گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 315000

محمدرضا کردلو

جنبش وال استریت، اسنپ و in time

پاسخ ها در نظام بازار از پیش مشخص است، البته نظام سرمایه داری مرزهای اخلاقی مشخصی دارد اما خط قرمزی جز حفظ نظام سرمایه داری ندارد. به عبارت دیگر حفظ نظام سرمایه داری از اوجب واجبات است چرا که پای «پول» در میان است. فیلم ( time) را اگر دیده باشید اینجای حرف بنده را بهتر متوجه میشوید! : خریدن زمان برای زندگی بیشتر و‌کمک به حفظ نظام سرمایه داری)

خبرنامه دانشجویان ایران: محمدرضا کردلو// 1. ایام جنبش وال استریت و ایام دانشجویی ما بود. یک روز داشتم از دانشکده به سمت غذاخوری میرفتم که دیدم یک بنر چند در چند زده اند مناظره صادق زیباکلام و‌سیدعباس نبوی. موضوع: وال استریت؛ پایان آمریکا! بسیج دانشجویی برگزار کننده بود. رفتم به فرمانده بسیج گفتم داداش این مناظره از اساس اشتباه است بیا و برگزار نکن. گوش نکرد. شب مناظره دست و جیغ و هورا کنان زیباکلام توی سالن بودند و سیدعباس نبوی هم با اعتماد به نفس داشت تایمر می انداخت برای نابودی نظام سرمایه داری. زیباکلام هم گفت اصلن نظام امریکا فاسد شما خاوری رو‌می خوای بفرستی اونجا رو اداره کنه. بامزه بود اما بی ربط به موضوع مثل همیشه. من هم شر و‌ شور بودم. خاطره اش را برای برخی از رفقا گفتم حتما، رفتم بالای سن و اول نبوی را خطاب قراردادم که سیدجان بی خیال، نظام سرمایه داری که قرآن خدا نیست غلط نداشته باشد، خود این ها هم معترفند و یک‌نظام خوداصلاحگری درست کردند که اگرنه از اساس لکن کاری می کند که عمرش بیشتر شود. این ها از دل رکود دهه بیست و‌سی میلادی درآمدند این که وال استریت است. طرفداران زیباکلام خیال کردند از آنهایم کف و سوت و فلان. بعدش دوتا هم بار زیباکلام کردم که منم اگر هرجا بروم و پیش پیش برای گفتن آنچه به آن اعتقاد دارم، سکه تمام طلب کنم (چون زیباکلام اینکار را می کرد)، طرفدار نظام سرمایه داری می شوم. (کمی تند رفتم فکر کنم) خلاصه یک نیمچه دعوایی شد.

2. این کتاب که تصویرش را بالا می بینید کتاب مایکل سندل است در تشریح نظام اخلاقی بازار که عنوان خوبی دارد و در واقع خلاصه ی کتاب است. سندل البته مفصل بحث دارد پیرامون اینکه عملا چیزی باقی نمی ماند که نشود با پول خرید. عشق را، رفاقت را و چه و چه و استدلال می کند. چه استدلال های خوبی. شواهدش البته جامعه مصرفی غرب است اما عمده آورده هایش با ساخت فعلی نظام اقتصادی ما همخوان است و البته این عجیب نیست که ما در برخی مصادیق، مرزهای اخلاقی بازار آزاد را جا به جا و تن نظریه پردازانش را لرزانده ایم با این مدل اداره کردن اقتصاد و بازار. شاهد مثالش نامه استعفای آخوندی( وزیر راه) که نوشته بود دلیل استعفایش «عدم پایبندی دولت به نئولیبرالیزم تحت هر شرایطی» است. یعنی رادیکال ترین گرایش در لیبرالیزم که در خود این سنت فکری مخالفان با جد و جهد دارد. فارغ از این مثال البته عمده ساختارهای اجتماعی و فرهنگی به ویژه تلویزیون تقریبا «تحت هر شرایطی» بازار آزاد را تبلیغ میکند و این جامعه مصرفی نتیجه حداقلی این همه تبلیغات است.

3. سندل در بخشی از کتاب به چالش قابل تاملی در بحث درگیریهای اخلاقی در نظام بازار اشاره می کند:« آیا قیمت گذاری روی کاری باعث نخواهدشد که هنجارهای غیربازاری کنار زده شود. پس آیا نباید برداشت های اخلاقی ای را که در نتیجه بازاری کردن کار به حاشیه رانده می شوند بررسی کرد و‌ در چنین مواردی فلسفه اخلاق جدی تلقی شود؟» و در ادامه تاکید می کند: جایی که «بازار» به هنجاری «غیر بازاری» ( شما فرض بفرمایید عدم مجوز داشتن راننده در تذکر به حجاب مسافر اسنپ) آسیب می زند، باید دید آسیب ارزش نگرانی دارد یا نه؟!

4. پاسخ ها در نظام بازار از پیش مشخص است، البته نظام سرمایه داری مرزهای اخلاقی مشخصی دارد اما خط قرمزی جز حفظ نظام سرمایه داری ندارد. به عبارت دیگر حفظ نظام سرمایه داری از اوجب واجبات است چرا که پای «پول» در میان است. فیلم ( time) را اگر دیده باشید اینجای حرف بنده را بهتر متوجه میشوید! : خریدن زمان برای زندگی بیشتر و‌کمک به حفظ نظام سرمایه داری)

5. جمهوری اسلامی مرزهای مشخص قانونی دارد. این ادعا وجود دارد که نظام مرزهای اخلاقی مشخصی هم دارد. حالا که بخش های مهمی از دستگاههای تبلیغاتی نظام به ویژه تلویزیون خود به مولدهای بازار آزاد و نظام سرمایه تبدیل شده اند،( همانطور که آدورنو در «صنعت فرهنگ» پیش بینی کرده بود، چالش هایی از این دست ( راننده اسنپ وخانم بی حجاب) روز به روز بیشتر خواهد شد. در هم تنیدگی و گاهی هضم نظام اخلاقی در نظام بازار عملا به سرخوردگی بخشی و سربلندی بخش دیگر منجر می شود. این را می شود از مقایسه موضع پسینی در هنجار شکنان نظام بازار ( راننده اسنپ) و هنجار شکنان نظام اخلاقی ( دختر بی حجاب) متوجه شد: موضع مغرورانه و همراه با افتخار خانم بی حجاب!

6. نظام بازار، نظام سرمایه داری، جامعه مصرفی و هر اسمی که روی نظام اقتصادی می شود گذاشت، دارای بنیان های قدرتمندی است که با #تحریم_اسنپ نمی شود آینده اش را مخاطره آمیز کرد. همانطور که دیدید سران اسنپ به این تحریم ها با یک «بیانیه» پایان دادند و حتی نگذاشتند به صبح بکشد! شناخت این عرصه مهم است‌. همانطور که مهم است جدی ترین مخاطبان صحبتهای سیاسی رهبری، قدرت تشخیص تفاوت میان «مقاومت» و‌ « نبرد» را داشته باشند تا به آنها گفته نشود:خواهش میکنم توجّه کنید؛ ما حالا بحث «نبرد» را نمیکنیم، بحث «مقاومت» را میکنیم؛ بحث «نبرد» جداگانه است؛ درست توجّه کنید.)

پی نوشت مهم: نظر به چهارچوب های فکری ای که در مجال این نوشته نیست، موضوع پایان نظام سرمایه داری به تضیحات مفصل محتاج است

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.