گروه های خبری
آرشیو
  • محمدرضا کردلو
    سلام علیکم! سوءتفاهم شده
    با همه اینها و حتی با همه دعواهایی که گاه در گفت‌وگوهای کم مخاطب با جریان پایداری یا «رجا نیوز»ی‌ها داشت، تلاش نکرد این مساله را به تیتر تبدیل کند. من البته وکیل مدافع امیرخانی نیستم و تحلیل خودم را از فضا می‌گویم. تا ماجرای «رهش» پیش آمد. از من بپرسید می‌گویم همه...
  • علی صدری‌نیا
    «رهش» و دغدغه‌های امیرخانی
    مهمترین نقدی که بعد از خوندن کتاب به ذهنم اومد این بود که این دغدغه و ایراد فقط متوجه تهران نیست؛ مگه بقیه شهرهای کشور، بخصوص شهرهای بزرگمون با قاعده‌ای جداگانه دارن پیش میرن؟ و اصلا بذارید فراتر بریم، مگه مدل توسعه غربی بصورت کلان در دنیا کاری جز این کرده؟
  • «رضا امیرخانی» دغدغه‌اش رو به خوبی و بدون اینکه از قصه بیرون بزنه، تو دل رمان جا داده. همچنین گریزهای نویسنده به کتاب‌های گذشته‌اش کاملاً به‌جا و هیجان‌انگیز هست.
  • نظرات کاربران فضای مجازی در مورد کتاب «رهش»؛
    مثل بقیه کتاب‌های رضاامیرخانی!
    رضا امیرخانی، شخصیت اصلی داستان را خانم میانسالی به نام لیا معرفی کرده که معمار است و به همراه همسرش معمار خود در کار ساخت‌وساز و شهرداری است و فرزندشان مشکل تنفسی دارد و موضوع داستان کشمکش لیا با همسرش پیرامون مساله مدیریت شهری است.
  • محمدرضا شهبازی
    در «رهش» خیلی زود رسیدیم به تهش!
    غرغرهایش تکراری شده؛ پناه بردن به کوه و جنگل و غارش هم تکراری شده؛ تکه‌های روشنفکرانه‌اش به امل‌های مذهبی و حزب اللهی‌ها تکراری شده، نگاه بورژوازده‌اش به همه چیز و نشستن در جایگاه وکیل مدافع بچه‌مایه‌دارها تکراری شده؛ نگاه ارباب رعیتی‌ و از سر دلسوزی‌اش به فقرا و...
  • علی الله سلیمی؛
    شخصیت های داستانی امیرخانی در رمان رهش، بیشتر کارکرد ابزاری دارند تا هویت باورپذیر که برخاسته از بطن جامعه باشند. آنها تیپ های آشنایی در جامعه امروز شهری در تهران هستند که هر کدام نماینده قشری هستند.
  • حظ کردم از کشیدن صف برای خرید ره ش در تهران و قم و مشهد. اما نبود آن‌چه حق و سهم ما بود از کتاب. لعنت به این شهر با همه به‌هم‌ریخته گی هایش و با همه مصیبت‌هایش.
  • یاسر احمدوند؛
    سلوک هنری خالقان «ر‌ه‌ش» و «به وقت شام»
    ابراهیم حاتمی کیا اما به خاستگاه نخست خود بازگشته و پس از گذراندن دوره نسخه‌پیچی و روشنفکری بازگشته و حرف‌هایی را می‌زند که بلد است حرف‌هایی را که باور دارد. قصه‌هایی را روایت می‌کند که قهرمان‌هایش را از نزدیک می‌شناسد با آنها زندگی کرده در واقعیت و خوب می‌تواند در...
  • امیرخانی ادامه داد: این اثر یک رمان معمارانه است و در آن بیشتر دارم به سراغ واکاوی این مساله می‌روم که چه اتفاقی برای شهر در حال رخ دادن است.