گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 306375

حجت‌الاسلام محمد محمدیان در گفتگویی تفصیلی با «خبرنامه دانشجویان ایران»؛

سیل جوانان، مدیران پیر را کنار خواهد زد

حجت‌الاسلام محمدیان گفت: قدرت جوان ها را نباید غفلت کنیم، اگر جوانان تصمیم بگیرند به راحتی می توانند راه خودشان را باز کنند، و نباید نگران سخت افزارهای پیر بود؛ و این سیل می تواند این راه را باز کند. اینکه رهبری طی سال های اخیر به بحث جوان تاکیدات زیادی داشتند، برای همین است. البته به این معنی نیست که پیرها وظایفی نداشته باشند، بلکه باید راه را برای جوانان باز کنند.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، گفتگو کردن با یکسری از چهره ها، در ذهن می ماند، مخصوصا اگر قرار باشد این گفتگو با فردی باشد که سالیان سال او را می شناسیم و یک نگاه دیگری جدای از مصاحبه شونده معمولی دارید، حجت الاسلام محمد محمدیان یکی از این افراد است، فردی که خیلی ها او را یک پدر برای تشکل های دانشجویی می دانند، فردی که حتی پس از پایان دوره ریاستش در نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاه ها، از دانشجویان جدا نشد و دفتری بدون تشریفات در خیابان ایرانشهر تهران و در کنار تشکل های دانشجویی را انتخاب کرده است. بیانیه گام دوم رهبر انقلاب و بیانات ایشان در حرم مطهر رضوی بهانه خوبی شد به سراغ او برویم و از یک زاویه تازه ترین درباره این مسئله با او به گفتگو بنشینیم، او از چگونگی پایین کشیدن مدیریت پیر کشور توسط جوانان می گوید و توصیه های قابل توجهی به تشکل های دانشجویی دارد، گفتگوی ما را با حجت الاسلام محمد محمدیان میخوانید:

** سریع به سراغ سوال اصلی می رویم، مخاطب بیانیات اخیر رهبری چرا جوانان هستند؟
بیانیه ای که به عنوان گام دوم مطرح شد، می شود گفت؛ تجربیات چهلساله رهبری معظم انقلاب است. این تجربیات حاصل قبل و بعد از انقلاب است و ایشان سعی کردند که در یک متن بسیار کوتاه تمام این تجربیات را به گونه ای با همدیگر مرتبط باشند و جامعیت را حفظ کنند مطرح کنند، حقیقتا باید با این نگاه به این بیانیه بنگریم که این خلاصه تجربیات یک فردی است در بالاترین سطح در جمهوری اسلامی کار کرده و مسئولیت داشته و دلسوز نسبت به این نظام بوده است.

از ویژگی های این بیانیه نگاه به آینده بودن ان است، و صرفا بیان تجربیات نیست، با نگاه به آینده این تجربیات و توصیه ها بیان شده است.

حقیقتا یک نقشه راه آینده نظام جمهوری اسلامی می تواند باشد البته به شرط اینکه خوب فهم شود.

وقتی مطالبی که از این جنس از رهبر انقلاب می بینیم دوره ای شروع به تعریف و تمجید می کنیم و بعد  از مدت کوتاهی فراموش می کنیم و حوادث اجتماعی به قدری سرعت زیادی دارد خود به خود این مسائل به فراموشی می رود.

این بیانیه از ان بیانیه هایی نیست که تنها برای یک دوره کوتاه باشد، این بیانیه برای حداقل چهل سال آینده نظام است، نکته مهم در این بحث بیانیه مطرح است، چه کسانی باید این بیانیه را عملیاتی کنند و برای استفاده از ان در مدیریت استفاده کنند. علل القاعده مدیریان بخش عمده ای از کسانی هستند که در اجرای این بیانیه نقش دارند، قطعا اگر مدیری اعتقاد قلبی نسبت به این بیانیه نداشته باشد اعتقاد که می گویم، زبانی نیست، بلکه اعتقاد قلبی از بن دندان این مطالب را قبول داشته باشد و تنها راه اعتلا و ترقی نظام جمهوری اسلامی بداند.

شاید مهمترین مشکل ما در این بخش باشد، کسانی که بنا است مدیریت بخش های از جامعه را در داشته باشند، این مباحث مبنایی کمتر توجه می کنند، عمدتا به شکل روزمره مسائل حل می شود و «این دوره هم بگذرد» نباید باشد.

