گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 337098

اعتراضات بنزینی چرا به وقوع پیوست و چه باید کرد؟

کارشناس مسائل سیاسی درخصوص حوادث ناشی از تصمیم بنزینی اخیر گفت: دولت باید ۶ ماه قبل می‌آمد و به مردم می‌گفت که در بحث بنزین مشکل داریم نه اینکه نصف شب اجرا کنیم و بعد بگویم خودمان هم خبر نداشتیم!

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران» به نقل از تسنیم، پس از بروز اعتراضات و نیز اغتشاشاتی که پیرو اجرای تصمیم اصلاح قیمت بنزین در کشور به وقوع پیوست تحلیل‌گران متعددی به ارائه‌ی نظرات و دیدگاه‌های خود راجع به چرایی وقوع این اعتراضات و نیز راهکارهای مواجهه با آن پرداخته‌اند. امیر محبیان کارشناس مسائل سیاسی و مدرس فلسفه یکی از این تحلیل‌گران است که به ارائه‌ی نقطه نظرات خود پرداخته است.

آنچه در ذیل می‌آید مشروح گفتگو با امیر محبیان است:

سوال: با تشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید، موضوع بحث ما درباره تحولاتی است که در سطح جامعه در جریان است، اخیراً در سطح سیاسی و اجتماعی کشور اعتراضاتی پیرو اصلاح قیمت بنزین  ایجاد شد. اعتراضاتی که در جاهایی نیز به اغتشاشات منجر شد. به صورت مشخص سوال این است که چرا این اعتراضات به وجود آمد و از نظر جنابعالی مبنا و بستر این اعتراضات چیست؟ چرا نارضایتی در جامعه ایران به حد قابل توجهی بالا رفته است؟

محبیان: اگر خلاصه بخواهم طرح بحث کنم، ابتدا باید ببینیم منظور از نارضایتی چیست؟ نارضایتی یعنی عدم رضایت از وضعیت موجود، یعنی در ذهن فرد یک وضعیت مطلوبی وجود دارد و وضعیت موجود با آن وضعیت مطلوب منطبق نیست و بر اساس آن، فرد احساس نارضایتی می کند، اما اساساً هر نارضایتی باعث رفتار تند و خشن نخواهد شد.

در دهه شصت میلادی در ایالات متحده آمریکا هم  آشوب‌های جدی رخ داد و کار تحقیقاتی بر روی این آشوب‌ها انجام شد و نهایتاً کتابی در این باره نوشته شد به نام اینکه "چرا انسانها شورش می‌کنند"  و در آنجا یک فرمول بیرون آوردند که علت عمده آشوب‌ها را «احساس محرومیت نسبی» می‌دانست، البته نسبی هم دلیل دارد که بیان می‌کند، یعنی فرد احساس محرومیت می‌کند و اگر به فکت‌ها نگاه کنیم آن فرد ممکن است خیلی محروم  نباشد ولی احساس محرومیت را داشته باشد، یعنی یک وضعیت موجودی هست که ممکن است با چند حرکت ساده تبدیل به وضعیت نامطلوب شود و فرد احساس محرومیت کند.

مثلاً شما در یک اداره‌ای مشغول به فعالیت هستید و  ۲ میلیون تومان ماهیانه حقوق دریافت می‌کنید و مشکلی ندارید اما بنده می‌آیم و اعلام می‌کنم که از امروز حقوق شما سه میلیون می‌شود، شما یک کارکردی داشتید و بر اساس آن دو میلیون حقوق دریافت می‌کردید اما بنده آمدم و به شما گفتم که ۳ میلیون حقوق پرداخت می‌کنم و سه ماه نیز این حقوق را به شما پرداخت می‌کنم و پس از این مدت آن این مبلغ قطع می‌شود و شما دوباره باز می‌گردید به همان حقوق ثابت ۲ میلیون؛ شما دیگر آن  انسان سابق نخواهید بود، یعنی آن کارکرد را در قبال ۲ میلیون انجام می‌دادید اما الان ارزش آن کار برای شما سه میلیون شده است و شما احساس می‌کنید الان یک میلیون تومان شما ضرر می‌کنید این احساس محرومیت در شما ایجاد می‌کند.

