گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 295680

سیدمرتضی موسوی‌نژاد

استانی شدن انتخابات و نقدی بر منتقدین

مدتی است که بحث استانی شدن انتخابات مجلس شورای اسلامی مطرح شده است. سال ها پیش وقتی خواستم در حمایت از استانی شدن انتخابات مجلس، پایان نامه بنویسم، با ایراد تکراری بودن موضوع مواجه شدم. این شد که این موضوع، فقط در رصد خبری بنده باقی ماند.

خبرنامه دانسجویان ایران: سیدمرتضی موسوی نژاد// مدتی است که بحث استانی شدن انتخابات مجلس شورای اسلامی مطرح شده است. سال ها پیش وقتی خواستم در حمایت از استانی شدن انتخابات مجلس، پایان نامه بنویسم، با ایراد تکراری بودن موضوع مواجه شدم. این شد که این موضوع، فقط در رصد خبری بنده باقی ماند. اما چند هفته ای است بحث بر سر طرحی در مجلس شورای اسلامی که محور آن استانی شدن انتخابات مجلس است، داغ است. همچنین مدتی است برخی از همفکران دلسوز انقلابی در یکی از مجموعه های انقلابی، طرحی را در مورد انتخابات مجلس ارائه کرده اند، که علی الظاهر به سمع و نظر برخی از بزرگواران جنبش دانشجویی رسیده است. این ارائه کم و بیش بر برخی از دوستان هم سنگر اثر گذاشته است تا نقدی برطرح مستقر در مجلس بزنند. برخی دیگر نیز با مطالعه ی نقدهای موجود دست به انتقاد زده اند. در هر صورت انتقاد خوب است و موجب خرسندی همگان؛ نقد بنده نیز بر نقدهای بزرگواران خواهد بود. امید است که موجب خرسندی گردد و راهگشا باشد. نکته ی دیگر در مقام مقدمه این است که طرح ارائه شده توسط دوستان انقلابی مان در مجموعه مورد اشاره نیز برای بنده ارائه شده و نقدهایی نیز به آن وارد شده است. در ادامه به استدلال های منتقدین می پردازم.

1. استدلال های سیاسی
استدلال های سیاسی منتقدین شامل ارائه طرح توسط لاریجانی، چراغ خاموش بودن بررسی طرح و ارتباط محدود نمایندگان مردم در استانی شدن انتخابات مجلس است. در ادامه یک به یک به آن خواهم پرداخت.

1.1. مدیریت پشت صحنه لاریجانی
پاسخ آن است که این طرح به اذعان منتقدین بارها مطرح شده بود و نمی تواند اصولا طرح مختص لاریجانی باشد. مهمتر آنکه لاریجانی به استناد با تحریک گسل شهرستان-تهران در سه دوره ی اخیر رئیس مجلس شده است، پس این طرح خیلی نمی تواند، به نفع او باشد.

2.1. چراغ خاموش ارائه شدن طرح
یک رصد عادی در خبرگزاری های کشور، نشان می دهد که جز به جز این طرح در حین تصویب، در خبرگزاری های کشور، اطلاع رسانی شد و بنده خودم رصد می کردم. به آرشیو خبرگزاری فارس، تسنیم و مهر مراجعه کنید.

3.1. ارتباط محدود نمایندگان با مردم
تجربه مدیریت کشور نشان داده است که رئیس جمهور توانایی سر زدن را به بسیاری از روستاهای کشور دارد. خود بنده نیز از نمایندگانی خبر دارم که به همه ی روستاهای بالای ده خانوار حوزه ی انتخابیه ی خود که نسبتا بزرگ نیز هم هست، سرزده و به مشکلاتشان رسیدگی کرده است. پس سر زدن به شهرهای کوچک در حوزه ی انتخابیه ی استانی-شهرستانی کاملا ممکن و در دسترس است.

