گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 293512

توصیه عجیب موسوی‌خوئینی‌ها به جریان دانشجویی

اساساً‌ ۱۸ تیر ۷۸ و بخش‌هایی از تحکیم وحدت دانشگاه امیرکبیرکه افرادی مانند علی افشاری عضوش بودند کاملا با مبانی انقلاب اسلامی زاویه پیدا کردند. این موضع‌گیری‌ها باعث می شود در خود دفتر تحکیم وحدت انشقاق به وجود بیاید و در اثر همین تغییر رویکرد، دفتر تحکیم وحدت متلاشی می‌شود و به طیف علامه و شیراز تقسیم می‌شود.

خبرنامه دانشجویان ایران: از مهم‏ترین حرکت‏‌های سیاسی، اعتراض دانشجویان در ۱۶ آذر ۱۳۳۲ به ورود معاون رییس جمهور آمریکا بود و نقطه اوج آن را می‌‏توان در اشغال لانه جاسوسی آمریکا در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ مشاهده کرد. جنبش دانشجویی را می‌‏توان در سه مرحله چنین تبیین کرد. در مرحله اول، جنبش دانشجویی با جریان روشنفکری پیوند خورده و از این منبع برخاسته و به آن وابسته است. هرچند، حرکت دانشجویی در عین حال، به دلیل اقتضائات جوانی، دارای روحی پاک و به دور از خدعه‏‌ها و فریب‏‌های سیاسی‏‌کاران بود. در مرحله دوم و با اوج‏گیری انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۶ و ۵۷، جنبش روشنفکری و دانشجویی که خود را پیشتاز جنبش سیاسی می‌‏پنداشت، ناگهان خود را عقب مانده یافت. حرکت عظیم مردم در اعتراض علیه رژیم، خرده احزاب و گروه‏‌های سیاسی و نیز جریان روشنفکری و جنبش دانشجویی را به تعجب واداشت و آنان را به اعلان موضع فراخواند. در این شرایط و احوال، جریان روشنفکری، عمدتاً کلاف سردرگمی بود که چندان به عمق، گستره و ماندگاری قیام باور نداشت و به گونه‌‏های مختلف سعی می‏‌کرد که آن را حرکتی کور تعبیر کند. در مرحله سوم، اهمیت و حرمت حرکت سیاسی دانشجویی در آن بود که خود را از بند روشنفکری گسست و از همراهی با مردم، احساس شرم و آزرم نکرد و پا به ‏پای مردم پیش آمد و برای خود افتخاری عظیم در تاریخ سیاسی ایران کسب کرد. با توجه به سالروز ۱۶ آذر با مهدی رجب بلوکات دبیر سابق اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل در خصوص فراز و نشیب جنبش دانشجویی به گفت‌وگو نشستیم.

 چرا روز 16 آذر به عنوان روز دانشجو انتخاب شد؟ آیا اعتراض دانشجویان در این روز در اعتراض به انتخاب سفیر انگلیس بعد از کودتای 28 مرداد بود یا نسبت به سفر نیکسون اعتراض کردند؟
تا آنجایی که من مطالعه کرده‌ام دانشجویان روز ۱۶ آذر  به حضور نیکسون اعتراض کردند. در نتیجه کودتای ۲۸ مرداد با کمک آمریکا و انگلیس دولت قانونی دکتر مصدق  سقوط کرد. کودتا علیه دکتر مصدق توسط دولت خارجی در بخش نخبگانی و دانشجویی تأثیرات عمیق منفی بر روی دانشجویان گذاشته بود تبدیل به انزجار علیه آمریکا شد.

اولین مقامی که بعد از کودتای ۲۸ مرداد به صورت رسمی در ایران حضور پیدا کرد ریچارد نیکسون معاون وقت رئیس‌جمهور آمریکا بود و دانشجویان در برابر این سفر اعتراض کردند. در آن روز قرار شد نیکسون دکترای افتخاری از دانشگاه تهران دریافت کند. اولین گروهی که در دانشگاه تهران اعتراض کردند دانشجویان گروه فنی دانشکده دانشگاه تهران بود و در ادامه این اعتراض، سه نفر از دانشجویان به نام مصطفی بزرگ‌نیا و احمد قندچی و مهدی شریعت‌رضوی به شهادت رسیدند.