این طور آدم ها قطعا نمی توانند زیر بار این پیام سنگین بروند. لذا باید دنبال مدیرانی باشیم که اعتقاد قلبی به این بیانیه داشته باشد و نکته مهمتر کسانی می توانند این بیانیه را به یک مقصد خوبی برسانند که جامعیت مطالب را بپذیرند، این بیانیه قابل تقطیع نیست، و نباید آن را تکه تکه کرد و هر بخشش را به یک نهادی یا سازمانی داد. اگر اینطور با این بیانیه عمل کنیم قطعا خیانت کردیم یعنی کسانی که قرار است در باب اقتصاد این مردم تلاش کنند اگر به آن اخلاق و معنویت اعتقاد و یا توجه نداشته باشند یقین بدانید در همان بخش اقتصاد هم کاری جلو نمی روند، یا در بخش سیاسی هم اگر به اخلاق و معنویت و سبک زندگی و توصیه های دیگر اعتقاد نداشته باشند در همان بخش هم لنگ خواهند زد.

پس این یک مجموعه ای است که یک فرآیندی را طی می کند و به یک قله ای دست پیدا کند.

یکی از مشکلات اساسی ما این است که مدیران، به همان بخش خودشان در خوشبینانه ترین حالت به همان بخش خودشان  عمل می کنند، و نتیجه ان می شود که یک حالت کاریکاتوری در کارها پیش می آید، این جامعیتی که در این بیانیه وجود دارد تمام ابعاد جامعه ما را درنظر گرفته اگر در نظر مدیرانی که می خواهند اجرایی کنند حفظ نشود حتما این بیانیه لطفا خواهد خورد.
یعنی دو مسئله شد، یک: نیاز به مدیرانی داریم که بن دندان اعتقاد قلبی به این بیانیه داشته باشند، دوم: مدیرانی که جامعیت این بیانیه را اعتقاد داشته باشند و به همه ابعاد آن توجه کنند و تک بعدی نباشند.

نکته بعدی هم اینکه خیلی در این بیانیه مورد توجه قرار گرفته، مخاطب می باشد که همان جوانان است، بحث جوانان به عنوان شعار مطرح بوده است. یک عده ای با اعتقاد و عده ای دیگر از باب که ادبیات روز را رعایت کنند و دل عده ای را بدست آوردند اما در عمل باید دید چه اتفاقی می افتد.

ما هرچه جلوتر رفتیم سن مدیریت بالاتر رفته است و مدیران ما به راحتی حاضر نیستند عرصه را برای جوانان باز کنند. بهانه ها خیلی بهانه های خوبی به نظر می رسد، که همان بحث تجربه است اینکه نمی شود ریسک کرد، و می گویند جوانان باید بروند و تجربه کسب کنند. این در حالی است وقتی تمام عرصه ها را این مدیران گرفته اند جایی برای تجربه اندوزی وجود ندارد، همه هم می گوییم بیایید و از تجربه جنگ استفاده کنید، در حالی که تجربه جنگ بسیار تجربه خوبی بود، جوان ترین ها امدند و کار را انجام دادند اما در بحث غیرجنگ فعلا جوانان باید بنشینند و مدتی در انتظار باشند؟ این مشکلی است که بهانه آن به ظاهر موجهی است ولی حقیقا جامعه را از بسیاری از استعدادها محروم می کنیم. جوان اگرچه ممکن است تجربه کمی داشته باشد اما در مقابل انگیزه بالاتری برای کار کردند دارد، و قدرت کاری بیشتری دارد و آن تجربه کم را جبران می کند و چه اشکالی دارد یک فرد با تجربه به عنوان مشاور در کنار آن جوان باشد و کار را واگذار کنند. پس موتور محرک این بیانیه، جوانان هستند، البته اشاره هم شده که جوانان نباید منتظر باشند تا دعوتشان کنند و باید خودشان شروع کنند، و تلاش کنند آن توانایی های خودشان را به مرحله ظهور برسانند و خیلی با نشستن و منتظر بودن به جایی نمی رسند.

آینده جمهوری اسلامی خصوصا مرحله دوم که چهل سالگی دوم است، دوره جوانان است و به نظرم می آید اگر مجموعه های دانشجویی اگر ارتباطات تشکلی با هم دارند و توانایی سازماندهی کارها را به شکل تشکیلاتی دارند، چند کار را باید انجام دهند.

