گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 294842

بیانیه ادوار جنبش عدالتخواه دانشجویی درباره حواشی اخیر یک نامه؛

عدالت‌خواهی، تغییر عملی شرایط به‌نفع آرمان‌ها است نه فقط موضع آرمان‌گرایانه

کج فهمی نسبت به جایگاه امامت و ولایت جامعه، منجر به درکی سلطنتی از جایگاه رهبری می‌شود که یک روی سکه آن، جلوگیری از پرسش‌گری و بصیرت‌مندی جامعه است اما روی دیگر آن، داشتن توقعات ایده‌آلیستی از رهبری، دامن زدن به مسئولیت گریزی اجتماعی و انداختن بار همه مسائل بر دوش رهبری است.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ جمعی از اعضای ادوار جنبش عدالتخواه دانشجویی بیانیه ای را درباره حواشی اخیر نامه یک تشکل دانشجویی منسوب به جریان عدالتخواهی به رهبر انقلاب منتشر کرده اند. در بخشی از این بیانیه آمده است: هدف نهایی در عدالت‌خواهی اصیل، تغییر عملی شرایط به‌نفع آرمان‌ها و مردم به‌وسیله مردم و ظرفیت‌های واقعی نظام است و نه فقط گرفتن موضع آرمان‌گرایانه. بنابراین شرط اول اقامه قسط، اتکا به بینات و داشتن گفتمانی اصیل، مستدل و اقناع‌گر است.

متن این نامه به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم
نامه یکی از تشکل‌های منسوب به جریان عدالتخواهی در شیراز به مقام معظم رهبری در ماه جاری واکنش‌های گوناگونی برانگیخته است. ما به عنوان مؤسسین، دبیران و نیز سخن‌گویان جنبش عدالتخواه دانشجویی در دهه هشتاد، ذکر نکاتی را در این باره بایسته دیدیم:
ما از رهبری آموخته‌ایم که هیچ مقامی حتی جایگاه رهبری در نظام اسلامی تشریفاتی نیست. در این نگاه، پاسخگو بودن رهبری نه تنها از سلامت، کارآمدی و تعالی نظام صیانت می کند بلکه در منطق امامت، لازمه رشد و آگاهی‌بخشی به امت است. همچنین شکل گرفتن سؤال در اذهان مردم بویژه جوانان امری طبیعی بوده و هست. رفتار رهبری نیز همواره نشانگر این بوده که بیش از هر مسئول دیگری دغدغه تبیین مسائل، پاسخگویی به چالش‌های ذهنی و عملی جامعه و جلب مشارکت مردم و دانشجویان در اداره کشور را داشته‌اند. آنچه مجموعه‌های دانشجویی باید از آن مراقبت کنند، نحوه درست مطالبه‌گری و نیز ایجاد تمایز از جریان‌های سیاسی‌ای است که به‌دنبال سوء‌استفاده از پرسش‌ها و مطالبات درست و غلطند.

بیشتر بخوانید// مرزبندی شفاف فعالان عدالت‌خواهی شیراز با یک مجمع دانشجویی

ما پرچمدار عدالت خواهی در کشور را  مقام معظم رهبری می‌شناسیم. در دورانی که فضای دانشگاه امتداد منازعات سخیف جناح‌های سیاسی بود، افق‌گشایی رهبری در حوزه‌‎هایی چون مبارزه با فقر و فساد و تبعیض، عدالتخواهی دانشجویان و پاسخگویی مسئولان، تولید علم و جنبش نرم‌افزاری و... بود که فضا را دگرگون کرده و باعث شد عدالت‌خواهی به گفتمان غالب جریان دانشجویی در همه تشکل‌ها تبدیل شود. همچنان که رهبر انقلاب یگانه فردی است که آرمان‌های انقلاب و قانون اساسی را همواره در سقف خود در مطرح کرده و جریان پیشرفت ایران اسلامی را برای تحقق این آرمان‌ها با جدیت و بدون خستگی دنبال می‌کند. همچنان که ایشان همواره به‌مثابه امام امت، پاسدار حقیقی جمهوریت نظام بوده و نگذاشته است اصحاب فساد سیاسی و اشرافیت اقتصادی، مراجع تعیین تکلیف سرنوشت کشور باشند. بنابراین در واقعی‌ترین تحلیل، ما رهبر انقلاب را صاحب پربارترین کارنامه عملی و واقعی در پیگیری اهداف عدالت‌خواهانه، آزادی‌خواهانه و استقلال‌طلبانه انقلاب اسلامی می‌شناسیم.