جنبش دانشجویی قبل از انقلاب به چه صورت بود و چه گرو‌ه‌هایی دارای هژمونی بودند و آسیب‌ اصلی این جریان در آن دوره چه بود؟
از بدو تأسیس دانشگاه در کشور ایران تا انقلاب اسلامی، جریان‌های سیاسی گوناگون در دانشگاه حضور داشتند، رژیم شاه تلاش بسیاری کرد عقبه فکری در دانشگاه داشته باشد اما واقعیت اینگونه بود که چند جریان اصلی در دانشگاه قبل از انقلاب وجود داشت. جریان نخست؛ گروه‌های چپ مارکسیستی بودند که تحت تأثیر اتحاد جماهیر شوروی سابق قرار داشتند. شعار این گروه‌هان عدالت‌خواهانه بود و با این شعار توانستند بخشی از دانشجویان را جذب کنند ضمن اینکه برخی از چهره‌های فرهنگی به خصوص شاعران و نویسندگان با این گروه‌ها نزدیکی فکری داشتند.

جریان دوم؛ لیبرال‌ها بودند که از گفتمان آزادی‌خواهی طرفداری می‌کردند. ملی‌گراها به جریان لیبرال نزدیکی فکری داشتند. جریان سوم؛ خرده‌ جریان هوادار سلطنت بود. هر چند رژیم پهلوی تلاش کرد جریان سلطنت‌طلب در دانشگاه گسترش پیدا کند اما در عمل این رژیم در مواجهه با جریان دیگر دانشجویی که جریان اسلامی بود، به دو جریان فوق نزدیک‌تر بود چون از جانب جریان اسلامی احساس خطر بیشتری می‌کرد. بنابر این قبل از انقلاب چهار جریان دانشجویی در کشور جریان چپ، لیبرال، سلطنت‌طلب و  جریان اسلامی وجود داشتند. با توجه به توضیحات فوق جریان دانشجویی چپ‌ و راست حیات خود را قبل از انقلاب مرهون تلاش رژیم سلطنتی بودند که تلاش داشت مانع از هژمونی جریان اسلامی در دانشگاه شود. وجه مشترک جریان چپ، لیبرال و سلطنت‌طلب سکولاریسم بود و تمایز جریان اسلامی، دینی بودن این جریان بود.

انجمن‌های اسلامی با توجه به پایگاه اجتماعی در کشور، بیشترین اثر را در دانشگاه داشتند و افراد گوناگونی در داخل یا خارج دانشگاه در  جریان اسلامی قبل از انقلاب در دانشگاه اثرگذار بودند که از جمله دکتر علی شریعتی، مهندس مهدی بازرگان و شهید چمران می‌توان نام برد.

بعد از قیام حضرت امام در خرداد ۱۳۴۲ جریان دانشجویی مسلمان در دانشگاه‌های قبل از انقلاب هژمونی پیدا کرد این در حالی بود که دولتمردان رژیم پهلوی بسیار تلاش کردند دانشگاه رنگ و بوی مذهبی به خود نگیرد و حتی نماز جماعت برگزار نشود. اما این تلاش بی‌ثمر بود و از سال‌های منتهی به انقلاب اسلامی جریان‌های دانشجویی اسلامی دانشگاه را قبضه کرده حتی موفق شدند دانشجویانی که تمایلات چپ‌گرایانه و ملی‌گرا داشتند را در راستای اهداف انقلاب اسلامی با خود همراه کنند. شما اگر عکس و تظاهرات سال‌های منتهی به انقلاب اسلامی را مشاهده کنید می‌بینید افرادی که بر حسب ظاهر تطابقی با جریان اسلامی نداشتند نیز حضور داشتند. حتی اقدامات جریان اسلامی دانشگاه به‌گونه‌ای تأثیرگذار بود که روحانیون انقلابی در اعتراض به اینکه اجازه ورود حضرت امام به کشور داده نشد در دانشگاه تهران تحصن کردند. جریان اسلامی قبل از پیروزی انقلاب اسلامی ریشه‌های انقلاب در دانشگاه تثبیت کردند.