1- گفتمان سازی نسبت به خود بیانیه است، واقعا نگذارند این بیانیه مبتلا به همان بلاهایی شود که رهنمودهای قبلی شده است، و سعی در زنده نگه داشتن و تبدیل به یک گفتمان در جامعه داشته باشند.

2- مطالبه گری است، واقعا به سمتی تشکل ها بروند که مطالبه گری باشد و این را از مسئولین کشور به حق مطالبه کنند که چه شد، و چه اقداماتی صورت گرفت. اینکه ما کارهای عادی خودمان را به اسم این بیانیه تحویل مردم دهیم که یکی از دردهای خیلی رایج ما است، مثلا تا اسم اقتصاد مقاومتی می آید همین کارهایی که هر روز انجام میدادیم، مهر و برچسب اقتصاد مقاومتی روی آن می گذاریم، یا بحث عدالت پیش می آید همان کارهای عادی خودمان را به اسم عدالت تحویل می دهیم و به همین ترتیب. اگر قرار باشد این بیانیه را بیاوریم  و با کارهای عادی خودمان تطبیق کنیم، باید مراقب باشیم و جوانان خیلی در این زمینه می توانند نقش مهمی داشته باشند و نگذارند این بیانیه تحریف شود. همینکه کارهای عادی و روزمره خودمان را بیاییم و مصداق این بیانیه کنیم، خودش تحریف معنوی این بیانیه است.

3- شناسایی حدود اختیارات جوانان: یک بخش هایی هم در حدود اختیارات جوانان است و آن مقدار هم شناسایی کنند و ببیند کدام بخش ها در این حدود است و برای آنها طرح داشته باشند.

4- تشکیل اتاق های فکر: یکی از نکاتی که رهبر انقلاب از تشکل ها مطالبه می کردند، تشکیل اتاق های فکر استو اندیشه ورز است. واقعا جوانان می توانند اتاق های اندیشه ورز را راه بیاندازند و برای توصیه های رهبری راهکار ارائه دهند. ما با حفظ جامعیت این بیانیه نیاز داریم برای هر کدام از بخش ها، وضع موجود را ارزیابی کنیم که در کجا قرار داریم. و وضع مطلوب را هم تعریف کنیم که این دو نسبت آسان هستند، که در وضع موجود نباید سیاه نمایی شود و وضع مطلوب هم خیلی ایده آلی که قابل دسترسی نباشد نکنیم، بلکه چیزی باشد که در دسترس باشد و اینکه خیلی مهم تر است از چه ابزارهایی استفاده کنیم که این راه طی شود. به عبارت دیگر نقشه راه را تعریف کنیم، این کار به خوبی از جوانان بر می آید که نقشه راه را طراحی کنند و بعد این نقشه ها را با هم هماهنگ کنند و بعد شروع به مطالبه از مسئولین کنند. من فکر می کنم اگر مجموعه جوان هایی که در تشکل ها فعال هستند، روی این موضوع طراحی یکایک توصیه های رهبری، مجموعه اندیشه ورز راه بیاندازند، سال آینده را سال ترسیم نقشه در نظر بگیریم، ممکن است که نتایج بسیار خوبی دست یابیم و از این سرمایه تشکلی که در دانشگاه ها امروز یک سرمایه عظیمی است بتوانیم استفاده کنیم، همان گفتمان سازی و مطالبه گری اتفاق خواهد افتاد. خصوصا از کلی گویی خارج می شویم و می توانیم یکسری طرح های اجرایی ارائه دهیم. یعنی بحث طرح های اجرایی واقعا نیاز و یک خلع بزرگی است که ما با آنها روبرو هستیم که وقتی کلی قرار است حرف بزنیم، همه خوب حرف میزنیم، اما چگونه قرار است این استقلال و عزت به خوبی حفظ کنیم، چگونه باید اخلاق و معنویت را در جامعه عملیاتی کنیم، چگونه قرار است عدالت، رفاه اجتماعی و رفاه اقتصادی را بتوانیم عملیاتی کنیم با مشکل روبرو هستیم. توان جوان های تحصیل کرده های ما در این بخش اگر به میدان بیاید با ابتکار جوانانه و روحیه امید به آینده، قطعا می تواند زمینه اجرایی شدن این بیانیه را فراهم کندف خصوصا اگر یکسری شاخص ها را بتوانیم در نظر گیریم که قابل اندازه گیری هم باشد.

