گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 322680

نگاهی به آسیب نفوذ فمنیست‌ها در ساختارها؛

تبدیل بنیاد ملی زن و خانواده به ضد خودش

احیای فمنیست رادیکال در دهه ۷، فمنیست رادیکال با میانداری دختران برخی از سیاسیون گسترش یافت و بعد از دوم خرداد ۷۶ ، تبدیل به پروژه سیاسی شد. تحصیلات مهمترین ابزار سیاسی بود که فمینیستان رادیکال، از آن به عنوان وسیلهای برای تحقق آرمان های خود استفاده می کردند.

به گزارش خبرنگار زنان «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ خانواده در نظام جمهوری اسلامی ایران، تصویری راهگشا، متعالی و الهامبخش داشته و زن به عنوان کانون و هسته خانواده و مولد و مربی جامعه، از جایگاه والایی برخوردار بوده است. اما امروزه از آن چیزی که باید باشد و جایگاه حقیقی اش فاصله گرفته و دور شده است.

آنچه روشن و مبرهن است، این است که باید فکری به حال این جمع کرد و آن را سامان بخشید. در همین راستا در بهمن ماه سال 1398 ، این نیاز احساس شد و شورای عالی انقلاب اسلامی در جهت هماهنگ کردن نهادهای متعدد حوزه زن و با هدف تقویت و تحکیم نهاد مقدس خانواده و صیانت از قداست آن، استوار ساختن روابط خانوادگی بر پایه حقوق و اخلاق اسلامی و حفظ و ارتقاء جایگاه زن در جمهوری اسلامی ایران، با تاسیس بنیادی به نام ستاد ملی زن و خانواده موافقت کرد.

با این وجود، این ستاد در برنامه ششم توسعه قرار گرفت و طبق ماده 101 برنامه توسعه ششم، موظف گردید که جلسات مستمر تشکیل داده و نتیجه این جلسات را ۶ ماه یکبار، به مجلس ارائه دهد. پس از تعطیلی های فراوان این ستاد در دولت یازدهم و دوازدهم، تنها یک جلسه با حضور معصومه ابتکار، معاونت امور زنان ریاست جمهوری، رئیس جمهور، وزرای ورزش، دادگستری و آموزش و پرورش و بانوان نماینده برگزار شد. نتیجه این جلسه این بود که عدالت جنسیتی بر اساس شاخص های غربی تنظیم شود؛ در حالی که بر اساس ماده  102 برنامه ششم توسعه، معیار عدالت جنسیتی، موازین اسلام است.

در همان سال معصومه ابتکار، از طرح گفتوگوی ملی خانواده، سخن به میان آورد و آن را اولویت ستاد خواند. کمی بعد، بدون هیچ سند آماری، مدعی شد که زمان مکالمه خانواده های ایرانی به ۲ دقیقه کاهش یافته و این گفتوگوها غالباً به نزاع می انجامد. سرانجام این طرح در ۵ اسفند 97 ، با  همکاری انجمن جامعه شناسان ایران در ۳۱ استان و 50 شهر، پیاده شد. برای ادامه اجرای این طرح درخواست بودجه شد که رسیدگی آن به سال بعد موکول گشت.

اما چه کسی صلاحیت این انجمن را برای همکاری با ستاد تعیین کرده است؟ ابتدا باید بررسی کنیم که انجمن جامعه شناسان ایران چیست و از کجا آماده؟ شاید در نگاه اول فعالیت های این ارگان قانونی به نظر برسد، اما آنچه شالوده و اساس این تشکل را تشکیل میدهد، مکاتبی چون لیبرالیسم است. رئیس این انجمن، دکتر حسین سراج زاده، استاد دانشگاه امیر کبیر، کسی است که در سال 88 اساتید دانشگاه را برای تجمع تحریک میکرد. همچنین عضو گروهک جنبش مسلمانان مبارز، به سرکردگی حبیب الله پیمان بود و حتی کاندیدای مشترک معرفی کردند. اعضای این تشکل غالباً عضو گروهک غیرقانونی نهضت آزادیهستند و اعتقادات فمننیستی دارند.