کج فهمی نسبت به جایگاه امامت و ولایت جامعه، منجر به درکی سلطنتی از جایگاه رهبری می‌شود که یک روی سکه آن، جلوگیری از پرسش‌گری و بصیرت‌مندی جامعه است اما روی دیگر آن، داشتن توقعات ایده‌آلیستی از رهبری، دامن زدن به مسئولیت گریزی اجتماعی و انداختن بار همه مسائل بر دوش رهبری است. در منطق مردم سالاری دینی، هم رهبری مسئول است و هم مردم، به‌ویژه خواص و نخبگان که در احیای ظرفیت‌های جدید برای جهاد مستمر علمی و عملی در کشور، نقش مهمی دارند. تقلیل موضع نخبگانی و دانشجویی به موضعی صرفاً منتقد و پاسخ‌خواه خود انحرافی بزرگ در منطق جمهوریت اسلامی است. البته اقتضای ایفای نقش دانشجویی، حفظ موضع مطالبه‌گر و انتقادی در برابر مشکلات هست، اما فهم انتزاعی و غیرواقعی از نظامات مدیریتی کشور، جریان مطالبه‎گری را از درک درست و جامع «صورت‌مسئله‌ها و روش‌های حل مسئله» در ابعاد مختلف فرهنگی، اقتصادی، علمی، سیاسی، اجتماعی، رسانه‎ای و... بازداشته و آن را به ورطه سیاست‌زدگی مفرط و چالش فرسایشی و بی‌ثمر با بخش‌های مختلف اجرایی کشور ذیل مشهورات رسانه‌ای یا منازعات ساختگی جریان‌های دیگر می‌کشاند.

میزان تحقق منویات رهبر انقلاب گاه به مجموعه‌ها و افرادی مربوط است که منسوب به رهبری‌اند. تحلیل پیشرفت‌ها و کاستی‌های کشور می‌تواند به ما نشان دهد مدیریت مستقیم رهبر انقلاب چقدر پیشرفت‌آفرین بوده و عملکرد منسوبین به رهبری چه نقاط قوت یا ضعفی داشته است. باید حق پرسشگری مردم به‌ویژه جوانان انقلابی را نسبت به عملکرد قوه قضاییه، صداوسیما، مجمع تشخیص مصلحت نظام، شورای عالی انقلاب فرهنگی و سایر مجموعه‌ها و افراد منسوب به رهبری یا منصوب ایشان را به رسمیت شناخت و عملکرد آنان را بر اساس مطالبات و توقعات رهبری سنجید تا هزینه عملکرد غلط آنان به پای رهبری نوشته نشود.

هدف نهایی در عدالت‌خواهی اصیل، تغییر عملی شرایط به‌نفع آرمان‌ها و مردم به‌وسیله مردم و ظرفیت‌های واقعی نظام است و نه فقط گرفتن موضع آرمان‌گرایانه. بنابراین شرط اول اقامه قسط، اتکا به بینات و داشتن گفتمانی اصیل، مستدل و اقناع‌گر است. بازی تشکل‌های دانشجویی در پازل گفتمان‌های غیراصیل، می‌تواند آنان را دچار ادبیات و رفتارهای التقاطی کند. دلبستگی و وابستگی به جریان‌های سیاسی، سم مهلکی برای انان خواهد بود که به تشدید سیاست‌زدگی و دوقطبی‌گرایی منجر شده و تا حدی پیش ‌رود که نقاط قوت کارنامه جمهوری اسلامی، به عنوان مساله و ضعف مورد سؤال و مطالبه قرار ‌گیرد! وقتی برخی جریانات که زمانی با امواج مردمی عدالت‌خواهی بر کرسی قدرت قرار گرفته و فرصت خدمت یافتند و می‌خواهند تا همیشه همه‌چیز را بر مدار حقانیت خود تحلیل کنند، دچار چنان اعوجاجی شده‌اند که حسادت‌مآبانه حتی حضور افتخارآفرین ایران در منطقه را نیز زیر سؤال می‌برند، امید داشتن به نجات‎بخشی آنان و تفسیر و توجیه ادبیات سیاسی آنان، دردی از جریانات انقلابی دوا نخواهد کرد. بنابراین، پاسخ‌خواهی از رهبری اگر ذیل گفتمان اصیل انقلابی می‌بود، قابل دفاع بود ولی ذیل گفتمان مبتذل مزبور، نقض غرض اساسی است. هرچند طرح این مطالبات از رهبری، در این زمان، نشانه فهم ضعیف سیاسی مطالبه‌‌گران نیز هست. چرا که امروز روز طرح مطالبات عینی مردم و کشور از مدیران ارشدی است که نسبت به وظایف مسلم خود کوتاهی کرده و می‌خواهند سستی و بی‌تدبیری خود را با اتکا به وعده‌های موهوم دشمن جبران کنند.

