گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 301159

«خبرنامه دانشجویان ایران» به مناسبت ایام جشنواره فیلم فجر معرفی می‌کند؛

این ۵ کتاب را بخوانید منتقد ساده سینما شوید

سینما یک دیالوگ است، نه مونولوگ. یک گفت و شنود هدفمند است بین آن سوی پرده با این سوی پرده.‌ در آن سو، سینماگر است که با فیلمش جهانی می‌آفریند ظاهراً غیرواقعی، اما باورکردنی و در این سو، تماشاگر است که مشاهده می‌کند و تجربه. سینماگر از طریق پرده با تماشاگرش ارتباط می‌گیرد و تعامل برقرار می‌کند.

به گزارش خبرنگار فرهنگی  - اجتماعی «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ این روزها خبرهای فضای فرهنگی و اجتماعی کشور به جشنواره فیلم فجر اختصاص دارد، و کافی است گشتی در شبکه های اجتماعی بزنید تا تحلیل های مختلف قشرهای مردم را که از زاویه نگاه خود به فیلم ها نگاه می کنند، ببینید. همین فضا خیلی ها را به فکر نقادی انداخته است اما روش این نقادی خود جای ابهامات زیادی دارد. به همین بهانه «خبرنامه دانشجویان ایران» پنج کتابی که برای آغاز یک نقادی ساده می تواند مفید باشد آمده است.

1- تعمق در فیلم
کتاب «تعمق در فیلم» با شعار «تماشا کنید، بگویید و بشنوید، لذت ببرید»، نوشته ی پیتر لمان و ویلیام لور که با ترجمه حمیدرضا احمدی لاری به فارسی درآمده و به همت نشر ساقی منتشرشده، یکی از معدود کتاب هایی ست که به خوبی می تواند باب آشنایی ما را با سینما باز کند.

حسن کتاب نه فقط در سرفصل های آن و چگونگی رویکرد نویسنده در ارائه ی مباحث بنیادین سینما به خواننده کتاب، بلکه تا حد زیادی مدیون توانایی مترجم باتجربه و حرفه ای کتاب است که آن را به همان شکل روان و خوش خوانی که دارد به فارسی درآورده و برخلاف برخی از مترجمان، این هنر را به خرج نداده که از متنی روان و قابل درک، ترجمه ای دشوار و غیرقابل فهم ارائه کند!

عنوان کتاب به خوبی گویای محتوای آن است، درواقع این کتاب می خواهد به خوانندگان خود، تعمق در فیلم را بیاموزد، تعمق برای رسیدن به دریافتی انتقادی تر درباره سینما. و این چیزی نیست جز همان وظایفی که از یک منتقد انتظار داریم.

منتقدان فیلم ها را می بینند، در جنبه های مختلف آن ها تعمق کرده و سپس دریافت خود را از فیلم ها ارائه می کنند. درواقع این کتاب، اگرچه لزوماً از خواننده یک منتقد فیلم نمی سازد، اما به او کمک می کند، برای رفع نیاز های مقدماتی خود برای فهم درست فیلم ها، خود بخشی از رل منتقدان را بازی کند، به خصوص اینکه نویسنده در بحث سینما صرفاً به مقوله زیبایی شناختی بسنده نکرده، بلکه به جنبه های فرهنگی و جامعه شناختی سینما نیز پرداخته است.

این کتاب علاوه بر مقدمه ای کوتاه، در ۱۶ فصل نوشته شده است، فصولی که تقریباً جنبه های مختلف سینما را دربر می گیرد، همانند: ساختار روایی؛ تحلیل فرمی؛ تئوری مؤلف؛ ژانرها؛ بازیگران و ستاره ها؛ مخاطب و دریافت؛ فیلم و هنرهای دیگر؛ رئالیسم و تئوری های فیلم؛ جنسیت و رفتار جنسی؛ نژاد؛ طبقه؛ تحلیل فیلم «همشهری کین»؛ تکنولوژی دیجیتال و سینما و ...

