تاریخ : 1396,دوشنبه 12 تير13:30
کد خبر : 239774 - سرویس خبری : فناوری اطلاعات

به بهانه خبر رفع فیلتر بلاگ اسپات یوتیوب در دانشگاه‌ها؛

توانمدسازی چهاروجهی یا یک بام و دوهوای رفع فیلترینگ

راهبرد «انفجار اطلاعات» و «آگاه سازی» قطعا دو اصل از چندین اصل «مانیفست اصلاح طلبی» است. در دهه ی هفتاد، نظم ِ نوین حاکم بر داد و ستد های سیاسی در میان رسانه های مکتوب آغاز شد و امروز به شکل چهار قبضه در دست عناصر معلوم الحال جبهه غربگرا با سوابق سیاه امنیتی افتاده است.

خبرنامه دانشجویان ایران: در جهان ارتباطات امروز، دنیای مجازی شبیه به یک هویت شده است. هویتی که خود آشکارکننده ی ماهیت ِ دهکده ی جهانی نواندیشان لیبرالیسم تلقی می گردد. در این میان ابزاری چون توئیتر، فیس بوک و یوتیوب [شبکه های مجازی فیلتر شده]،  بدل به صحن های علنی و غیرعلنی مجالس، سازمان ملل و ماهیت دیپلماتیک کشورها نسبت به یکدیگر شده است. ابزارهای که در سال های گذشته در کنار «بلاگ اسپات» در حال افول بودند  اما حضور غالب سیاسیون و کاربران در صحنه ی مبادلات اطلاعات، باعث رونق دوباره ی آن گردید.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»؛ معاون وزیر ارتباطات دولت یازدهم در اظهار نظری جدید از احتمال رفع فیلترینگ محدود ِ دو ابزار – رسانه خبر داد. حضور فعالانه ی سیاسیون جبهه غربگرا در توئیتر، یوتیوب و ... همچنین پوشش دادن این رفع فیلترنیگ در دانشگاه ها را می توان بر اساس چند استراتژی مشخص بررسی کرد.

راهبرد «انفجار اطلاعات» و «آگاه سازی» قطعا دو اصل از چندین اصل «مانیفست اصلاح طلبی» است. در دهه ی هفتاد، نظم ِ نوین حاکم بر داد و ستد های سیاسی در میان رسانه های مکتوب آغاز شد و امروز به شکل چهار قبضه در دست عناصر معلوم الحال جبهه غربگرا با سوابق سیاه امنیتی افتاده است.

در این گزارش به برخی استراتژی های  این تصمیم ناگهانی خواهیم پرداخت:
1-  آگاهی بخشی سیاسی: هر جریان سیاسی، تزریق مشی خود را از دو نوع ابزار اختصاصی و عمومی به پیش می برد. اما آن چیزی که امروز در راس کارتل رسانه ای جبهه غربگرا وجود دارد حداکثر استفاده از دنیای مجازی هم در ماهیتی عمومی و هم در ماهیت خصوصی آن (صفحات شخصی) است. رفع فیلترینگ چه به صورت محدود و چه یکپارچه بر اساس همین اصل اساسی اصلاح طلبی بنا گردیده است. تزریق فرافکنی های رنگ و لعاب دار در قالب دنیای مجازی و البته با نام ِ «آگاهی بخشی»؛ همان روشی است که عزم دولت را برای به حرکت درآوردن بالن های اینترنت پر سرعت در نقاط دورافتاده ی کشور جزم کرد.

2-  تکرار تحرکات دانشجویی: گرچه حسن روحانی به گفته ی خودش قصد برهم چیدن فضای امنیتی در دانشگاه ها را دارد، اما سیاسیتی که ایدئولوگ های دوم خردادی در ذهن وی منتقل کردند چیزی خلاف این مسئله است. خانواده ها و توده های عموم مردم بر توئیت های تراوش یافته از پستوی ذهن ِ سیاسیون به هیچ وجه عالم نبوده و نیستند. اما «پل سازی» از دانشجویان برای انتقال این جنجال آفرینی باعث تکرار وقایع سال 78 در قالبی وسیع تر و عمومی تر خواهد بود. در آن برهه «روزنامه های زنجیره ای خردادی زاده» و در این دوره کانال ها در حالت عمومی و توئیت ها، ویدئوها و پست ها در حالت اختصاصی تر. به همین جهت اصولا رفع فیلترینگ محدود یکی از ایده های تحریک جو دانشگاهی کشور و تقویت جنبش های مدنی در پوسته و با مغزی طغیانگرتر و البته سرایت گونه تر است.

3-  ایجاد فضای تبعیض آمیز: هر گونه تبعیضی در تقسیم منابع و سرمایه های ملی چه به صورت کلان و چه جزیی از منظر امنیتی قابلیت فزاینده ای در تحریک قسمت مورد تبعیض قرار داده شده را دارد. رفع فیلترینگ های محدود این قدرت بالقوه را دارد که  قشر کنارگذاشته از این ظرفیت را تحریک نماید و لذا در صفوف مخالفین این طرح قرار گیرند. دولت نیز با استفاده از این اعتراض های اجتماعی به مبسوط ساختن «تشنج کوچک» و تبدیل آن به «جنجال بزرگ» همت می گمارد. با توجه به ید طولای دولت در اتهام زنی به نهادهای انقلابی ِ کشور آینده ی هدفمندی از تبعیض در حالات مختلف ِ بین دانشگاهی، بین دانشجویی و عمومی در سطح جامعه را بیشتر خواهیم دید.

4-  تربیت نیروی رسانه ای بیشتر: وجود فضای محدود برای حضور اقشار دانشجو در فضای سیاسی شده ی یوتیوب و همچنین زنده کردن کالبد بی جان وبلاگ نویسی، خود گواه دیگر اصل اساسی مانیفست اصلاح طلبی یعنی «تربیت نیروی فعال سیاسی – کادرسازی» است. حال بهترین این نیرو به گفته ی یکی از رهبران اصلاح طلبی(خاتمی)، دانشجویان و فضای دانشگاه است. تربیتی که اغلب با تحریک و سپس قشون کشی خیابانی تعریف می گردد. انتخاب و رصد فعالیت ِ دانشجویان فعال در دنیای مجازی به افزایش قدرت بدنه ی جبهه غربگرایی و همچنین پیوند خوردن به دلیل شماره ی یک این گزارش، یکی دیگر از استراتژی های یک بام و دو هوای رفع فیلترینگ است.

شرایط امروزی جامعه باعث آن شده است که هر یک از دو موقعیت  - فیلترینگ و یا رفع آن، مکانیزم تبدیل نیروی بالقوه به بالفعل را عملی سازد. در مورد اول(فیلترینگ) دولت می تواند با اتهام زنی بیشتر به نهادهای انقلابی، متهم اصلی برخی محدودیت های دولتی را بدل به اشخاص و یا هویت های ساختگی خود اما در بدنه ی نهادهای غیرانتخابی کند و در وهله ی دوم(رفع محدود فیلترینگ) نیز با «توانمدسازی چهار وجهی» که در سطرهای فوق به آن اشاره شد، تسهیل کننده ی چهار رمز عبور از جمهوریت و اسلامیت را با کلیدواژه های آگاهی، تحرک، اعتراض و کادرسازی به منصه ی ظهور برساند.

* گزارش از نورالدین حداد


کد خبرنگار : 16