باید مراقب بود نه مدعیان دروغین نقد و اصلاح از حرکت‌های دانشجویی میوه سیاسی خود را بچینند و نه محافظه‌کاران، از انحرافات و لغزش‌ها دستمایه‌ای برای طعن عدالتخواهان و به محاق بردن مفهوم ناب عدالت‌خواهی درست کنند. عدالت‌خواهی بخشی برجسته و انکارناشدنی از منظومه فکری امام و رهبری ذیل گفتمان جامع اسلام ناب محمدی (ص) و انقلاب اسلامی است. ظهور مستمر ریزش‌ها و رویش‌ها در یک جریان زنده و متحرک نیز جزئی از سنت تحویل‌ناپذیر «تحول» است. تجربه دست‌کم پنج دهه فعالیت جنبش دانشجویی و ادوار مختلف رکود و انحراف آن، باید برای بدنه دانشجویی موضوع تأمل و مطالعه قرار گیرد تا مانع افراط‌ها و تفریط‌های جدید هم درون جریان دانشجویی و هم در نسبت با جریان‌های سیاسی و فکری کشور شود. شکل‌گیری جنبش عدالتخواه دانشجویی در ابتدای دهه هشتاد، خود پاسخی بود به شرایط رخوت کشور به سبب طرح تحلیل‌های انتزاعی و مطالبات رادیکال از سویی و تلاش منفعلانه برای پاسخگویی نظری و جدلی به آن از سوی دیگر. در چنان شرایطی جنبش عدالتخواه دانشجویی پرچم مطالبه عینی و روش‌مند درباره ضرورت‌های کشور از همه دستگاه‌های مسئول را بلند کرده و به مسائل واقعی مردم توجه کرد؛ مزیتی که همچنان فرصت درگیری واقعی با مسائل کشور را برای جنبش دانشجویی فراهم کرده و می‌تواند مانع از دستور کارهای انحرافی برای این حرکت پیش‌رو، سالم و مردمی باشد.

امیر تفرشی- عضو هیئت مؤسس  و شورای مرکزی اول.
سعید خورشیدی-عضو هیئت مؤسس  و شورای مرکزی اول.
سید علی موسوی-عضو هیئت مؤسس  و شورای مرکزی اول.
امیرجلیلنژاد، دبیر جنبش در سال تحصیلی 84-85 و دبیر و سخنگوی جنبش در سال تحصیلی 85-86.
سیدمحمدجواد میری، سخنگوی جنبش در سال تحصیلی 84-85.
مرتضی فیروزآبادی، دبیر و سخنگوی جنبش در سال تحصیلی 86-87.
محمدصادق شهبازی، دبیر و سخنگوی جنبش در سال تحصیلی 87-88.
سیدحسن موسویفر، دبیر و سخنگوی جنبش در سال تحصیلی 88-89.
مسعود براتی، دبیر  و سخنگوی جنبش در سال تحصیلی 89-90.
محمدجعفرینژاد، دبیر و سخنگوی جنبش در سال تحصیلی 90-91.

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.