گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 311713

روایت عجیب یک دختر دانشجو از مراسم جشن خوابگاهی در دانشگاه تهران؛

وقتی رقص دانشجویان به مشکلات صنفی می‌چربد +فیلم

اینکه به مدت یک هفته، هرشب گروهی نوازنده ی آقا بیان در زمین چمن و بخونن و بنوازن و اکثر دختران بدون هیچ گونه حجابی و بعضا با پوششی نامناسب دور آقایان حلقه زده و برقصند و...، این میشود هفته ی خوابگاه ها... این هزینه های زیادی که برای این گونه مراسم ها میکنن واقعا چه فکری پشتش هست؟

به گزارش خبرنگار صنفی - آموزشی «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ هفته که سپری شد به عنوان هفته خوابگاه ها معروف است و دانشگاه ها برنامه های خاصی را برای دانشجویان خوابگاهی خود در نظر گرفته اند، دانشگاه تهران نیز به مناسبت این هفته چند برنامه در نظر گرفته  که یکی از انها با حواشی خاصی روبرو شده است، یکی از دانشجویان دختر خوابگاهی این دانشگاه ها روایتی عجیبی از این برنامه نوشته است:  مسئولین نگران و دلسوز! یکی، دوهفته ی پیش که هفته ی خوابگاه ها بود، معاونت فرهنگی و اجرایی خوابگاه ها چه تدارکاتی برای ما دیده بودند؛ حسابی سنگ تموم گذاشته بودند و خواسته بودند با اینکه هیچ کمی و کاستی در هیچ جای خوابگاه وجود ندارد اما از خجالتمان دربیایند.

و اما، ما هیچ مشکلی نداریم!
و موضوع شادی!
بله،

قطعا همه ی ما نیاز به شادی و خوشحال بودن داریم و به دنبال راهی برای تخلیه ی انرژی هستیم. هیچ کس منکر این قضیه نخواهد بود!

اما اینکه از چه راهی باید این اتفاق بیفتد محل بحث است!

اینکه به مدت یک هفته، هرشب گروهی نوازنده ی آقا بیان در زمین چمن و بخونن و بنوازن و اکثر دختران بدون هیچ گونه حجابی و بعضا با پوششی نامناسب دور آقایان حلقه زده و برقصند و...، این میشود هفته ی خوابگاه ها... این هزینه های زیادی که برای این گونه مراسم ها میکنن واقعا چه فکری پشتش هست؟ هرروز هم در قالب و شکلی متفاوت این کار رو انجام میدن. (جالبیه قضیه اینه که مسئول انتظامات میگه خسته شدم، هرشب باید برم بهشون بگم حجابتون رو رعایت کنین!)

خوب یکی نیست بگه اصل مساله تون اشتباهه چرا نوازنده  آقا میارین تازه اونم قبل از اینکه هیچ گونه توجیهی صورت نگرفته و تذکری در رابطه با رعایت حداقل پوشش و حفظ شان خود مسئولین محترم خوابگاه صورت نگرفته...

واقعا هیچ راه دیگه ای برای خوب کردن حال بچه ها، اونم حال خوبی که حداقل اثرش تا چندوقت باقی بمونه وجود نداره؟ نه این خوشی های زودگذر یکی دوساعته....

نمیشه این هزینه رو صرف یک کار فرهنگی درست و درمون کرد... و اما موضوع، ما هیچ مشکلی نداریم!

مدیون هستش اگر کسی فکر کنه که (بدون در نظر گرفتن داغون بودن ساختمون ها و افتضاح بودن امکانات) ما روز، شب، سحر، هروقتی از 24 ساعت شبانه روز داریم خفه میشیم از بوی سیگار و قلیون و... هرچی اقدام کردیم برای هم اتاقی بیچاره شون که آسم و مشکل قلبی داره (و به دلیل اینکه هرشب اکیپی از دوستان دانشجو پس از درس خوندن بسیار و برای رفع خستگی فضای اتاق رو با دود یکی میکنند) 2 بار دچار سکته ی قلبی شده است، اقدامی شود.

اما نهایتا نتیجه چه میشود؟

مسئول محترم خوابگاه سرکار خانم... میگوید اینها بچه های شروری هستند خیلی کاری از دست ما برنمیاید، مسئول انتظامات میگوید: ما فقط میتونیم تا پشت در اتاق بیاییم و اجازه نداریم وارد اتاق بشیم! (و اینجا بود که فهمیدم واقعا دانشگاه تهران از هفت دولت آزاد است و چیزی به نام حراست نه تنها در دانشگاه و دانشکده ها که در خوابگاه هم وجود ندارد)

مشکل ما فقط شادی دانشجوهاست! اصلا مشکل عدم وجود یک سیستم اطلاع رسانی درست به خانواده ها نیست/ تا چه اندازه باید برای پدرها و مادرهایی ناراحت بود که با هزار امید فرزندشان را راهی شهری غریب کردند آن هم برای درس خوندن و.../ چند سال بعد، کی میدونه که فرزندشون در چه وضعیت و شرایطی به سر میبره؟

و اما این از موفقیت ما در مواجهه با دانشجویان سیگاری و... و اما مصداقی دیگر: امسال یکی از دوستانم میگه: هم اتاقیم بعضی شبها نمیاد خوابگاه، من خانواده شو میشناسم خیلی خانواده ی خوب و با آبرویی هستن و دوستم در برخورد با جنس مخالفش چند تجربه ی ناموفق داشته و... برای همین الآن نگرانم... و از طرفی هم نمیتونم که زنگ بزنم به پدر و مادرش و نگرانشون کنم... در نهایت تصمیم گرفتم باز بشم رابین هود و بهش کمک کنم تا به دوستش کمک کنه: تصمیم گرفتیم از طریق نهاد و حراست اقدام کنیم.

تازه آن هم نهاد دانشکده ی ما( مدیریت) نهاد خوابگاه عملا در خوابی ناز به سر میبرد و فقط تاکید میکند که صف های نماز جماعت مهدیه ی خوابگاه خلوت نباشد.  پس در نتیجه خوابگاه بی در و پیکر خوابگاهی میباشد که اگر کسی شب برنگردد خوابگاه هیچ پیگیری نخواهد شد... حالا ما میگیم درساختمون دوستان سال آخر انقدر بوی سیگار میاد برای اینه که میخوان حسابی از فرصت های در کنار هم بودنشان بهره برده باشند: اما اینکه در راهروهای ساختمان بچه های ورودی بوی مواد و سیگار بیاید( به نقل از مسئول انتظامات) چه راهی جز سر کوبیدن به دیوار دارد؟

"خبرنامه دانشجویان ایران هیچ مسئولیتی درباره ادعاهای مطرح شده درباره این مطلب ندارد"


download

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.