اکنون به بررسی اجمالی از جلسات این انجمن می پردازیم:
این انجمن به تحقیر و تقدس زدایی از جایگاه مادر پرداخته است. فرزندآوری زیاد نسل گذشته را ناشی از عدم آگاهی دانسته و بیان احادیثی مانند هشت زیر پای مادران است را وسیله ای برای خانه نشین کردن زن می داند. همچنین مادر شدن را عامل کاهش درآمد دانسته و مادران را عقب مانده میخواند. طلاق توافقی را نافع دانسته و از آن به عنوان خرد زنده یاد می کند و مدعی می شود که علت طلاق، عدم شناخت زن و مرد از هم و تفکیک جنسیتی است.

از ازدواج آسان و دانشجویی با عنوان ازدواج ابزاری و دولتی یاد کرده و آن را عامل فرهنگ زدایی و ایجاد خانواده های ناپایدار می داند. جالب اینجاست که در جلسات بعد ازدواج سفید را که شرایطی معلوم الحال دارد و رهبر معظم انقلاب از آن به عنوان ازدواج سیاه یاد کرده اند، به عنوان یک پدیده اجتماعی و نتیجه تجددگرایی بررسی می کنند و میان آن با فحشا تفاوت قائل می شود، همچنین آن را معلول شرایط دشوار میدانند. در ادامه انجمن جری تر شده و پا را فراتر گذاشته و مدعی میشود که هیچ زنی در ایران نیست که مورد تعرض قرار نگرفته باشد، و اعلام میکند که میزان زنای با محارم از زنا بیشتر است و حفظ آبرو و ناموس را ناشی از جهان سومی بودن ایرانیان میداند.

در جلسات بعد، به دنبال قانونی کردن عمل مذموم سقط جنین بودند. دین را عامل افسردگی مردم ایران معرفی کردند و شرکت در عزاداریها و به سر و سینه کوبیدن را وسیله ای برای رها شدن از گناه دانستند.

علیرغم این عقبه فکری و چارچوب های دگم، این انجمن به عنوان بازوی فعال بنیاد ملی زن و خانواده عمل کرد. همکاری گسترده شهیندخت مولاوردی و حسین سراج زاده در دو طرح گفت وگوی ملی خانواده وسیاستگذاری در خصوص خوابگاههای دختران دانشجو حاکی از این ماجرا است. همچنین در بعد ساختاری، نایب رئیس انجمن به عنوان معاون بررسی راهبردی معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری، مشغول به فعالیت است.

احیای فمنیست رادیکال در دهه ۷، فمنیست رادیکال با میانداری دختران برخی از سیاسیون گسترش یافت و بعد از دوم خرداد ۷۶ ، تبدیل به پروژه سیاسی شد. تحصیلات مهمترین ابزار سیاسی بود که فمینیستان رادیکال، از آن به عنوان وسیله های برای تحقق آرمان های خود استفاده می کردند.

با دادن وعده های خوش رنگ و لعاب، مانند شکوفایی، موفقیت، پیشرفت و ارتقاء، دختران را راهی دانشگاه کردند. رفته رفته بر شمار دانشجویان دختر اضافه شد. اینان به امید آمدن گزینه های بهتر در دانشگاه شانس های ازدواج خود را یکی پس از دیگری رد کردند و به ادامه تحصیل پرداختند. پس از مدتی دیدند که سنشان رو به افزایش است و از آن وعده های شیرین چیزی جز حسرت برایشان باقی نمانده است. دختران نسل بعد (دهه هفتادی ها) که همه این اتفاقات را دیده بودند، درس عبرت گرفتند و این شد که سن ازدواج کاهش یافت و این یعنی شکست فمینیست رادیکال.

اما ماجرای زن و نفوذ در قلب جامعه و تمدن اسلامی، به اینجا ختم نمیشود. انجمن جامعه شناسان ایران و بنیاد ملی زن و خانواده، خواب هایی برای زن مسلمان ایرانی دیدند و نقشه ها کشیدند، درصددند با بیان مفاهیمی همچون عدالت جنسیتی که برخاست سند 2030 است، به جریان مرده فمنیست رادیکال روحی تازه بدمند.

منبع: نشریه طهورا، فائزه نصرت

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.