انجمن اسلامی دانشجویان مسلمان در خارج از کشور چقدر فعال بودند؟
فعالیت دانشجویان مسلمان خارج از کشور از نظر میزان تأثیرگذاری و حجم، قابل مقایسه با جریان‌های دانشجویی مسلمان نبود اما به لحاظ شکل‌گیری فعالیت تأثیرگذار بودند چون حضرت امام در سال‌های منتهی به انقلاب اسلامی در خارج از کشور بود و به موازات اینکه حضرت امام فعالیت تبلیغی خود را شروع کرده بود پیام‌ها را برای مردم می‌فرستادند و دانشجویان خارج از کشور نیز در این امر حضرت امام را همراهی می‌کردند.

بعد از انقلاب جنبش دانشجویی به چه سمتی رفت؟
**در حقیقت زیرساخت اصلی انقلاب فرهنگی را جریان دانشجویی به وجود آورد. سه یا چهار واقعه مهم بعد از انقلاب رخ داد که در جنبش دانشجویی تاثیر گذار بود. اولین رویداد انقلاب فرهنگی است. انقلاب فرهنگی دفعتاً و یک روزه ایجاد نشد و از سال‌های اولیه ۱۳۵۹ آغاز شد. در سال‌های اولیه انقلاب این فرآیند ادامه پیدا کرد و سه سال طول کشید. انقلاب فرهنگی یک پروسه چندساله بود و در حقیقت زیرساخت اصلی انقلاب فرهنگی را جریان دانشجویی به وجود آورد.

انجمن اسلامی دانشگاه علم و صنعت نقش بسیاری در انقلاب فرهنگی داشتند این دانشجویان ارتباط تنگاتنگی با شهید بهشتی داشتند. این حرکت به تدریج به دانشگاه‌های دیگر تسری پیدا کرد و حضرت امام در پیام نوروزی تأکید داشتند که انقلاب فرهنگی از متون دانشگاهی باید آغاز شود و اساتید دانشگاه که با انقلاب زاویه دارند نیز تصفیه شوند.

دانشگاه‌های سراسر کشور با رهبری جنبش دانشجویی مسلمان به بحث انقلاب فرهنگی ورود کردند و ستادی به نام انقلاب فرهنگی تشکیل شد که اساتید و افراد گوناگون حضور داشتند. ۱۹ آذر ۱۳۶۳ ستاد انقلاب فرهنگی به شورای انقلاب فرهنگی تبدیل شد که در حال حاضر نیز فعالیت دارد.

در این سال‌ها جنبش دانشجویی مسلمان با جریان چپ و راست لیبرالی اصطکاک پیدا کردند و بعد از انقلاب جریان چپ و راست در دانشگاه حضور داشتند. بیشترین فعالیت را چریک‌های فدایی خلق در دانشگاه داشتند و گروه‌های دیگر نیز در دانشگاه دفتر داشتند.

جریان دانشجویی مسلمان با گروه‌های چپ و راست درگیر شدند و در نهایت با حمایت مردمی و حضرت امام انقلاب فرهنگی در دانشگاه صورت گرفت. اساتید بهایی و وابستگان رژیم گذشته یا مدیران دانشگاهی که با انقلاب همراه نبودند حذف شدند.

رویداد دیگری دیگری که جریان دانشجویی دانشگاهی مسلمان در به وجود آوردنش نقش مستقیم داشتند تسخیر لانه جاسوسی آمریکا بود. این رویداد باعث زاویه جریان دانشگاهی مسلمان با دولت وقت مهندس بازرگان شد. چپ‌ها هم هر چند سمپات شوروی بودند و اعتراض خاصی به اقدام دانشجویی نکردند اما همراهی تامی هم نداشتند.

رویداد سوم، جنگ و دفاع مقدس است. مهمترین نهاد و تشکلی در دانشگاه مسئولیت اعزام به جبهه دانشجویان را بر عهده گرفت انجمن اسلامی دانشگاه بود که واحد اعزام به جبهه داشتند، دفتر تحکیم وحدت وقت بسیار در این زمینه فعال بود. جنبش دانشجویی مسلمان بعد از انقلاب تا پایان جنگ در سه موضوع انقلاب فرهنگی، تسخیر لانه جاسوسی و دفاع مقدس جریان غالب دانشگاه‌ها بودند و بیشترین حمایت را هم از جانب دانشگاه و هم از سمت مردم می‌شدند.

