گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 302852

پرویز امینی در بررسی بیانیه «گام دوم» مطرح کرد؛

کلید واژه بیانیه گام دوم جوانان است/ جوانگرایی ضرورت آینده است

در واقع مانیفست و چیزی که بخواهد راهنمای عمل باشد و مورد توجه افکار عمومی قرار بگیرد. باید بتواند جامعیت با فشردگی را در هم جمع کند و این خوانشی که شکل می گیرد نباید به این فشردگی بسنده کند، باید بتواند منطق درونی متن را کشف کند و تغییر های متفاوت از متن را ارائه بدهد.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ پرویز امینی، مدرس دانشگاه و تحلیلگر سیاسی، با حضور در برنامه «رادیکال سه» به بررسی ابعاد بیانیه «گام دوم» رهبر معظم انقلاب پرداخت.

پرویز امینی در ابتدا اهمیت برخورد با یک متن را اشاره کرد و گفت: در نحوه ی مواجهه با متن آن چیزی که خیلی مهم بنظر می رسد این است که ما چه تلقی ای از متن داریم و متناسب با آن انتظاراتمان از متن چه می باشد؟ بنظر من این متن یک متن مانیفست گونه می باشد، یعنی از یک ساختاری برخوردار است که صورت بندی یک مانیفست در آن تجلی پیدا کرده است.

امینی ادامه داد: حال مانیفست بودن معنایش چیست؟ ببینید مانیفست بودن معنایش این است که متن باید از یک جامعیتی باید برخوردار باشد در عین اینکه از جامعیت برخوردار است باید در حد ممکن فشرده باشد یعنی یک جمع بین جامعیت و فشردگی است. چون مانیفست یک راهنمای عمل است قرار است که به ما یک امکانها و فرصت هایی برای پیش بردن بدهد و در واقع برای محقق کردن برای شدن است،بنابراین در عین اینکه باید از جامعیت برخوردار باشد باید تا حد زیادی فشردگی داشته باشد و این متن بنظرم این جامعیت را داراست ببینید در این متن هم بحث تاریخی وجود دارد و درباره گذشته است و یک تصویر تاریخی به ما ارائه میدهد و یک جمع بندی تاریخی به ما ارائه میدهد و ارزیابی از وضعیت موجود را به ما میدهد و نقطه ای که ما در آن هستیم را به همراه یک ارزیابی انتقادی ارائه می دهد و در عین حال یک چشم اندازی به سمت آینده را برای ما روشن و مشخص می کند و عناصر و عوامل دستیابی به آینده را به ما می گوید و مهم تر از همه آن نیرو و قوه محرکه ای که قرار است آینده را محقق کند و یا نیروی پیشرانی که قرار است این آنیده را محقق کند به ما معرفی می کند که بعد از آن در بخش های دیگر متن در چهارچوب آن نیروی محرکه ، یعنی انرژی ها و فرصت هایی که ما داریم ، مقتضیاتی که ما داریم در حرکت آن نیروی محرکه در بسیج شدن آن مولفه ی بنیادین هست که به کار می آید و میتواند آن آینده که ما تصویر کرده ایم را برای ما محقق کند.

وی ادامه داد: ببینید به طور مثال یک جمله ای در متن وجود دارد که انقلاب اسلامی آمد و به یک انحطاط تاریخی پایان داد خب این یک گزاره است و یک گزاره ی کلی می باشد شاید در متونی که تا الان درباره ی این بیانیه نوشته شده است فکر نمیکنم کسی به این جمله حتی اشاره ای هم کرده باشد و یا در خوانش آن بر روی این جمله تمرکز کرده باشد من همین قسمت را انتخاب میکنم برای اینکه بگویم یک مانیفست وقتی از جامعیت و فشردگی برخوردار است، چگونه باید این مانیفست را خواند .

