‌ غفار چشم‌ دوخته‌ام‌. و اما سخنی‌ چند با خانواده‌ عزیزم‌:ای‌ مادرم‌، ای‌ که‌ در شبهای‌ تاریک‌ و در سکوت‌ شب‌ از خواب‌ خود می گذشتی‌ و با لطف‌ خدا مرا به‌ این‌ حال‌ رساندی‌ تو در این‌ حال‌ حتی از من‌ امیدی‌ داشتی‌ لیکن‌ وضع‌ زمانه‌ طوری‌ است‌ که‌ خداوند چنین‌ می‌پسندد که‌ در میان‌ شما نباشم‌.

و رضای‌ خدا افضل‌ همه‌ رضاهاست‌ و تو نیز بی‌گمان‌ به‌ رضای‌ خدا رضایی‌. واما پدرم‌ ای‌ زحمتکش‌ خانه که‌ هر وقت‌ شما را ملاقات‌ می نمودم‌ اثار خستگی‌ از کار در چهره‌ شما مشخص‌ بود.وشمانیزشاید با خود می گفتی روزی من به درد شما می خورم وباری از دوش شما برمی دارم اما من همیشه بار شما بودم وحتی خدمتی به شما نکردم و از پیشگاه شما معذرت می خواهم و اما برادران و خواهران عزیزم که شما همیشه با مهر و علاقه خود نسبت به حقیر مرا شرمنده خویش می ساختید . هر وقت یادی از مهربانیهای شما می کنم خود را غرق‌ در حقارت‌ می‌بینم‌ چرا که‌ من‌ برادری‌ خوب‌ برای‌ شما نبودم.‌

اما یک‌ نصیحت‌ که‌ حق‌ هر برادر دینی‌ است‌ از من‌ بعنوان‌ یادگار بشنوید. همواره‌ اخلاق‌ اسلامی‌ را رعایت کنید و نماز و سایر عبادات‌ اهمیت‌ زیادی‌ بدهید.در اینجا خوب‌ است‌ حدیث‌ امام‌ صادق‌ علیه السلام را بگویم‌ که‌ فرمود: شفاعت‌ ما به‌ کسانی‌ که‌ نمازراسبک‌بشمارند نخواهد رسید و شما می‌دانید که‌ اگر شفیع نداشته‌ باشیم‌ آخرت‌ خوبی‌ نداریم .‌ چرا که‌ ما گناهکاریم‌ . اما در مورد محل‌ دفنم‌، هرجا که‌ خانواده‌ عزیزم‌ دوست‌ بدارند که‌ خودم‌ زیبد را انتخاب‌ می کنم.‌

واما درمورد حقوقم که نمی دانم بعد از رفتن من نیز حقوقی دارم یا نه اما اگر داشتم اگر امکان باشد حقوق را نگیرید واگر مجبور به گرفتن هستید آن را به یکی از راه های خیر مثل کمک به جبهه ها وخیرات دیگر بدهید ویا آن را قرض الحسنه بدهیدوپس از پس گرفتن آن راخرج خیرات کنید.

وخانواده عزیزم در این مورد منتی به کسی نگذارید زیرا منت باید کسی بکند که چیزی بدهد وشما ومن که چیزی نداده ایم بلکه خدا بود که چیزی داد.

اما مسئله‌ دیگر که‌ باید عرض‌ کنم‌ مسئله‌ نمازها و روزه‌های‌ فوت‌ شده‌ است‌ و خانواده‌ عزیزم‌ می‌خواهم‌ که‌ پانزده‌ روز روزه‌ بگیرند و یک‌ ماه‌ نماز بخوانند اگر توانستند بیشتر از اینها انجام‌ دهند و کفاره‌ سه روز روزه‌ قضا شده‌ نیز بپردازند. در پایان‌ بار دیگراز خانواده وهمه برادران‌وخواهرانی‌که‌صدای من‌ به‌ آنها می رسد می خواهم‌ که‌ مرا عفو کنند و از برادرانم‌ می خواهم‌ که‌ حقوقی‌ که‌ به‌ گردنم‌ مانده‌ ادا کنندومردم را از من راضی کنند باشد انشاءا…مورد عفو خداوندعزیز قرار گیرم. ای‌ خدای‌ بزرگ‌ این‌ همه‌ امیدم‌ را ناامید مگردان‌ و این‌ حقیر رو سیاه‌ را در درگاه‌با عظمت بپذیر و مرا به بندگی خودت قبول کن. ضمناً اگر حقوقی گرفتید وحقوق ماموریت که نگرفته ام یک پنجم آن رابه حساب صد امام بدهید،هفتصد تومان دیگر نیز به همین حساب بدهید.