جنبش دانشجویی در دوران سازندگی چه ویژگی های داشت؟ چه نقدی بر این دوره وارد است؟
بعد از پایان جنگ و دوران دولت سازندگی آقای هاشمی رفسنجانی، جنبش دانشجویی مسلمان با توجه به اینکه نه چپ‌ها و نه راست‌ها پایگاه‌ اجتماعی و تشکیلات در دانشگاه نداشتند، یکه‌تاز عرصه جنبش دانشجویی محسوب شدند.

در دوران سازندگی به نوعی آغاز شکل‌گیری شکاف‌هایی در جنبش دانشجویی مسلمان است. جنبش دانشجویی مسلمان هم به صورت تشکیلاتی و هم عینی قبل از دولت سازندگی جنبش دانشجویی منسجمی بود که برنامه و راهبرد واحد را دنبال می‌کرد، اما این  جنبش تحت تأثیر شکافی که بین نیروی خط امام در سطوح مختلف و روحانیون شکل گرفت قرار گرفت. ایجاد انشقاق و دو دستگی بین روحانیون خط امام منجر به شکل‌گیری مجمع روحانیون مبارز شد و مجمع از جامعه روحانیت مبارز جدا شد این انشقاق به جنبش دانشگاهی منتقل شد جنبش دانشجویی نیز دچار انشقاق شد. تشکل‌های دانشجویی آرام آرام به سمت تکثر پیش رفتند و تابلوهای متعددی را بر دست گرفتند.

در این دوران علاوه بر دفتر تحکیم وحدت، جامعه اسلامی دانشجویان و بسیج دانشجویی نیز فعالیت خود را آغاز کردند و ما شاهد بودیم از آنجا به بعد اختلاف نظرهایی بین جنبش دانشجویی مسلمان شکل گرفت. دولت آقای هاشمی رفسنجانی علاقه زیادی به فعالیت دانشجویان در عرصه سیاسی و اجتماعی نداشت و حتی مدیران دانشگاهی تمایل داشتند دانشجویان غیرسیاسی باشند که این رویکرد با انتقاد شدید مقام معظم رهبری روبه‌رو شد و تا پایان سال ۷۴ به نوعی ما فعالیت جدی دانشجویی نداشتیم. البته اعتراض‌های جسته و گریخته‌ای نسبت به شکاف اقتصادی و فشار اقتصادی که برنامه‌های اقتصادی دولت آقای هاشمی به مردم وارد می‌کرد از سوی دانشجویان شاهد بودیم. اما اینکه فعالیت جدی و کلان داشته باشیم خبری نبود.

جنبش دانشجویی در دوران اصلاحات چه ویژگی‌هایی داشت ؟ چه نقدی بر جنبش دانشجویی در این دوره بر جنبش وارد است؟
 بین سال‌های ۷۴ تا ۷۶ جنبش دانشجویی فعال‌تر می‌شود و اوج فعالیت آنها در سال تحصیلی ۷۵ ـ ۷۶ رقم می‌خورد. جریان دانشجویی به خصوص تحکیم وحدت با همگرایی مجمع روحانیون مبارز نقش غیرقابل انکاری در پیروزی جریان چپ آن زمان که اصلاح‌طلبان امروز بودند داشتند.

جریان دانشجویی، به خصوص تحکیم وحدت با همگرایی مجمع روحانیون مبارز نقش غیرقابل انکاری در پیروزی جریان چپ آن زمان که اصلاح‌طلبان امروز بودند داشتند.

جنبش دانشجویی مسلمان با وجود اختلافاتی که بین خودشان داشتند در مسائلی مانند خط امام اتفاق نظر دارند. اگر اساسنامه یا بیانیه‌های آن زمان تحکیم وحدت را مشاهده کنید تأکید جدی بر اسلام فقاهتی و ولایت فقیه و پیروی از مقام معظم  رهبری در سال ۷۶ داشتند و با این رویکرد از آقای خاتمی حمایت کردند.