امینی عنوان کرد:  انقلاب اسلامی به 200 سال انحطاط تاریخی پایان داده است، ما یک دوره ی شکوهمند در تاریخ از نظر قدرت سیاسی و اجتماعی داریم و از نظر رفاهی که به آن امپراطوری کوچک در دوره صفوی می گویند، مخصوصا در دوره ی شاه عباس صفوی، اما از اواخر صفویه ما با یک نزول و افولی روبرو هستیم به شکلی که این پرسش تاریخی صورت گرفت، هم در بین محققین تاریخی در ایران و هم در بین مستشرقینی که در تاریخ هستند، این پرسش آن بود که چگونه یک نیروی قدرتمند مثل صفویه که دست کم تا پیش از انقلاب اسلامی مهم ترین دولت به حساب می آید، چطور شد که یک ساختار قدرتمندی به دست یک فرد ضعیف سرنگون شد این جا آن نقطه افول و آن نقطه زوال پیدا کردن شرایط تاریخی ماست.

این استاد دانشگاه توضیح داد: این افول تاریخی این چیزی که در جمع بندی می توانیم به آن بگوییم انحطاط که بعد از نادر شاه وارد و افشاریه وارد دوره قاجار می شویم که در دوره قاجاریه ما با جنگ های ایران و روس مواجه شدیم و شکست هایی که ایران در جنگ های ایران و روس خورد و متحمل ضررهای جغرافیایی و سیاسی و حیثیتی و شخصیتی شد.

نویسنده کتاب‌ "جامعه‌شناسی ۲۲ خرداد" بیان کرد: قرار داد ترکمانچای، قرار داد گلستان که به ایران تحمیل شد و بخش هایی از کشور ایران جدا شد، در عصر ناصر الدین شاه که عصر قراردادها است، قرار دادهای استعماری وسیعی در ایران تصویب شد و بسته شد و سلطه بیگانه بر ایران افزایش پیدا کرد اگر در گذشته ما با مسئله ای به نام استبداد روبرو بودیم و یکی از پاسخ های اصلی که چرا ما افول کردیم در پایان صفویه و چرا به دست یک نیروی ضعیف خارجی به نام محمود افغان دولت قدرتمند صفوی سقوط کرد؟ یکی از پاسخ ها این بود که این نتیجه ساختار استبدادی است چون در ساختار استبدادی همه ی مناسبات ما همه تحولات ما همه پیشرفت ها و پس رفت های ما منوط به این است که سلطان و حاکم کیست؟

وی خاطرنشان کرد: اگر آن سلطه و حاکم با عرضه و قدرتمند و صاحب شوکت و صاحب درایت و عقلانیت باشد منشع قدرتمندی دولت میشود، اگر آن کسی که مدیریت و اداره کشور را بر عهده میگیرد در یک دولت استبدادی از نظر شخصیت و از نظر روحی و از نظر توانایی ها این ها باعث سقوط آن دولت میشوند.

پرویز امینی گفت:  بنابراین شاه سلطان حسین صفوی در درون این ساختار است که باعث فروپاشی صفویه میشود، چون ما از امکانات و قدرت ملی، سرجمع از قدرت اجتماعی جامعه صرف نظر کردیم، از امکانات تک تک افراد یک جامعه که میتوانند داشته باشند صرف نظر کردیم! جامعه استبدادی همین مدل است. همه چیز رو موکول کردیم به تصمیم یک نفر به اراده یک نفر به توانایی های یک نفر، همزمان هم صرف نظر کردیم از اراده ها و توانایی ها و عقلانیت های جمع وسیعی از جامعه.

این جامعه شناس سیاسی ادامه داد: وقتی یک شخص ضعیفی مثل شاه سلطان حسین صفوی بر سد کار می آید، شاعری درباره اش یک شاعری گفته بود "آن ز دانش تهی و از غفلت پر، شاه سلطان حسین یخشین دور"! (یخشین دور به معنای یاغچی).

کارشناس برنامه رادیکال 3 تاکید کرد: هر آنچه به او گزارش میدادند پیرامون مشکلات کشور و بی کفایتی ها وی از کلمه یخشین دور یعنی خیلی خوب استفاده میکرد و نسبت به آن ها بی توجه بود، این یعنی ساختار استبدادی، در دوره قاجاریه این ساختار استبدادی با یک عنصر دیگری در هم می آمیزد آن هم وابستگی به بیگانه یا سلطه بیگانگان که بر ساختار سیاسی ما حاکم میشند و تبدیل میشند به عناصر پیوند خورده یعنی در اینجا استبداد وابستگی رو بازتولید میکنه و وابستگی، استبداد رو بازتولید میکنه.

