گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 310403

بررسی طرح استانی شدن انتخابات مجلس شورای اسلامی؛

چالش‌ها و فرصت‌های یک قانون

در آبان ماه سال گذشته، طرح یک فوریتی «اصلاح موادی از قانون انتخابات شورای اسلامی» به تصویب مجلس رسید. این طرح پیش از این نیز در دوره های مختلف مجلس مطرح شده بود اما یا نیمه کاره رها و یا توسط شورای نگهبان رد شده بود.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ در آبان ماه سال گذشته، طرح یک فوریتی «اصلاح موادی از قانون انتخابات شورای اسلامی» به تصویب مجلس رسید. این طرح پیش از این نیز در دوره های مختلف مجلس مطرح شده بود اما یا نیمه کاره رها و یا توسط شورای نگهبان رد شده بود. این بار نیز مجددا مجلس در طرحی 8 ماده ای سعی کرد تا ایرادات انتخابات مجلس شورای اسلامی را بگیرد اما این طرح نه تنها نتوانسته نظر منتقدان را جلب کند که خود به عنوان یک نقطه منفی و طرحی که وضعیت فعلی را نیز با چالش روبرو می کند شناخته می شود.

آسیب های فعلی نظام انتخاباتی
نظام انتخاباتی فعلی مجلس که مبتنی بر نوعی اکثریت است دارای نواقص و ایراداتی است که بنا بر آن موجب شد تا نمایندگان چند دوره مجلس به فکر اصلاح آن باشند.برخی از نواقص وضعیت فعلی:

1- تناسبی نبودن و حذف گروه های اقلیت
در نظام انتخاباتی فعلی که عملا اکثریت نسبی است، کاندیداهای مستقل یا گروههای اقلیت از صحنه مبارزه حذف خواهند شد و درنتیجه آرا رقبای شکست خورده حتی در صورت حد نصاب بالا، محلی از اعراب نخواهند داشت. به عنوان مثال اگر در یک انتخابات پارلمانی با تعداد کرسی 20 نفر، لیست «الف» 60 درصد کل آرا و لیست «ب» 40 درصد آررا را به خود اختصاص دهد، از طرفی تمامی اعضای لیست «الف» از اعضای لیست «ب» آرا بیشتری را کسب کرده باشند، همه اعضا لیست «ب» علی رغم داشتن 40 درصد از آرا مردمی از ورود به مجلس محروم می شوند و همین موضوع باعث حذف گروه های اقلیت و سرخوردگی اجتماعی در جریان های بازنده می شود

2- پر هزینه بودن
از آنجا که معمولا کاندیداها نمی توانند اکثریت یک چهارم آرا را در دور اول کسب کنند و انتخابات به دور دوم کشیده می شود، علاوه بر صرف هزینه های سنگین اجرایی و مالی برای برگزاری دو انتخابات برای دولت، هزینه های تبلیغاتی نیز برای کاندیداهای راه یافته به مرحله دوم افزایش پیدا کرده و همین موضوع هزینه برگزاری انتخابات را چه برای دولت و چه برای نامزدهای مجلس را بالا می برد.

3- عدم وجود نظام حزبی
در نظام انتخاباتی فعلی نقش تعیین کننده ای در فرآیند انتخابات ندارد و مولفه های فردی کاندیداها در کنار عوامل قومی و محلی به خصوص در استان های کوچک تر اهمیت به سزایی یافته اند. در واقع نظام انتخاباتی فعلی فرد محور بوده و مانع شکل گیری احزاب قدرتمندی است که با برنامه وارد انتخابات شده و باعث ارتقای کیفی رای مردم شوند.

4- نوسان بالای سیاسی
دوره های اخیر شاهد نوساناتی در نتایج انتخابات در حوزه های انتخابیه کلانشهر ها بوده ایم و همین موضوع باعث شده است تا شاهد پیروزی و یا شکست کامل جریان های سیاسی باشیم. این نوسان بالای سیاسی که معلول نظام انتخاباتی اکثریتی در حوزههای انتخابیه چند نماینده است قوهی قانونگذاری کشور را دچار چالشهای متعددی در امر ثبات قانونگذاری کرده است.

الگوی انتخاباتی استانی- شهرستانی تناسبی  
در الگوی جدید که توجه آن به استانی شدن انتخابات است، هر فرد در کلیه مناطق استان می تواند برای هر یک از حوزه های فرعی استان از بین نامزدهای مربوط به حوزه های فرعی، به میزان کرسی های آن، نماینده یا نمایندگانی را انتخاب کند. به عبارت دیگر هر فرد می تواند به صورت جداگانه به نمایندگان دیگر حوزه ها نیز رای بدهد.

