گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 307289

صادق فرامزی

تختی از چه شکست خورد؟

تختی در گیشه شکست خورد؟ مردم بیش از بیست برابر فیام قهرمانشان از یک کمدی مبتذل استقبال کردند؟ جشنواره رسمی کشور به این فیلم اعتنایی نکرد؟... اینها همه پرسش هایی هستند که پاسخشان نه بیرون از فضای فیلم که درون آن معنا میشود، استاندارد تعریف شده از قهرمان یک استاندارد ضد چهره های تجاری است، قهرمانی که محبوبیتش را کالایی قابل عرضه نمیسازد

خبرنامه دانشجویان ایران: صادق فرامرزی*// فیلم تختی پیش از هر چیز تلاشی برای مساله زدایی از معمای "مرگ" تختی یعنی مهمترین چیزی که در این نیم قرن پیرامونش گفته شده است میباشد، تلاشی عامدانه که در نریشن فیلم هم با عبارت "آنچه تختی را تختی کرد شیوه زندگی اش بود نه نوع مرگش" به آن اشاره می شود، از همین جهت طبیعی است که خیلی ها اقرار به این فرضیه قریب به حقیقت که تختی خود را کشت اسطوره زدایی از مشی ملی ترین قهرمان تاریخ ورزش ایران بدانند... اما حقیقت آن است که فیلم غلامرضا تختی را به دلیل همین صراحت میتوان از موفق ترین الگوی سینما قهرمان محور دانست، تختی در قاب دوربین بهرام توکلی یک اسطوره آسمانی نیست، یک قهرمان زمینی است که هم در تشک کشتی بالاخره شکست میخورد و هم در زندگی اجتماعی ناچارا میبرد، تختی ای که انتحاری میکند تا زمانه بیش از آن زجرکشش نکند!

تختی در روایت خود یک گام فراتر از قهرمان سازی های کلیشه ای مردم پسند ظاهر میشود، قهرمانی که تنها قربانی موجود سیاهی به نام دولت نمیشود و این بار این قهرمان از جانب کسانی به انزوا کشانده میشود که او را بارها بر سر و دوش خود کشانده اند، از افسانه آقاتختی در پس زمینه اذهان تا غلامرضا تختی نقش بسته بر نگاتیو سینما چنین شکافی از شناسایی قاتل قهرمان وجود دارد... تختی از آسمان اذهان به پرده ای زمینی نازل میشود تا در مدح کنشگری فعال و ذم طلبکاری منفعل روایت امروزی به دست ما دهد پس عجیب نیست که بازنمایی این قهرمان به گونه ای صورت گیرد که نسل های پس از تختی نیز خود را شریک جرم مرگ تلخ وی بدانند، تبدیل شخصیتی مدفون به الگوی زنده و در کالبد زمانه جز از طریق دمیدن روحی مطالبه گر ممکن نبوده است... با چنین نگاهی مساله زدایی از شیوه مرگ تختی و شهامت در اقرار به خودکشی او نه تنها در ذهن جمعی ما قهرمان کشی نکرده که او را زندگی ای جاوید بخشید است!

تختی در گیشه شکست خورد؟ مردم بیش از بیست برابر فیلم قهرمانشان از یک کمدی مبتذل استقبال کردند؟ جشنواره رسمی کشور به این فیلم اعتنایی نکرد؟... اینها همه پرسش هایی هستند که پاسخشان نه بیرون از فضای فیلم که درون آن معنا می شود، استاندارد تعریف شده از قهرمان یک استاندارد ضد چهره های تجاری است، قهرمانی که محبوبیتش را کالایی قابل عرضه نمی سازد، چهره ای که جای کاسبی در واکنش ها خودش شاخصی تعیین کننده در افعال زمانه اش است... تختی با صراحت الگویی از محبوبیت ضد شهرت است، یک چیز تقریبا در تضاد با تمامی المان های جامعه ای که سلبریتی های آن وجه تجاری یافته اند، پس فیلم تختی هم، همچون خود او از مردم زمانه اش شکست می خورد نه عاملی خارجی.

*دانشجوی دانشگاه تهران

نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.