وصیت نامه شهید محمدرضا برازنده

«بسم الله الرحمن الرحیم»

آنهایی که در راه خدا کشته میشوند مرده مپندارید بلکه زنده اند و در پیش خدا روزی دارند.

با سلام به رهبر کبیر انقلاب خمینی بت شکن و امت شهید پرور وصیت نامه ای را شروع می کنم اینکه که درخت انقلاب احتیاج به خون دارد بر ما واجب است که خون بدهیم و من برای اینکه به وظیفه شرعی خود عمل کنم به جبهه میروم تا بلکه بتوانم سهمی در قطع ریشه کفر جهانی و ایجاد حکومت اسلامی در جهان داشته باشم آری بدانید که هدف من فقط رضای خدا می باشد همه کارهایم و اعمالم برای خدا میباشد و حالا که به جبهه می روم میدانم که دین و سرزمین خدا مورد هجوم کفار واقع شده است و بر هر فرد مسلمان است که قیام کند و بر علیه این کفار از خدا بی خبر که چون جهاد یکی از اصول فروع دین می باشد و طبق گفته مولایمان علی (ع) : ذلیل ترین مردم کسانی هستند که کوچه های شهرشان محل تاخت و تاز دشمن شود مادرم همانگونه که تا بحال استقامت نموده ای و در پرورش من و دیگر فرزندان صبر نموده ای از تو میخواهم که همینطور به راهت ادامه دهی چون خدا با صابران می باشد (ان الله مع صابرین) و بتوانی برادرانم و خواهرانم را بدرجه والای انسانیت یعنی به نقطه کمال برسانی تا بتوانند برای جامعه آینده اسلام مفید واقع شوند مادرم از تو میخواهم مانند مادرانی مثل فاطمه و مادر امام امتمان باشی تا بتوانم چنین شخصیتهایی را برای جامعه اسلامی تربیت کنی و این را بدان که هدف من جنگیدند در راه خدا می باشد و از تو میخواهم که برایم ناراحت نباشی و اگر شهید شدم افتخار کن که توانسته ای جوانی را به اسلام هدیه کنی و جوانی را به جمع جوانان شهید بفرستی دیگر عرضی ندارم فقط اگر کار زشتی از من سر زده به بزرگی خودت ببخشی.  و من طلبنی وجدنی و من وجدنی عرفنی و من عرفنی عشقنی و من عشقنی عشقته و من عشقته قتلته و من قتلته انادیه.

هر کس مرا طلب کند مرا میجوید و هر کس مرا پیدا کرد مرا می شناسد و هر کس که مرا شناخت عاشقم  میشود و هر کس عاشقم شد عاشقش میشوم و عاشق هرکس شدم او را میکشم و هر کس را کشتم خونبهایش خود می باشم.

به امید پیروزی اسلام بر کفر جهانی و تحقق حاکمیت مستضعفین بر روی زمین.

والسلام من اتبع الهدی

وصیت نامه شهید کریم جمشیدی

«بسم الله الرحمن الرحیم»

مپندارید که کسانیکه در راه خدا کشته می شوند مرده اند بلکه زنده اند و نزد پروردگارشان روزی می خورند .

