گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 34406

همکلاسی شهید - 26

شهیدی که بعد از 7 سال دوری از دانشگاه دوباره درس را شروع کرد

در سن 21 سالگی ازدواج کرد بعد از 7 سال دوری از دانشگاه به اصرار همسرش به ادامه تحصیل در شهر مشهد پرداخت. او انسانی رازدار و امین بود و هر کسی مشکلی داشت با او در میان می‏‌گذاشت و از او راهنمایی می‏خواست و هیچگاه خود را برتر از دیگران نمی‏دانست و با همه رفیق و دم خور بود.

خبرنامه دانشجویان ایران: قبل از اینکه وارد دانشگاه شود، از طرف سپاه به جبهه اعزام شده بود و در دوران دانشجویی وقتی امام (ره) دستور فرمودند که دانشجویان به جبهه بروند درس و دانشگاه را رها کرد و عازم مناطق جنگی شد.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ شهید صفر روحی در سال 1337 در شهر قائم شهر واقع در استان مازندران متولد شد. دوران تحصیل را در زادگاهش به پایان رساند و موفق به اخذ مدرک دیپلم تجربی گردید. در دوران متوسطه عضو انجمن مسجد بزرگ شهر شد و به پخش اعلامیه‏های امام و تشویق مردم به تظاهرات علیه شاه دست می‏زد. شهید پس از دریافت مدرک دیپلم، همان سال در دانشگاه در سه رشته علوم پزشکی، داروسازی و کشاورزی قبول شد ولی به خاطر اینکه دو رشته علوم پزشکی و داروسازی متعلق به ارتش شاهنشاهی بود به تحصیل در رشته کشاورزی پرداخت. در حین تحصیل بود که به دلیل انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاهها مدتی از تحصیل دور ماند اما در اوایل انقلاب با تاسیس سپاه به دستور امام )ره( یکی از اعضای فعال سپاه شد و به فعالیتهای خود در زمینه گسترش اسلام ادامه داد. این در حالی است که یک بار مورد ترور ناموفق منافقین قرار گرفت.

در سن 21 سالگی ازدواج کرد بعد از 7 سال دوری از دانشگاه به اصرار همسرش به ادامه تحصیل در شهر مشهد پرداخت. او انسانی رازدار و امین بود و هر کسی مشکلی داشت با او در میان می‏گذاشت و از او راهنمایی می‏خواست و هیچگاه خود را برتر از دیگران نمی‏دانست و با همه رفیق و دم خور بود. بسیار با کودکان مهربان بود و در سلام کردن پیش قدم می‏شد و هیچ وقت خشمگین نمی‏شد و با نرمی و ملایمت رفتار می‏کرد. هیچ وقت نماز اول وقت را ترک نمی‏کرد. در اعتقادات دینی راسخ بود و مورد اعتماد بود، چنانکه اولین پیش نماز سپاه و نائب امام جماعت مسجد شهر شد. در ضمن شبی نبود که نماز شبش را نخوانده به صبح برساند.

 وی قبل از اینکه وارد دانشگاه شود، از طرف سپاه به جبهه اعزام شده بود و در دوران دانشجویی وقتی امام (ره) دستور فرمودند که دانشجویان به جبهه بروند درس و دانشگاه را رها کرد و عازم مناطق جنگی شد.

 در آن زمان حدود 8 ماه در جبهه بود و در عملیاتهای والفجر 4 و 6 و کربلای 4 و 5 شرکت کرد. در آخرین عملیات یعنی عملیات کربلای 5 بود که به عنوان مسؤول طرح خودکفایی لشکر 25 کربلا منصوب گردید و آن طور که همرزمانش می‏گفتند به کشت برخی محصولات پرداخت و تا 3 روز قبل از شهادتش مشغول برداشت آنها بود و جالب است که همان محصولات برای تمام سال لشکر کفایت می‌کرد.

 چند روز قبل از عملیات ماموریتش تمام شده بود ولی وقتی فهمید که قرار است عملیات بشود به خانه برنگشت و در آنجا ماند و در عملیات کربلای 5 شرکت کرد. انگار می‏دانست که این بار برگشتی نیست و هنگامی که از زن و فرزندانش خداحافظی می‏کرد به همسرش گفت: »این دفعه دیگر خداوند راه را برایم باز کرده و فکر نکنم که برگشتی باشد«. همین گونه هم شد و دیگر برنگشت. در روز 65/2/12 این شهید با اصابت یک خمپاره عراقی به پشت سرش در شلمچه روحش به پرواز درآمد و از قفس تنگ جسمش خارج شد و وی به آرزوی دیرینه‏اش رسید وبه دیدار یار شتافت.

