گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 294159

در گفتگوی «خبرنامه دانشجویان ایران» با یک اقتصاددان مطرح شد:

دلار و اقتصاد آمریکا در مسیر زوال است/ نقش ارزهای ملی در ثبات اقتصاد بین الملل

در شرایط استیلای دلار بر اقتصاد بین الملل و در پی افول این پول در دنیا آنچه که به کشورهای مختلف قدرت نقش آفرینی می دهد این است که به سمت تکثردر عرصه اقتصاد بین الملل حرکت کنند از طرفی لازم نیست برخی از کشورها ارز دلار را به عنوان ارز مبادله ای بین خود داشته باشند؛ بلکه می توانند از طریق ارزهای ملی خود اقدام به مبادله کنند تا از نوسانات دلار در امان باشند.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ در شرایطی که شاید فضای رسانه‌ای مدیریت کلان و ظاهری کانون‌های قدرت و ثروت در ظاهر همچنان نمشان‌دهنده‌ی قدرت و آقایی دلار در مجامع بین‌المللی است اما بررسی فضای اقتصاد جهانی و مبادلات بین‌المللی حکایت از افول اقتصادی آمریکا و زوال ارزش دلار طی سال‌های اخیر دارد. این در حالی است که قدرت رسانه و پروپاگاندای کانون‌های قدرت و ثروت با محوریت صهیونیزم جهانی، اجازه‌ی افشای این زوال و اقتصاد بدون پشتوانه‌ی آمریکا را نمی‌دهد.

به همین منظور و برای روشن ر شدن این موضوع با دکتر اصغر بالسینی، اقتصاددان و استاد دانشگاه به گفتگو نشستیم تا بیشتر از زوایای پنهان این ماجرا جویا شویم.

بالسینی معتقد است در شرایط استیلای دلار بر اقتصاد بین الملل و در پی افول این پول در دنیا آنچه که به کشورهای مختلف قدرت نقش آفرینی می دهد این است که به سمت تکثردر عرصه اقتصاد بین الملل حرکت کنند از طرفی لازم نیست برخی از کشورها ارز دلار را به عنوان ارز مبادله ای بین خود داشته باشند؛ بلکه می توانند از طریق ارزهای ملی خود اقدام به مبادله کنند تا از نوسانات دلار در امان باشند.

اصغر بالسینی با اشاره به سیاست استعماری تفوق دلار در عرصه اقتصادی جهان گفت: یکی از مهمترین عواملی که منجر به پیگیری و افزایش سیاست های استعماری آمریکا در پنج دهه اخیر درعرصه اقتصاد بین الملل و به تبع آن در حوزه سیاست بین الملل  شده، ابزاری با عنوان تفوق یا برتری موضوع دلار در مبادلات تجاری، پولی و مالی جهانی است. برای بررسی دقیق تر این موضوع که دولت آمریکا چگونه می تواند با استفاده از این ابزار شرایطی را برای فشار آوردن بر کشورهای مختلف فراهم کند. مروری اجمالی داریم بر نظام ارز بین المللی خصوصا در حدود یک قرن اخیر.

وی دراین باره افزود: اولین دوره ای که در حوزه نظام های پولی بین المللی  قابل طرح است به سالهای 1914 تا 1980میلادی برمی گردد، یعنی اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم که نظام پولی و ارزی به اسم نظام پایه طلا در سطح بین المللی وجود داشت. در این نظام ارزی و پولی هر کشوری پول ملی خود را بر حسب مقدار معینی طلا ثابت نگه می داشت و دولت ها ملزم بودند تا خرید و فروش ارز را براساس میزان مشخص طلا انجام دهند.

این استاد اقتصاد خاطر نشان کرد: در چنین نظام پولی و ارزی، کشوری که با کسری تراز پرداخت ها مواجه می شد، با توجه به  اینکه کسری پرداخت ها منجر به خروج طلا از کشورها می شد، خود دربرابر کسری تراز پرداخت ها مقاومت می کردند و دست به اصلاح می زدند تا موضوع خروج طلا اتفاق نیافتند. این دوره زمانی یکی از باثبات ترین شرایط اقتصادی را در سطح جهانی از حیث تورم و رونق اقتصادی رقم زده است.

تسلط دلار بر مبادلات تجاری جهان
این استاد دانشگاه با مرور تاریخی آغاز تسلط دلار بر مبادلات تجاری جهان تصریح کرد: دوره دوم که نظام های ارزی و پولی را در بر می گیرد بین  دو جنگ جهانی اول و دوم اتفاق افتاده که دراین دوره به دلیل شرایط بی ثبات عرصه بین الملل و دو جنگ جهانی نوسانات اقتصادی به شدت بالا رفته و  کشورها دچار درگیرهای سیاسی واقتصادی می شوند.