با یلام به حضرت مهدی و نائب ایشان حضرت امام خمینی و با سلام به امت استوار و همیشه در صحنه و سلام و درود بر کفر ستیزان سنگرهای نبرد و زاهدان شب و شیران روز و با سلام سلام بر شهیدان که با قطره خون خود میهن اسلامی را از دست سفاک ترین مزدور جهان بیرون کشیده اند و با سلام بر اسیران جندالله اینجانب کریم جمشیدی فرزند ابراهیم شماره شناسنامه ٣٧٧ تاریخ تولد ١٣٤٨ اینک عازم جبهه های حق علیه باطل هستم کسی مرا مجبور نکرده به جبهه بروم بلکه به خواست و عشق و علاقه ای که نسبت به امام و وظیفه ای که بر دوش دارم به جبهه می روم تا با اهدا خون دین خویش را نسبت به انقلاب اسلامی و رهبری امام ادا کرده باشم . برماست که جای این شهیدان را پرکرده وتا آخرین قطره خون از اسلام دفاع کنیم .

وصیت من به مردم روستای دهداری این است که تا آخرین قطره خون خود از اسلام دفاع کنند  وصیت من به مردم روستای دهداری این است  که تا پِیروزی نهایی راه شهیدان را دامه دهند و بیش از پیش در صحنه های نبرد و پشت جبهه حضور داشته باشند .

ای پدرم از اینکه تو را تنها گذاشته ام و باید به جای عصای تو می بوده ام و این وظیفهرا انجام نداده ام متأسفم ، زیرا که وظیفة سنگین تری بر دوشم است و آن ادامه راه خون برادرم می باشد و برای من گریه نکنید و سیاه نپوشید زیرا سیاه برای مرده می پوشند .

دانش آموزان : وظیفه شما سنگین تر از وظیفه دیگران است  و باید در این میان شما تلاش و کوشش بسیاری داشته باشید .

وصیت نامه شهید محمدحسین ذوالفقاری

«بسم الله الرحمن الرحیم»

سلام بر امام زمان ( عج ) و سلام بر امام خمینی و سلام بر ملت شریف ایران .به نام خدای درهم کوبنده ستمگران و به نام خدای یاری دهنده مستضعفان.

ای دشمن بدان که ملت ما همیشه بیدار و پیروز خواهد بود. ای منافق ! ای ستون پنجم ! بدان که اگر اسلام در کشوری ریشه نهد دیگر جای تو نیست. ای دشمن به من نگاه کن ببین که چگونه آزادانه به جنگ با کفار می روم و جانم را در راه اسلام و قرآن و خدا فدا می کنم . خودت فکر کن ای منافق ! که تو در راه چه کسی کشته می شوی به خاطر احساسات نفسانی و درونیت یا به خاطر شخص یا اشخاص یا برای خدا ، معلوم است تو برای شخص و برای احساسات نفسانی و شیطانیت کشته می شوید چه بیهوده.

درود بر ان کسانی که در راه حق راه پیمودند و در آن راه یک قدم عقب نگذاشتند و جان خود را نثار راه حق کردند. ای ملت ایران ! هرگز نگذارید فرزندانتان در دامن این منافقین یا ستون پنجم گرفتار شوند ای ملت ایران ! از کودکی فرزندانتان را خودساخته سازید که آینده فرزندانتان خوب باشد. ای مردم ! هرگز فرزندانتان را به خاطر مال اندوزی و طمعه دنیا بزرگ نکنید که دنیا شما و فرزندانتان را در کام خود فرو می برد و از خدا دور می کند و بازگشت آنها را ناهموار می کند. ای مردم ! به خدا خمینی را رها نکنید که حسینی است که اگر خمینی را رها کردید از اهل کوفه و شام هستید و از یزدیان زمانید اگر رهایش نکردید و پیرو او بودید از حسینیان و از پیروان خط راستین او هستید وهل من ناصر ینصرونی حسین را از زمین گرم کربلا لبیک گفته اید به امید این که چنین باشد.