 بخشی از وصیتنامه شهید

 ...» من به جبهه رفتم تا اسلام و دین و قرآن پاینده باشد و به پیام حسین زمان امام عزیزمان خمینی بت شکن لبیک گفتم. من این راه را کورکورانه انتخاب نکرده‏ام بلکه شهادت را سعادت و راه سرخ شهادت را راه سرخ آل محمد (ص) و علی (ع) می‏دانم.

 »والقتل لنا عادة و کرامتنا شهاده»: مرگ و کشته شدن عادت ما و شهادت افتخار ماست. خدایا ما رزمندگان اسلام اگر این لباس را به تن کرده‏ایم به عشق شهادت و جهاد به تن کرده‏ایم و دوست نداریم که کاروان سرخ امام حسین (ع) بگذرد و ما از غافله عقب بمانیم. برادران و خواهران خون ما سیلی خواهد شد که تمامی دشمنان قرآن و اسلام را در خود غرق خواهد کرد و شهادت ما نوید ظهور آقا امام زمان (عج) را می‌‏دهد که او انتقام خون ما را خواهد گرفت. برادران و خواهران امروز عزت و سعادت و پیروزی اسلام در گرو جنگ با کفر و استکبار جهانی است و فعلاً با مزدور حلقه به گوش ابرقدرتها صدام کافر است. امروز وظیفه ما است به حرفهای رهبر عزیزمان گوش دهیم و برای نجات اسلام و مستضعفین بر علیه کفار بجنگیم.

 پیامی دارم به برادران و خواهران و تمام روحانیت خط امام و اسلام و برادران سپاه و امت حزب الله که تحت فرماندهی و رهبری امام زمان (عج) و نائب برحقش مرجع بزرگوار و زعیم عالیقدر ولی فقیه امام خمینی باشند؛ چه گوش دادن به حرفهای امام امت گوش دادن به حرف خداست، چون امام امت هیچ حرفی از خود ندارد و هر چه دارد از اسلام عزیز است که خدا نازل فرموده و اگر به نصایح امام امت گوش ندهیم به عذاب سخت الهی دچار خواهیم شد. در امام بیشتر دقیق شوید و سعی کنید عظمت او را که عظمت اسلام است بیابید و خود را تسلیم او سازید و صداقت و اخلاص خود را همچنان حفظ کنید و اگر فیض شهادت نصیبم شد البته من گناهکارم و سعادت آن را ندارم ولی اگر داشته باشم آنان که پیرو خط سرخ امام خمینی نیستند و به ولایت او اعتقاد ندارد بر من نگریند و بر جنازه من حاضر نشوند. اما خدا کند که خون شهید، همه بی تفاوتها را متحول سازد و به رحمت الهی نزدیکشان نماید. و ای جوانان! مبادا در غفلت بمیرید که علی در محراب عبادت شهید شد و مبادا در حال بی تفاوتی بمیرید که علی اکبر حسین (ع) در راه نبرد شهید شد.

 پیامی به همسر عزیز و خوب الهی‏ام و تمام مادران و همسران دارم و آن اینکه از شما می‏خواهم فرزندانتان را علی وار و زینب وار تربیت کنید و نگذارید که از کوچکی راه نادرست را انتخاب کنند و شما زنان و همسران محترم با پیرو راستین حضرت فاطمه زهرا (ع) مادر ما تمامی شیعیان جهان و راه زینب (ص) باشید و سعی کنید فرزند انتان جز اسلام راه دیگری را انتخاب نکنند و فقط به کتاب آسمانی قرآن مجید چنگ بزنند و پس از پاگرفتن اعمال خود را مطابق قرآن و دستور پیامبر و ائمه معصومین قرار دهید که رستگاری دو دنیا فقط در این راه است »من یبتغ غیر الاسلام دیناً فلن یقبل منه و هو فی الاخرة من الخاسرین«: اگر کسی غیر از اسلام راهی یا روشی را انتخاب کند از او پذیرفته نخواهد شد و او در آخرت از زیان کاران است. شما از هیچ کس جز از خداوند ترسی نداشته باشید که اگر دنیای استکباری، ما را محاصره اقتصادی کند ما فرزند رمضانیم و پیشوایمان محمد (ص) و علی (ع) است ما را محاصره نظامی می‏کنند ما فرزند محرم هستیم و پیشوایمان حسین (ع) است. و خدا را شکر می‏کنم که مسلمان شیعه به دنیا آمده‏ام و به خدای یکتا و به پیامبر عظیم الشان اسلام و به حضرت علی(ع) و یازده فرزندش اعتقاد دارم که امام و ائمه ما هستند و افتخار می‏کنم که شیعه بمیرم و دارای همسر و فرزندان شیعه هستم. انسان در جبهه‏های نبرد حق علیه باطل دقیقاً احساس می‏کند و می‏فهمد که شیعه بودن یعنی چه و چه افتخاری از این بالاتر که ما رهبران و ائمه‏ای داریم که هیچکس و هیچ فرقه‏ای ندارد و این را هم یقین دارم که اگر ما مردم ایران شیعه محمد(ص) و علی (ع) نبودیم و دارای فرزندان و همسران شیعه نبودیم نمی‏توانستیم اینقدر تنها فقط با تکیه بر خدا مقاومت کنیم و بجنگیم چون تشیع سرخ علی و آل علی است که ما را اینقدر مقاوم کرده است و باز خدا را شکر می‏کنم از زمانی که به دنیا آمده‏ام و زندگی می‏کنم یک حکومت ضد اسلام و دیکتاتوری و طاغوتی از بین رفت و یک حکومت بر اساس اسلام بوجود آمد حکومتی که بعد از حکومت موقت 5 ساله حضرت علی (ع) تاکنون وجود نداشته است.