وی افزود:  در نهایت درسال 1931 میلادی نظام پایه طلا در دنیا برچیده می شود و به تبع این موضوع بین سالهای 1931 تا 1936 کشورها به شدت تلاش می کنند که با کاهش ارزش پول ملی بیکاری را به کشورهای دیگر صادر کنند. پایان جنگ جهانی دوم، نقطه آغازی است  بر دوره استیلای دلار بر مبادلات تجاری است.

اصغر بالسینی در خصوص تحمیل سیاست های اقتصادی آمریکا به مردم دنیا گفت: در سال 1944 و بعد از جنگ جهانی دوم آمریکا، انگلیس و چهل و دو کشور جهان در منطقه ای به نام برتن وودز در آمریکا برای طراحی  نظام پولی و مالی بین المللی گرد هم جمع می شوند تا دوره پس از جنگ را مدیریت کنند.

این اقتصاددان عنوان کرد: در نظامی که به اسم نظام برتن وودز معروف است نظرات مختلفی ارائه می شود که درنهایت آمریکا با فشار زیاد و با پشتوانه اینکه در جنگ جهانی دوم در عرصه اقتصادی  کمترین آسیب را متحمل شده و برنامه های متعددی را به اجرا در آورده تا اروپای جنگ زده را در قالب طرحی با عنوان مارشال بازسازی کند؛ تمام عوامل یاد شده دست به دست هم می دهد تا آمریکا سیاست های خود را در قالب نظام برتن وودز در عرصه بین المللی به سایر کشورها دیکته کند.

 وی دراین باره افزود: براساس این نظام پولی که به اسم نظام پایه ای طلا و دلار نامیده می شود امریکا هر اونس طلا را حدود 35 دلار ارزش گذاری می کند و می گوید کشورها می توانند براساس این ارزش گذاری  دلار و طلای خود را مبادله کنند و آمریکا نیز به این شروط پایبند است. این مرحله آغاز استیلای دلار است. دراین بازه زمانی آمریکا نظام های ساختاری بین المللی پولی و بانکی صندوق بین المللی پول وبانک جهانی را تشکیل می دهد وهمچنان استیلای خود را بر آنها تداوم می دهد. نظام پایه ارز و طلا تا سال 1971 ادامه می یابد.

برچیدن نظام برتن وودز و استعمار دلار بر دنیا
بالسینی خاطر نشان کرد: در پانزدهم اوت همین سال یعنی 1971نیکسون رئیس جمهور وقت امریکا با توجه به فشارهای زیادی ناشی از جنگ طلبی های آمریکا در جنگ ویتنام و فشارهای زیادی که در حوزه جنگ سرد بین دو ابرقدرت زمان آمریکا و شوروی بوده و این فشارها با توجه به ساختارها مانع از تداوم نظام برتن وودز توسط آمریکا می شود به ناگاه اعلام می کند که رابطه دلار و طلا از بین رفته و از این دوره زمانی است که امریکایی ها به برداشت آن چیزی که در سه دهه قبل سرمایه گذاری کردند، می پردازند و بدین ترتیب  آمریکا از این  طریق توانست استیلای خود را بر اقتصاد بین الملل حفظ کند و به شدت از آن سوء استفاده کند.

اصغر بالسینی گفت: در چنین فضایی آنچه که به کشورهای مختلف قدرت نقش آفرینی می دهد این است که به سمت تکثردر عرصه اقتصاد بین الملل حرکت کنند که نشانه های آن در پی افول اقتصادی دلار در دنیا مشهود است.  نکته دیگر این است که لازم نیست برخی از کشورها ارز دلار را به عنوان ارز مبادله ای بین خود داشته باشند؛ بلکه می توانند از طریق ارزهای ملی خود اقدام به مبادله کنند تا از نوسانات دلار در امان باشند.

 وی با تاکید بر استفاده از پولهای بین المللی ادامه داد: هنگامی که نوسانات ارزی به وجود می آید ساختارهای اقتصادی بسیاری از کشورها خصوصا کشورهای در حال توسعه دچار چالش جدی می‌شود.

بالیسینی با اشاره به افول اقتصادی آمریکا و زوال دلار در نظام های پولی و مالی فعلی دنیا گفت: در چنین فضایی همکاری های بین المللی و منطقه ای و استفاده از پول های ملی بین کشورها می تواند راهگشا باشد. در این حین بسیاری از کشورها با اشتراکات تجاری اقتصادی و ساختارهای مشابه مالی می توانند ارزهای مشترکی را خصوصا ارزهای الکترونیک بین المللی را برای خود تعریف کنند.

وی افزود:  این مساله به چند جانبه گرایی در اقتصاد بین الملل کمک می کند .اقتصاد امریکا به رغم اینکه اقتصاد اول بین المللی است اما عملکرد امریکاییها نشان داده آنها صلاحیت مدیریت عرصه بین المللی را ندارند چرا که به شدت منفعت طلب بوده واین موضوع  منجر به ضرر و زیان بسیاری از کشورها شده است.

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.