ای کارمند ! ای کشاورز ! ای کارگر ! ای بازاری ! ای مردم ایران ! کوچکترین کاری که به نفع این مملکت می کنید برای اسلام است به خدا که چنین است. ای مردم ایران ! همه مسلمان شوید که مسلمان هستید شما هم مسلمان واقعی شوید زیرا این حکومت امام زمان ( عج ) در آن استقرار خواهد یافت زیرا ظهور امام زمان در این مملکت است و شما برای استقبال او هر لحظه آماده باشید.

خداحافظ. به امید پیروزی اسلام بر کفر.

وصیتم به پدر ومادرم:
مادر عزیز ! هر چه شما کردید دو تا بچه برادرم علیرضا. سلام بر شما ای پدر و مادر، سلام بر تو که شب و روز از کوچکیم خواب نکردی تا من بزرگ شدم، سلام بر تو ای پدری که بازوانت را شب و روز به کار بردی تا من رشد و نمو کنم و تا این حد برسم و برای زندگی آینده شما پرثمر باشم ولی چه کار کنم که نه مال شما هستم، نه مال خودم بلکه هر( عضو از ) اعضای بدن من امانت است و باید آن امانت را قربانی کنم و زودتر آن امانت را به او برسانم. پس شما نباید غصه بخورید و از مرگ من بگریید و به زاری بپردازید. زیرا که خدا در قرآن می فرماید:
” ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون“

و مپندارید کسانی که در راه خدا کشته شده اند مرده اند بلکه زنده اند و نزد خدا روزی می خورند.

انشاالله که این آیه قرآن به شما و دیگر کسانی که در سوگ من نشسته اند قوت و نیرویی عطا کند.

ای پدر و مادر ! از دوستان و آشنایان بخواهید که اگر به آنها اذیت و آزاری کرده ام و آنها از من ناراضی هستند مرا ببخشند که خدای مهربان مرا ببخشد.

وصیت نامه شهید حسین فهمیده

«بسم الله الرحمن الرحیم»

هرکس من را طلب می کند می یابد مرا، و کسی که مرا یافت می شناسد مرا، و کسی که من را دوست داشت، عاشق من می شود و کسی که عاشق من می شود، من عاشق او می شوم و کسی که من عاشق او بشوم، او را می کشم و کسی که من او را بکشم، خون بهایش بر من واجب است، پس خون بهای او من هستم.

هدف من از رفتن به جبهه این است که، اولاً به ندای "هل من ناصر ینصرنی" لبیک گفته باشم و امام عزیز و اسلام را یاری کنم و آن وظیفه ای را که امام عزیزمان بارها در پیام ها تکرار کرده، که هرکس که قدرت دارد واجب است که به جبهه برود، و من می روم که تا به پیام امام لبیک گفته باشم.

آرزوی من پیروزی اسلام و ترویج آن در تمام جهان است و امیدوارم که روزی به یاری رزمندگان، تمام ملت های زیر سلطه آزاد شوند و صدام بداند که اگر هزاران هزار کشور به او کمک کند او نمی تواند در مقابل نیروی اسلام مقاومت کند.

من به جبهه می روم و امید آن دارم که پدر و مادرم ناراحت نباشند، حتی اگر شهید شدم، چون من هدف خود را و راه خود را تعیین کرده ام و امیدوارم که پیروز هم بشوم.

پدر و مادر مهربان من! از زحمات چندین ساله شما متشکرم. من عاشق خدا و امام زمان گشته ام و این عشق هرگز با هیچ مانعی از قلب من بیرون نمی رود، تا این که به معشوق خود یعنی «الله» برسم. و بحق که ما می رویم که این حسین زمان و خمینی بت شکن را یاری کنیم و بحق که خداوند به کسانی که در راه او پیکار می کنند پاداش عظیم می بخشد. من برای خدا از مادیات گذشتم و به معنویات فکر کردم، از مال و اموال و پدر و مادر و برادر و خواهر چشم پوشیدم، فقط برای هدفم یعنی الله.....

وصیت نامه شهید مهرداد عزیزالهی

«بسم الله الرحمن الرحیم»

اکنون که چند روزی به عملیات باقی نمانده، وظیفه خود می دانم که چند جمله ای به عنوان وصیت نامه برای پدر و مادر عزیز و امت شهید پرور ایران بنویسم.