اما بعد از پیروزی آقای خاتمی ما شاهد شکل‌گیری آرایش جدید در جنبش دانشجویی هستیم. این تشکل ‌ها آرام آرام با مبانی انقلاب زاویه پیدا می‌کنند و اوج این تضادها در حادثه ۱۸ تیر ۷۸ خودش را نشان می‌دهد. اساساً‌ ۱۸ تیر ۷۸ و بخش‌هایی از تحکیم وحدت دانشگاه امیرکبیرکه افرادی مانند علی افشاری عضوش بودند کاملا با مبانی انقلاب اسلامی زاویه پیدا کردند. این موضع‌گیری‌ها باعث می شود در خود دفتر تحکیم وحدت انشقاق به وجود بیاید و در اثر همین تغییر رویکرد، دفتر تحکیم وحدت متلاشی می‌شود و به طیف علامه و شیراز تقسیم می‌شود. برخی دفاتر مثل انجمن اسلامی دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران از طیف علامه و شیراز هم اعلام برائت می‌کنند و کلا از دفتر تحکیم وحدت خارج می شوند و هرگز حاضر به برگشت نمی‌شوند. با وجود این تشدد، اعضای انجمن اسلامی همچنان با تابلوی اسلامی در حال فعالیت هستند در حالی که رویکردهای مختلف حتی سکولار و بعضا زاویه‌دار با انقلاب اسلامی از آنها دیده می‌شود.

من به خاطر دارم که آقای موسوی خوئینی‌ ها در سال ۸۲ یا ۸۳ دیداری با انجمن اسلامی ایران دارند که شرح آن دیدار را خبرگزاری ایسنا منتشر کرد اما بعدها خبر را حذف کرد آنجا موسوی‌خوئینی‌ها یک جمله راهبردی می‌گوید که این جمله شاه‌کلیدی بود که نشان می‌دهد چرا دانشجویان و تشکلی که اعتقادی به ولایت فقیه و اصول انقلاب اسلامی ندارند در قالب تشکل‌های اسلامی فعالیت می‌کنند. حجت‌الاسلام موسوی خوئینی‌ها در سخنرانی به دانشجویان تأکید می‌کند  فعالیت شما باید ذیل اسلام باشد چون ایرانیان دین‌دار‌اند و در قالب یک تابلوی اسلامی می‌توانید فعالیت کنید.

این نکته نشان می‌دهد که انجمن اسلامی به‌خاطر عنوان اسلامی در بین دانشگاهیان و مردم وجاهتی داشته‌اند که باعث می‌شد عده‌ای طمع کنند اهداف خود را در قالب آن دنبال کنند. اما شواهد نشان می‌دهد بخشی از این تشکیلات، خصوصا از سال ۷۴ به بعد تنها با پسوند اسلامی فعالیت می‌کردند و نمی‌توان از این تشکل‌ها به نام  جنبش دانشجویی مسلمان، انتظار انقلابی و اسلامی داشت.

ما در آن زمان مشاهده کردیم که یک جریان راست لیبرال که با انقلاب اسلامی زاویه دارد حتی برخی از جریان چپ، تحت لوای جریان اسلامی فعالیت می‌کنند. برخی دانشجویان با افکار غیراسلامی در پوشش اسلامی می‌آیند تا اهداف خود را پیگیری کننذ.

نکته دوم این است که دفتر تحکیم وحدت مشخصا نقش جدی در پیروزی آقای خاتمی داشت. و بخشی از دولتمردان آقای خاتمی مانند آقای بیطرف وزیر نیرو، خانم معصومه ابتکار و همچنین آقای محسن میردامادی در مجلس سابقه عضویت در تشکل‌های دانشجویی را داشتند و از جنبش دانشجویی وارد مسند قدرت شدند. این مسائل باعث می‌شوند کسانی که در هرم قدرت از سال ۷۶ تا ۸۴ قرار گرفتند خصوصا در جبهه اصلاحات، استفاده خسارت‌باری از جنبش دانشجویی به عمل آورند. ضمن آنکه افرادی مانند سعید حجاریان و بهزاد نبوی ارتباط بین دانشجو و دولت را تئوریزه می‌کنند.

بخش‌هایی از جنبش دانشجویی که به هرم قدرت نزدیک شدند اساسا آن ویژگی و کارکرد منتقدانه جنبش دانشجویی را نسبت به دولت از دست می‌دهند و برخی جاها توجیه‌گر کاستی‌های دولت آقای خاتمی شده و عملا تبدیل به شاخه‌ای از دولت و احزاب دولت‌ساخته در دانشگاه‌ها می‌شوند.

