گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 292859

رضا تقی‌پور

ایرانی، ایرانی بخر یا نخر

گوشی ایرانی که اگر ال سی دی آن شکست باید هفت ماه در برزخ باشی که آیا بعد از اینکه این گوشی به دستت رسید از آن استفاده کنی یا آن را در موزه نگهداری کنی تا مبادا ال سی دی آن دوباره آسیب نبیند.

خبرنامه دانشجویان ایران: رضا تقی پور// ایرانی، ایرانی بخر؛ بهترین و پرمغزترین شعاری بود که در سال های اخیر، سیستم اقتصادی کشور را تحت تأثیر خود قرار داده بود. ایرانی، ایرانی بخر؛ اصیل ترین شعاری بود برای تهییج احساس همگان که باید برای نجات صنعت و اقتصاد کشور مبارزه کرد تا تولید کالای بی کیفیت به دست مصرف کننده نرسد.

ایرانی، ایرانی بخر، یعنی؛ فرهنگ غلط استفاده از کالای خارجی را به کالای با کیفیت ایرانی ترجیح ندادن. ایرانی، ایرانی بخر، یعنی تلاش کنید تا جای جنس بُنجل تُرک با جنس با کیفیت ایرانی عوض نشود. ایرانی، ایرانی بخر، یعنی؛ دنبال پُز دادن و برندپوشی نباشی؛ یعنی؛ اگر گوشی جی ال ایکس مدل آریا که در جیب شلوارتان هم جا می شود داشته باشید، به آن بنازید. خلاصه بگم؛ ایرانی، ایرانی بخر، یعنی؛ ساخت ایران.

اگر قرار باشد که ایرانی ایرانی بخرد، باید به داشتن جنس ایرانی افتخار کند و داشتن هر جنس ایرانی را آرزوی خود بداند. اگر قرار باشد که ایرانی، ایرانی بخرد، باید خدماتی که پس از فروش جنس ایرانی به مصرف کننده ارائه می شود، در خور و شأن مشتری باشد. اگر قرار باشد که ایرانی، ایرانی بخرد، جنس بی کیفیت و نامرغوب نباید به منازل مصرف کننده ی ایرانی سرازیر شود. اگر قرار باشد ایرانی ایرانی بخرد، باید سبک زندگی اصیل ایرانی و باورهای فرهنگی مان تغییر کند. اگر قرار باشد، ایرانی ایرانی بخرد و ثروت ملی افزایش یابد باید در صدد مقاوم سازی سیستم اقتصادی کشور بود، برای رسیدن به این مرحله بسیج همگانی نیاز است. استفاده از تولید داخلی در مصارف داخلی، اعتقاد و باور داخلی را می طلبد.

کشوری با چنین قدمت و تمدن، وقتی شعاری را در فرهنگ خود به ثبت می رساند راحت‎تر می‏‌تواند از بلای مصرف‎زدگی و برند سازی فرار کند. با همه ی اگر و اما ها، اگر تسهیلاتی در راستای اهداف ایرانی، ایرانی بخر میسر نشود، جز وا دادگی و ابتر ماندن این شعار که قطعا به پشتیبانی حمایت از کالای ایرانی و اقتصاد مقاومتی برند شده بود، چیز دیگری در چنته باقی نمی ماند. جامعه ی مصرف زده ی درگیر در برند و برند پروری در جا می زند که هیچ عقب گرد هم شامل حالش می شود. همه ی مشکلات جامعه به مصرف‎زدگی برنمی‏‌گردد بلکه رحم و مروت مردم به خود هم رکن رکین این جامعه ی مصرف گرا می تواند به حساب آید

با گشت و گذاری در فضای مجازی در خصوص یکی از برند های ایرانی متوجه می شویم که همه ی آنچه را که می بایست یک برند ایرانی جهت جلب و جذب مصرف کننده داشته باشد را دارا نیست و این روند نزولی در کیفیت این برند به ‌قدری غیرقابل قبول بوده که بعید است بتواند تا آینده ای نه چندان دور در چرخه ی اقتصادی کشور دوام بیاورد. برندی که محکم و با اطمینان فعالیتش را در دوردست ترین نقطه دسترسی به پایتخت آغاز کرد و تا کنون فقط توانسته 5 درصد بازار داخلی را تصاحب کند. برندی که 40 درصد قطعاتش فقط داخلیست و 60 درصد قطعات آن منحصرا وارداتی است که حتی مدیران این برند ایرانی عنوان کرده اند؛ ال‌سی‌دی این گوشی از شارپ ژاپن، دوربینش از سونی و باتری آن از کمپانی های چینی تأمین می‌شود.

