خبرنامه دانشجویان ایران: شاه پس از کودتای آمریکایی 28 مرداد 1332 به ملت محروم ایران نوید می داد که تا ده سال دیگر، ایران بهشت موعود خواهد شد که دیگر گرسنه و محتاجی در آن یافت نشود! آنگاه پس از قیام 15 خرداد 1342 که ده سال از آن کودتای سیاه می گذشت، با کمال گستاخی به همدان رفت و در سخنانی مردم ایران را متهم کرد که: "نفری 25 ریال پول گرفته بودند تا در کوچه ها و خیابان ها بروند و زنده باد خمینی بگویند"!
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران» به نظر می رسد، شاه از تحریک افکار توده ها علیه «اسرائیل» احساس نگرانی می کرد لذا با مطرح کردن یک دروغ شاخدار مبنی بر «پول گرفتن یک مسلمان شیعه از یک مسلمان غیر شیعه» خواست به اصطلاح افکار عامه ی مردم را از خطر «اسرائیل» منصرف کند تا با تحریک تعصبات جاهلانه «شیعه و سنی» ملت اسلام را به جان هم بیاندازد.
دروغ پردازی شاه بر کم رنگ کردن قیام مردم در 15 خرداد چه بود؟
شاه با نشر دروغ «هر نفر 25 ریال پول گرفته بودند تا در کوچه ها و خیابان ها بروند و زنده باد خمینی بگویند»، می خواست به ملت ایران وانمود کند که این پول های رسیده، از طرف «جمال عبدالناصر» است که خمینی را وا می دارد که مرتب زنگ خطر را علیه اسرائیل و صهیونیسم به صدا در آورد و ملت ایران را به اتحاد با برادران عرب و مبارزه علیه صهیونیسم و اشغالگران فلسطین فراخواند وگرنه اسرائیل هیچ خطری برای اسلام ندارد!
اینجا بود که دستگاه تبلیغاتی شاه به کار افتاد که مناری که شاه دزدیده بود در چاهی جای دهند؛ اما می توان گفت که از 30 میلیون نفوس ایرانی حتی یک نفر نیز یافت نشد که افسانه «فرستادن پول از طرف عبدالناصر» و «پول گرفتن یک مسلمان شیعه از یک مسلمان غیر شیعه» را باور کرده باشد.
ساواک در گزارش خود به این واقعیت چنین اذعان کرده است:
«در چند روز اخیر موضوعی که اعلیحضرت همایونی در نطق خود در همدان به آن اشاره فرموده که هر نفر 25 ریال گرفته اند و در تظاهرات شرکت کرده اند، بین مردم مورد تنفر و گفتگو و تمسخر قرار گرفته است و همه می گویند: "ببینید چقدر مردم ایران بدبخت شده اند که در پایتخت مملکت، مردم 25 ریال می گیرند و جلوی گلوله می روندو برای چنین مبلغ جزئی خود را به کشتن می دهند.
همه ی مردم روی این مطلب به همین نحو صحبت و اظهار نظر و مسخره می کنند...»
روزنامه های صهیونیستی در فلسطین اشغالی که از خیزش و خروش ملت ایران بر ضد شاه و صهیونیستها نگران شده بودند، با آوردن تحلیل ها و گزارش های دروغین کوشیدند تا این حرکت اسلامی را زیر سوال ببرند.
برخی از این مقالات به شرح زیر است:
روزنامه معاریو، چاپ تل آویو سعی داشت تفرقه افکنی میان شیعه و سنی را پررنگ کرده و شیعیان را مرتجع جلوه دهد؛ این روزنامه در تاریخ 9/6/1963 نوشت:
«متعصبین مذهبی که قصد داشتند با کمک مصر با کمک علیه اصلاحات شاه قیام کنند، مرتجع ترین عنصر جهان اسلام هستند.
