گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 329981

ابوطالب مرادی

حساب حسادت‌های علمی

از بقیه ی اقتصاد که ظاهراً غیر دولتی است نیز عمده ی آنها فاقد واحدهای تحقیق و توسعه هستند. نه واقعاً نیازهای فناورانه ی خودشان را می دانند و نه اگر بدانند نسبت به فرآیندهایی که می توانند از طریق آن نیاز خود را برطرف کنند آگاهند

خبرنامه دانشجویان ایران: ابوطالب مرادی// تحلیل‌های آماری نشان می دهد که عمده ی اقتصاد ایران (خوشبینانه در حدود 70 درصد) دولتی است. شاید این موضوع به اینکه متوسط درآمد شهروندان ایرانی ۷۰ درصد پایین‌تر از خط فقر است بی ارتباط نباشد. از سوی دیگر جهت توسعه و پیشرفت، برنامه های کلان به خصوص نقشه ی جامع علمی کشور مقرر داشته اند که باید 4 درصد از تولید ناخالص داخلی که تقریباً 16 میلیارد دلار می شود صرف تحقیق و توسعه گردد که بعد از این همه سال از ابلاغ آن تنها در حدود یک دهم از این مقدار اختصاص می یابد.

چندی پیش رییس امور آموزش عالی، تحقیقات و فناوری سازمان برنامه و بودجه گفتند: "دانشگاه‌ها باید راه‌های تامین منابع مالی خود را توسعه و گسترش دهند. دانشگاه‌های کشور باید به گونه‌ای برنامه‌ریزی کنند که اگر یک شوک یا مشکل اقتصادی در کشور ایجاد شد از نظر تأمین منابع مالی، بتوانند متکی به خود باشند تا در مواقع بحرانی، با آسیب‌ها و مشکلات احتمالی مالی، روبه‌رو نشوند. گرایی‌نژاد اضافه کرد: تقویت ارتباط بین دانشگاه و صنعت و انجام پژوهش‌های کاربردی و عملیاتی، می‌تواند دانشگاه‌ها را حتی از نظر منابع مالی هم به عنوان دانشگاه‌هایی متکی به خود، مطرح کند."

  این صحبتها در برهه ای مطرح می شود که دولت اعتباری نزدیک به 3 هزار میلیارد تومان از اعتبارات دستگاهها را به صدا و سیما که در ظاهر با دولت چندان همراهی نمی کند و درآمدهایی نجومی از طرق مختلف کسب می کند، در نظر می گیرد. این در حالی است که باز صدا و سیما در این برهه ی همیشه حساس کنونی 150 میلیون یورو از منابع صندوق توسعه ی ملی که صندوقی برای آیندگان است را برای خود دست و پا می کند.

باید پرسید مسئولان عزیز چه زمانی دست از این بازی ویرانگر بر می دارند. آنها با چه رویی صبحت از گسترش منابع مالی توسط خود دانشگاهها می کنند در حالی که عمده ی اقتصاد ایران دست مدیران دولتی است و این عزیزان نیز هزینه ای برای تحقیق و توسعه نمی کنند و نیازی به آن در خود نمیبینند؟

چیزی که ما از این صحبتها برداشت می کنیم این است که سیاستمداران این کشور با گماشتن مسئولان ضعیف و نجیب در وزارت علوم سعی دارند که از زیر بار مسئولیت قانونی خود نسبت به زیرساختهای علمی کشور فرار کنند. و این چنین می شود که رئیس جمهور عزیزمان از وزیر علوم با نادیده گرفتن ضعف عملکردی که در این وزارتخانه وجود دارد، به خاطر اینکه زیاد برای بودجه  چانه نمی زند تعریف و تمجید می کند.

یا شاید نهادهای امنیتی چنین تصمیم گرفته اند که فردی را به کار بگیرند که با کمترین مقاومت منویات و نظرات آنها را بدون چون و چرا اجرایی کند.

از بقیه ی اقتصاد که ظاهراً غیر دولتی است نیز عمده ی آنها فاقد واحدهای تحقیق و توسعه هستند. نه واقعاً نیازهای فناورانه ی خودشان را می دانند و نه اگر بدانند نسبت به فرآیندهایی که می توانند از طریق آن نیاز خود را برطرف کنند آگاهند. البته نمی توان از خودخواهی عجیبی که گریبانگیر علم بازان و برنامه ریزان آموزش عالی این کشور را گرفته است چشم پوشید. این خودخواهی به این صورت جلوه می کند که سالیان سال است که متولیان و اساتید در آموزش عالی می دانند که پایان نامه ها و پروژه ها باید کاربردی باشد که نتیجه ی منطقی آن این است که معیارهای ارتقای اساتید نیز بر مبنای این موضوع چیده شود. ولی انگار رفتار حلزون گونه ی خود خواسته ای که بین فهم مسئله و اقدام برای حل آن وجود دارد باعث می شود که عملی کردن این موضوع به گذشتن پیک جمعیتی و جوان کشور از آموزش عالی موکول گردد که علم بازان بتوانند با مصرف عصاره ی وجودی این موج جوان و پر انگیزه، اعتبار علمی برای خود دسته پا کنند.

الان هم که زمزمه هایی از سر عقل آمدن برنامه ریزان برای حل این معضل شنیده می شود اگر نگوییم نوش دارو بعد از عبور پیک  جمعیتی است، شاید بتوان آن را به حساب حسادت های علمی برخی از اساتید نسبت به برخی دیگر دانست، که آنها فوت و فن قضیه را یاد گرفته اند و ظرف مدت کوتاهی می توانند مدارج علمی را آسانسوری طی کنند. فوت و فن ساده ای که بر دو اصل استوار است: 1-مقاله می تواند ارتقا آور باشد، 2-دانشجو برده ی علمی است به این معنا که می توانی تا سی و چند سالگی از او کار بکشی بدون اینکه حقوق حداقلی برای او قائل باشی و حتی می توانی از او تعهد نامه بگیری که تمام وقت و رایگان در اختیار تو باشد. پس نتیجه ی منطقی این است که دانشجو بیشتر بگیر و بیشتر از آنها کار بکش بدون اینکه حقوق حداقلی برای آنها قائل باشی. هدف مند کردن پایان نامه ها شاید بتواند اصل اول که مقاله ارتقا آور است را کمرنگ کند ولی دومی هنوز به قوت خود باقیست. امیدوارم این گونه نشود که گزاره ی از دانشجو ی برده، کار بکش تا مقاله تولید کند به از دانشجوی برده کار بکش تا اختراع بیشتری تولید کند تا من ارتقا پیدا کنم، تبدیل شود.

در هر صورت یکی از ریشه های کندی و منفعت گرایی در تصمیم گیریهای دولتمردان این است که در کشور اتاق فکرها و اندیشکده های خصوصی در تراز بین المللی و مردمی که منابع مالی آن از طریق اعضای آن تامین شود نداریم. در نتیجه تا سالیان سال شاهد همین رفتار و همین سبک و سیاق در حل مشکلات مختلف ملی خواهیم بود. بنا به مطالعات انجام شده، نهادهای نظامی و امنیتی زمینه ساز شکل گیری اولین اندیشکده های حرفه ای جهان همچون موسسه ی رند شده اند. اینکه چرا چنین نهادهایی ظرفیت چنین کاری را دارند در این مقال نمی گنجد ولی می توان پرسید که آیا نهادهای امنیتی و نظامی ما به اندیشه نیازی ندارند و یا حداقل بر روی دوش خود دینی به این مردم احساس نمی کنند؟. قطعاً دارند و قطعاً برای پیشرفت جامعه دغدغه مندند.

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.