تاریخ : 1348,پنجشنبه 11 دي07:00
کد خبر : 103963 - سرویس خبری : صوت و فیلم

8کتابی که چهره«انقلاب اسلامی» را با شعر ترسیم می کند

خبرنامه دانشجویان ایران: شعرعلاوه بر اینکه ظرفی برای بیان احساس شاعرانه است باید در خدمت ارزشها باشد و شاعر در عمل به وظیفه و مسئولیت خود، این نعمت بزرگ الهی را در خدمت به دین، اخلاق، انقلاب و معرفت افزایی قرار دهد.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ رشد شعر در انقلاب اسلامی نمایان است و تا کنون کتب شعر زیادی در "موضوع انقلاب اسلامی" از شاعران کشورمان منتشر گردیده است، منتخبی از این کتب را برای شما گلچین کرده ایم:

آیات بیداری
 
اين كتاب شعر كه گزيده‌اي از شعر شاعران درباره بيداري اسلامي است. اسم كتاب، آيات بيداري است كه به دو بخش آيات و بيداري تقسيم شده است. بخش آيات، شعرهايي درباره آيات القرمزي است و بخش بيداري شعرهايي درباره بيداري اسلامي در كشورهاي اسلامي. وي درباره تعداد شعرهاي كتاب هم اظهار داشت: بيش از 80 شعر در اين كتاب گردآوري شده است.

از نخلستان تا خیابان علیرضا قزوه

كتاب حاضر، مجموعه‌اي از غزلها، دوبيتي‌ها، رباعيها، مثنويها و نو سروده‌هاي شاعر متعهد و نويسندة انقلاب اسلامي عليرضا قزوه است كه در 88 صفحه گرد آمده‌اند. شاعر كتاب برخاسته از دامن مقاومت و هنر پايداري است. آنچه در نخستين نگاه به كتاب حاضر جلب توجه مي‌كند. شعرهاي اعتراضي و تقديمي است كه بخشي از روح مقاومت و پايداري در عرصه هنر و ادبيات فارسي است. قزوه، برجسته‌ترين شاعر زندة شعر پايداري است؛ مقاومتي كه در ذهن پويا و خلاق شاعر در برابر جهاني ناشناخته و مبهم شكل مي‌گيرد و تنها تلنگر و بهانه‌اي كافي است تا بر سطرهاي كاغذ جاري شود. دفتر حاضر از اين چنين تلنگر و بهانه‌اي شكل گرفته است.
شعرهاي از نخلستان تا خيابان برخاسته از نخلستانهاي جنوب است كه اكنون به درازاي تاريخ در خيابانهاي شهر گسترده‌اند. شعرهايي كه از حنجرة اعتراضي مرد ظلمت ستيز برخاسته و از اعماق وجود تاريخ اين سرزمين، مقاومت، پايداري و راز ماندگاري را فرياد مي‌كشد. اين شعرها آميزه‌اي از درد، عشق، فرياد آزادي، آزادي‌خواهي است كه هر انسان آزاده را تحت تأثير قرار مي‌دهد.

گفتم چيزي بخوان، گفت: شرمنده‌ام،
يك سال است چيزي نگفته‌ام
گفتم: براي عاطفه‌اي كه در ماه مرده است
رحم‌الله من يقرءالفاتحه مع الصلوه

از واژه تا فریاد

رضا اسماعیلی این اثر را تدوین و انتشارات روایت فتح به چاپ رسانده است . گفت‌وگوهایی با شاعران معاصر درباره شعر مقاومت اسلامی در قالب کتاب "از واژه تا فریاد" منتشر شده‌اند. رضا اسماعیلی این اثر را تدوین و انتشارات روایت فتح به چاپ رسانده است.شاعران درباره مباحثی مانند، مولفه‌ها و ویژگی‌ها، راه‌های گسترش و تقویت و پیشینه شعر مقاومت در ایران، وجوه اشتراک و افتراق شعر دفاع مقدس و شعر مقاومت و کشورهایی که در صف اول شعر مقاومت قرار دارند، مورد پرسش قرار گرفته‌اند.

خورشید در مشت
 
مجموعه شعر «خورشید در مشت» برگزیده‌ای از میان آثار شاعران کشور با موضوع بیداری اسلامی است که توسط کانون اندیشه جوان منتشر شده. این کتاب در بیست و پنجمین نمایشگاه کتاب رونمایی شد.

