گروه های خبری
آرشیو
ف
کد خبر: 8747

بازخوانی پرونده اردیبهشت سیاه؛

آن سوی پرونده نشریات موهن امیرکبیر در اردیبهشت ۸۶

حدوداً پنج ماه قبل از این حادثه در دانشگاه صنعتی امیرکبیر برخی از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر همچون احمد قصابان، مجید توکلی و احسان منصوری در فشم با همدیگر جلسه می گذارند و راهکارهای خروج از فضای آرام دانشگاه را بررسی می کنند.

 خبرنامه دانشجویان ایران: دهم اردیبهشت ماه سال ۱۳۸۶ چهار نشریه دانشجویی در دانشگاه صنعتی امیرکبیر مطالبی را منتشر کردند که آبستن حوادث، تهمت ها و اظهار نظرهای زیادی شد.

 به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ حدوداً پنج ماه قبل از این حادثه در دانشگاه صنعتی امیرکبیر برخی از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر همچون احمد قصابان، مجید توکلی و احسان منصوری در فشم با همدیگر جلسه می گذارند و راهکارهای خروج از فضای آرام دانشگاه را بررسی می کنند.

 بر اساس این گزارش، این زمان تقریبا مطابق زمانی است که نمایندگان تشکل های اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل، بسیج دانشجویی، دفتر تحکیم وحدت، جامعه اسلامی دانشجویان، جنبش عدالتخواه دانشجویی، اتحادیه تشکل های دانشجویی دانشگاه آزاد، سازمان اسلامی دانشجویان ایران و مجمع تشکل های اسلامی دانشجویان دانشگاه آزاد نیز در فکر ایجاد یک فضای با نشاط با محوریت دانشجویان مسلمان با تاکید بر وحدت در منافع ملی بودند و جلسات مداومی را برای رسیدن به نتیجه برگزار می کردند.

 اما این دانشجویان دانشگاه امیرکبیر و همکلاسی های همچون افشاری، پس از بررسی موضوع ولایت فقیه به این نتیجه می رسند که دیگر این موضوع نمی تواند فضای دانشگاه را به سمتی ببرد که بتواند بازخوردی کشوری داشته باشد و  آنها راهکار خروج از وضعیت فعلی را در اهانت به مقدساتی همچون پیامبر اکرم می بینند که باید با زیر سؤال بردن احترام و تقدس ایشان دیگر محلی برای دیگر مقدسات، همچون ولایت فقیه نگذاریم و با همدیگر به این اعتقاد می رسند که دانشگاه نیاز به یک حرکت انفجاری دارد.

 البته نمایندگان تشکل های دانشجویی نیز درست در همین روزها در حال نگارش منشور جنبش دانشجویان ایران اسلامی هستند تا بتوانند با تعیین نقاط مشترک خود همچون منافع ملی و اعتقادات دینی در جهت ایجاد یک فضای سالم رقابتی و با در نظر گرفتن نقاط اشتراک خود گام بردارند تا اولین منشور تاریخ جنبش دانشجویی را به نام این نسل ثبت نمایند.

پس از توافق بر سر کلیت این طرح آنها کار نگارش مقالات و آماده سازی نشریات را مابین خود تقسیم می کنند که بر این اساس احمد قصابان مسئول نگارش مقاله فاحشه ها در کجای شهر بیشترند؟ و مجید توکلی نیز مسئول نگارش هیچ کس مقدس نیست و کلاغ ها می گردد. همچنین احسان منصوری نیز در شب قبل از ماجرا صفحه بندی و آماده سازی نشریه را انجام می دهد، تا به خیال خود بتوانند در جهت خروج از فضای رخوت در دانشگاه گام مهمی بردارند.

 

البته دقیقا در همین زمان و به مناسبت ۱۰ اردیبهشت ماه روز ملی خلیج فارس و همچنین پرده برداری از منشور جنبش دانشجویان ایران اسلامی، دانشجویان ایرانی به دعوت تشکل های دانشجویی لبیک گفتند و در بزرگترین همایش دانشجویی سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی شرکت نموده و در مسیر تهران تا کنار آب های نیلگون خلیج فارس شرکت کردند.

 

ساعت ۵ صبح روز ۱۰ اردیبهشت ماه احسان منصوری نشریات آماده شده را به علی صابری می دهد تا اقدامات لازم را در جهت چاپ نشریات انجام دهد. البته این روند پیش از این نیز توسط علی صابری برای چاپ نشریات انجام می شده است و احتمال اینکه وی از مطالب این نشریات اطلاعی نداشته است، وجود دارد.

 

اما به هر ترتیب وی پس از آماده شدن نشریات آن را به دانشگاه می برد و عباس حکیم زاده به همراه احمد قصابان نشریات چاپ شده را در ۳ نقطه دانشگاه قرار می دهند.

 البته باید اشاره کرد که عباس حکیم زاده در عین عدم دخالت در امور اجرایی از ماجرای نشریات آگاهی داشته است و به همین دلیل مورد اعتماد برای پخش در دانشگاه قرار می گیرد.