پدران، مادران، برادران و خواهران! لحظه ای به کشتار های اسرائیل غاصب در لبنان و فلسطین بیندیشید.

لحظه ای به زنان و کودکان مظلوم که وحشیانه زیر بمباران های اسرائیل جان می دهند و جنایت های آمریکا که به وسیله صدام کافر بر ما تحمیل شده است، تامل کنید.

وظیفه خود می دانم که لحظه ای درنگ نکنم و به جبهه شتافتم و خدا را شکر می کنم که این توفیق را نصیبم کرد تا بتوانم در صف رزمندگان اسلام علیه کفار بجنگم و هم اکنون که در پشت جبهه هستم و داریم آماده می شویم برای عملیات.

چون چند روزی بیشتر به عملیات نمانده، لازم می دانم که از پدر و مادرم صمیمانه تشکر کنم که به من اجازه دادند که به جبهه بیایم و خود آن ها زمینه ی جبهه رفتن را برایم فراهم کردند.

پدر و مادر عزیزم در مدت هشت ماهی که در جبهه بودم، دعاگوی رهبر عزیز و شما بوده ام. در این مدت شاهد شهادت بعضی از دوستانم بودم و تاسف می خورم که چرا من چنین لیاقتی نداشتم.

به هر حال عملیات نزدیک است و ممکنه که من هم به شرف شهادت نائل گردم که در این صورت از شما می خواهم که در شهادت من صبور باشید و از شیون و زاری خودداری کنید و اگر برایم گریه می کنید، بیاد اباعبدالله الحسین(علیه السلام) سرور شهیدان گریه کنید.

در اینجا لازم می دانم چند جمله ای هم با برادران و خواهران وصیت کنم که پیرو خط ولایت فقیه باشید و دستورات امام عزیز را مو به مو اجرا کنید و طرفدار روحانیت باشید.

کشور بدون روحانیت مثل کشور بدون طبیب است و من به عنوان برادر کوچک از شما می خواهم که همچنان که شعار می دهید، به شعار هایتان جامه ی عمل بپوشانید، چون شعار بدون عمل به هیچ دردی نمی خورد و مثل این است که شعار بدهیم: ما همه گوش به فرمان توایم خمینی.

ولی دستورات امام را اطاعت نکنیم. پس بکوشید تا شعارهایتان همراه عمل باشد.

اما سخنی با منافقان کور دل، ای از خدا بی خبران من می دانم که شما نا آگاهانه و کورکورانه عمل می کنید. اما لحظه ای بیندیشید که اگر شما با روحانیت و جمهوری اسلامی دشمن هستید و آن ها را می کشید.

پس چرا زنان و کودکان معصوم را به خاک و خون می کشید، لحظه ای به خود بیائید آن قدر پست و احمق هستید که کمترین عاطفه ای هم ندارید.

فردای قیامت جلوی شما را می گیرم.

حال تا دیر نشده به شما نصیحت می کنم که به دامان اسلام برگردید، که اسلام همه چیز دارد.

در پایان جا دارد بار دیگر از پدر و مادر عزیزم تشکر کنم که ۱۵ سال برایم زحمت کشیده اند و این چنین فرزندی تربیت کرده اند تا جانش را در راه اسلام فدا کند.

انشاء الله که خدا شما را از صابران قرار بدهد. البته باید افتخار کنید که امانت خدا را سالم تحویلش دادید.

اما زبان من قدرت تشکر از شما و برادرانم را ندارد، از شما و از تمام دوستانم، همکلاسی هایم و بچه های محل خویشاوندان، استادان و برادرانم طلب حلالیت می کنم و امیدوارم همیشه در پناه امام زمان(عج) موفق و موید در راه اسلام بکوشید و همیشه این دعای بزرگ را فراموش نکنید: ” خدایا خدایا تا انقلاب مهدی، خمینی را نگهدار.

نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.