بر این اساس:
1- هر نامزد باید حداقل 15 درصد آرای ماخوذه آن حوزه را کسب کند
2- درصد کسب آرای فهرستهای احزاب، جبهه ها و نامزدهای مستقل از کل آرای صحیح مأخوذه در حوزه انتخابیه اصلی، ملاک تخصیص کرسی در مجلس شورای اسلامی است.
3- پس از تعیین سهم هر فهرست و نامزدهای مستقل که کرسی به آنها تعلق گرفته است، به ترتیب هر نامزدی که بالاترین آرا را در سطح حوزه انتخابیه اصلی به دست آورده است، تا سقف سهم هر فهرست از کرسیها به عنوان نماینده حوزه انتخابیه فرعی به مجلس شورای اسلامی راه مییابد.

موافقان الگوی جدید
این قانون نیز مانند دیگر طرح های وارده دارای موافقان و مخالفانی است که هر کدام از زاویه دیدی خاص به این ماجرا نگاه می کنند. برای مثال موافقان این طرح به دلایل زیر از این الگو حمایت می کنند:

1- مجلس ملی می شود؟
موافقان این طرح معتقدند که با این طرح تفکر ملی بر مجلس حاکم شده و در نتیجه مجلسی کارآمدتر و کیفیتر خواهیم داشت که در آن برنامه محوری جایگزین شخص محوری خواهد شد. در حقیقت اصلی ترین استدلال حامیان این طرح ملی شدن مچلس است.

2- ادامه اثرگذاری شهرستان ها
از طرفی موافقان معتقدند تا با در نظر گرفتن حدنصاب 16 درصدی برای نمایندگان هر حوزه، همچنان اثرگذاری رأی شهرستان را حفظ خواهد کرد و درعین حال مواجهه نمایندگان با مجامع نخبگانی را هم بیشتر خواهد کرد

3- ورود افراد متخصص به مجلس
هزینه های سیاسی انتخابات در بخش نظارتی مربوط به شورای نگهبان را کاهش میدهد و منجر به شایسته گزینی و انتخاب افراد کارنامه دار خواهد شد.

4- کاهش فشارهای محلی به نمایندگان
فشار مطالبات محلی و منطقه ای بر دوش نمایندگان کاسته خواهد شد و نمایندگان به مأموریت اصلی خود که تقنین و نظارت بر اجرای قانون است خواهند پرداخت و از مسائل جزئی و منطقه ای که رسالت شوراهای شهر و روستا است  اجتناب خواهند کرد.

5- ارتقا جایگاه نمایندگان
با این طرح جایگاه نماینده از شهرستانی به استانی ارتقا خواهد یافت. مجموع نمایندگان استان در معرض پاسخگویی و دسترسی مردم خواهند بود.

6-خبری از خریدن رای نخواهد بود
نقش عناصر قومیتی، پولهای کثیف و جمعکردن رأی از راههایی مانند شام و ناهار دادن کاهش خواهد یافت. وسیعتر شدن جامعه رأیدهنده به عقلانیتر شدن پروسه انتخاب نماینده کمک خواهد کرد

7- افزایش نقش احزاب
در نهایت نحوه لیست بندی در این نوع الگو می تواند موجب  شکلگیری احزاب و پررنگ شدن نقش آنها در انتخابات شود.

آسیب های الگوی جدید
در طرح انتخابات استانی و تناسبی هم ایراد‌های پیشین طرح استانی شدن انتخابات به چشم می‌خورد و نه تنها مشکلات قبلی حل نشده است به نظر می آید مشکلات جدیدی اعم از سیاسی واجتماعی بر اساس طرح جدید بروز خواهد کرد.

1- نقش احزاب لابی قدرت و ثروت
 مبنای اجرای این طرح و نقطه اتکای آن احزاب و گروه‌های سیاسی هستند و در چنین بستری سر کاندیداهای مستقل اما باصلاحیتی که ترجیح می‌دهند خود را از بده‌بستان‌های مرسوم احزاب به‌ویژه در شب انتخابات مصون بدارند بی‌کلاه می‌ماند. هر چه باشد روشن شدن مرجع پاسخگویی نمایندگان بابت عملکرد خود، اگر چه در کل مولفه‌ای مثبت ارزیابی می‌شود اما نفس اینکه آن نماینده به چه قیمتی در لیست انتخاباتی فلان حزب قرار گرفته و میزان دسترسی او به منابع قدرت و ثروت تا چه میزان بر این موضوع تاثیر‌گذار بوده، چالشی است که مثل گذشته در پرده ابهام باقی مانده.

2- کاهش مشارکت شهرستان ها
افت احتمالی مشارکت را باید اثر مستقیم اجرای این طرح دانست. هرچه باشد در چنین شرایطی نتیجه انتخابات بیش از همه در مراکز استان‌ها رقم می‌خورد و ساکنان مناطق دوردست که تاکنون به‌طور مستقیم نماینده‌ای را راهی مجلس می‌کردند به‌طور طبیعی اثرگذاری سابق در سرنوشت خود را از دست داده و به این واسطه از مشارکت دلسرد خواهند شد.