اثرحاضر به گونه ای نوشته شده که می تواند در حکم کتابی درسی در کلاس های مبانی سینما مورد استفاده قرار بگیرد. به هر حال چه فرد علاقمند خود جور خواندن آن را بکشد و چه کسی زحمت تدریس مباحث آن را برعهده بگیرد، نویسندگان کتاب برای کامل کردن پروسه طرح قابل فهم مباحث اساسی فیلم و سینما (برای مخاطب نه چندان حرفه ای)، فیلمهایی را به عنوان شاهد مثال انتخاب کرده اند که اغلب آثاری هستند که دی وی دی آن ها به راحتی در دسترس است. بااین حال در متن کتاب تصاویری مورداستفاده قرارگرفته که اگر برخی از این فیلم ها در دسترس خواننده قرار نداشت، با مشکل خاصی برای درک مباحث موردنظر نداشته باشد.

الگوی کار نویسنده در هر فصل بدین گونه است که ابتدا به طرح و توضیح محتوای هر فصل پرداخته و در نیمه دوم همان فصل، با استفاده از ارجاعاتی که به برخی فیلم ها به عنوان مثال داده شده، محتوای موردنظر را به خوبی برای خواننده جا می اندازد. کتابشناسیِ پایان هر فصل نیز متون نوشتاریِ بیشتری در مورد مطالبی که در همان فصل تحلیل شده، معرفی می کند.

2- شناخت سینما
کتاب شناخت سینما نوشته لوییس جانتی که با ترجمه ایرج کریمی به فارسی درآمده و به همت نشر روزنگار منتشرشده است، لوییس جانتی تلاش کرده است راه مخاطبانش را به سوی هنر سینما و درک و زیبایی شناختی این هنر را هموار تر کند. وی با رفع توهم زدایی و رفع سوتفاهمات سبک های سینمایی و ساختارهای آن را به گونه ای کلاسیک و آکادمیک آموزش می­دهد.

مباحث این کتاب در موضوعات : تصویر. حرکت . مونتاژ .صدا. درام .ادبیات . بازیگری . نور و تئوری ها و نظریه های سینمایی (رئالیستی – مستند – اکسپرسیونیست – آوانگارد – مولف – منتقدان ) ، با شیوه آموزشی درست و روان بیان شده است.

لوییس جانتی در این کتاب بر آن است تا با ایجاد حساسیت بصری در خواننده راه او را به سوی هنر سینما و درک و تجربه و لذت زیبایی شناختی‌اش را از این هنر هموار کند. جانتی می‌کوشد نشان بدهد که توجه و یا حتی تاکید اصلی بر مضامین، راه درست درک فیلم نیست. او از توضیح مقدماتی و فنی سینما آغاز می‌کند و سرانجام به تشریح نظریه‌های گوناگون و تفاوت سینما و ادبیات می‌پردازد . نویسنده اطلاعاتی که در کتاب به دست می‌دهد گاه با شواهدی از آثار سینمایی هیچکاک، تارکوفسکی، آنتونیونی، پازولین، کوروساوا، فورد، کازان و دیگران همراه است.

کتاب با این مباحث شکل گرفته است: تصویر (روان شناسی ادراک بصری، نما(شات)، نورپردازی، رنگ، بافت و..)، حرکت (حرکت و کنتراست چیره، حرکت و نماها و زاویه‌ها، اسلوموشن و...)، مونتاژ (فید و کات، زمان و فضا، سنت رئالیستی و... ،صدا (صدای اکسپرسیونیستی، امتیازهای صدا، موسیقی، فیلم موزیکال، زبان، مونولوگ و دیالوگ و...) درام  (زمان و فضا، بازیگری، طراحی لباس و گریم و...)، ادبیات (دلالت‌های ادبی و مونتاژ، نقطه دید، اقتباس‌های ادبی، تراکم ادبی و سینمایی و...)، تئوری نظریه‌های (رئالیستی، نئورئالیسم، سینمای مستند، فیلم‌های آوانگارد، تئوری فیلم و ... .

3- راهنمای نگارش تحلیل فیلم
راهنمای نگارش تحلیل فیلم، نوشته تیموتی کوریگان و با ترجمه  مزدا مرادعباسی به همت نشر مرکز به چاپ رسیده است، مهم ترین نکته ای که در این کتاب وجود دارد، جدا از نگاه موشکافانه کوریگان به جنبه‌های متفاوت یک تحلیل سینمایی، که آن را به اثری خواندنی و بسیار کارآمد بدل می‌کند، تأکید نویسنده بر لذت ویژه‌ای است که توانایی توضیح و تفسیر فیلم برای مفسر به همراه می‌آورد؛ غنایی که تفکرِ تحلیلی و خواندن درباره سینما، حتی اگر آن را صرفا گونه‌ای سرگرمی فرض کنیم، به اثر اصلی می‌بخشد و لذت خاصی که در فرایند تحلیل، رمزگشایی و تفکر می‌توان یافت. او در روند تحلیل، این موضوع را از نظر دور نداشته است که «بخشی از هیجان تماشا کردن و مطالعه یک اثر چالش‌برانگیز، از پرسش‌هایی نشئت می‌گیرد که آن منبع بر می‌انگیزد» و این  پرسش‌ها را یکی از مطمئن‌ترین روش‌های آغاز تحلیل فیلم می‌داند.