درست متوجه شدید گوشی های جی ال ایکس مد نظر است. پیشنهاد می کنم قصه ی پر غصه ی زیر را بخوانید تا عبرتی باشد برای همگان که گوشی ایرانی بی کیفیت نخرند؛ دقیقا هفت ماه پیش یعنی فروردین ماه 97 بود که گوشی جی ال ایکس آریایی که خریده بودم از دستم افتاد و ال سی دی آن به فنا رفت. برای تعمیر و یا تعویض ال سی دی به هر جای تهران رفتم که درستش کنم به در بسته خوردم و با عدم همکاری دوستان موبایل باز مواجه شدم. تا اینکه، دوستی به من گفت که باید گوشی جی ال ایکس ام رو بفرستم آبادان به آدرس پستی: آبادان، اداره پست مرکزی، صندوق پستی 1139، شرکت ارتباط همراه گویا اروند (GLX). بالاخره با هزار دنگ و فنگ، گوشی را به آدرس مورد نظر ارسال کردم و بلافاصله بعد از چهار روز با خدمات پس از فروش این شرکت با شماره تماس: 06153583363 تماس گرفتم که موارد و مشکلات گوشی را به اپراتور جی ال ایکس توضیح دادم. به پیشنهاد همان اپراتور در طرح تعویض همان گوشی شکسته شرکت کردم و با واریز حدود 340 هزار تومان قرار شد یک گوشی آریا 1 را تا بیست روز بعد برای من ارسال کنند.

قصه ی این بیست روز هنوز به سر نرسیده و کماکان حکایت طرح تعویض گوشی آریا 1 همچنان ادامه دارد. پس از تماس های متعدد با شرکت محترم جی ال ایکس متوجه شدم که گوشی آریا 1 اصلا تولید نمی شود تا امروز پس از تماس های متعدد و برقراری ارتباط دشوار با اپراتور مربوطه به این نتیجه رسیدم که اصلا خریدن همچین گوشی که نه پدرش معلوم است و نه مادرش ذاتا به صلاح نیست و کار کاملا اشتباه و بیهوده است.

گوشی ایرانی که اگر ال سی دی آن شکست باید هفت ماه خون و دل بخوری تا به دست مصرف کننده برسد.
گوشی ایرانی که اگر ال سی دی آن شکست باید هفت ماه با شماره های تماس شرکت ارتباط همراه گویا اروند تماس بگیری که آیا به مصرف کننده پاسخ گو باشند یا نباشند.
گوشی ایرانی که اگر ال سی دی آن شکست باید هفت ماه در برزخ باشی که آیا بعد از اینکه این گوشی به دستت رسید از آن استفاده کنی یا آن را در موزه نگهداری کنی تا مبادا ال سی دی آن دوباره آسیب نبیند.
گوشی ایرانی که اگر ال سی دی آن شکست باید هفت ماه التماس کنی.
گوشی ایرانی که اگر ال سی دی آن شکست باید هفت ماه وعده و وعید دروغ بشنوی.
و بالاخره گوشی ایرانی که اگر ال سی دی آن شکست باید هفت ماه پشیمان باشی و به خود نهیب بزنی که ای کاش پول برای این گوشی هزینه نمی کردم، ای کاش پولم را به فاضلاب نمی ریختم و ای کاش جنس ایرانی نمی خریدم.
با همه ی معضلات و مشکلات بالا هنوز باید دودل باشم که گوشی ایرانی بخرم یا نخرم؟!

نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.