مجموعه شعر ویژه بیداری اسلامی به اهتمام عبدالرحیم سعیدی راد شامل دو بخش است؛ بخش اول دربرگیرنده مقالات محققانی است که با بررسی اشعار سروده شده برای جریان بیداری اسلامی به تحلیل و ارزیابی علمی این آثار پرداخته اند و می تواند منبعی مناسب برای شناخت هرچه بهتر و تحقیقی تر شعر بیداری محسوب گردد. بخش دوم مجموعه را نیز اشعار تشکیل می دهد.

 


دادخواست

«دادخواست»، مجموعه صد شعر اعتراض است، صد شعر اعتراض از شاعرانی چون قیصر امین‌پور، بیژن ارژن، محمدرضا آقاسی، ساعد باقری، حسین اسرافیلی، محمدعلی بهمنی، مریم جعفری، عباس چشامی، سیدحسن حسینی، محسن حسن‌زاده، عبدالرضا رضایی‌نیا، قادر طهماسبی، علیرضا قزوه، محمدرضا عبدالملکیان، عبدالجبار کاکایی، یوسفعلی میرشکاک، علی معلم دامغانی... و تنی چند از شاعران جوان و پیشکسوت دیگر.

دو ویژگی عمده «دادخواست» این است که، اولاً توسط کسانی گردآوری شده است که خود دستی در سرودن شعر اعتراض دارند، یعنی امید مهدی‌نژاد و محمدمهدی سیار؛ که نمونه‌ شعرهای اعتراض‌شان را مطبوعات و نیز مجموعه‌های شعرشان دیده‌ایم. و دوم این‌که یکی از مطرح‌ترین چهره‌های شعر اعتراض، مقدمه این کتاب را نوشته است، یعنی محمدکاظم کاظمی.

 تنها تو، ای اباذر! تنها تو مانده ای

ای آخرین ستاره به فردا! تو مانده ای
خورشید ناپدید شد، اما تو مانده ای

مُردند غازیان یمین و یسارمان
سردار خسته ی شبِ هیجا! تو مانده ای

«السابقون» مصادره شد، کاخ سبز شد
تنها تو، ای اباذر! تنها تو مانده ای

ما گم نمی شویم که سکان به دست توست
ای ناخدای عرصه ی دریا! تو مانده ای

ما هم جگر به گوشه ی دندان گرفته ایم
زیرا تو -ای شریفِ شکیبا!- تو مانده ای

پایین نگاه می کنم و جمله رفته اند
رو می کنم به جانب بالا: تو مانده ای

تعظیم می کنم به بلندای حضرتت
آری، برای عرض تولّا تو مانده ای

تنها تویی و ما به جماعت نشسته ایم
مشکور نیست سعی فرادا، تو مانده ای

ما مانده ایم و معرکه، ما مانده ایم و تیغ
الاّ همین بهانه که: آقا! تو مانده ای

سوگنامه امام

این کتاب مجموعه‌ای از  شعر شاعران معاصر است که به همت محمود شاهرخی نگاشته شده است.

قصه سنگ و خشت

ین دفتر شعر گزیده ای از دفترهای شعر «پیاده آمده بودم ...» و «کفران» محمدکاظم کاظمی شاعر افغانستانی است. که بسیاری از شعرها با آنچه در این سالها بر مردم و کشور افغانستان گذشته است، پیوند دارد. هر چند منکر احتمال تاویلهای دیگر برای بعضی شعرها نیز نمی توان بود، که گاه به عمد بوده است و گاه به اتفاق.

محمدکاظم کاظمی‌، شاعری افغان است‌، اما در تحلیل و تبیین وضع و حال امروز ایرانیان‌، از بسیاری از شاعران ایرانی بهتر و دقیق‌تر سخن گفته است‌.

«پیاده‌آمده بودم‌...» اولین مجموعه شعر کاظمی‌، نام او را به عنوان شاعری چیره‌دست در جامعة شعری ایران و افغانستان مطرح ساخت‌، هرچند کاستی‌هایی هم در آن مجموعه بود که کاظمی خود به آنها اعتراف کرده و آنها را پذیرفته است‌.

اما هرچه گذشت‌، ذهن و زبان و تفکر شاعرانة کاظمی پخته‌تر شد و اکنون در نقطه‌ای ایستاده است که او را می‌توان از مثنوی‌سرایان موفق دو سه دهة اخیر به شمار آورد. «قصة سنگ و خشت‌» شامل بخش اعظم شعرهای «پیاده آمده بودم‌...» به اضافة گزینه‌ای از شعرهای جدید کاظمی است‌.