یک بخش دیگر جنبش دانشجویی که با رویکرد فوق فاصله داشتند و به کارکرد اصلی جنبش دانشجویی و گفتمان دولت انقلاب اسلامی وفادار بودند مانند بسیج دانشجویی، انجمن اسلامی دانشجویان مستقل و طیف شیراز تحکیم وحدت با محوریت عدالت‌خواهی و مبارزه با استحاله فکری و فرهنگی دانشجویان پا به عرصه جنبش دانشجویی نهادند.

ما شاهد آن هستیم که از سال ۸۰ به بعد دانشجویان انقلابی یک فعالیت منسجمی در دانشگاه‌ها انجام دادند که این فعالیت‌ها منجر به ایجاد قطب‌های دانشجویی در دانشگاه شد؛ قطب‌هایی که به تحقق اهداف انقلابی پایبند بودند و در مقابل قطب‌هایی دیگر از انجمن اسلامی که استحاله شده و به قدرت چسبیده بودند قرار گرفتند.

ما شاهد آن هستیم که از سال ۸۰ به بعد یک فعالیت منسجمی دانشجویان انقلابی در دانشگاه‌ها انجام دادند که این فعالیت‌ها منجر به ایجاد قطب‌های دانشجویی در دانشگاه شد قطب‌هایی که به تحقق اهداف انقلابی پایبند بودند در مقابل قطب‌هایی دیگر از انجمن اسلامی که استحاله شده و به قدرت چسبیده بودند در برابر آنها قرار گرفتند.

جنبش دانشجویی در دوران احمد‌ی‌نژاد چه ویژگی‌های داشت؟ 
در سال‌های منتهی به سال ۱۳۸۴ در حقیقت شاهد افول گفتمان جبهه دوم خرداد هستیم و اختلافات در جبهه دوم خرداد رو به فزونی و افزایش است. به این ترتیب گفتمان عدالت‌خواهانه جنبش دانشجویی رو به فزونی می‌گیرد و این جنبش نقش بسیاری در پیروزی احمدی‌نژاد بر عهده گرفته است. البته میزان ، نقش و اثرگذاری که دفتر تحکیم وحدت در پیروزی آقای خاتمی داشت به مراتب از جنبش عدالت‌خواهانه که در گفتمان‌سازی و سوق دادن گفتمان احمدی‌نژاد نقش داشتند بیشتر بود.

البته نحوه مدیریتی و زیست شخصی آقای احمدی‌نژاد و عوامل دیگر در پیروزی وی نقش بسیاری داشتند. زمانی که احمدی‌نژاد به پیروزی می‌رسد بخش‌هایی از تشکل‌های دانشجویی، اصول‌گرا و دانش‌آموخته‌های اصولگرا به قدرت نزدیک می‌شوند و تشکل‌های دانشجویی اصولگرا نیز تیغ نقد آنها جز در موارد محدود، کندتر از تیغ نقد نسبت به دولت آقای خاتمی بود. البته علت اصلی آن این بود که در مبانی با دولت آقای احمدی‌نژاد نزدیکی داشتند.

اما واقعیت این است که چسبندگی به قدرت نیز در این تشکل‌ها وجود داشت و شکل‌گیری نهادی به عنوان مشاوران جوان رئیس‌جمهور باعث افزایش ملاحظه‌کاری نسبت به دولت احمدی‌نژاد شد. البته در بعضی نکات کلیدی، تشکل‌های دانشجویی کوتاه نیامدند و انتقاد کردند؛ مثلا در موضوعاتی مانند کردان، جریان انحرافی، مشخصاً مشایی، بقایی و رحیمی انتقاد تند و تیزی را نسبت به احمدی‌نژاد مطرح کردند اما در اواخر دولت ایشان، تشکل‌های دانشجویی به لاک کم‌عملی فرو رفتند و در این جنبش دانشجویی اثرگذاری که در دولت‌های قبل داشت وجود نداشت و این وضعیت در دولت آقای روحانی نیز ادامه دارد.

منبع: فارس

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.