امینی ادامه داد: در اوایل مشروطیت یک قراردادی داریم به در سال 1907 که مابین روسیه و انگلیس بسته شده است این یک معاهده دو جانبه است که ایران را بین خودشان تقسیم میکنند شما مسیر انحطاط رو ببینید کار به جایی رسید که ایران را بین دو کشور روسیه و انگلیس تقسیم میکنند در واقع شمال در اختیار روسیه و جنوب در اختیار انگلیس قرار میگیرد و فقط بخش مرکزی در اختیار پادشاه قرار دارد ملت ایران یکی از یکی از شانس ها یا معجزاتی که براش رخ داد انقلاب اکتبر روسیه بود در سال 1917، آن کسانی که بعد از انقلاب بر سر کار آمدند این مدل قرارداد ها را قراداد استعماری میدانستند و و خودشان را رهبر بخش های استعماری میدانستند و در واقع این قرارداد ها ملغی شد، ما از طریق یک معجزه ای به نام انقلاب اکتبر روسیه از این نوع تحقیر نجات پیدا کردیم.

امینی با تاکید بر نقش بیگانگان در امور سیاسی کشور گفت: یعنی رضا شاه و دوره پهلوی، حتی تغییر سلسله ما از قاجاریه به پهلوی در دل این سیاست شکل میگیره ما شاهان زیادی داشتیم شاهان ستمگرداشتیم حتی شاهان وابسته داتشیم کلی قراردادهای استعماری به خصوص در دوره قاجاریه داشتیم اما وقتی شخص اول مملکت به دست دیگران بشود را در تاریخ نداشتیم.

امینی گفت: این برای اولین بار در اواخر دوره قاجاریه شکل گرفت که بعد منجر شد به پادشاهی رضاشاه و بعد در شهریور 1320 با اشغال تهران آن ها هستند که به سلطنت رضاشاه پایان میدهند یعنی باز حضور یک نیروزی خارجی و آن ها هستند که تعیین میکنند جایگزین رضاشاه چه کسی بیاید و بعد از ملی شدن صنعت نفت و سایر ماجراهای این برهه از تاریخ که ممحدرضا شاه از ایران فرار میکند! این در واقع قئای خارجی هست یعنی انگلیس و آمریکا که با کودتای 28 مرداد شاه را مجدد بر سر قدرت میاورند.انقلاب اسلامی که آمد به این انحطاط 200 ساله پایان داد

پرویز امینی پیرامون چگونگی خوانش متن گفت: نحوه ی مواجهه با متن مهم است، زیرا متن در عین جامعیت در مانیفست، فشردگی دارد؛ برای مثال اگر به تاریخ، آینده، ارزیابی انتقادی از وضعیت فعلی به صورت فشرده پرداخته است، در عین پرداختن به آزمان ها به واقعیت ها پرداخته است و در حین آسیب شناسی، قدرت شناسی کرده است. این متن با تمام جامعیت خود با یک فشردگی روبروست.

او ادامه داد: در واقع مانیفست و چیزی که بخواهد راهنمای عمل باشد و مورد توجه افکار عمومی قرار بگیرد. باید بتواند جامعیت  با فشردگی را در هم جمع کند و این خوانشی که شکل می گیرد نباید به این فشردگی بسنده کند، باید بتواند منطق درونی متن را کشف کند و تغییر های متفاوت از متن را ارائه بدهد.

امینی افزود: مهم ترین مسئله ، نحوه مواجه با متن است، اگر متن را به صورت یک مانیفست ببینیم تا اینکه متن به صورت یک بیانیه اعلام واضع ببینیم. رهبر معظم انقلاب پیام های دیگری نیز به مناسبت های مختلفی از قبیل بسیتمین سالگرد انقلاب اسلامی و یا اولین سالگرد ارتحال امام خمینی(ره) و یا مسائلی مانند سیاست های کلی نظام و الگوی اسلامی ایران مطرح کرد. اما مخاطب های هیچ کدام از پیام های قبلی ایشان جوان ها نبودند.