«قصة سنگ و خشت‌» با شعر «سقفهای بی‌دیوار» سرودة سال 1367 آغاز می‌شود و با شعر «عموزنجیر باف‌» از سال 1382 پایان می‌یابد. بدین ترتیب‌، این کتاب‌، به واقع کارنامة شاعری محمدکاظم کاظمی است‌، چون تقریباً همة شعرهای قابل توجه او را در خود دارد. بسیاری از شعرهای این کتاب‌، اولین بار است که در مجموعه‌ای از این شاعر به چاپ می‌رسد.

«قصة سنگ و خشت‌»، در بهار 1384 توسط انتشارات نیستان منتشر شد و در پاییز همان سال‌، به چاپ دوم رسید.

با یاد امام خمینی( ره)

مباد آسمان بی تو خالی بماند
و این چشمه دور از زلالی بماند...

مبادا پس از دستهایش ده ما
گرفتار افسرده حالی بماند

چه می شد اگر کدخدا بر نمی گشت
و می شد کنار اهالی بماند...

یقین دارم این را که خواهیم ماندن
اگر کاسه هامان سفالی بماند

ولی بیمناکم از آن گونه روزی
که با ما فقط بی خیالی بماند

چه ننگی است مردان ده را، که فردا
نماند ده و خشکسالی بماند

درختان ما سبز گردد، بپوسد
و زنبیل همسایه خالی بماند

مباد آسمان بی تو، آری، مبادا
گرفتار افسرده حالی بماند

مسئله بیست و دوم خردا نبود؛ مسئله بیست و دوم بهمن بود
این کتاب مجموعه ی گران سنگی ست که در آن به اشعاری از نام های آشنا عرصه ادبیات کشور برمی خوریم :
 
دکتر غلامعلی حداد عادل/دکتر محمدرضا ترکی/عباس براتی پور/حاج علی انسانی/مرتضی امیری اسفندقه/سعید حدادیان/قادر /طهماسبی ( فرید )/میلاد عرفان پور/مصطفی محدثی خراسانی/علی رضا قزوه/ علی معلم دامغانی/امید مهدی نژاد/علی محمد مودب/جواد محقق/رضا وحید زاده/محمدحسین نعمتی /سید محمد جواد میری/علی اکبر لطیفیان/حمد جواد محبت/مرتضی حیدری آل کثیر/علی داوود/ محمد مهدی سیار/رضا شیبانی اصل/مجید اسطیری/ عباس احمدی/مبین اردستانی/مجید اکبرزاده/عبدالحسین انصاری/ زهرا شیرعلی/ یاسر رسولی/کامران شرفشاهی/عبدالرحیم سعیدی راد/ کاظم رستمی / میرشمس الدین فلاح هاشمی
و بسیاری نام های آشنا و نا آشنای دیگر. آن ها که آشنایند، کهنه سربازهایند و آن ها که نا آشنا، سربازهای تازه نفس. کهنه سربازها سال هاست دارند با قلمشان در خط مقدم جبهه ادبی شعر انقلاب می جنگند و سربازهای جدید چند صباحی است که به سان نیروهای تازه نفس، از راه رسیده اند و پشت خاکریز ادبیات انقلاب دوشادوش نسل قبل از خودشان قرار گرفته اند .


کتاب مسئله "بیست و دوم خرداد نبود، مسئله بیست و دوم بهمن بود" به همت علی محمد مودب و کاظم رستمی، مجموع اشعار شاعرانی چون علی معلم دامغانی، علی رضا قزوه، مرتضی امینی اسفندقه و... دربرمی گیرد که به سفارش دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی به چاپ رسیده است.
 
پیش از این ها بهار دیگر بود ، هیچ سروی زمین نمی افتاد
... و تبر این چنین عزیز نبود !
... و درخت این چنین نمی افتاد !
فصل ، فصل شکوه ابراهیم ، جنگ ، جنگ بت بزرگ و خدا
گرچه نمرود بود و آتش هم ، قلب ها از یقین نمی افتاد
باغ هامان نچیده تر بودند ، میوه هامان رسیده تر بودند
شاخه ای هم اگر تبر می خورد ، میوه ی دست چین نمی افتاد
پیش از این روزگار دیگر بود ، چشم ها سفره ی نمک بودند
در پی دست دوستی هامان ، مار از آستین نمی افتاد
کاش مثل قدیم ها بودیم ، همه تکرار یک صدا بودیم
و صدا کوه بود ، کوهی که هیچ گاه از طنین نمی افتاد
کاش مثل قدیم ها آری ، بعد از این عیدهای تکراری
در دل سیزده به درهامان ، حسرت هفت سین نمی افتاد

اسماعیل محمدپور