اگر در ذهن مردم احساس نارضایتی است به این دلیل است که آنچه را که می‌خواهند با آنچه می بینند متفاوت است، اما صرف اینها منجر به مشکل نمی‌شود آن چیزی که منجر به مشکل می‌شود و باعث ایجاد احساس تبعیض می‌شود،  مقایسه‌هایی است که  صورت می‌گیرد، ما در دوران جنگ مشکلات بسیاری داشتیم ولی احساس محرومیت به این شکل نبود چون احساس تبعیض نبود اگر نداشتند همه نداشتند و مشکل کمتر بود، الان این احساس تبعیض مردم را اذیت می‌کند اما چرا الان این احساس تبعیض به وجود آمده؟ این‌ها باز می‌گردد به مفهومی به نام ناکارآمدی در مدیریت و مستمراً در دوره‌های مختلف ضعف‌های مدیریتی نارضایتی ها را روی هم گذاشته است.

سیستم حل مشکل ما هم معمولاً فرافکنی است یعنی به جای اینکه مشکل را حل کنیم، فرافکنی می‌کنیم، لذا فکر می‌کنیم اگر مسئله‌ای را نبینیم، خودش حل می شود. مسئله را تا زمانی که حل نکنی، حل نمی‌شود و دولت ها مسائل را روی هم انباشته کرده‌اند و هر فردی مشکلات را به فرد دیگری منتقل کرده است و نهایتاً به آنجا رسیده‌اند که متوجه شدند که نمی توانند مسائل را حل کنند و تمام بار این ناتوانی و ناکارامدی ها فشار بر روی دوش مردم می‌افتد و مردم ناگهان می‌بینند که رقم‌های بسیار کلانی از کشور خارج می‌شود و یا اختلاس صورت می گیرد و از آن طرف آنها برای کف مطالبات خود دچار مشکل هستند.

این احساس محرومیت ایجاد احساس خشم می‌کند اگر این احساس خشم جایی گفته شود و در جایی شنیده شود تا حدودی ایجاد آرامش کرده و وضعیت جامعه بهبود پیدا می‌کند اما اگر مردم احساس کنند که حرف‌های آنها شنیده نمی‌شود و برای  آن اهمیتی قائل نیستند، این خشم متراکم شده و تبدیل به یک ظرفیت می‌شود این ظرفیت می‌تواند با هنرمندی مدیران در جهت مثبت استفاده شود و یا می‌تواند در جهت منفی استفاده شود و خود این خشم می تواند موتور محرک برای رفع تبعیض‌ها و یا موتور محرک برای تخریب همه چیز باشد.

اما این ظرفیت که در جامعه به ویژه در بخش متوسط ایجاد شده است که یک آرمان ذهنی و یک واقعیت اجتماعی دارد، زمانی که این فشارها به کف جامعه می آید و آنها احساس می‌کنند به دایره فقر رانده شدند، به سمت ناامیدی و فرسودگی می‌روند که یک طبقه خشمگین را ایجاد می‌کند که متشکل از طبقه متوسط و طبقه پایین جامعه است. این ظرفیت اگر مدیریت نشود، بسیار خطرناک است.

* دو طیف از فرصت اعتراضات خیابانی استفاده می‌کنند

حال تصور کنید یک حرکت هایی صورت می گیرد که این هراس و احساس محرومیت ها را افزایش می‌دهد، که این باعث می‌شود اعتراض صورت بگیرد. این اعتراض بر روی لبه خشم حرکت می‌کند و یک پتانسیل خشم در اینجا وجود دارد ولی لزوما این خشم عملیاتی نیست. خیلی‌ها عصبانی می‌شوند اما کاری با آتش زدن جایی ندارند؛ عصبانیت‌شان در کلام است اما اگر این خشم اجازه تخلیه پیدا نکند نهایتاً بر خلاف قانون بروز پیدا می‌کند و به صورت اعتراض خیابانی مطرح می‌شود که دو طیف از این فرصت استفاده می‌کنند و سریعاً به این شکل خشم شکل فیزیکی می‌دهند. یکی جامعه ستیزان هستند. بر اساس آمار علمی که در کتب پزشکی و روانشناسی وجود دارد معمولاً یک درصد کوچکی از هر جامعه‌ای خاصیت جامعه ستیزی دارند یعنی «سوسیوپات» هستند و احساس می‌کنند جامعه فعلی برای آنها مفید نیست لذا نبودن آن جامعه بهتر از بودن آن است.

سوال: یعنی مسئله‌ی آنها اصلاً حکومت نیست؛ بلکه خود جامعه است.