** چگونه می توان این مدیریت پیر و نیروی جوان که حکم یک سخت افزار و نرم افزار دارد را در هم آمیخت و آن نرم افزار جوان را بر روی این سخت افزار پیر سوار کرد؟
مشکل که واقعیتی در جامعه است و بین نسل ها تفاوت هایی ایجاد می شود، اما راهکار به نظرم این میتواند باشد آن سخت افزار را به این راحتی نمی توان تغییر دهیم. باید در کنار این سخت افزار یک سخت افزار دیگری که توسط جوانان هست ایجاد شود، یعنی در جوانان این توان وجود دارد. ما یادمان است در یک زمانی که این سخت افزارهایی وجود داشت اگر بخواهیم با انها کار کنیم تقریبا ممکن است، اما در دوره این ها کارکرد داشتند. جامعه ما چون یک جامعه زنده است و در حال حرکت است، مقداری امکان جابجایی وجود دارد، در حال حرکت است این امید وجود دارد که این جابجایی ها صورت گیرد. ما هر کجایی دیدیم جوان ها با تدبیر وارد شدند، توانسته اند سخت افزارها را نیز تغییر دهند. در انتخابات که پیش می آید که یکی از این مراحل جابجایی است اگر جوان ها خوب حضور پیدا کنند بخشی از این سخت افزارها به طور طبیعی تغییر می کنند، در موج سازی هایی که در جامعه اتفاق می افتد و آن نیز به جریان سازی تبدیل می شود، جوان ها نقش بالایی دارند و این جریانات خود به خود این جابجایی ها انجام میگیرد.

مثال واضح تری بزنیم، یک بار شما با یک چشمه سروکار دارید، این چشمه یک مسیر عادی را طی می کند، و می توان با یک بیل مسیر این چشمه را تغییر دهیم و خود این چشمه نیز ظرفیت تغییر هم ندارد، اما گاهی با یک سیل روبرو هستیم، و منتظر نمی ماند برایش مسیر درست کنید یا با یک بیل کانال و سد درست کنید، قدرتی که در جوان ها وجود دارد، قدرت چشمه نیست بلکه سیل است، سیلی که به خوبی می تواند موانع را برطرف کند و مزاحم ها را کنار بزند. در کل می توان گفت سیل منتظر نمی ماند تا برایش راه باز کنند، بلکه سیل راه خودش را باز می کند. البته اینجا سیل، سیل عاقل است، یعنی کسانی هستند که گذشته را دیده اند و آینده را نیز پیشبینی می کنند، و می توانند مسیر را نیز به خوبی انتخاب کنند، که کمترین خرابی را نیز داشته باشند.

قدرت جوان ها را نباید غفلت کنیم، اگر جوانان تصمیم بگیرند به راحتی می توانند راه خودشان را باز کنند، و نباید نگران سخت افزارهای پیر بود؛ و این سیل می تواند این راه را باز کند. اینکه رهبری طی سال های اخیر به بحث جوان تاکیدات زیادی داشتند، برای همین است. البته به این معنی نیست که پیرها وظایفی نداشته باشند، بلکه باید راه را برای جوانان باز کنند.