او گفت: وقتی می گوییم مانیفست بخاطر این است که یکی از دلایل آن رویکرد اجتماعی آن است ، یعنی قطع نظر از اینکه جمهوری اسلامی چه باشد و چه نباشد این مانیفست موضوعیت دارد و با یک مخاطب اجتماعی صحبت میکندو با یک محیط غیر سمی، برای اینکه نیروی محرکه آن قوای بنیادینی است که امکان تحقق این آینده که در مانیفست به آن اشاره شده است را فراهم می کند؛ عبارت است از جوانان

امینی ادامه داد: کلید خوانش بیانیه گام دوم و حتی تفسیر آن کلید واژه جوانان است به نظر بنده کل متن را باید با کلید واژه جوانان بررسی کرد. در متن وقتی تکیه بر این کلید واژه است ما باید این کلید واژه یک بار متن را خوانش کنیم و باید بررسی کنیم که در متن در مورد چه چیزهایی صحبت میکند. به طور کلی دو ضرورت در متن وجود دارد اول: اتصال به جوانان و دوم: استعداد و ظرفیت شناسی در ارتباط با جوانان

پرویز امینی گفت: یکی از ضرورت ها مسئله گذشته تاریخی است و یکی از مهم ترین ضعف های جامعه ی ایران فقدان خود آگاهی تاریخی می باشد، چیزی که ما در این 300 سال گذشته هزینه اش را داده ایم و امروز هم با آن روبه رو هستیم و اگر بعضی تفسیرها و تبلیغات و حرف های دروغ در مورد شرایط ایران از تریبون های داخلی و خارجی گفته می شود بخاطر همین ضعفی است که در خود آگاهی تاریخی ما وجود دارد. جوانی که می خواهد نیروی محرکه و قوای بنیادین برای تحقق اهداف آنیده باشد نمی تواند بدون اتصال و خود آگاهی تاریخی این مسیر را پیش ببرد.

این استاد دانشگاه ادامه داد: یک بحث در مورد ضرورت های ما، ضرورت به آینده است. ما در دهه پنجم انقلاب هستیم و چهار دهه از انقلاب گذشته است این چهار دهه با همه ی قوت و ضعف هایش محصول تلاش، تصمیم گیری، سیاستگذاری و محصول اجرای نسل اول و دوم انقلاب است که این نسل اول و دوم انقلاب با همه ی دستاوردهایی که از خود پیروزی انقلاب تا تثبیت انقلاب و تا شکل دادن به جمهوری اسلامی و تا پیش بردن برخی از اقتضائات کشور مانند استقلال، امنیتف پیشرفت و در مردم سالاری یا در برخی از محرومیت زدایی ها و سایر امور به هر شکل و نحوی جاصل زحمات نسل اول و دوم در این چهل سال است، این دو نسل هر آنچه ایده داشتند به کار انداختند و هر آنچه توان اجرایی داشتند به کار انداختند و هر میزان انگیزه که برای شکل دادن به آرمان های انقلاب داشتند انجام دادند.

او گفت: بنابراین ما در شرایطی هستیم که چه بخواهیم یا نخواهیم و قبول داشته باشیم یا نداشته باشیم، آگاهانه و نا آگاهانه، ارادی یا غیر ارادی، ناگزیریم در دهه ی پنجم، دهه انتقال مسئولیت ها به نسل سوم و چهارم است و این یک ضرورت اجتناب ناپذیر است و ما نمی توانیم از روی آن پرش داشته باشیم، نسل سوم و چهارمی که مدعی این می باشد که برای اداره کشور ایده دارد و می گوید که من می توانم کشور را از درون چالش هایی که در حال حاضر با آن مواجه است بیرون بکشد و با آنها مقابله کند.

او در پایان گفت: نسل سوم و چهارم انگیزه و ابتکار عمل لازم برای پیشبرد مسائل را دارد، بنابر این اینکه جوانان مخاطب این بیانیه هستند و اینکه این مانیفست اجتماعی است، و این که اگر قرار باشد آینده ساخته شود بایستی محور موتور محرکه اش جوانان باشند، این است که ضرورت انتقال همه ی مسئولیت ها در همه حوزه های عمومی و اجتماعی و سیاسی، فقط بحث مدیریتی و دولتی و حکومتی نیست.

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.