 ان شاءاللّه خدا به ما که جزء این حکومت حزب اللّه هستیم توفیق بدهد که هرچه بیشتر و بهتر بتوانیم به این حکومت نوپا کمک کنیم و نکند خدای نکرده به این حکومت نوپا که کمک کردن به اسلام است کوتاهی کنیم و نکند که به روزه و نماز خواندن در خانه اکتفا کنیم و خود را نیز حزب الله بدانیم. چنانچه می‏دانید دنیا هیچ ارزشی ندارد. باید بمیریم، دنیا فانی است و چه افتخاری از این بزرگتر که در راه احیای اسلام بجنگیم و به این حکومت و اسلام کمک کنیم و در این راه شهید شویم. این رمز سعادت است و جای زندگی جاوید آخرت است در جوار رحمت حق تعالی. البته می‏دانید که به فرموده شهید بهشتی بهشت را به بها می‏دهند نه بهانه، اگر فقط با گفتن اینکه من مسلمانم من حزب الهی هستم من انقلابیم و نماز می‏خوانم و روزه می‏گیرم بهشت را نخواهیم خرید. البته نماز و روزه از ستونهای دین هستند ولی نمی‏توان خود را به این وسیله راضی کرد. اگر در خانه بنشینم و فقط به عبادت مشغول شویم دشمن می‏آید و اسلام را از بین می‏برد. پس اگر اسلام را می‏خواهیم باید بجنگیم تا پیروز شویم.

 ای امت حزب اللّه! بزرگترین رمز پیروزی بر اهریمن وحدت کلمه است: به رهبری امام امت، تا می‏توانید این وحدت کلمه را حفظ کنید و به دنبال امام عزیزمان حرکت نمایید؛ مبادا امام و روحانیت در خط امام را تنها بگذارید. اگر روحانیت شیعه از بین برود اسلام از بین می‏رود. جنگ را فراموش نکنید شهیدان و راه آنان را فراموش نکنید، مسجدها را خالی نگذارید که به فرموده امام امت مسجدها سنگر هستند. دعاها، دعاها، دعاها را فراموش نکنید مخصوصاً دعاهای کمیل، توسل، ندبه و... و هرچه می‏توانید دعاها را بیشتر بخوانید که ما هر چه داریم از همین دعاهاست. در کار هایتان، خدا را فراموش نکنید، چون همه چیزها از خداست. به یاد آوریم زمانی را که در ذلّت و بدبختی و شقاوت شاهی پهلوی زندگی می‏کردیم ولی حالا با عزت و آزادی و شجاعت به عبادت و دعا و قرآن و جنگ و غیره مشغولیم. پس شکر خدای را به جای آورید که در همه حال به او نیازمندیم.

 اما سخنی با برادران و خواهرانی که در پشت جبهه هستند اینکه به تبلیغ و نشر اسلام بپردازید. و با این کارتان خدا را کمک کنید که "ان تنصراللّه ینصرکم و یثبت اقدامکم". همچنین جلو دشمنان اسلام محکم بایستید و اگر برای شما شهیدی آوردند خوشحال باشید؛ زیرا هرچه باشد شهدا از علی اکبر حسین که بالاتر نیستند از حسین (ع) که بالاتر نیستند و ثانیاً این شهدا امانتی هستند که خداوند به شما پدر و مادرها و همسرها سپرده است و خدا را شکر کنید که امانت خدا را سالم به خدا برگردانید. همچنین به خانواده شهدا احترام بگذارید از تمام کسانی که در ارتباط با بنده مسائلی دارند تقاضا دارم که مرا حلال کنند.

 همچنین وحدت را برادران حفظ کنند و به صورت جناح بندی عمل نکنند، بلکه فقط و فقط پیرو امام خمینی، ولی فقیه زمان باشند و برای مقام دنیا به سرو کله هم نکوبند که شهدا روز قیامت یقه همه شماها را خواهند گرفت که ماها برای اسلام خون خود را بدهیم و شما برای مقام و حفظ مقام خود به اسلام ضربه بزنید»

 

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.