** رهبری در این بیانیه وقتی به مسائل علمی و دانشی اشاره می کنند، بلافاصله مسئله معنویت را مطرح می کنند، دلیل این موضوع چه میتواند باشد؟ ما میبینیم در کشورهای غربی به گونه ارزش گذاری شده است که اگر بخواهیم به مرز دانش دست پیدا کنیم باید از معنویت دور شویم، آیا این تحلیل درست است؟
فرهنگ غربی این تناقض هم ایجاد کردند و هم لازمه فرهنگ خود کردند، یعنی مذهب و معنویتی که آنها ایجاد کردند، قطعا سازگار با علم نبود. حتما باید یک تقابلی ایجاد می شد، اما در جامعه ما اخلاق و معنویت و علمی که است، ان پشتوانه پیشرفته های علمی است، همین الان و در بخش هایی که به علم و پیشرفت افتخار می کنیم، و موجب پیشرفت کشور شده است، برویم و ان قله های علمی ان مجموعه ها را ببنیم، همه از کسانی هستند که از نظر اخلاق و معنویت در اوج هستند، اگر بچه های دانشگاه، ماهواره می سازند، مانند بچه هایی بودند که در خط مقدم  جنگ حضور داشتند، یعنی علم و معنویت به قدری می توانند با هم عجیبن شوند، که مرزی وجود ندارد. اخلاق و معنویت اسلامی نه تنها هیچ تعارضی با علم ندارند، بلکه آن کارگاه را تبدیل به معبد می کند، کلاس درس را تبدیل به معبد می کند و فردی که در آزمایشگاه کار می کند احساس می کند که در حال سجده به درگاه خداوند است. لذا تعارض وجود ندارد، بلکه یک هم افزایی هم بوجود می آورد. اصلا اگر بخواهیم این فاصله 100 ساله علمی خودمان را که با دنیا ایجاد شده به راحتی طی کنیم، همین ادغام معنویت با قرائت اسلامی و علم است، چون آنها که نیاستادند، بلکه ما میتوانیم شتاب خودمان را بیشتر کنیم. و این هم توسط جوان هایی صورت میگیرد که در بعد معنویت و علمی رشد کرده باشند. ما بعد از انقلاب این معجزه را بارها دیده ایم و هرجا این دو در کنار هم آمده است ما را به صورت جهشی جلو انداخته است. تجربه های هسته ای، فضایی، نانو و بیو تنها بخشی از انها است.

* گفتگو از محمدرضا حیاتی

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
[1398/01/03 - 15:07]
مجلس یازدهم و وظیفه سنگین در برابر سند راهبردی ، تحول خواه و ضروری مقام معظم رهبری مدظله العالی در گام دوم انقلاب:

بمنظور احیاء جایگاه خانه ملت بعنوان عصاره واقعی ملت انقلابی و دفاع از حقوق مردم ضعیف و محروم شامل جوانان بیکار ، مجرد، تحصیلکرده و نخبه انقلابی و پس از گذشت چهار دهه از فراز و فرود کم بهره نمایندگان در خانه ملت با تصویب قوانینی که کمتر اثر بخشی مثبت آن در زندگی،سفره مردم و گشایش در حمایت واقعی از جوانان و کسب و کارهای نوپا،فن آور و دانش بنیان مشاهده گردیده.می بایستی بدور از محافظه کاری طیف سنتی اصول گرایی (شامل امثال باهنر ، حداد عادل، و ….) که امتحان خود را در ادوار گذشته مجلس همچون طیف به اصطلاح اعتدال گرا و اصلاح طلب لاریجانی - مطهری و امثالهم و …در طول ۱۰دوره گذشته مجلس و طی ۴۰ سال پس داده و بی حسی ،بی انگیزگی و ناتوانی آنان در ایجاد تحول اساسی مورد نظر مقام معظم رهبری مدظله العالی در بیانیه راهبردی و حیاتی گام دوم انقلاب در جهت پیشبرد اهداف انقلاب اسلامی برای مردم کاملامشهود بوده و همچنین در جهت ایجاد تحول در حوزه قانونگذاری براساس آرای مردمی و نظارت صحیح و موثر بر عملکرد نمایندگان در خانه ملت و مسئولین اجرایی کشور هم راستا با قوه محترم قضاییه و به منظور تصویب قوانین مورد نیاز برای احیای حقوق عامه، اجرای عدالت و مبارزه جدی با تبعیض،رانت و پاکسازی دامان انقلاب اسلامی و نظام از عناصر رذل آلوده به مفاسد اقتصادی، افرادی از طیف انقلابی وارد انتخابات و هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی در سال ۹۸ گردند که از توانایی،انگیزه، نشاط جوانی و مقبولیت عمومی برای اجرای فرامین مقام معظم رهبری مدظله العالی براساس سند تحول گام دوم انقلاب در دهه حساس و حیاتی پنجم انقلاب اسلامی همچون ریاست محترم قوه قضاییه برخوردار باشند.
لذا در ارتباط با لیست پیشنهادی جبهه انقلابی و برای ریاست و هیئت رئیسه مجلس یازدهم ، نظرخواهی از مقام معظم رهبری در این برهه حساس کنونی برای اقدام تحول خواه در مجلس و ایجاد امید و نشاط در بین مردم صبور انقلابی امری لازم و ضروری می نماید.
با تشکر