3- نادیده گرفتن تفاوت های قومی
تشدید گسل‌های قومی و مذهبی را باید آفت دیگر اجرای این طرح دانست. به‌طور طبیعی در استان‌هایی که یک قومیت یا مذهب در اقلیت قرار دارد و قومیت یا مذهب دیگر، اکثریت را شامل می‌شود، احتمالا قومیت مذهب اقلیت، از این پس هیچ‌گاه نماینده‌ای در مجلس نخواهد داشت. کافی است کاندیدای هم‌کیش با اکثریت، متولد حوزه فرعی شهرستان اقلیت بوده یا در آن حوزه پنج سال سکونت داشته باشد و ضمن نامزد شدن از این بخش 15‌درصد آرای آن را به خود اختصاص دهد. در این صورت او در سطح استان از شرایط بهتری برخوردار بوده و به این ترتیب بخش زیادی از راه را رفته است.

5- عدم تحقق عدالت در انتخاب
در این طرح اگر نامزد «الف» در حوزه انتخابیه فرعی دارای 70 درصد آرا باشد و نامزد «ب» در همان حوزه انتخابیه دارای 20 درصد آرا باشد، این امکان وجود دارد تا گزینه «ب» به کمک آرای استانی به مجلس برود و این موضوع می تواند شکاف های قومیو مشارکت مردم را تحت تاثیر قرار بدهد

6- حذف نیروهای جوان
امکان ظهور نیروهای جوان و تازهنفس از کشور و انقلاب گرفته میشود و کسانی که در طول سالها از فرصتهای مدیریتی برای معرفی خود استفاده کرده اند، ازجمله نمایندگان فعلی، نسبت به رقبای انتخاباتی شان در موقعیت برتر قرار میگیرند.

7- نادیده گرفتن مناطق محروم و روستاها
این انتخابات نه استانی است و نه شهرستانی بلکه عمل استانی- شهرستانی است. توجه کاندیدها برای جلب رأی به سمت شهرها و مراکز استانها معطوف خواهد شد و روستاها مورد کم توجهی قرار خواهند گرفت. این طرح درصدد تعمیم مدل تهران به سایر مناطق است.

8-عدم وجود زیر ساخت ها
زیرساخت‌ها و زیربناهای این طرح که عبارت است از احزاب قوی، شناسنامه‌دار و کارآمد همچنان فراهم نیست و آنچه امروز بیشتر به چشم می‌خورد محافل و ائتلاف‌هایی است که عمدتا شب انتخابات سر برمی‌آورند. موضوعی که می‌تواند اساس کار را متزلزل کند و در مقام اجرا مشکلات زیادی را پدید آورد.

آنچه موافقان نادیده می گیرند
تا کنون اندیشکده ها و جنبش دانشجویی و افرادی که از علوم سیاسی شناختی دارند با این طرح مخالفت کرده اند. در واقع موافقان بر اساس یک ایده آلیسمی گمان برده اند که همچنان که برروی کاغذ از ملی شدن مجلس نوشته می شود این طرح نیز می تواند موجب به وجود آمدن مجلس ملی شود اما ماجرای انتخابات می تواند عمیق تر از این مسئله باشد. براین اساس و به طور نمونه میتوان به این موضوع اشاره کرد که در این طرح آنچه در محوریت قرارگرفته، باعث انتخاب چهره های مشهور سیاسی، اجتماعی، هنری و ورزشی می شود که تجربه آن در انتخابات گذشته در شوراهای شهر و روستا موجب فرصت سوزی برای منافع مردمی و در برخی موارد سوءاستفاده گردید. با این توصیف، در این وضعیت به جای ملی شدن مجلس، شاهد بروز پدیده سلبریتی های سیاسی خواهیم بود.

از طرفی به نظر میرسد استانی شدن انتخابات، صرفا مناقشات میانبخشی و محلی را به مناقشات میان استانی تبدیل خواهد کرد و موجی از مطالبات استانی در مجلس با رقابت میان مجمع نمایندگان استان ها پدیدار خواهد شد.

موافقان معتقدند این طرح به نهادینه شدن نقش تحزب در انتخابات کمک خواهد کرد اما با دقت و بررسی علمی و کارشناسی طرح پی می بریم که تقلیل گرایی در الگوی تحزب به ائتلاف ها و فهرست های خلق الساعه به جای کارآمدی و افزایش مبنایی نقش احزاب، باعث گسترش ارتباطات مسئله دار و لابی های سیاسی مبتنی بر مناسبات ناسالم می شود.

از طرفی دیگر با توجه به ساختارهای اداری و سیاسی کشور شوراهای شهر و روستا امکان ایفای نقش در فرآیندهای سیاست گذاری کلان حاکمیتی را نداشته و این موضوع منتفی است.

در نهایت باید گفت نه تنها روشهای آلوده جمع آوری رأی برچیده نشده بلکه لابی های مفسده دار شدت یافته و در سطوح استانی و ملی شبکه های آلوده برای جمعآوری رأی ایجاد و تقویت خواهد شد.

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.