کوریگان در همین کتاب می‌نویسد: «ما به دلایل مختلفی به سینما می‌رویم: برای اندیشیدن، یا برای دوری از فعالیت فکری، برای چشم دوختن به فیلم‌ها، یا برای نوشتن درباره آن‌ها. ممکن است به سینما برویم تا فیلم را مثل یک آب‌نبات دل‌چسب مصرف کنیم و ممکن است به سینما برویم با این هدف که آن آب‌نبات، خوراکی دل‌چسب برای ذهن ما فراهم آورد… تحلیل ‌کردنِ واکنش ما نسبت به فیلم، لذت ما را زایل نمی‌کند. نوشتن درباره فیلم به ما امکان می‌دهد تا از آن فیلم و (فیلم‌های دیگر) به گونه‌‌ای لذت ببریم که پیش از آن نمی‌توانستیم. اگر تماشا و درک کردن یکی از لذت‌های سینماست، نگارش و توضیح هم می‌تواند لذت هیجان‌انگیز دیگری باشد.»

کتاب از هشت فصل تشکیل شده که  فصل اول آن به دلایل نوشتن درباره فیلم، مخاطبِ تحلیل و اهداف آن و تفاوت انواع نوشته‌های سینمایی با یکدیگر می‌پردازد. فصل بسیار جالب دوم، تفکر، چگونگی آمادگی برای دیدن فیلم و چند و چون آغاز به نوشتن درباره آن را دربر می‌گیرد. فصل سوم به اصطلاحات و موضوعات مرتبط با تحلیل فیلم می‌پردازد و لزوم استفاده از اصطلاحات درست و تخصصی را به جای واژه‌های روزمره و کلی برای حصول نتیجه‌ای دقیق‌تر یادآور می‌شود. فصل چهارم انواع رویکردها در نوشتن تحلیل و فصل پنجم (که باز هم از بهترین فصل‌های کتاب به شمار می‌رود) سبک و ساختار متن، از‌جمله استفاده از واژه‌های مناسب، شیوه بیان ملموس و در نظرگرفتنِ معانی آشکار و ضمنی واژه‌ها را شامل می‌شود. فصل ششم به چگونگی پی‌گیری یک پژوهش سینمایی و فصل هفتم به ساختار پیش‌نویس متن می‌پردازد. فصل آخر نیز ضمیمه‌ها را شامل می‌شود.

4- مبانی سینما
کتاب مبانی سینما، نوشتة ویلیام فیلیپس و به ترجمۀ رحیم قاسمیان، برای بار نخست، در سال 1386 از سوی نشر ساقی، منتشر شده است. این کتاب، به گفتة مترجم آن، در واقع، بخش نخست از کتاب درآمدی بر فیلم، منتشر شده در سال 1999 میلادی است. دو بخش دیگر آن، انواع فیلم و درک فیلم هستند که به مطالب تئوریک و تحلیلی پرداخته­اند.

در یادداشت مترجم، دربارة نویسنده آمده است، وی دکترای ادبیات نمایشی و مطالب سینمایی را از دانشگاه ایندیانا، یکی از ده دانشگاه برتر آمریکا، در رشتة سینما دریافت کرده است. او در همین رشته تدریس می­کند و دو کتاب دیگر در زمینة فیلم، به نام­های تحلیل فیلم (1985) و نگارش فیلم­نامة فیلم­های کوتاه (1999) نیز نوشته است.

کتاب «مبانی سینما» یکی از منابع جامع در زمینه مطالعات سینمایی به شمار می آید. این کتاب، ترکیبی سنجیده و آسان فهم از اطلاعات فنی ـ تخصصی و تحلیل های تاریخی ـ فرهنگی است که آشنایی نسبتاً کامل و چند بُعدی خوانندگان با مباحث مطرح سینمایی را در پی دارد.