 اما نکته جالب اینجاست که برخلاف انتظار این افراد مطالب نشریات نه تنها مورد استقبال دانشجویان قرار نمی گیرد بلکه اکثر آنها نسبت به مطالب مندرج در نشریات معترض می شوند و در این هنگام به نظر می رسد که علی صابری تازه متوجه می شود نشریاتی را که برای چاپ رفقایش به وی دادند چه مطالب توهین آمیز و بی پایه ای دارد و به پیش دوستانش می رود و محکم به سر خود می کوبد که دانشجویان نسبت به مطالب چاپ شده معترض هستند.

 

اما مجید توکلی به دوستان خود آرامش می دهد و مدعی می شود که لحظه ای به او اجازه بدهند وی کارها را درست می کند و بعد در بین دانشجویان حاضر شده و مدعی می شود که این نشریات را بسیجی ها زده اند! تا ما را خراب کنند و این طرح برای اولین بار توسط مجید توکلی برای خروج از بن بست پیش آمده مطرح می گردد که البته در روزهای بعد توسط برخی رسانه ها همچون ایلنا و ایسنا پرورش پیدا می کند و طراحان این پروژه به صورت جانبدارانه ای از طرف سیاست گذاران این رسانه ها مورد حمایت واقع می شوند.

 و سناریوی اتهام به دانشجویان مذهبی دانشگاه کلید می خورد، که هر روز با دروغ پردازی از طرف جریان افراطی رقم می خورد.

 البته آنها به دنبال این بودند تا از فضای گل آلود موجود در دانشگاه بیشترین استفاده را ببرند و پروژه برگزاری انتخابات انجمن غیردانشجویی طیف علامه دانشگاه را نیز برگزار نمایند که دانشجویان و به ویژه اعضای اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل با حضور گسترده خود نسبت به انجام این انتخابات غیرقانونی معترض شدند و حمایت خودشان را از انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر که به حق در این ماجرا مظلوم واقع شده بود اعلام نمودند و برنامه براندازی نرم آنها را با مشکل روبرو کردند. تا جایی که آنها مجبور به تعویق این کار غیر قانونی خود در دانشگاه شدند.

 اما متحصنین در مقابل دانشگاه مطالبات دیگری را نیز پیگیری می کردند و آن پیگیری دقیق این حادثه از سوی مراجع ذی صلاح و اخراج آنها از صحن مقدس دانشگاه بود و این مطالبات به حق جریان دانشجویی مسلمان بالاخره نتیجه داد و در اولین گام پس از دستگیری احمد قصابان، علی صابری (دبیر انجمن غیردانشجویی طیف علامه دانشگاه امیرکبیر) و عباس حکیم زاده (فردی که بیشترین مصاحبه ها را با رسانه های غربی داشته است) نیز بازداشت می شوند.

 

با گذشت چند وقت از این ماجرا مجید توکلی به دوستان خود که برخی از آنها صاحبان نشریاتی بودند که توسط وی و دوستانش جعل شده بود معترف می شود که این کار وی بوده است و لوگوی نشریات را وی در اختیار داشته و مطالب را با نام نشریات مختلف به چاپ رسانده، که یکی از دانشجویان به نام خلیل پور نسبت به این کار وی معترض می شود و درگیری بین آنها رخ می دهد. که یکی از نتایج این درگیری افشای پشت پرده این ماجرا و دستگیری دیگر مجریان این پروژه است.

 

در روز چهارشنبه ۳۰ خردادماه در زندان اوین جلسه ای با حضور بازداشت شدگان و اساتید مختلف دانشگاه از طیف های مختلف فکری و سیاسی برگزار می گردد که  بازداشت شدگان در مقابل اساتید دانشگاهیشان به کارهای انجام گرفته خود اعتراف می کنند و هرگونه اعتراف خود را از روی شکنجه رد می نمایند.

 همچنین در روز دوشنبه ۴ تیرماه خانواده های بازداشت شدگان با آنها دیدار و گفتگو کردند که از حال مساعد فرزندان خود خبر دادند و هرگونه برخورد فیزیکی با فرزندان خود را رد کردند.

 اما پس از این جلسه فردی به نام ابوالحسنی مدعی شد که احمد قصابان در این جلسه به مادر خود می گوید که من هرچه را که اعتراف کردم دروغ بوده است!

 ادعا باعث شد کمی فضای دانشگاه به سمت تشنج کشیده شود اما طبق صحبت های انجام شده با مادر قصابان وی چنین حرف هایی را تکذیب می کند و در خصوص برخورد با فشار و شکنجه می گوید: من مادر هستم، و هر روز دارم با فرزندم در زندان اوین صحبت می کنم و می دانم که او هیچگونه اضطرابی ندارد!

 البته همچنان سوالاتی همچون انتشار این خبر پیش از رخداد آن توسط سایت روزنا متعلق به اعتماد ملی و ارتباط این حادثه با عوامل بیرون دانشگاه و حلقه متصل کننده این ارتبط وجود دارد که می توان آن را از ماجرای بدست آمده مهمتر دانست چرا که این افراد از نگاه طراحان اصلی خارج دانشگاه نقشی همچون دستمال کاغذی را دارند و به راحتی می توانند فردا و فردا بازهم از این گونه اقدامات را طراحی نمایند.

مرتبط ها
نظرات
chapta
حداکثر تعداد کاراکتر نظر 200 ميياشد .
نظراتی که حاوی توهین یا افترا به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران باشد و یا با قوانین جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های دینی مغایرت داشته باشد منتشر نخواهد شد - لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.