محبیان: بله؛ آنها بحثی درباره حکومت ندارند، مشکلشان با جامعه است، به طور مثال وقتی شما ماشینی را کنار خیابان می‌گذارید و به خانه می‌روید و باز می‌گردید و می‌بینید که فردی با کلید ماشین شما را خط کشیده، شما کاری به او نداشته‌اید اما در واقع آن فرد خشم خود را اینگونه نشان داده و اگر راه های دیگری پیدا کند خشم خود را نشان می دهد.

جدا از این قضیه یک بخش دیگری هم وجود دارد که ممکن است خشم متراکم را بالفعل کند که آن حاشیه نشین‌ها هستند. الان حاشیه نشین‌هایی در جامعه وجود دارند که در بطن جامعه به دلیل مسائل مالی و اقتصادی نتوانستند زندگی کنند و دائماً رانده شده‌اند، این افراد دوست دارند که فلان کفش معروف را بپوشند اما نمی‌توانند. بنابراین می‌روند غیر اصل آن را می‌گیرند، دوست دارند که خوب زندگی کنند اما جامعه این اجازه را به آنها نداده است، اینها نیز معضلاتی را ایجاد می‌کنند.

* بین ۱۶ تا ۱۹ میلیون در ایران حاشیه نشین وجود دارد

اگر آمارها را نگاه کنید بین ۱۶ تا ۱۹ میلیون در ایران حاشیه نشین وجود دارد شما فقط به جغرافیای اعتراضات نگاه کنید؛ به خصوص جاهایی که خشن شده است، بیشتر این مناطق، مناطق حاشیه نشین بوده است، یعنی شهرها و شهرک‌هایی است که به وجود آمده و افرادی که در شهرهای اصلی نتوانستند زندگی کنند و دائماً به عقب رانده شدند، اعتراض کرده‌اند.  این قضایا مسائلی عجیبی در پی خود دارد، ناگهان یک فضای اعتراضی به وجود می‌آید و محیط عاطفی نیز ایجاد می‌شود که در آن محیط خشم و اعتراض هم وجود دارد، البته صرف نظر از اینکه از این فضا ضد انقلاب نیز سوءاستفاده می‌کند.

اگر بخواهیم علت و علل ایجاد اعتراض‌ها را در نظر بگیریم، چند عامل در این زمینه وجود دارد،  برخی معتقدند با مدل دموکراسی و توسعه سیاسی همه مشکلات ما حل خواهد شد اما نگاه به تاریخ نشان می‌دهد که چنین چیزی صحت ندارد و حتی در خود آمریکا نیز چنین اتفاقاتی رخ داده است، الان در لبنان همین اتفاقات در حال رخ دادن است در لبنانی که آنجا هم دموکراسی  حاکم است، در فرانسه هم که سالگرد اعتراضات را داریم.

تحلیل بنده این است، چیزی که الان مردم از حکومت می خواهند این است که مسائل شان را حل کند، آنها باید احساس کنند که  زندگی شان رو به بهبود است که الان این را نمی‌بینند. دولت‌ها که می‌آیند نه تنها مسائل را حل نمی‌کنند بلکه همین دولت‌ها تبدیل به مسئله مردم می‌شوند.

مسئولان جوری موضوع را حل می‌کنند که انگار مسئله خود مردم هستند که  این خودش یک احساس بی اعتمادی و ناامیدی به وجود می‌آورد. این حس از یک جهاتی هم ام الفساد است و مردم احساس می کنند این دستگاه‌هایی که ایجاد شده نه تنها مسئله شان را حل نمی‌کند بلکه خودش تبدیل به مسئله شده و لذا اعتراضات به سمتی می‌رود که مسئله در آن وجود دارد.

سوال: شما به دو موضوع اشاره کردید یکی موضوع محرومیت نسبی و دیگری تبعیض؛ خوب است که به تفاوت این دو نیز اشاره کنید. البته بحث محرومیت نسبی و تبعیض و یا حتی حاشیه نشینی را در چند سال گذشته داشتیم ولی به اعتراضات ختم نشد به نظر شما این عوامل در اعتراضات اخیر چقدر دخیل بوده است؟

محبیان:  در اتفاقات دی ماه ۹۶ بنده  انتظار زلزله ۷ و نیم ریشتری داشتم که زلزله ۴ ریشتری اتفاق افتاد، این اتفاقات باز هم تکرار خواهد شد. البته نمی‌خواهم بگویم که قضیه را منفی نگاه کنید، ببینید این مسئله روز به روز در حال افزوده شدن است و اصلاً حل نشده است، شما از ۹۶ تا الان نگاه کنید آیا مسئله‌ای حل شده است؟ اگر الان هم اعتراضاتی به خاطر بنزین شکل نمی گرفت قطعاً در مورد دیگری این اتفاق رخ می داد چون مردم احساس نمی‌کنند که مسئله شان در حال حل شدن است اتفاقاً این مسئله هر چقدر که دورتر می‌شود سنگین‌تر می‌شود و ما کارشناسان باید آژیر را به صدا در بیاوریم.