ویلیام فیلیپس در عین احترام فراوان به اصول سینما، به شکلی مفید و مبتکرانه می کوشد مهارت نقادی خوانندگان کتابش را برانگیزد و بپرورد؛ مهارتی که همه ما برای تجزیه و تحلیل فیلم ها نیاز داریم. اساساً درک این نکته که رسانه سینما به مراتب جامع تر و پیچیده تر از تصویری است که بر پرده سینما نقش می بندد، به ما کمک می کند تا از ساده سازی ها و بحث های کلیشه ای رایج درباره سینما بپرهیزیم.

در بخشی از مقدمه ی کتاب می خوانیم: «بررسی انواع مختلف فیلم های سینمایی دلایل متعددی دارد. بررسی منابع داستانی، نوع فیلم و ویژگی های هر فیلم، به ما کمک کند تا هر فیلم را به دیگر فیلم ها ارتباط دهیم و بدین وسیله، به درک شفاف تری از آن دست یابیم. از سوی دیگر، با بررسی دقیق انواع فیلم، رسانه سینما را بهتر و جامع تر درک می کنیم و ویژگی ها، تکنیک ها، قالب ها و عملکردهای انواع فیلم ها را می شناسیم. درک این نکته که رسانه سینما به مراتب جامع تر و پیچیده تر از تصویری است که بر پرده سینما نقش می بندد، به ما کمک می کند تا از ساده سازی ها و بحث های کلیشه ای رایج درباره رسانه سینما بپرهیزیم. برای مثال، همه فیلم های سینمایی بین 80 تا 180 دقیقه نیستند، داستان خاصی را بیان نمی کنند و اصراری بر تأکید بیش تر بر ارزش های خاصی ندارند. در واقع، همه فیلم ها هم الزامأ تعهد ندارند که منسجم، کامل و مقبول باشند».

5- لذت نقد (نقدها، ضد یادداشت ها، مقالات)
کتاب لذت نقد(نقدها، ضد یادداشت ها، مقالات) نوشته مسعود فراستی می باشد که به همت نشر ساقی به چاپ رسیده است، این کتاب حاوی 40 نقد (به فیلم های ایرانی)، 32 ضد یادداشت و 8 مقاله به قلم مسعود فراستی است که از سال های آغازین قلم فرسایی اش تا زمان انتشار این کتاب در نشریات گوناگون به چاپ رسیده است. وی نوشته های مذکور را با ویرایشی جدید- که توسط خودش انجام گرفته است- و بعضاً به همراه یادداشت ها و پانوشت های جدید در این کتاب گرد آوری کرده است.

در قسمتی از این کتاب آمده است: نقد دیالوگ است. نقد، برخورد چهره به چهره با اثر است. نقد، بخشی از فرایند دیدن است. نقد، نگاه کردن را به دیدن ارتقا می دهد و به دریافت کردن. نقد، انتقال اشتیاق و دانش خود به دیگران است. نقد، لبه ی تیز و حساس تجربه ی احساسی ما را تیز تر می کند و مشاهده و شناخت ما را غنی می سازد.

نقد، بر خلاف فیلم که ذاتش با خیال، با احساسات و عواطف عجین است و با لذت ناخودآگاه؛ با عقل، منطق و استدلال عجین است و با لذت هم خودآگاه و هم ناخودآگاه. نقد از تنش، کشمکش و گفت و گوی مدام این دو عنصر دلی و عقلی، شکل می گیرد. نقد، تیغ دل و عقل است...

اثر هنری، با یاری نقد، قابل خواندن و درک شدن می شود. هر نقد و تحلیلی از اثر هنری، هر تئوری هنر، می بایستی به ما یاری کند تا هر اثر را آنچنان که هست ببینیم و بفهمیم. نقد به ما یاری می دهد تا ببینیم که در اثر هنری چه چیزهایی هست. چه چیزهایی هست که نباید باشد. چه چیزهایی نیست که می تواند باشد...

منتقد – و نقد- چوب لای چرخ نیست؛ چرخ اضافی است و کمکی. یک چرخ دنده است. ممکن است حتی چوب لای چرخ شود، اما نه برای ایست دائمی، که برای حرکت بعدی...

 

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.