4.1. نقص متن
یکی از استدلال های دیگر منتقدین آن است که متن طرح چرا به بسیاری از موضوعات دیگر نپرداخته است. پاسخ این است که لایحه ی جامع انتخابات دولت جوابگوی همه ی موضوعات باشد. اصولا مجلس نه ادعا دارد نه می تواند ادعا داشته باشد که جامعیت کارشناسی برای ارائه ی لایحه ی اینچنینی را دارد. ضمن اینکه قوی ترین لوایح نیز نقایص خود را دارند و با این استدلال در این چهل سال پس از انقلاب جز معدودی قانون، نباید قانون دیگری تصویب می شد.

2. استدلال های حقوقی
1.2. مغایرت با سیاست های کلی انتخابات
دو موضع مغایرت با عدالت انتخاباتی در تعیین حوزه ها و شناخت مردم از نامزدها، دستمایه ی انتقادها قرار گرفته است. پاسخ آن است که وقتی سخن از عدالت می رانیم، مبنایمان، واحد «شهرستان» است یا  میزان «جمعیت» یا میزان «مساحت»؟ آیا لازم است که استدلال کنم که نزدیکترین معیار میزان «جمعیت» است؟ بنظرم لازم نیست. پس اگر مراکز استان ها تاثیرگذاری بیشتری داشته باشند، از عدالت دور نیست و پر واضح است که از عدالت به دور است که یزد هم یک نماینده داشته باشد و اردکان نیز همچنین و بسیار مثال هایی این چنین در سطح کشور وجود دارد.

مورد دوم آن که اصولا یکی از بزرگترین مشکلات مطرح شدن یک باره ی آنان، در بسیاری از حوزه های شهرستانی است و به یک باره رأی آوری آنان و دوباره رأی نیاوردن آنان. چون اصولا شخصیت های ضعیفی هستند و اصولا در طراز نماینده ی مجلس نظام جمهوری اسلامی نیستند. اصولا استانی شدن انتخابات مجلس، باعث می شود شخصیت هایی با طراز ملی، نماینده ی مجلس شوند و دغدغه های حداقل استانی شوند. چه بسیار طرح های ملی همچون طرح راه آهن سرخس-چابهار که به دلیل اختلاف نمایندگان شهرستان های یک استان به کما می روند. در طرح مورد؛ مثال؛ فارغ از آنکه سفارش رهبر انقلاب، تحول در اقتصاد ملی را می توان انتظار داشت، که این مقام حوصله ی شرح را ندارد.

2.2. مغایرت با قانون اساسی
شاید قوی ترین استدلال منتقدین در این بخش وجود دارد. چه آنکه در دفعات قبل این طرح توسط شورای نگهبان رد شده است. یک نکته آن است که این طرح در نقاط اختلافی با حضور کارشناسان پژوهشکده شورای نگهبان و یکی از حقوقدانان شورا در کمسیون مربوطه بحث شده است. تلاش شده است تا جایی که می تواند به ایراد شورا برخورد نداشته باشد. اصولا قرار دادن شرط حداقل رأی بیست درصد برای هر حوزه ی شهرستان، نیز به دلیل تأمین نظر شورای نگهبان بوده است. پس یکی از اصلی ترین ایرادات که مبتنی بر کاهش مشارکت است، رد می شود و اینکه ما با چشم های خود دیده ایم که برای انتخاب رئیس جمهور که در کشور یک نفر است، در روستاها نیز ستادهای فعال انتخاباتی وجود دارد.

استدلال دیگر به هم زدن وحدت مذهبی است که دقیقا متوجه نمی شوم، مقصود چیست. اگر مقصود این است که این طرح موجب اعتراض اهل سنت قرار می گیرد، باید پاسخ داد چرا قرار بگیرد، به خاطر جمعیت زیاد در استان های کردستان و سیستان و بلوچستان؟ واقعا چرا؟!