در سال ۸۸ اتفاقی که افتاد یک حرکت سیاسی بود که یکسری بسترها هم داشت؛ یک جریان سیاسی هم سوار آن شد و از آن استفاده کرد اما در سال ۹۶ اصلاً این موضوع نبود.  عمده اعتراضات، اقتصادی بود، در سال ۹۸ هم اینگونه بود حتی شکل شعارها نیز در حال تغییر است و مسئولان باید به دقت به این قضیه نگاه کنند.

اگر شما یک دولت قدرتمند باشید زمانی که آشوب ایجاد می‌شود امکان مانور بالایی دارید اما زمانی که دولت دستش خالی است و از آن طرف دولت برای اینکه مشکلات مردم را حل کند نمی رود به ظرفیت ها نگاه کند و اولین کاری که می‌کند دست در جیب مردم است، نمی‌توانید مانور بالایی داشته باشید.

شما نگاه کنید الان تصور دولت این است که ۴۵۰ هزار میلیارد برای اداره کشور نیاز داریم و تنها ۱۵۰ هزار میلیارد تومان وجود دارد و ۳۰۰ هزار میلیارد تومان کسری داریم، هر فرد این عدد را ببیند، می‌فهمد که دولت با ابزارهایی همچون تامین اجتماعی، مالیات و یا از طریق فروش و بالا بردن قیمت دلار این کسری را جبران کند که فشار همه این راه‌ها باز هم به طبقه پایین جامعه وارد می‌شود و خرد کننده است در حالی که از ظرفیت‌های دیگری که جلوی چشم است استفاده نمی‌شود.

* سیستم دولت برای اخذ مالیات ساده انگارانه است

سوال: این ظرفیت ها چه چیزهایی هستند؟

محبیان: مالیات یکی از راه هایی است  که می تواند کسری بودجه را جبران کند. اقشاری هستند که می‌توان به راحتی از آنها مالیات دریافت کرد و حقشان است که مالیات بدهند اما نمی‌دهند. در عین حال دولت اول به سراغ کسانی می رود که دست به دهان هستند یعنی کارمندان و کارگران. سیستمی که دولت برای مالیات تعبیه کرده ساده انگارانه است و راحت ترین راه انتخاب شده است شما تصور کنید الان هر قراردادی هرکجا منعقد کنید تامین اجتماعی خیلی سریع می آید و سهمی از آن را دریافت می‌کند.

* گرایش چند سال اخیر در اقتصاد سیاسی کشور ما نئو لیبرالیسم است

سوال: شما فرمودید که بحث مدیریت خیلی مهم است؛ به غیر از مدیریت دولت، به نظر شما گفتمان دولت هم بسترساز اعتراضات است؟ برخی در قضیه اعتراض به گرانی بنزین معتقد هستند که دولت به این دلیل طرح دیگری را اجرا نکرد که ممکن است طبقه متوسط به بالا از دولت ناراضی شوند و بدنه‌ی رای او مختل شود؛ لذا فعلاً به مستضعفین ضربه وارد شد...

محبیان:  بله این ملاحظات هم وجود دارد، گرایش چند سال اخیر در اقتصاد سیاسی کشور ما نئو لیبرالیسم است، یعنی حتی ممکن است ادعا کنند بگویند در این جراحی ممکن است بخشی از طبقه پایین نیز از بین برود! در حالی که نظام سیاسی ما پیمانی که با مردم بسته بر اساس عدالت است اما وقتی بیاید و بر اساس نئولیبرالیسم کار کند و بخش‌هایی از مردم  زندگی لاکچری داشته باشند و توده مردم که تمام بار جامع بردوششان است دچار مشکل باشند، این با عدالت سازگاری ندارد. شما نگاه کنید رسانه‌های متعلق به جریان نئولیبرال در این کشور که اتفاقاً حامیان دولت ه