گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 350109

خاطرات کرونایی یک پزشک// قسمت سوم

تشخیص مسجل بود؛ عفونت با کرونا ویروس!

سرپرستار هم از کمبود نیرو و امکانات در اورژانس می گفت. ماسک و لباس حفاظتی کم بود. ماسک N95 به همه نمی رسید. حجم کار زیاد شده بود و گاهی همه ی تخت های بستری در اورژانس پر می شد تا جایی که بیماران برای وصل سرم باید در صف می نشستند.

به گزارش «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ آرش نکویی از پزشکان استان اصفهان و فعالین سابق دانشجویی در بخش سوم یادداشت (بخش اول و بخش دوم) اختصاصی خود پیرامون خاطرات کرونایی خود نوشت: هفته دوم اسفند ماه بود. صبح که وارد اورژانس شدم بچه ها انگار آرایش دفاعی به خود گرفته بودند. سریع بهم گفتند دکتر حفاظت شخصی ات را رعایت کن.

یک ماسک و دستکش بهم دادند. داشتم دستکش ها را دست می کردم که متوجه پچ پچ آنها شدم؛ گفتند از بین موارد مشکوکی که طی روزهای اخیر بستری شده بودند، تست چهارنفر مثبت بوده که یکی از آنها هم متاسفانه فوت شده است.

روزهای ابتدایی اسفند ماه، به موازات آمار مبتلا ها و فوتی های ویروس کرونا که از طرف وزارت بهداشت در اخبار اعلام می شد، مراجعین به بیمارستان هم خیلی بیشتر شده بود. شیفت های نفسگیری داشتیم. سرماخوردگی هایی که قبلا با چند قرص و نهایتا آمپول و توصیه به استراحت و مصرف مایعات بهبود می یافتند، حالا چندین بار به پزشکان مختلف مراجعه می کردند و علیرغم مصرف داروهای قوی، خوب نمی شدند. حتی سرم و داروی تزریقی می گرفتند، می رفتند و باز برمی گشتند. چند تایی را بستری کرده بودیم با تشخیص احتمالی آنفلوانزا و به جهت اپیدمی ویروس کرونا، نمونه ته حلق هم ارسال کرده بودیم.

حالا می گفتند بعد از چند روز جواب تستها از تهران آمده و چهار مورد مثبت داشته ایم.

بچه ها ترسیده بودند. مترون بیمارستان (مدیر پرستاری)، بدون اینکه آمار را تایید کند، بچه ها را دلداری داد و دستورالعمل های بهداشتی و حفاظتی را گوشزد کرد. خصوصا اینکه بیماران مشکوک حتما در اتاق ایزوله بستری شوند و برای ویزیت پزشک و اقدامات پرستاری لباس حفاظتی پوشیده شود.

از صبح که رسیدم تعدادی بیمار در نوبت بودند، بعد از آنها هم تا ظهر مرتب بیمار سرپایی و بستری داشتیم و نرسیدم صبحانه بخورم. بسیاری از بیماران بدحال بودند، اکثرا نگران بودند و نیاز بود شرایط را برایشان توضیح دهیم و رعایت نکات بهداشتی را گوشزد نماییم.

خیلی ها تست کرونا درخواست می کردند اما برای ما مقدور نبود. ضمن اینکه نیازی هم نبود که برای هر مراجعی به صرف نگرانی تست کرونا درخواست شود. این، فقط مخصوص بیماران مشکوکی بود که در بخش ایزوله بستری می شوند. حتی از آنهایی هم که در خانه قرنطینه می شوند تست نمی گرفتیم؛ نهایتا یک آزمایش خون اولیه و عکس قفسه سینه. اگر هم کسی برایش مقدور بود برای سی تی اسکن ریه به شهرهای مجاور برود، سرپایی ارجاع می دادیم.

حجم بالای مراجعین و تعداد محدود تخت های اورژانس مجبورمان می کرد که بین بیماران، بدحال ترها را انتخاب کنیم.

ظهر، در فرصتی که پیش آمد سریع نماز خواندم و ناهار خوردم و ادامه ی سیل مراجعین!

شیفتهای 24 ساعته اگر نتوانی بعد از ظهر بخوابی، طرف های عصر انرژی ات رو به اتمام می گذارد.

عصر بود که گفتند پیرمردی را در اتاق بستری (و نه ایزوله) خوابانیده اند.

پسرش آمد و گفت که بابایش قرص هایش را درست نخورده و در خانه قندش را چک کرده اند، خیلی بالا بوده.

رفتم بالای سرش. از کارکنان بازنشسته ی بیمارستان بود. می شناختمش؛ پیرمردی خوش برخورد و خنده رو که قبلا وقتی پیشم می آمد کلی از خاطراتش تعریف می کرد و برایمان دعا می کرد و اگر مثلا یک فشارخون ازش می گرفتیم خیلی تشکر می کرد. ولی حالا فقط جواب سلامم را داد. بیش از آن نمی توانست حرف بزند. گیج بود. حال خوبی نداشت. برایش درجه گذاشتم دیدم تب دارد. بچه هایش تعجب کردند، چون دست هایش سرد بود.

اکسیژن خونش را هم طبق روال چک کردم. 55% بود. بدون اینکه از تنگی نفس شکایت داشته باشد. پیرمرد مشکل پروستات هم داشت و برایش عفونت ادراری هم مطرح بود.

بعد که جواب آزمایش خونش آمد، تعداد لنفوسیت ها به طرز چشمگیری کاهش یافته بود. تستCRP هم مثبت بود.

عکس قفسه سینه گرفتیم، دیدیم که بیشتر قسمتهای ریه درگیر شده است.

تشخیص مسجل بود: عفونت با کرونا ویروس!

اما نه من، و نه پرستار، و نه کارشناس رادیولوژی، هیچ کدام لباس محافظ نپوشیده بودیم! نهایتا یک ماسک و دستکش. چون بیمار را ابتدا با شکایت قند بالا آورده بودند و به اتاق ایزوله نرفته بود.

صبح فردا، متوجه شدیم پزشکی که می خواست شیفت را تحویل بگیرد هم چند روز قبل پیرمرد را ویزیت کرده بوده؛ آنموقع پیرمرد سرحالتر بوده و مدتی را هم در اتاق پزشک به گپ و گفت گذرانده!
یعنی همه ی ما مواجهه حفاظت نشده با بیمار مشکوک به کرونا داشتیم.

سرپرستار اورژانس از اوضاع پیش آمده خیلی عصبانی شد. بحث داغی بین او و مترون بیمارستان در گرفت.

مترون بیمارستان لزوم تریاژ(غربالگری) بیماران را در بدو ورود گوشزد می کرد تا آنهایی که تب دارند یا اکسیژن خونشان پایین است مستقیم به اتاق ایزوله راهنمایی شوند.

نهایتا قرار شد از ماماهای زایشگاه یا پرستارهای CCU و بخش های دیگر که این روزها کارشان کمتر است، برای تریاژ اورژانس کمک گرفته شود.

و اما پیرمرد...
 تست کرونای پیرمرد مثبت قطعی بود. پسر بزرگش هم روز بعد با همین تشخیص بستری شد. تست او هم مثبت بود.

متاسفانه پیرمرد به تدریج حالش بدتر شد و بعد از حدود دوهفته بستری در ICU از دنیا رفت. پسرش اما چند روز بعد مرخص شد تا ادامه درمان را طی قرنطینه خانگی دریافت کند. این تازه شروع ماجرا بود. کرونا ویروس تازه خودش را در شهرستان نشان داده بود.

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
تورهای مسافرتی آفری