تاریخ : 1396,سه شنبه 25 مهر20:03
کد خبر : 248122 - سرویس خبری : یادداشت

علی نادری

عدالتخواهی هزینه دارد

آیا باید دستگاه قضا را شماتت کرد که چرا جانب آقازاده‌ای فاسد را گرفته ای؟ او شکایت کرده و بدنبال اعاده حیثیتش بوده و دستگاه قضا موظف به پیگیری خواسته او. آیا دستگاه قضا باید این خواسته را نادیده بگیرد؟ این استحکام استدلال و مستندات ماست که می‌تواند در محکمه اثبات کند محق بوده‌ایم، نه انقلابی بودن یا مفسد بودن ما!

خبرنامه دانشجویان ایران: علی نادری*// چهار فعال دانشجویی از رویه و رویکردهای مسئولان استان فارس انتقاد داشته اند، آنرا علنی کرده اند و البته در ضمن این انتقادات نسبت هایی را هم به این مسئولین داده اند، حالا آن مسئولین مورد انتقاد در مقام دفاع از خود برآمده و دادگاهی برای اثبات یا رد ادعای این چهار جوان انقلابی برگزار شده است.

این صورت مساله است، اما سوال اینجاست؟ آیا برگزاری دادگاه برای اثبات یا رد ادعای این جوانان ایرادی دارد؟! آیا چون این جوانان انقلابی، مومن و حزب اللهی هستند نباید به دادگاه بروند؟! یا اینکه چون طرف مقابل مسئول و صاحب منصب است نباید برای اعاده حیثیت خود دست به دامان ساختار قضائی بشود؟! آیا «عدالتخواهان» راضی به تبعیض می شوند؟!

اینکه اتفاقا نشانه پیش رفتن آن مطالبه در مسیر درستش هست. یعنی اگر ادعایی که در نقد فلان مسئول ارشد استانی طرح شده مستند به شواهد غیرقابل کتمان است، که چه بهتر این یعنی پُر شدن دست عدالتخواهان از استدلال محکمه پسند برای جدی کردن مطالبات خود و پیگیری آنها. و اگر خدای ناکرده اظهار نظر مبتنی بوده است بر برخی شنیده های غیر مستند و مغلوط، زمینه ای می شود برای اعاده حیثیت طرف مقابل و جبران ظلمی که در حق او شده است و این هر دو نتیجه یعنی اجرای عدالت.

روی سخن با این چهار جوان انقلابی نیست که آنها نیز نجیبانه همین مسیر را در پیش گرفتند و تلاش کردند در محکمه (که اساسا برای تایید یا رد ادعاها تاسیس و تشکیل می شود) به ادامه مسیر عدالتخواهانه خود بپردازند. روی سخن با اطرافیانی است که شاید دایه مهربانتر از مادر شده اند و از اساس به برگزاری دادگاه اعتراض دارند

مشخصا روی سخن با استاد بزرگوار جناب دکتر سعید زیباکلام است که با انتشار متنی خطاب به رئیس قوه قضائیه، نسبت به اصل «برپایی دادگاه» و نه «نتیجه این دادگاه» اعتراض کرده اند، اعتراضی پر سوز که اصل برگزاری دادگاه را و نه نتیجه دادگاه را «به صلاح شخص آملی لاریجانی، انقلاب و نظام» ندانسته اند. استدلال استاد این است که اولا این جوانان انقلابی هستند و ثانیا طرف مقابل جزء دربار زر و زور تزویر؛ در نتیجه شما خود را سپر بلای آن دربار نکنید. فکر نمی کنم این استدلال مقبولی در هیچ محکمه ای از عالم باشد، برای صرف نظر از حق اعتراض و اعاده حیثیت طرف مقابل، حتی اگر شاکی یهودی باشد و خوانده امیرالمومنین علیه السلام!

کاش استاد راه را به شاگردان در این برهه درست نشان می دادند؛ کاش به جای نامه به رئیس دستگاه قضا برای توقف محاکمه، به شاگردان نامه می نوشتند که شاگردانم! اگر از کسی در مسیر عدالت خواهی انتقادی کردید، آنقدر مستند و مستدل باشد که هیچ ضمیر روشنی نتواند آنرا انکار کند، و هرگاه برای اثبات ادعای خود به محکمه ای فراخوانده شدید، نباید بترسید و نباید انصراف بدهید و نباید پویش راه بیاندازید برای لغو دادگاه، بلکه با افتخار حاضر شوید و برای جماعت بیشتری استدلال خود را اثبات کنید، حتی اگر طرف مقابل شما فاسدترین اشخاص بود. و گرنه چه فرقی است میان عدالتخواهان حقیقی و سیاست بازانی که عدالت را هم به ابزاری برای سیاست بازی خود مبدل کرده اند و این روزها با عربده کشی به «برگزاری» دادگاهشان انتقاد می کنند!؟

سال هاست که بدلیل فعالیت رسانه ای عدالتخواهانه بارها و بارها بزرگترین فاسدان و مفسدان سیاسی و اقتصادی ما را به دادگاه و محکمه فراخوانده اند تا ادعای خود را اثبات کنیم. درست در زمانی که دادگاه مهدی هاشمی در جریان بود، دادگاه دیگری تشکیل شده بود تا به شکایت او از ما رسیدگی کند!

آیا باید دستگاه قضا را شماتت کرد که چرا جانب آقازاده ای فاسد را گرفته ای؟! او شکایت کرده و بدنبال اعاده حیثیتش بوده و دستگاه قضا موظف به پیگیری خواسته او. آیا دستگاه قضا باید این خواسته را نادیده بگیرد؟! این استحکام استدلال و مستندات ماست که می تواند در محکمه اثبات کند محق بوده ایم، نه  انقلابی بودن یا مفسد بودن ما!

حتی می خواهم از این بالاترش را بگویم! ممکن است حتی دادگاه هم در موردی خاص دادگاه نباشد و بشود بی دادگاه! چاره اش چیست؟! قطعا یکی از راه هایش می شود انتقاد رسانه ای و اعتراض اجتماعی و در کنارش پیگیری برای برگزاری دادگاه تجدید نظر!

آیا استاد بزرگوار تبعات ترسیم مسیری با انتهای بن بست برای شاگردان را می دانند؟! آیا نتیجه غلبه فضایی احساسی بر ذهنیت جوان آرمان خواه، بدون اشارت او به عدالت خواهی مستدل، مستند و شجاعانه و پذیرش تبعات ساختاری آن، به پیش برد جریان عدالتخواهی کمک می کند یا به کور شدن این مسیر خواهد انجامید؟!

* مسئول سیاسی اسبق بسیج دانشجویی دانشگاه امام صادق(ع)

یادداشت فوق جهت تبادل دیدگاه‌های مختلف در «خبرنامه دانشجویان ایران» منتشر شده است.


کد خبرنگار : 20