خبرنامه دانشجويان ايران: به دنبال اعلام تصويبنامه انجمن هاي ايالتي در جرايد عصر تهران در روز 16 مهر 1341، امام خميني(ره) با شيوه اي ماهرانه،گام به گام به سوي انقلاب فكري و ايجاد تحولي بنيادين در جامعه اسلامي پيش رفت و كوشيد كه با تكيه روي نكته اي حساس، توده ها را به افكار سياسي و انقلابي اسلام آشنا سازد و روي باورهاي ارتجاعي آنها مبني بر «تفكيك دين از سياست»! و «تقبيح دخالت در امور سياسي»! خط بطلان بكشد.
به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجويان ايران»، براي اولين بار در تاريخ مبارزات ايران، از زبان يك رهبر مبارز نام «صهيونيسم» شنيده مي شود و خطر آن بازگو مي گردد؛ اين مبارز كسي نيست جز "روح الله الموسوي الخميني"! تا آن روز ملت ايران حتي بسياري از روشنفكران و نويسندگان، نه تنها كلمه شوم «صهيونيسم» را نشنيده بودند، بلكه در نوشتجات بعضي از نويسندگان ملي-سياسي، گاهي از اشغالگران فلسطين، به عنوان دولت مترقي! و پيشرفته تعريف مي شد!
در آن زمان مردمي كه دخالت در هر گونه امر سياسي را به شدت محكوم مي كردند و به يك پيشواي اسلامي هرگز اجازه سخن گفتن از مساله اي را كه كوچكترين رنگي از سياست داشت نمي دادند، در سايه روشنگري هاي امام خميني(ره) در دوره كوتاه قيام عليه «تصويبنامه» تا آنجا رشد و آگاهي يافتند كه او بتواند براي مردم از مسائل عميق و ريشه اي پرده بردارد.
امام خميني(ره) خطر صهيونيسم را اين گونه هشدار مي دهد:
«اينجانب حسب وظيفه شرعيه، به ملت ايران و مسلمين جهان اعلام خطر مي كنم؛ قرآن كريم و اسلام در معرض خطر است، استقلال مملكت و تمام اقتصاد آن در معرض قبضه ي صهيونيسم است... و مدتي نخواهد گذشت كه با اين سكوت مرگبار مسلمين، تمام اقتصاد اين مملكت را با تائيد عمال خود قبضه مي كنند و ملت مسلمان تا رفع اين خطرها (نه فقط لغو تصويبنامه) نشود، سكوت نمي كنند و اگر كسي سكوت كند در پيشگاه خداوند قاهر، مسئول و در اين عالم محكوم به زوال است...»
دانشجويان دانشگاه تهران با تشكيل ميتينگ بزرگي به قم شتافتند و در صحن مطهر و مسجد اعظم و منازل علماي قم، به تظاهرات دست زدند و پشتيباني خود را از خواسته هاي علماي اسلام اعلام داشتند.
نهضت آزادي ايران نيز با صدور اعلاميه اي از قيام مقدس روحانيت پشتيباني كرد، با اين وجود كوشيد كه نقش روحانيت را در نهضت ها و حركت هاي ضد استعماري و استبدادي پس از دوران مشروطه به زير سوال ببرد و نيم قرن مبارزه پيگير عالمان ديني و پيشوايان مجاهد روحاني مانند: جنبش جنگل و تنگستان، حركت مدرس، خياباني، كاشاني، رويارويي بزرگان روحاني با كودتاي رضاخاني و سلطنت ستم پايه او، جنبش فدائيان اسلام بر ضد رژيم شاه و... را ناديده بگيرد؛ از اين رو در اعلاميه خود آورد كه:
«...اين نداي دسته جمعي علماي اعلام كه پس از سالها مصلحت انديشي و كناره گيري به گوش مي رسد... بسي اميد بخش و مواجه با استقلال شده است... پس از گذشت 56 سال كه روحانيون ايران علمدار انقلاب مشروطيت و رهبر ملت و واضع قانون شدند، مردم مسلمان آزاديخواه با اعجاب و اميد به چنين بازگشت دسته جمعي مي نگرد... [اسناد نهضت آزادي ايران، ج1 چاپ اول، چاپخانه رايكان، سال 1361، ص175]»
با روشنگري هاي امام و تلاش هاي شبانه روزي علماي اسلام نتيجه آن شد تا جايي كه در تاريخ 7 آذر 1341 كه بنا بود فرداي آن روز مردم مسلمان بنا به دعوت علماي تهران در مسجد «سيد عزبزاله» اجتماع كنند تا درباره تصويبنامه ضد اسلامي رژيم تصميم بگيرند، هيات دولت تشكيل جلسه، كه صرفا جنبه مانور و فرماليته داشت، داد و تصويب كرد كه: «تصويبنامه مورخه14/ 7/ 41 قابل اجرا نخواهد بود»





0 نظر