همچنین گفته شده است که موجب اختلاف قومی و قبیله ای می شود. این استدلال نیز ما را سخت به عجب وا میدارد. هم اکنون است که دعوای سبزوار و نیشابور، دعاوی موجود در تقسیم استان کرمان، فارس و برخی دیگر بی داد می کند. استانی شدن باعث می شود نماینده ای هرچند محبوب در یک شهرستان که از حربه ی اختلاف اندازی و دو قطبی بین دو شهرستان بهره می برد از راه یابی به مجلس شورای اسلامی باز به ماند. این که نماینده ای خود را نماینده ی قبیله ای خاص بداند، چندان موجب افتخار نیست، کمااینکه تشکیل فراکسیون ترک زبانان در مجلس فعلی، با تقریب جمعیتی صد نفر به ریاست پزشکیان اصلاح طلب و نائب رئیسی قاضی پور اصولگرا، قطعا مطلوب ما نیست. ضمن اینکه استانی شدن انتخابت مجلس نه کردهای کردستان را نه لرهای لرستان را و نه ترک های چندین استان را از نمایندگان خود محروم نمی کند.

این طرح هم با اصول قانون اساسی و هم سیاست‌های کلی انتخابات مغایر به نظر می‌رسد. این نحو گزینش نماینده، نه‌تن‌ها زمینه‌ساز بروز و افزایش اختلافات محلّی، قومی، قبیله‌ای و مذهبی می‌شود بلکه در تعارض با همبستگی و وحدت ملّی است و مانعی برای توسعه و تحکیم برادری اسلامی و تعاون عمومی بین مردم می‌شود و ارزش آرای مردم در شهرستان‌های مختلف را متفاوت می‌کند؛ لذا آشکارا با ذیل اصل ۲ و بند‌های ۹ و ۱۵ اصل ۳ و اصل ۹ و ۱۹ قانون اساسی در تضاد است. یکی دیگر از استدلال های مستند به قانون اساسی، میزان رعایت عدالت است که پیش از این به  آن در قسمت سیاست های کلی، پاسخ داده بودم.

3.2. استدلال های اقتصادی
یکی از استدلال های دیگر نیز هزینه های انتخاباتی است. مثلا می گویند چون انتخابات در صحنه ی استان می شود، خرج بالاتر می رود. اتفاقا تشکیل لیست استانی موجب می شود کاندیدای انفرادی تنها با خرج گزاف در شهرستان امیدوار به رأی آوری نباشد. چه آنکه خرج یک کاندیدای انتخابات مجلس شورای اسلامی  در لیست های سیاسی از برخی شهرستان های کوچک که میلیاردی خرج می کنند، کمتر است.

اما مهمترین فایده این طرح، ملی شدن مسائل مطرح در مجلس است، که هم راستا با بند دهم سیاست های کلی انتخابات است. یکی از مهمترین نتایج مثبت این طرح آن است، که نمایندگان به بهانه ی قطع بودجه ی فلان جاده ی روستایی در مقابل لوایح و اقدامات مضر دولت سکوت نخواهند کرد. نشان بارز این موضوع، سر طرح سؤال از رئیس جمهور، رأی آوری شریعتمداری وزیر فعلی کار و عدم رأی آوری استیضاح آخوندی بود. این مثال ها منحصر به این دولت بود و از این مثال ها فراوان در دسترس است.

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
[1397/10/04 - 16:11]
معنای استانی شدن انتخابات اولا حذف و بی ارزش شدن رای مردم عوام و بی
فرهنگ شهرستانهای کوچک و پر رنگ شدن اثر رای مردم شهرهای پرجمعیت مانند
کلانشهرها است. مثلا در استان تهران دیگر رای مردم قرچک هرگز دیده نخواهد
شد و یا در سیستان و بلوچستان مردم شیعه زابل برای همیشه از صحنه استان
حذف می شود. ثانیا حذف کاندیداهای مستقل و مردمی و رای آوری کاندیداهای
حزبی و لیستی.