شاه ایران، محمد رضا پهلوی در هفته گذشته بر توطئه ای که به نظر می رسید وخیم ترین توطئه علیه حکومت وی در 10 سال اخیر است فائق آمد... مبارزات دائمی میان شیعه و سنی و نیز این حقیقت که شیعیان به صورت اقلیت در عالم اسلام باقی مانده اند باعث شد که این دسته مورد آزار و اذیت تعقیب کنندگان سنی قرار بگیرند و در بسیار موارد نیز به صورت یک نهضت زیر زمینی فعالیت کنند؛ شرایط مزبور باعث شد که پیروان شیعه اطاعت کورکورانه و وفاداری بدون چون و چرایی نسبت به رهبر مذهبی خود داشته باشند و حاضر باشند در راه اجرای اوامر او جان خود را نیز فدا کنند در نتیجه پیروان مذهب شیعه به مرور زمان به صورت مرتجع ترین و متعصب ترین دسته های اسلامی در آیند و با توسعه و تحول جامعه عرب که در نزد آنها به منزله کفر بود به شدت مخالفت کنند...»
روزنامه گل ها عام، ارگان حزب کمونیست اسرائیل نیز سعی کرد مساله منحرف کند و انگیزه قیام را وارونه جلوه دهد؛ این روزنامه در تاریخ 9/6/1963 خود نوشت:
«... نمی توان گفت اصلاحات مزبور، اصلاحات دامنه دار و وسیعی است ولی همیشه عوامل دست راستی تر و مرتجع تر نیز یافت می شوند که با اقداماتی که جهت مترقیانه دارد مخالفت کنند؛ همین ها مسئول خونریزی اخیر تهران و شهرهای دیگر ایران هستند... انگیزه تظاهر کننده های تهران این بود که دولت را وادار سازند از اجرای اصلاحات خودداری کند، لیکن در این امر موفقیتی نخواهند داشت؛ زیرا فشار ملت بر شاه و دولت فوق العاده است و نیز نمی توان چرخ های زمان را به عقب برگردانید؛ خونریزی که از طرف ارتجاع به عمل آمد باعث خواهد شد که مرتجعین بیشتر در انزوا قرار گیرند»
این درحالی بود که شعارها و تظاهرات ملت ایران بر ضد شاه و صهیونیست ها در روز 15 خرداد 42 تا آن پایه بلند و رسا بود که در فلسطین اشغالی و در میان صهیونیست ها نیز به خوبی طنین انداز شد و اشغالگران صهیون، پیام ضد صهیونیستی را در یافت کردند؛ طوری که روزنامه هابوکر چاپ تل آویو در تاریخ 10/6/1963 خود نوشت:
«دیروز هزاران نفر مسلمان شیعه در خیابانهای تهران تظاهرات کرده و قطع هرگونه روابطی با اسرائیل را خواستار شدند؛ تظاهرکنندگان در دسته هایی که هر سال به یادبود نوه حضرت محمد تشکیل می شود بر ضد شاه و اسرائیل شعارهایی دادند.»
این روزنامه در گزارش دیگری با تیتر درشت اعلام کرد:
«تظاهر کنندگان فریاد "شاه یهودی شده" سر دادند؛ کسی که شاهد اغتشاشات اخیر بوده است گزارش می دهد که افراد متعصب فریاد می زدند "شاه اسرائیلی شده" است...»
نکته ای که بر همگان واضح است، اینکه این اتفاقات بی تفاوت با 9 دی 1388 نیست؛ مردم آنجا متهم شدند که«25 ریال» پول گرفتند و جلوی گلوله رفتند؛ اینجا مردم متهم شدند که «کیک و ساندیس» گرفته و به خیابان آمدند.
و نکته مهم تر دیگر این که هر دو قیام جنبه ضد اسرائیلی-صهیونیستی داشت که بوق ها ی تبلیغاتی سعی در وارونه جلوه دادن آن بودند.






0 نظر